<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن دانشجویی دانشگاه پیام نور - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://pnuforums.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن دانشجویی دانشگاه پیام نور - http://pnuforums.ir]]></description>
		<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 03:44:36 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[اقدام پسندیده خطوط هوایی ترکیه]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11860.html</link>
			<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 01:38:02 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11860.html</guid>
			<description><![CDATA[هواپیمایی ترکیش ایرلاینز در مسیرهای هوایی مرتبط با ایران دست به ابتکار پسندیده ای زده است.<br />
<br />
بنا به گزارش خبرنگار "ما" هواپیمایی ترکیه در مسیر پروازهای خود به مقصد ایران علاوه بر استفاده از زبان های ترکی و انگلیسی به منظور راحتی بیشتر مسافرین ایرانی خود از زبان فارسی نیز استفاده می کند.<br />
<br />
این در حالی است که اغلب خطوط هوایی دنیا از 2 زبان انگلیسی و زبان محلی کشور خود استفاده می نمایند.<br />
<br />
بنابراین گزارش هر چند اقدام خطوط هوایی ترکیه به منظور جلب نظر بیشتر مسافرین ایرانی و افزایش میزان درآمد خود می تواند تفسیر گردد، با این وجود نمی توان اراده مثبت سیاسی مسؤولان دولت ترکیه در پشت این اقدام را نادیده گرفت.<br />
<br />
گفتنی است دولت ترکیه اخیراً نسبت به حذف ایران از لیست کشورهای تهدید کننده نیز اقدام کرده بود.<br />
<br />
شایان ذکر است روابط ایران و ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو در حوزه های سیاسی و اقتصادی به نحو چشمگیری ارتقاء پیدا کرده است<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.0.loox2music.com/ftopicp-2165.html#2165" target="_blank">منبع</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هواپیمایی ترکیش ایرلاینز در مسیرهای هوایی مرتبط با ایران دست به ابتکار پسندیده ای زده است.<br />
<br />
بنا به گزارش خبرنگار "ما" هواپیمایی ترکیه در مسیر پروازهای خود به مقصد ایران علاوه بر استفاده از زبان های ترکی و انگلیسی به منظور راحتی بیشتر مسافرین ایرانی خود از زبان فارسی نیز استفاده می کند.<br />
<br />
این در حالی است که اغلب خطوط هوایی دنیا از 2 زبان انگلیسی و زبان محلی کشور خود استفاده می نمایند.<br />
<br />
بنابراین گزارش هر چند اقدام خطوط هوایی ترکیه به منظور جلب نظر بیشتر مسافرین ایرانی و افزایش میزان درآمد خود می تواند تفسیر گردد، با این وجود نمی توان اراده مثبت سیاسی مسؤولان دولت ترکیه در پشت این اقدام را نادیده گرفت.<br />
<br />
گفتنی است دولت ترکیه اخیراً نسبت به حذف ایران از لیست کشورهای تهدید کننده نیز اقدام کرده بود.<br />
<br />
شایان ذکر است روابط ایران و ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو در حوزه های سیاسی و اقتصادی به نحو چشمگیری ارتقاء پیدا کرده است<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.0.loox2music.com/ftopicp-2165.html#2165" target="_blank">منبع</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نوع خنده تعیین کننده طول عمر افرا]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11859.html</link>
			<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 01:34:48 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11859.html</guid>
			<description><![CDATA[پژوهشگران اخیرا از این مسئله که خندیدن و طول عمر با هم در ارتباط هستند فراتر رفته و به این نتیجه رسیده اند که نوع خنده در هر فرد با افزایش طول عمر وی رابطه مستقیم دارد.<br />
<br />
به گزارش مجله علوم روانی (psychological science)، پژوهشگران با بررسی تصاویر مربوط به ۲۳۰ ورزشکار مشهور که هم اکنون در قید حیات نیستند نحوه خندیدن این افراد را به سه بخش لبخندهای جزئی (کوچک)، خندیدن میانه (متوسط) و قهقهه (در هنگام خندیدن) تقسیم کرده اند.<br />
<br />
بنابر نتایج این پژوهش کسانی که در زمره سومین گروه قرار گرفته اند از دو گروه دیگر بیشتر عمر کرده اند.<br />
<br />
بر اساس این پژوهش، میانگین طول عمر افراد دارای خنده های کوچک تنها به ۴۵ سال رسیده است. در حالی که این میانگین در افراد دارای خنده های متوسط ۷۲٫۵ سال و در گروه قهقهه زنان به ۷۹٫۹ سال (نزدیک به دو برابر گروه اول) رسیده است.<br />
<br />
پس توصیه پژوهشگران جدی را گرفته و تا می توانید بیشتر و بیشتر بخندید<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.0.loox2music.com/ftopicp-2164.html#2164" target="_blank">منبع</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پژوهشگران اخیرا از این مسئله که خندیدن و طول عمر با هم در ارتباط هستند فراتر رفته و به این نتیجه رسیده اند که نوع خنده در هر فرد با افزایش طول عمر وی رابطه مستقیم دارد.<br />
<br />
به گزارش مجله علوم روانی (psychological science)، پژوهشگران با بررسی تصاویر مربوط به ۲۳۰ ورزشکار مشهور که هم اکنون در قید حیات نیستند نحوه خندیدن این افراد را به سه بخش لبخندهای جزئی (کوچک)، خندیدن میانه (متوسط) و قهقهه (در هنگام خندیدن) تقسیم کرده اند.<br />
<br />
بنابر نتایج این پژوهش کسانی که در زمره سومین گروه قرار گرفته اند از دو گروه دیگر بیشتر عمر کرده اند.<br />
<br />
بر اساس این پژوهش، میانگین طول عمر افراد دارای خنده های کوچک تنها به ۴۵ سال رسیده است. در حالی که این میانگین در افراد دارای خنده های متوسط ۷۲٫۵ سال و در گروه قهقهه زنان به ۷۹٫۹ سال (نزدیک به دو برابر گروه اول) رسیده است.<br />
<br />
پس توصیه پژوهشگران جدی را گرفته و تا می توانید بیشتر و بیشتر بخندید<br />
<br />
<br />
<a href="http://www.0.loox2music.com/ftopicp-2164.html#2164" target="_blank">منبع</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[answering]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11858.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 21:17:37 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11858.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://tehranpic.net/images/ip0tcy4lex9d2lunw5j0.jpg" border="0" alt="[تصویر: ip0tcy4lex9d2lunw5j0.jpg&#93;" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://tehranpic.net/images/ip0tcy4lex9d2lunw5j0.jpg" border="0" alt="[تصویر: ip0tcy4lex9d2lunw5j0.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکــس هــایی از آمریکای جنوبی]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11857.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 21:10:38 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11857.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://aks98.com/images/5k56ft3qr9azu3y7ar30.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5k56ft3qr9azu3y7ar30.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://aks98.com/images/hz0gqpsesgg7lioe79r.jpg" border="0" alt="[تصویر: hz0gqpsesgg7lioe79r.jpg&#93;" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://aks98.com/images/5k56ft3qr9azu3y7ar30.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5k56ft3qr9azu3y7ar30.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://aks98.com/images/hz0gqpsesgg7lioe79r.jpg" border="0" alt="[تصویر: hz0gqpsesgg7lioe79r.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دیدنیهای امروز جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11856.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 20:04:46 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11856.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">فوران آتشفشان کارو در اندونزی. ترس از آتشفشان هزاران نفر از ساکنان بومی منطقه را فراری داده است<br />
<br />
<img src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/6/9/147950_283.jpg" border="0" alt="[تصویر: 147950_283.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/6/9/147951_200.jpg" border="0" alt="[تصویر: 147951_200.jpg&#93;" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">فوران آتشفشان کارو در اندونزی. ترس از آتشفشان هزاران نفر از ساکنان بومی منطقه را فراری داده است<br />
<br />
<img src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/6/9/147950_283.jpg" border="0" alt="[تصویر: 147950_283.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/6/9/147951_200.jpg" border="0" alt="[تصویر: 147951_200.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوست خوب چقدر می تونه مهم باشه]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11855.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 18:36:21 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11855.html</guid>
			<description><![CDATA[دوست<br />
<br />
<br />
يکي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم که يکي از بچه هاي کلاس را ديدم. اسمش مارک بود و انگار همه‌ي کتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: کي اين همه کتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است! من براي آخر هفته ام برنامه‌ ريزي کرده بودم. (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يکي از همکلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌ همينطور که مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم که به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. کتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاکها افتاد. عينکش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را که بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش کشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليکه به دنبال عينکش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشک در چشمهاش ديدم. همينطور که عينکش را به دستش مي‌دادم، گفتم: اين بچه ها يه مشت آشغالن! او به من نگاهي کرد و گفت: هي ، متشکرم! و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي که سرشار از سپاسگزاري قلبي بود. من کمکش کردم که بلند شود و ازش پرسيدم کجا زندگي مي کنه؟ معلوم شد که او هم نزديک خانه‌ي ما زندگي مي کند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟ او گفت که قبلا به يک مدرسه‌ي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين کسي آشنا نشده بودم. ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از کتابهايش را برايش آوردم. او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي کند؟ و او جواب مثبت داد. ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارک را مي شناختم، بيشتر از او خوشم مي‌آمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند. صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارک را با حجم انبوهي از کتابها ديدم. به او گفتم: پسر تو واقعا بعد از مدت کوتاهي عضلات قوي پيدا مي کني،‌با اين همه کتابي که با خودت اين طرف و آن طرف مي بري! مارک خنديد و نصف کتابها را در دستان من گذاشت. در چهار سال بعد، من و مارک بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فکر دانشکده افتاديم. مارک تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوک. من مي دانستم که هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست کيلومترها فاصله بين ما باشد. او تصميم داشت دکتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم. مارک کسي بود که قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت کند. من خوشحال بودم که مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت کنم. من مارک را ديدم. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله کساني به شمار مي آمد که توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا کنند. حتي عينک زدنش هم به او مي آمد. همه‌ي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي کردم! امروز يکي از اون روزها بود. من ميديم که براي سخنراني اش کمي عصبي است. بنابراين دست محکمي به پشتش زدم و گفتم: هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود! او با يکي از اون نگاه هايش به من نگاه کرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: مرسي. گلويش را صاف کرد و صحبتش را اينطوري شروع کرد: فارغ التحصيلي زمان سپاس از کساني است که به شما کمک کرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يک مربي ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان... من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست کسي بودن، بهترين هديه اي است که شما مي توانيد به کسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف کنم. من به دوستم با ناباوري نگاه مي کردم، در حاليکه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي کرد. به آرامي گفت که در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بکشد. او گفت که چگونه کمد مدرسه اش را خالي کرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد. مارک نگاه سختي به من کرد و لبخند کوچکي بر لبانش ظاهر شد. او ادامه داد: خوشبختانه، من نجات پيدا کردم. دوستم مرا از انجام اين کار غير قابل بحث، باز داشت. من به همهمه‌ اي که در بين جمعيت پراکنده شد گوش مي دادم، در حاليکه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد. پدر و مادرش را ديدم که به من نگاه مي کردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس. من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درک نکرده بودم. هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست کم نگيريد. با يک رفتار کوچک، شما مي توانيد زندگي يک نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوست<br />
<br />
<br />
يکي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم که يکي از بچه هاي کلاس را ديدم. اسمش مارک بود و انگار همه‌ي کتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: کي اين همه کتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است! من براي آخر هفته ام برنامه‌ ريزي کرده بودم. (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يکي از همکلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌ همينطور که مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم که به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. کتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاکها افتاد. عينکش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را که بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش کشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليکه به دنبال عينکش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشک در چشمهاش ديدم. همينطور که عينکش را به دستش مي‌دادم، گفتم: اين بچه ها يه مشت آشغالن! او به من نگاهي کرد و گفت: هي ، متشکرم! و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي که سرشار از سپاسگزاري قلبي بود. من کمکش کردم که بلند شود و ازش پرسيدم کجا زندگي مي کنه؟ معلوم شد که او هم نزديک خانه‌ي ما زندگي مي کند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟ او گفت که قبلا به يک مدرسه‌ي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين کسي آشنا نشده بودم. ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از کتابهايش را برايش آوردم. او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي کند؟ و او جواب مثبت داد. ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارک را مي شناختم، بيشتر از او خوشم مي‌آمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند. صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارک را با حجم انبوهي از کتابها ديدم. به او گفتم: پسر تو واقعا بعد از مدت کوتاهي عضلات قوي پيدا مي کني،‌با اين همه کتابي که با خودت اين طرف و آن طرف مي بري! مارک خنديد و نصف کتابها را در دستان من گذاشت. در چهار سال بعد، من و مارک بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فکر دانشکده افتاديم. مارک تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوک. من مي دانستم که هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست کيلومترها فاصله بين ما باشد. او تصميم داشت دکتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم. مارک کسي بود که قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت کند. من خوشحال بودم که مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت کنم. من مارک را ديدم. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله کساني به شمار مي آمد که توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا کنند. حتي عينک زدنش هم به او مي آمد. همه‌ي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي کردم! امروز يکي از اون روزها بود. من ميديم که براي سخنراني اش کمي عصبي است. بنابراين دست محکمي به پشتش زدم و گفتم: هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود! او با يکي از اون نگاه هايش به من نگاه کرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: مرسي. گلويش را صاف کرد و صحبتش را اينطوري شروع کرد: فارغ التحصيلي زمان سپاس از کساني است که به شما کمک کرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يک مربي ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان... من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست کسي بودن، بهترين هديه اي است که شما مي توانيد به کسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف کنم. من به دوستم با ناباوري نگاه مي کردم، در حاليکه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي کرد. به آرامي گفت که در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بکشد. او گفت که چگونه کمد مدرسه اش را خالي کرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد. مارک نگاه سختي به من کرد و لبخند کوچکي بر لبانش ظاهر شد. او ادامه داد: خوشبختانه، من نجات پيدا کردم. دوستم مرا از انجام اين کار غير قابل بحث، باز داشت. من به همهمه‌ اي که در بين جمعيت پراکنده شد گوش مي دادم، در حاليکه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد. پدر و مادرش را ديدم که به من نگاه مي کردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس. من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درک نکرده بودم. هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست کم نگيريد. با يک رفتار کوچک، شما مي توانيد زندگي يک نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اردوی  مشهد مقدس]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11853.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 15:42:39 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11853.html</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.basij-pardis.com" target="_blank"><div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور پردیس برگزار میکند:<br />
اردوی آموزشی- زیارتی مشهد مقدس<br />
کسب اطلاعات بیشتر<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;">www.basij-pardis.com</span></span></span></div></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.basij-pardis.com" target="_blank"><div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور پردیس برگزار میکند:<br />
اردوی آموزشی- زیارتی مشهد مقدس<br />
کسب اطلاعات بیشتر<br />
<span style="color: #FF0000;"><span style="font-size: large;">www.basij-pardis.com</span></span></span></div></a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شنا در خطرناکترین جا]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11852.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 14:52:08 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11852.html</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://tehranpic.net/images/bpepyoy6w8rarjdw9sp.jpg" border="0" alt="[تصویر: bpepyoy6w8rarjdw9sp.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/eosh5dt0qc3e69tioz9e.jpg" border="0" alt="[تصویر: eosh5dt0qc3e69tioz9e.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/96cgh130aqlmsyzb9f7.jpg" border="0" alt="[تصویر: 96cgh130aqlmsyzb9f7.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/goqfs2ezb63bpnovjunr.jpg" border="0" alt="[تصویر: goqfs2ezb63bpnovjunr.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://tehranpic.net/images/bpepyoy6w8rarjdw9sp.jpg" border="0" alt="[تصویر: bpepyoy6w8rarjdw9sp.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/eosh5dt0qc3e69tioz9e.jpg" border="0" alt="[تصویر: eosh5dt0qc3e69tioz9e.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/96cgh130aqlmsyzb9f7.jpg" border="0" alt="[تصویر: 96cgh130aqlmsyzb9f7.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/goqfs2ezb63bpnovjunr.jpg" border="0" alt="[تصویر: goqfs2ezb63bpnovjunr.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زیباترین جاده های جهان]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11850.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 14:21:30 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11850.html</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://tehranpic.net/images/jxi0eu3qkzj8z5yav2jv.jpg" border="0" alt="[تصویر: jxi0eu3qkzj8z5yav2jv.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/yo248h05cz4ctf9d2y2.jpg" border="0" alt="[تصویر: yo248h05cz4ctf9d2y2.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/v80uftetzzb24ryjl3ia.jpg" border="0" alt="[تصویر: v80uftetzzb24ryjl3ia.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/tcz5t3s1lx8o3eeogzb.jpg" border="0" alt="[تصویر: tcz5t3s1lx8o3eeogzb.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://tehranpic.net/images/jxi0eu3qkzj8z5yav2jv.jpg" border="0" alt="[تصویر: jxi0eu3qkzj8z5yav2jv.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/yo248h05cz4ctf9d2y2.jpg" border="0" alt="[تصویر: yo248h05cz4ctf9d2y2.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/v80uftetzzb24ryjl3ia.jpg" border="0" alt="[تصویر: v80uftetzzb24ryjl3ia.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://tehranpic.net/images/tcz5t3s1lx8o3eeogzb.jpg" border="0" alt="[تصویر: tcz5t3s1lx8o3eeogzb.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[این عکسها از کتاب چگونه یک مرد کامل باشیم برداشته شده است]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11849.html</link>
			<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 04:52:25 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11849.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/1.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/3.jpg" border="0" alt="[تصویر: 3.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/4.jpg" border="0" alt="[تصویر: 4.jpg&#93;" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/5.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5.jpg&#93;" /><br />
<br />
  این ها هم خانم هائی هستند که در انتظار چنین همسرانی بودند <img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/khande2.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="khandeeeeeeee" title="khandeeeeeeee" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/1116-.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="matarsaaaak" title="matarsaaaak" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/loudlaff.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Loudlaff" title="Loudlaff" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/baribari.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Baribari" title="Baribari" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/6.jpg" border="0" alt="[تصویر: 6.jpg&#93;" /></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/1.jpg" border="0" alt="[تصویر: 1.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/2.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/3.jpg" border="0" alt="[تصویر: 3.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/4.jpg" border="0" alt="[تصویر: 4.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/5.jpg" border="0" alt="[تصویر: 5.jpg]" /><br />
<br />
  این ها هم خانم هائی هستند که در انتظار چنین همسرانی بودند <img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/khande2.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="khandeeeeeeee" title="khandeeeeeeee" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/1116-.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="matarsaaaak" title="matarsaaaak" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/loudlaff.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Loudlaff" title="Loudlaff" /><img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/baribari.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Baribari" title="Baribari" /><br />
<br />
<img src="http://redlink1.com/group-files/madrese-890430/6.jpg" border="0" alt="[تصویر: 6.jpg]" /></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مطالبی جالب از زندگینامه آلبرت انشتین]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11848.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 22:43:38 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11848.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://www.irfreeup.com/images/ylgmijfox8kfhwyw44o.jpg" border="0" alt="[تصویر: ylgmijfox8kfhwyw44o.jpg&#93;" /></div>
<br />
<span style="font-size: medium;">- تولد :در تاریخ ۲۴ اسفند سال ۱۲۵۸ هجری شمسی ,در شهر اولم آلمان Ulm<br />
- نام پدر: هرمان انشتین (۱۲۲۶-۱۲۸۱ ه. ش/وی ۵۵ سال روی این سیاره زیست)<br />
- نام مادر: پائولین کخ (۱۲۳۷-۱۲۹۹ه.ش/وی ۶۳ سال روی این سیاره زیست.)<br />
<br />
- مادر انشتین ۱۱ سال از شوهرش هرمان جوانتر بود و آلبرت هنگامیکه پدرش ۳۲ ساله و مادرش ۲۱ ساله بود بدنیا آمد.<br />
- هرمان یک مهندس برق بود که البته در کارهای اقتصادی زیاد وارد نبود.<br />
- پائولین هم خانه دار بود و گهگاهی ویولن ی تدریس می کرد.۱۲۵۹ : در یک سالگی، انشتین به همراه خانواده به مونیخ هجرت کرد.<br />
۱۲۶۰: در دو سالگی، خواهرش ماجا (ماریا – مریم) بدنیا آمد. (او در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی در سن ۷۰ سالگی از دنیا رفت.)<br />
۱۲۶۷ : به مدرسه ی لوئیت پولد مونیخ وارد شد. (در سن ۹ سالگی)<br />
۱۲۷۳: در حالی که انشتین ۱۵ ساله دانش آموز کلاس ششم بود، خانواده اش به ایتالیا هجرت کردند و انشتین در مدرسه ی شبانه روزی لوئیت پولد ماند.<br />
۱۲۷۴ : انشتین ۱۶ ساله به خانواده اش در پاویا ملحق شد و سپس به مدرسه ی کانتونال در شهر آرا واقع در سوئیس رفت.<br />
۱۲۷۵: تابعیت آلمانی اش را رسما انکار کرد. و تابعیت سوئیس را پذیرفت. در هفده سالگی از مدرسه ی شهر آرا دیپلم گرفت و سپس در مرکز صنعتی فدرال ETH در شهر زوریخ در رشته ی ریاضی و فیزیک ثبت نام کرد.<br />
۱۲۷۹: پس از چهار سال در سن ۲۱ سالگی از مرکز صنعتی فدرال ETH فارغ التحصیل شد و دیپلما گرفت.<br />
۱۲۸۰: در سن ۲۲ سالگی شهروند سوئیس شد.<br />
۱۲۸۱: در سن ۲۳ سالگی در مؤسسه ای که امتیاز ثبت اختراعات را ارائه می کرد در شهر برن، استخدام شد. در این سال پدرش در سن ۵۴ سالگی درگذشت.<br />
۱۲۸۲: در سن ۲۴ سالگی با میلوا ماریک (۱۲۵۴-۱۳۲۳/ وی ۶۹ سال در این سیاره زندگی کرد) – که ۴ سال بزرگتر از انشتین بود- ازدواج کرد. در آن زمان میلوا دختری ۲۸ ساله بود. آنها دو پسر داشتند. هانس آلبرت (۱۲۸۳-۱۳۵۲/ وی ۶۹ سال روی این سیاره زیست) که مهندسی مکانیک شاخه ی هیدرولوژی خواند و در کارش موفق بود. و ادوارد (۱۲۸۹-۱۳۴۴/وی ۵۵ سال روی این سیاره زیست) و دچار بیماری شیزوفرنی علاج ناپذیری بود. آنها یک دختر هم داشتند بنام لیزرل (۱۲۸۱-نامعلوم؟) که قبل از ازدواج آنها از مادر و پدر دیگری بدنیا آمده بود و آنها او را به فرزند خواندگی قبول کردند. سرنوشت او نا معلوم است.<br />
۱۲۸۴: در سن ۲۶ سالگی، در مجله ی Annalen der Physik آلمان مقاله ی مربوط به کوانتومهای نور و اثر فوتوالکتریک، مقاله ی مربوط به حرکت براونی ذرات در نظریه ی اتمی ، مقاله ی نسبیت خاص، مقاله ی همسانی انرژی و جرم، مقاله ی نظریه ی کوانتومی برای مواد حالت جامد در رابطه با گرمای ویژه و مقاله ی اصول نسبیت عام که اذعان می کرد که گرانش همانند شتاب است، را بچاپ رساند.<br />
۱۲۸۸: در سن ۳۰ سالگی، در دانشگاه زوریخ دانشیار شد. کارهای بیشتری روی نظریه ی کوانتومی کرد.<br />
۱۲۹۰: در سن ۳۲ سالگی، در دانشگاه کارل – فردیناند در شهر پراگ استاد کامل شد. خمیدگی نور در نور ستاره ها را هنگام خورگرفت (خورشید گرفتگی) پیش نیبنی کرد. (هرچند که مقداری که پیش بینی کرد غلط بود.)<br />
۱۲۹۱: در سن ۳۳ سالگی، در ETH (مرکز صنعتی فدرال/ یعنی همانجایی که چهار سال درس خوانده بود و دیپلما گرفته بود) استاد کامل شد.<br />
۱۲۹۳: در سن ۳۵ سالگی، در دانشگاه برلین استا کامل شد. میلوا و فرزندانش را ترک کرد. این هنگامی بود که جنگ جهانی اول شروع شد.<br />
۱۲۹۴: در سن ۳۶ سالگی، ”بیانیه ای به اروپائیان“ را با دیگران هم امضا شد که طبق آن خود را از نظامیگری آلمان جدا می دانست. مقاله ی معادلات نسبیت عام را بچاپ رساند.<br />
۱۲۹۵: در سن ۳۷ سالگی، کتابی در رابطه با نسبیت عام بچاپ رساند. رئیس انجمن فیزیک آلمان شد. تکانه ی کوانتاهای نور را محاسبه کرد که در سال ۱۲۹۶ مقاله ای با همین عنوان در رابطه با شبیه سازی گذار اتمی بچاپ رساند.<br />
۱۲۹۶: در سن ۳۸ سالگی، مدیر مرکز قیصر- ویلهلم آلمان شد، (مؤسسه ای که تحقیقات آلمان را حمایت می کند.) مقاله ی معادلات کیهانشناسی با ثابت کیهانی را بچاپ رساند وانبساط جهان را از معادلات فوق استخراج کرد.<br />
۱۲۹۷: هنگامی که ۳۹ سال داشت، پایان جنگ جهانی اول و انقلاب در آلمان.<br />
۱۲۹۸: در ۴۰ سالگی، از میلوا طلاق گرفت و با الزا انشتین لووتنتال(دختر خاله اش) (۱۲۵۵-۱۳۱۵/که ۶۰ سال روی این سیاره زندگی کرد) هنگامی که او ۴۳ سال داشت، ازدواج کرد. الزا از شوهر سابقش دو دختر داشت. الیزه (۱۲۷۶-۱۳۱۳/که۳۷ سال روی این سیاره زندگی کرد) و مارگوت (۱۲۷۸-۱۳۶۵/که ۷۷ سال روی این سیاره زندگی کرد). هنگام ازدواج مادر این دو دختر با انشتین آنها به ترتیب ۲۲ ساله و ۲۰ ساله بودند. بنابر قانون این دو دختر فامیلی انشتین را پس از ازدواج اخذ کردند. در این سال خمیدگی نوری در یک خور گرفت (خورشیدگرفتگی) مشاهده شد.<br />
۱۲۹۹: همزمان با ۴۱ سالگی، اذهان عمومی، با تحریک ضد یهودها، به نظریه ی نسبیت عام و انشتین تاختند. در این سال مادرش در سن ۶۳ سالگی در گذشت.<br />
۱۳۰۰: در۴۲ سالگی، اولین دیدارش از آمریکا.<br />
۱۳۰۱: در ۴۳ سالگی، کار بر روی نظریه ی میدانهای واحد. دیدار از کشورهای خاور دور. برنده ی جایزه ی نوبل در فیزیک ”به پاس خدمات در فیزیک نظری و بویژه کشف قانونمندی اثر فوتو الکتریک.“<br />
۱۳۰۳: در ۴۵ سالگی، افتتاح مرکز انشتین در برج انشتین در پوتزدام. چاپ مقاله ی نظریه ی بوز- انشتین (بوز فیزیکدان هندیست) در باب افت و خیزهای آماری.<br />
۱۳۰۶: در سن ۴۸ سالگی، آغاز بحث با نیلس بور (فیزیکدان اتریشی) در باب تفسیر نظریه ی کوانتومی، در پنجاهمین همایش سالوی.<br />
۱۳۰۸: در سن ۵۰ سالگی، مقاله ای برای اذهان عمومی در رابطه با وحدت نظریه ی میدان گرانشی و میدان الکترومغناطیسی بچاپ رساند.<br />
۱۳۰۹: در سن ۵۱ سالگی، دیدارش گشترده ای از آمریکا بخصوص در مرکز صنعتی کالیفرنیا داشت.<br />
۱۳۱۱: در سن ۵۳ سالگی، بعنوان استاد کامل در مرکز تحقیقات مطالعات پیشرفته ی پرینستون انتخاب شد. با رعایت این مسأله که بعنوان استاد نیمه وقت در دانشگاه برلین هم باشد.<br />
۱۳۱۲: در سن ۵۴ سالگی، نازیها در آلمان بر سر قدرت آمدند. انشتین ابتدا به انگلستان رفت و سپس از آنجا به آمریکا رفته و مقیم آمریکا شد.<br />
۱۳۱۳: دختر اول الزا بنام الیزه انشتین درگذشت. در این سال انشتین ۵۵ ساله بود.<br />
۱۳۱۴: در سن ۵۶ سالگی، چاپ مقاله ای بزبان انگلیسی تحت عنوان: ”آیا توصیف مکانیک کوانتومی از حقیقت واقعی می تواند کامل باشد؟“ بهمراه ب. پوذولسکی و نیلس بور که بحث بی انتهایی را روی تفسیر کوانتوم بوجود آورد.<br />
۱۳۱۵: در سن ۵۷ سالگی، مرگ همسرش الزا.<br />
۱۳۱۸: در سن ۶۰ سالگی، وقوع جنگ جهانی دوم. انشتین نامه ای به ریاست جمهوری آمریکا، روزولت، نوشت از احتمال ساخت بمب اتمی او را آگاه کرد.<br />
۱۳۱۹: در سن ۶۱ سالگی، تابعیت آمریکا را پذیرفت ولی تابعیت سوئیس را از دست نداد.<br />
۱۳۲۳: همسر اول انشتین، میلوا ماریک در ۶۹ سالگی گذشت. در این زمان انشتین ۶۵ ساله بود.<br />
۱۳۲۴: در سن ۶۶ سالگی، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی. پایان جنگ جهانی دوم.<br />
۱۳۲۵: در سن ۶۷ سالگی، بعنوان سرگروه کمیته ی فوری دانشمندان اتمی خدمت کرد.<br />
۱۳۲۷: در سن ۶۹ سالگی، چاپ مقاله ی: ”تعمیم نسبیت عام“ بعنوان یک نمونه از تلاشها برای دست یابی به دیدگاه ریاضی جهانشمول برای نظریه ی میدانها.<br />
۱۳۳۰: در سن ۷۲ سالگی، خواهر انشتین در سن ۷۰ سالگی در گذشت.<br />
۱۳۳۱: در سن ۷۳ سالگی، ریاست جمهوری به او پیشنهاد شد ولی او نپذیرفت.<br />
۱۳۳۴: در ۳۰ فروردین ۱۳۳۴ در سن ۷۶ سالگی در بیمارستانی در شهر پرینستون بر اثر تصلب شرائین در گذشت.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;"><img src="http://www.irfreeup.com/images/ylgmijfox8kfhwyw44o.jpg" border="0" alt="[تصویر: ylgmijfox8kfhwyw44o.jpg]" /></div>
<br />
<span style="font-size: medium;">- تولد :در تاریخ ۲۴ اسفند سال ۱۲۵۸ هجری شمسی ,در شهر اولم آلمان Ulm<br />
- نام پدر: هرمان انشتین (۱۲۲۶-۱۲۸۱ ه. ش/وی ۵۵ سال روی این سیاره زیست)<br />
- نام مادر: پائولین کخ (۱۲۳۷-۱۲۹۹ه.ش/وی ۶۳ سال روی این سیاره زیست.)<br />
<br />
- مادر انشتین ۱۱ سال از شوهرش هرمان جوانتر بود و آلبرت هنگامیکه پدرش ۳۲ ساله و مادرش ۲۱ ساله بود بدنیا آمد.<br />
- هرمان یک مهندس برق بود که البته در کارهای اقتصادی زیاد وارد نبود.<br />
- پائولین هم خانه دار بود و گهگاهی ویولن ی تدریس می کرد.۱۲۵۹ : در یک سالگی، انشتین به همراه خانواده به مونیخ هجرت کرد.<br />
۱۲۶۰: در دو سالگی، خواهرش ماجا (ماریا – مریم) بدنیا آمد. (او در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی در سن ۷۰ سالگی از دنیا رفت.)<br />
۱۲۶۷ : به مدرسه ی لوئیت پولد مونیخ وارد شد. (در سن ۹ سالگی)<br />
۱۲۷۳: در حالی که انشتین ۱۵ ساله دانش آموز کلاس ششم بود، خانواده اش به ایتالیا هجرت کردند و انشتین در مدرسه ی شبانه روزی لوئیت پولد ماند.<br />
۱۲۷۴ : انشتین ۱۶ ساله به خانواده اش در پاویا ملحق شد و سپس به مدرسه ی کانتونال در شهر آرا واقع در سوئیس رفت.<br />
۱۲۷۵: تابعیت آلمانی اش را رسما انکار کرد. و تابعیت سوئیس را پذیرفت. در هفده سالگی از مدرسه ی شهر آرا دیپلم گرفت و سپس در مرکز صنعتی فدرال ETH در شهر زوریخ در رشته ی ریاضی و فیزیک ثبت نام کرد.<br />
۱۲۷۹: پس از چهار سال در سن ۲۱ سالگی از مرکز صنعتی فدرال ETH فارغ التحصیل شد و دیپلما گرفت.<br />
۱۲۸۰: در سن ۲۲ سالگی شهروند سوئیس شد.<br />
۱۲۸۱: در سن ۲۳ سالگی در مؤسسه ای که امتیاز ثبت اختراعات را ارائه می کرد در شهر برن، استخدام شد. در این سال پدرش در سن ۵۴ سالگی درگذشت.<br />
۱۲۸۲: در سن ۲۴ سالگی با میلوا ماریک (۱۲۵۴-۱۳۲۳/ وی ۶۹ سال در این سیاره زندگی کرد) – که ۴ سال بزرگتر از انشتین بود- ازدواج کرد. در آن زمان میلوا دختری ۲۸ ساله بود. آنها دو پسر داشتند. هانس آلبرت (۱۲۸۳-۱۳۵۲/ وی ۶۹ سال روی این سیاره زیست) که مهندسی مکانیک شاخه ی هیدرولوژی خواند و در کارش موفق بود. و ادوارد (۱۲۸۹-۱۳۴۴/وی ۵۵ سال روی این سیاره زیست) و دچار بیماری شیزوفرنی علاج ناپذیری بود. آنها یک دختر هم داشتند بنام لیزرل (۱۲۸۱-نامعلوم؟) که قبل از ازدواج آنها از مادر و پدر دیگری بدنیا آمده بود و آنها او را به فرزند خواندگی قبول کردند. سرنوشت او نا معلوم است.<br />
۱۲۸۴: در سن ۲۶ سالگی، در مجله ی Annalen der Physik آلمان مقاله ی مربوط به کوانتومهای نور و اثر فوتوالکتریک، مقاله ی مربوط به حرکت براونی ذرات در نظریه ی اتمی ، مقاله ی نسبیت خاص، مقاله ی همسانی انرژی و جرم، مقاله ی نظریه ی کوانتومی برای مواد حالت جامد در رابطه با گرمای ویژه و مقاله ی اصول نسبیت عام که اذعان می کرد که گرانش همانند شتاب است، را بچاپ رساند.<br />
۱۲۸۸: در سن ۳۰ سالگی، در دانشگاه زوریخ دانشیار شد. کارهای بیشتری روی نظریه ی کوانتومی کرد.<br />
۱۲۹۰: در سن ۳۲ سالگی، در دانشگاه کارل – فردیناند در شهر پراگ استاد کامل شد. خمیدگی نور در نور ستاره ها را هنگام خورگرفت (خورشید گرفتگی) پیش نیبنی کرد. (هرچند که مقداری که پیش بینی کرد غلط بود.)<br />
۱۲۹۱: در سن ۳۳ سالگی، در ETH (مرکز صنعتی فدرال/ یعنی همانجایی که چهار سال درس خوانده بود و دیپلما گرفته بود) استاد کامل شد.<br />
۱۲۹۳: در سن ۳۵ سالگی، در دانشگاه برلین استا کامل شد. میلوا و فرزندانش را ترک کرد. این هنگامی بود که جنگ جهانی اول شروع شد.<br />
۱۲۹۴: در سن ۳۶ سالگی، ”بیانیه ای به اروپائیان“ را با دیگران هم امضا شد که طبق آن خود را از نظامیگری آلمان جدا می دانست. مقاله ی معادلات نسبیت عام را بچاپ رساند.<br />
۱۲۹۵: در سن ۳۷ سالگی، کتابی در رابطه با نسبیت عام بچاپ رساند. رئیس انجمن فیزیک آلمان شد. تکانه ی کوانتاهای نور را محاسبه کرد که در سال ۱۲۹۶ مقاله ای با همین عنوان در رابطه با شبیه سازی گذار اتمی بچاپ رساند.<br />
۱۲۹۶: در سن ۳۸ سالگی، مدیر مرکز قیصر- ویلهلم آلمان شد، (مؤسسه ای که تحقیقات آلمان را حمایت می کند.) مقاله ی معادلات کیهانشناسی با ثابت کیهانی را بچاپ رساند وانبساط جهان را از معادلات فوق استخراج کرد.<br />
۱۲۹۷: هنگامی که ۳۹ سال داشت، پایان جنگ جهانی اول و انقلاب در آلمان.<br />
۱۲۹۸: در ۴۰ سالگی، از میلوا طلاق گرفت و با الزا انشتین لووتنتال(دختر خاله اش) (۱۲۵۵-۱۳۱۵/که ۶۰ سال روی این سیاره زندگی کرد) هنگامی که او ۴۳ سال داشت، ازدواج کرد. الزا از شوهر سابقش دو دختر داشت. الیزه (۱۲۷۶-۱۳۱۳/که۳۷ سال روی این سیاره زندگی کرد) و مارگوت (۱۲۷۸-۱۳۶۵/که ۷۷ سال روی این سیاره زندگی کرد). هنگام ازدواج مادر این دو دختر با انشتین آنها به ترتیب ۲۲ ساله و ۲۰ ساله بودند. بنابر قانون این دو دختر فامیلی انشتین را پس از ازدواج اخذ کردند. در این سال خمیدگی نوری در یک خور گرفت (خورشیدگرفتگی) مشاهده شد.<br />
۱۲۹۹: همزمان با ۴۱ سالگی، اذهان عمومی، با تحریک ضد یهودها، به نظریه ی نسبیت عام و انشتین تاختند. در این سال مادرش در سن ۶۳ سالگی در گذشت.<br />
۱۳۰۰: در۴۲ سالگی، اولین دیدارش از آمریکا.<br />
۱۳۰۱: در ۴۳ سالگی، کار بر روی نظریه ی میدانهای واحد. دیدار از کشورهای خاور دور. برنده ی جایزه ی نوبل در فیزیک ”به پاس خدمات در فیزیک نظری و بویژه کشف قانونمندی اثر فوتو الکتریک.“<br />
۱۳۰۳: در ۴۵ سالگی، افتتاح مرکز انشتین در برج انشتین در پوتزدام. چاپ مقاله ی نظریه ی بوز- انشتین (بوز فیزیکدان هندیست) در باب افت و خیزهای آماری.<br />
۱۳۰۶: در سن ۴۸ سالگی، آغاز بحث با نیلس بور (فیزیکدان اتریشی) در باب تفسیر نظریه ی کوانتومی، در پنجاهمین همایش سالوی.<br />
۱۳۰۸: در سن ۵۰ سالگی، مقاله ای برای اذهان عمومی در رابطه با وحدت نظریه ی میدان گرانشی و میدان الکترومغناطیسی بچاپ رساند.<br />
۱۳۰۹: در سن ۵۱ سالگی، دیدارش گشترده ای از آمریکا بخصوص در مرکز صنعتی کالیفرنیا داشت.<br />
۱۳۱۱: در سن ۵۳ سالگی، بعنوان استاد کامل در مرکز تحقیقات مطالعات پیشرفته ی پرینستون انتخاب شد. با رعایت این مسأله که بعنوان استاد نیمه وقت در دانشگاه برلین هم باشد.<br />
۱۳۱۲: در سن ۵۴ سالگی، نازیها در آلمان بر سر قدرت آمدند. انشتین ابتدا به انگلستان رفت و سپس از آنجا به آمریکا رفته و مقیم آمریکا شد.<br />
۱۳۱۳: دختر اول الزا بنام الیزه انشتین درگذشت. در این سال انشتین ۵۵ ساله بود.<br />
۱۳۱۴: در سن ۵۶ سالگی، چاپ مقاله ای بزبان انگلیسی تحت عنوان: ”آیا توصیف مکانیک کوانتومی از حقیقت واقعی می تواند کامل باشد؟“ بهمراه ب. پوذولسکی و نیلس بور که بحث بی انتهایی را روی تفسیر کوانتوم بوجود آورد.<br />
۱۳۱۵: در سن ۵۷ سالگی، مرگ همسرش الزا.<br />
۱۳۱۸: در سن ۶۰ سالگی، وقوع جنگ جهانی دوم. انشتین نامه ای به ریاست جمهوری آمریکا، روزولت، نوشت از احتمال ساخت بمب اتمی او را آگاه کرد.<br />
۱۳۱۹: در سن ۶۱ سالگی، تابعیت آمریکا را پذیرفت ولی تابعیت سوئیس را از دست نداد.<br />
۱۳۲۳: همسر اول انشتین، میلوا ماریک در ۶۹ سالگی گذشت. در این زمان انشتین ۶۵ ساله بود.<br />
۱۳۲۴: در سن ۶۶ سالگی، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی. پایان جنگ جهانی دوم.<br />
۱۳۲۵: در سن ۶۷ سالگی، بعنوان سرگروه کمیته ی فوری دانشمندان اتمی خدمت کرد.<br />
۱۳۲۷: در سن ۶۹ سالگی، چاپ مقاله ی: ”تعمیم نسبیت عام“ بعنوان یک نمونه از تلاشها برای دست یابی به دیدگاه ریاضی جهانشمول برای نظریه ی میدانها.<br />
۱۳۳۰: در سن ۷۲ سالگی، خواهر انشتین در سن ۷۰ سالگی در گذشت.<br />
۱۳۳۱: در سن ۷۳ سالگی، ریاست جمهوری به او پیشنهاد شد ولی او نپذیرفت.<br />
۱۳۳۴: در ۳۰ فروردین ۱۳۳۴ در سن ۷۶ سالگی در بیمارستانی در شهر پرینستون بر اثر تصلب شرائین در گذشت.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مقایسه یک سری از کد ها در سی پلاس پلاس و جاوا:]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11847.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 19:24:00 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11847.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;">C++<br />
</span><span style="color: #0000CD;"><div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>class Foo {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Declares class Foo<br />
public:<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;int x;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Member variable<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;Foo(): x(0) {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Constructor for Foo,<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;//&nbsp;&nbsp;initializes x<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;int bar(int i) { // Member function bar()<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;return 3*i + x;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
};</code></div></div>
</span><span style="color: #FF0000;">[جاوا:<br />
</span><span style="color: #0000CD;"><div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>class Foo {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Defines class Foo<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public int x = 0;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Member variable,<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;//&nbsp;&nbsp;with initializer<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public Foo() {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Constructor for Foo<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public int bar(int i) {// Member method bar()<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;return 3*i + x;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
}</code></div></div>
<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;">C++<br />
</span><span style="color: #0000CD;"><div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>class Foo {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Declares class Foo<br />
public:<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;int x;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Member variable<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;Foo(): x(0) {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Constructor for Foo,<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;//&nbsp;&nbsp;initializes x<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;int bar(int i) { // Member function bar()<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;return 3*i + x;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
};</code></div></div>
</span><span style="color: #FF0000;">[جاوا:<br />
</span><span style="color: #0000CD;"><div class="codeblock">
<div class="title">کد قالب بندی شده:<br />
</div><div class="body" dir="ltr"><code>class Foo {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Defines class Foo<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public int x = 0;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; // Member variable,<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;//&nbsp;&nbsp;with initializer<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public Foo() {&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;// Constructor for Foo<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
 <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;public int bar(int i) {// Member method bar()<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;return 3*i + x;<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;}<br />
}</code></div></div>
<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ویژگی های زبان جاوا]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11846.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 19:14:12 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11846.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">عملگرها ی ریاضی و بیتی<br />
<br />
جاوا يك محيط عملگر غني را فراهم كرده است . اكثر عملگرهاي آن را مي توان<br />
در چهار گروه طبقه بندي نمود : حسابي arithmetic رفتار بيتي bitwise رابطه اي ralational<br />
و منطقي logical جاوا همچنين برخي عملگرهاي اضافي براي اداره<br />
حالتهاي خاص و مشخص تعريف كرده است .<br />
نكته : اگر با C++/C آشنايي داريد ، حتما" خوشحال مي شويد كه بدانيد كاركرد<br />
عملگرها در جاوا دقيقا"مشابه با C++/C است . اما همچنان تفاوتهاي ظريفي<br />
وجود دارد .<br />
<br />
انواع ساده The simple Types<br />
<br />
جاوا هشت نوع ساده ( ياابتدايي ) از داده را تعريف مي كند : short bbyte int<br />
، long،، char،، float،، double،، boolean، اين انواع را مي توان در چهار<br />
گروه بشرح زير دسته بندي نمود :<br />
ؤ integers ( اعداد صحيح ) : اين گروه دربرگيرنده byte، short،، int،و longو<br />
ميباشد كه مختص ارقام علامتدار مقدار كل (whole-valued signed numbers) ميباشد.<br />
ؤ floating-point numbers ( اعداد اعشاري ) : اين گروه دربرگيرنده float و double<br />
است كه معرف اعدادي است با دقت زياد .<br />
ؤ characters ( كاراكترها ) : اين گروه فقط شامل char بوده كه نشانه هايي<br />
نظير حروف و ارقام را در يك مجموعهخاص از كاراكترها معرفي مي كند .<br />
ؤ Boolean ( بولي ) : اين گروه فقط شامل boolean است . كه نوع خاصي ازمعرفي<br />
و بيان مقادير صحيح / ناصحيح مي باشد .<br />
شما مي توانيد از اين انواع همانطوريكه هستند استفاده كرده ، يا آرايه ها و<br />
انواع كلاسهاي خود را بسازيد .<br />
انواع اتمي معرف مقادير تكي و نه اشيائپيچيده هستند . اگر چه جاوا<br />
همواره شي ئ گرا است ، اما انواع ساده اينطورنيستند . اين انواع ، مشابه انواع<br />
ساده اي هستند كه در اكثر زبانهاي غير شي ئگرا مشاهده مي شود . دليل اين امر<br />
كارايي است . ساختن انواع ساده در اشيائ سببافت بيش از حد كارايي و عملكرد<br />
مي شود .<br />
انواع ساده بگونه اي تعريف شده اندتا يك دامنه روشن و رفتاري رياضي داشته<br />
باشند . و زبانهايي نظير Cو C++و امكانمي دهند تا اندازه يك عدد صحيح براساس<br />
ملاحظات مربوط به محيط اجرايي تغيير يابد . اما جاوا متفاوت عمل مي كند . بدليل<br />
نيازهاي موجود براي قابليت حمل جاوا ،كليه انواع داده در اين زبان داراي يك<br />
دامنه كاملا" تعريف شده هستند . بعنوانمثال يك int هميشه 32 بيتي است ، صرفنظر<br />
از اينكه زير بناي خاص محيطي آن چگونهباشد . اين حالت به برنامه هاي نوشته شده<br />
اجازه مي دهد تا با اطمينان و بدون درنظر گرفتن معماري خاص يك ماشين اجراشوند.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">عملگرها ی ریاضی و بیتی<br />
<br />
جاوا يك محيط عملگر غني را فراهم كرده است . اكثر عملگرهاي آن را مي توان<br />
در چهار گروه طبقه بندي نمود : حسابي arithmetic رفتار بيتي bitwise رابطه اي ralational<br />
و منطقي logical جاوا همچنين برخي عملگرهاي اضافي براي اداره<br />
حالتهاي خاص و مشخص تعريف كرده است .<br />
نكته : اگر با C++/C آشنايي داريد ، حتما" خوشحال مي شويد كه بدانيد كاركرد<br />
عملگرها در جاوا دقيقا"مشابه با C++/C است . اما همچنان تفاوتهاي ظريفي<br />
وجود دارد .<br />
<br />
انواع ساده The simple Types<br />
<br />
جاوا هشت نوع ساده ( ياابتدايي ) از داده را تعريف مي كند : short bbyte int<br />
، long،، char،، float،، double،، boolean، اين انواع را مي توان در چهار<br />
گروه بشرح زير دسته بندي نمود :<br />
ؤ integers ( اعداد صحيح ) : اين گروه دربرگيرنده byte، short،، int،و longو<br />
ميباشد كه مختص ارقام علامتدار مقدار كل (whole-valued signed numbers) ميباشد.<br />
ؤ floating-point numbers ( اعداد اعشاري ) : اين گروه دربرگيرنده float و double<br />
است كه معرف اعدادي است با دقت زياد .<br />
ؤ characters ( كاراكترها ) : اين گروه فقط شامل char بوده كه نشانه هايي<br />
نظير حروف و ارقام را در يك مجموعهخاص از كاراكترها معرفي مي كند .<br />
ؤ Boolean ( بولي ) : اين گروه فقط شامل boolean است . كه نوع خاصي ازمعرفي<br />
و بيان مقادير صحيح / ناصحيح مي باشد .<br />
شما مي توانيد از اين انواع همانطوريكه هستند استفاده كرده ، يا آرايه ها و<br />
انواع كلاسهاي خود را بسازيد .<br />
انواع اتمي معرف مقادير تكي و نه اشيائپيچيده هستند . اگر چه جاوا<br />
همواره شي ئ گرا است ، اما انواع ساده اينطورنيستند . اين انواع ، مشابه انواع<br />
ساده اي هستند كه در اكثر زبانهاي غير شي ئگرا مشاهده مي شود . دليل اين امر<br />
كارايي است . ساختن انواع ساده در اشيائ سببافت بيش از حد كارايي و عملكرد<br />
مي شود .<br />
انواع ساده بگونه اي تعريف شده اندتا يك دامنه روشن و رفتاري رياضي داشته<br />
باشند . و زبانهايي نظير Cو C++و امكانمي دهند تا اندازه يك عدد صحيح براساس<br />
ملاحظات مربوط به محيط اجرايي تغيير يابد . اما جاوا متفاوت عمل مي كند . بدليل<br />
نيازهاي موجود براي قابليت حمل جاوا ،كليه انواع داده در اين زبان داراي يك<br />
دامنه كاملا" تعريف شده هستند . بعنوانمثال يك int هميشه 32 بيتي است ، صرفنظر<br />
از اينكه زير بناي خاص محيطي آن چگونهباشد . اين حالت به برنامه هاي نوشته شده<br />
اجازه مي دهد تا با اطمينان و بدون درنظر گرفتن معماري خاص يك ماشين اجراشوند.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا جاوا زبانی جالب است؟]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11845.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 19:07:20 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11845.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;"><img src="http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/software/images/df97adecb3ecbb3f95d18aeb4ebd3655.jpg" border="0" alt="[تصویر: df97adecb3ecbb3f95d18aeb4ebd3655.jpg&#93;" /></div>
ی گرا Object Oriented :</span><br />
جاوا یک زبان برنامه نویسی شی گرا است. برای یک برنامه نویس این به این معنا است که به جای فکر کردن به قسمت های رویه برنامه، باید به کاربرد داده ها و روش هایی که روی آن داده ها عمل می کنند، توجه شود.اگر شما به برنامه نویسی با اعلان رویه در C عادت کرده اید، ممکن است دریابید که به هنگام استفاده از جاوا مجبور به تغییر در روش و چگونگی برنامه تان هستید. هنگامی که فهمیدید این الگوی جدید چقدر قدرتمند است، به سرعت با آن هماهنگ می شوید . در یک سیستم شی گرا، یک کلاس مجموعه ای از داده ها و روش هایی است که روی آن داده عمل می کنند. همراه بودن داده ها و متد ها رفتار و حالت یک شی را بیان می دارد. کلاس ها به صورت سلسله مراتبی مرتب شده اند، بنابر این یک زیر کلاس می تواند رفتار هایی را از کلاس بالاتر به ارث ببرد. یک کلاس سلسله مراتبی همیشه یک کلاس ریشه دارد که کلاسی است با رفتار های کاملاً عمومی . جاوا به همراه دسته گسترده ای از کلاس هایی است که در بسته هایی مرتب شده اند و شما می توانید از آنها در برنامه خود استفاده کنید. یک شی کلاس(in the java.lang package) به عنوان ریشه کلاس سلسله مراتبی جاوا انجام وظیفه می کند . درست است که جاوا طوری طراحی شده است که مثل C++ باشد و خاصیت های آن را داشته باشد، اما هنگامی که با آن کار کنید خواهید فهمید که بسیاری از پیچیده گی های آن زبان را از بین برده است . اگر شما یک برنامه نویس C++ هستید حتماً لازم است که ساختار های شی گرایی در جاوا را به دقت مطالعه کنید. اگرچه ترکیب و شیوه دستورات آن تقریباً شبیه C++ است، اما رفتار های آن خیلی مشابه نیست .<br />
● تفسیر شدهInterpreted :<br />
جاوا یک زبان تفسیر شده است. کامپایلر جاوا به جای ایجاد کد محلی ماشین، کد بایتی برای ماشین مجازی جاوا ایجاد می کند. برای اجرای دقیق برنامه، از مفسر جاوا برای اجرای کد های بایتی کامپایل شده استفاده می شود. به دلیل اینکه کدهای بایتی جاوا به نوع کامپیوتر بستگی ندارند، برنامه های جاوا می توانند روی هر نوع کامپیوتری که JVM (Java )Virtual Machine را دارند، اجرا شوند . در محیط تفسیر شده، مرحله لینک استاندارد توسعه برنامه از دید کاربر پنهان است. اگر جاوا تنها یک مرحله لینک داشت، فقط بارگذاری کلاس جدید به محیط پردازش می شد که این خصوصیت با چرخه کامپایل-لینک-اجرا ی آرام و طاقت فرسای زبان هایی مانند C یا C++ در تضاد است .<br />
● معماری خنثی و قابل حمل:<br />
به دلیل اینکه برنامه های جاوا در فرمت کد بایتی با معماری خنثی کامپایل شده اند، برنامه کاربردی جاوا می تواند در هر سیستمی اجرا شود.البته با این شرط که آن سیستم توانایی پیاده سازی ماشین مجازی جاوا را داشته باشد. این مسأله تقریباً برای کاربردهای توزیع شده روی اینترنت و یا دیگر شبکه های ناهمگن مهم است. اما روش معماری خنثی برای کاربردهای بر مبنای شبکه مفید است . به عنوان یک توسعه دهنده برنامه های کاربردی، در بازار نرم افزاری امروز ممکن است بخواهید مدل های کاربردی خود را توسعه دهید، به طوری که بتواند رویPc، مکینتاش و سیستم عامل Unix اجرا شود .با وجود گونه های مختلف Unix Windows روی Pc و مکینتاش قوی جدید، رفته رفته تولید نرم افزار برای همه انواع این کامپیوتر ها سخت می شود. اگر شما برنامه تان را در جاوا بنویسید می تواند روی همه این کامپیوترها اجرا شود. در حقیقت تفسیر شده بودن جاوا و تعریف یک استاندارد، معماری خنثی داشتن و فرمت کد بایتی آن از بزرگترین دلایل قابل حمل بودن آن به شمار می آیند .<br />
اما جاوا باز از این هم بیشتر گام برمی دارد، با اطمینان حاصل کردن از اینکه هیچیک از جنبه های وابستگی اجرایی زبان را ندارد. برای مثال جاوا به طور صریح اندازه هریک از انواع داده را تعریف می کند که این با C تفاوت دارد، برای مثال هریک از انواع صحیح می تواند بسته به نوع کامپیوتر۱۶-۳۲ یا ۶۴ بیت طول داشته باشد . هنگامی که به صورت تکنیکی امکان نوشتن برنامه های غیر قابل حمل در جاوا فراهم شد، جلوگیری از چند خاصیت وابسته به نوع کامپیوتر که توسط جاوا API تولید شده و به طور قطع قابل حمل نوشته شده است، آسان است . یک برنامه جاوا به تولید کنندگان نرم افزار کمک می کند تا از قابل حمل بودن کد هایشان اطمینان حاصل کنند. برنامه نویسان فقط برای پرهیز از دام غیر قابل حمل بودن برنامه احتیاج به یک تلاش ساده دارند که شعار تجارتی شرکتSun را زنده نگهدارند و آن شعار این است : « یک بار بنویس، همه جا اجرا کن» .<br />
● پویا و توزیع شده: Dynamic and Distributed<br />
جاوا یک زبان پویا است. هر کلاس جاوا می تواند در هر زمانی روی مفسر جاوا بارگذاری شود. سپس این کلاس های بارگذاری شده پویا می توانند به صورت پویا معرفی شوند. حتی کتابخانه کدهای محلی می تواند به طور پویا بارگذاری شود. کلاس ها در جاوا با کلاس Class فراخوانی می شوند؛ شما می توانید به طور پویا در مورد یک کلاس در زمان اجرا اطلاعاتی بدست بیاورید. این خصوصیت در جاوا به طور درستی موجود است. با وجود بازتاب API اضافه شده (Application Program Interface) که به برنامه ساز امکان می دهد که با برنامه از طریق یک برنامه کاربردی دیگر ارتباط برقرار کند . جاوا حتی با نام زبان توزیع شده نیز خوانده می شود. به طور ساده این به این معنا است که این زبان پشتیبانی سطح بالایی برای شبکه به وجود می آورد. برای مثال کلاس URL و کلاس های مرتبط با آن در بسته ava.net، خواندن فایل های دوردست را به همان سادگی خواندن فایل های محلی کرده است. به طور مشابه در جاوا ۱‎/،۱ احضار روش کنترلی RMI (RemoteMethod Invocation)، API به یک برنامه جاوا اجازه می دهد که روش هایی از اشیاء دور دست جاوا را به همان صورتی که اگر آن اشیاء محلی بودند آنها را می خواند، بخواند .(جاوا حتی از سیستم شبکه ای سطح پایین که شامل آدرس مقصد و مسیر جریانی که توسط سوکت ها متصل شده است، نیز پشتیبانی می کند). طبیعت توزیع شده جاوا زمانیکه با امکانات پویای بارگذاری کلاس همراه می شود، واقعاً درخشنده است. این خصوصیات با هم این امکان را برای مفسر جاوا به وجود می آورند که کدها را از اینترنت بارگذاری و اجرا کند. (همان طور که بعداً خواهیم دید جاوا باعث می شود که با وجود ابزار قدرتمند و ایمن این کار به طور مطمئن انجام شود). این چیزی است که در هنگام بارگذاری و اجرای یک برنامه کاربردی از اینترنت توسط مرورگر وب، اتفاق می افتد. اما داستان پیچیده تر از این هم می تواند باشد. تصور کنید یک پردازشگر کلمه چند رسانه ای در جاوا نوشته شده است. وقتی از این برنامه پرسیده می شود که چند نوع از داده هایی را که قبلاً هرگز وارد نشده را نمایش دهد، ممکن است به طور دینامیکی یک کلاس را که می تواند داده را شناسایی کند، از شبکه بارگذاری کند و بعد کلاس دیگری را که بتواند داده را از درون یک پوشه ترکیبی بخواند ، باز به طور دینامیکی بارگذاری می کند.<br />
● ساده Simple :<br />
جاوا یک زبان ساده است. طراحان جاوا سعی در این داشتند تا زبانی به وجود بیاورند که برنامه نویسان بتوانند به سرعت آن را یاد بگیرند. بنابراین تعداد ساختارهای این زبان تقریباً کم است. هدف دیگر طراحی این زبان این بود که به منظور راحتی انتقال آن، آن را طوری طراحی کنند که برای عده زیادی از برنامه نویسان آشنا باشد. اگر شما یک برنامه نویس C یا C++ هستید، خواهید فهمید که جاوا از بسیاری از ساختار های C و C++ استفاده می کند . برای اینکه این زبان را هم به طور ساده و هم آشنا و ملموس و هم کوچک نگه دارند بسیاری از خصوصیات C و C++ را در آن حذف کردند. اینها خصوصیاتی بودند که باعث می شدند برنامه نویسی ضعیفی صورت بگیرد یا آنهایی بودند که به ندرت در برنامه استفاده می شدند. برای مثال جاوا از دستور goto استفاده نمی کند، در عوض از دستورهای break، continue در مواقع نیاز استفاده می کند. جاوا از سر فایل ها(header files) استفاده نمی کند و پردازشگر C را هم حذف کرده است. به این دلیل که جاوا یک زبان شی گرا است، ساختارهای C مثل struct، union از آن برداشته شده است. جاوا حتی بارگذاری مجدد و خواص چندگانه ارث بری از C++ را هم حذف کرده است. شاید مهم ترین پارامتر ساده بودن جاوا عدم استفاده این زبان از اشاره گرها باشد. اشاره گرها یکی از بیشترین موجودیت های دردسرساز در C، C++ هستند. چون جاوا ساختمان ندارد و آرایه ها و رشته ها اشیاء آن هستند، بنابراین احتیاجی به اشاره گر نیست. جاوا به طور خودکار آدرس دهی و دسترسی به محتوای موجود در یک آدرس را برای شما انجام می دهد.<br />
● قدرتمند Robust:<br />
جاوا برای نوشتن نرم افزارهای قدرتمند و بسیار ایمن ساخته شده است. جاوا هنوز هم به طور قطع نرم افزار ها را تضمین نمی کند. تقریباً هنوز هم امکان نوشتن برنامه های مشکل ساز در جاوا وجود دارد، هرچند که جاوا برخی از انواع مشخص خطاهای برنامه نویسی را حذف کرده که به طرز چشمگیری نوشتن نرم افزارهای ایمن را آسان تر کرده است . جاوا یک زبان تایپ شده قدرتمند است، که اجازه چک شدن مشکلات و خطاهای تایپی را در زمان کامپایل می دهد. جاوا بسیار قویتر از C++ تایپ شده است که بسیاری از خصوصیات انعطاف پذیر در زمان کامپایل را از C به ارث برده است. مخصوصاً هنگام اعلان توابع، جاوا به مدل اعلان صریح احتیاج دارد. این مسأله ما را از اینکه کامپایلر می تواند خطاهای زمان اعلان را بدست آورد، مطمئن می کند. مسأله ای که منجر به ایجاد برنامه های ایمن تری می شود. یکی از چیزهایی که باعث شده که جاوا ساده باشد عدم وجود اشاره گر ها ومحاسبات بر روی آنها است. این ویژگی حتی قدرت جاوا را هم با از میان بردن یک کلاس سراسری اشاره گر افزایش می دهد.<br />
● ایمن Secure:<br />
یکی از دلایل پرطرفدار بودن جاوا این است که یک زبان ایمن است. این ویژگی مخصوصاً به خاطر طبیعت توزیع شده آن بسیار مهم است. بدون وجود امنیت شما قطعاً نمی خواهید که یک کد را از یک سایت تصادفی اینترنت بارگذاری کنید و به آن اجازه اجرا شدن روی کامپیوتر خودتان را هم بدهید. این دقیقاً همان چیزی است که مردم هرروز با یک کد جاوا انجام می دهند. جاوا به صورت ایمن طراحی شده و چندین لایه کنترل امنیت به وجود می آورد که شما را در برابر کد های خطرساز محافظت می کنند و به کاربر اجازه می دهد که برنامه های ناشناخته را با خیال راحت اجرا کند . کدهای بایتی خراب یا خطرساز ممکن است از ضعف های اجرایی در مفسر جاوا سوءاستفاده کنند. لایه ای که در اینجا ما را به طور ایمن محافظت می کند، مدل جعبه شنی (Sand box) است: کدهای ناشناخته در یک جعبه شنی قرار می گیرند جایی که می توانند به صورت ایمن اجرا شوند، بدون اینکه هیچ صدمه ای به بقیه اجزا یا محیط جاوا بزنند . وقتی یک برنامه کاربردی یا دیگر کدهای ناشناخته در جعبه شنی در حال اجرا است، چند محدودیت در مورد کاری که می تواند انجام دهد، وجود دارد. واضح ترین این محدودیت ها این است که هیچ دسترسی به هیچ یک از فایل های محلی سیستم وجود ندارد. در جعبه شنی محدودیت دیگری هم وجود دارد که به وسیله کلاس مدیریت امنیت اعمال می شود. این مدل در ابتدا از اینکه سیستم های امنیتی را نصب کرده اید یا نه، مطمئن می شود، چرا که همه کلاسهای جاوا نیاز به عملیات حساسی مانند دسترسی به سیستم فایل را دارند. اگر فراخوانی به وسیله یک کد ناشناخته به صورت مستقیم یا غیر مستقیم انجام شد، مدیر امنیت مورد استثنا را می فرستد و عملیات صورت نمی گیرد . و سرانجام در جاوا ۱‎/۱ یک راه حل ممکن دیگر برای مشکلات امنیتی وجود دارد، به وسیله ضمیمه کردن یک امضای دیجیتالی به کد جاوا که اصل آن کد می تواند به صورت پنهانی و نهفته ساخته شود. اگر شما اعتماد خود را به یک شخص یا یک سازمان مشخص کرده باشید، کدی که امضای آن هویت مورد اعتماد روی آن قرار دارد، ایمن و مطمئن است. حتی زمانیکه در حال بارگذاری شدن در شبکه است و ممکن است حتی بدون جلوگیری توسط جعبه شنی اجرا شود.<br />
● عملکرد سطح بالا High Performance :<br />
جاوا یک زبان تفسیر شده است، بنابر این هرگز به سرعت زبان کامپایل شده ای مثل C نخواهد بود. کد C کامپایل شده ۱۰ برابر سریع تر از کد های تفسیر شده جاوا اجرا می شود. اما قبل از اینکه به خاطر این موضوع مأیوس شوید، آگاه باشید که این سرعت بیشتر از آن چیزی است که برای برنامه های پرسرعت، کاربردهایGUI (Graphical User Interface)، برنامه های برمبنای شبکه، جایی که برنامه کاربردی معمولاً آماده برای اجرا شدن است، انتظار برای کاربر که یک دستوری اعمال کند و یا انتظار برای دریافت از شبکه، لازم است. به علاوه قسمت هایی که به سرعت های بالا نیاز دارند، که کارهایی از قبیل الحاق رشته ها و مقایسه را انجام می دهند، با کد محلی جاوا اجرا می شوند . علاوه بر این کارایی، بسیاری از مفسرهای جاوا اکنون شامل کامپایلرهای فقط در زمان « just in time » نیز هستند که می تواند کدهای بایتی جاوا را برای هر نوعCPU در زمان اجرا به کد ماشین ترجمه کند. اگر شما خواهان این هستید که قابل حمل بودن کد ها را قربانی بهبود در سرعت آن کنید، می توانید بخش قابل توجهی از برنامه خود را در C و C++ بنویسید و از روش های مخصوص جاوا برای مشترک کردن با این کد محلی جاوا استفاده کنید.<br />
● چند نخ کشی شده Multitbreaded:<br />
در یک برنامه کاربردی بر مبنای GUI شبکه ای، مثل مرورگر وب، تصور اینکه چند چیز بتوانند به طور همزمان اجرا شوند، آسان است. یک کاربر می تواند همزمان با اینکه دارد یک صفحه وب را می خواند به یک کلیپ صوتی گوش دهد و همزمان در پس زمینه مرورگر یک عکس را بارگذاری کند. جاوا یک زبان چندنخ کشی شده است، که از چندین رشته اجرایی (گاهی پردازش سبک وزن خوانده می شود) پشتیبانی می کند و می تواند چندین کار را انجام دهد. یکی از مزیت های چندنخ کشی شده این است که عملکرد سطح بالایی برای کاربردهای گرافیکی برای کاربر فراهم می کند. اگر شما سعی کرده اید که با نخ ها در C و C++ کار کنید، می دانید که کمی مشکل است. جاوا برنامه نویسی با نخ را بسیار آسان کرده است، با به وجود آوردن زبان درون ساخته شده که از نخ ها پشتیبانی می کند. بسته jana.lang یک کلاس بوجود آورده است که از روش هایی برای شروع و پایان یک نخ و مرتب کردن ترتیب گره ها در میان چیزهای دیگر، پشتیبانی می کند.به دلیل اینکه جاوا استفاده از نخ ها را بسیار ساده می کند، کلاس جاوا در شماری از جاها از این نخ ها استفاده می کند. برای مثال هر برنامه کاربردی که انیمیشن اجرا می کند، از نخ ها استفاده کرده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: center;"><img src="http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/software/images/df97adecb3ecbb3f95d18aeb4ebd3655.jpg" border="0" alt="[تصویر: df97adecb3ecbb3f95d18aeb4ebd3655.jpg]" /></div>
ی گرا Object Oriented :</span><br />
جاوا یک زبان برنامه نویسی شی گرا است. برای یک برنامه نویس این به این معنا است که به جای فکر کردن به قسمت های رویه برنامه، باید به کاربرد داده ها و روش هایی که روی آن داده ها عمل می کنند، توجه شود.اگر شما به برنامه نویسی با اعلان رویه در C عادت کرده اید، ممکن است دریابید که به هنگام استفاده از جاوا مجبور به تغییر در روش و چگونگی برنامه تان هستید. هنگامی که فهمیدید این الگوی جدید چقدر قدرتمند است، به سرعت با آن هماهنگ می شوید . در یک سیستم شی گرا، یک کلاس مجموعه ای از داده ها و روش هایی است که روی آن داده عمل می کنند. همراه بودن داده ها و متد ها رفتار و حالت یک شی را بیان می دارد. کلاس ها به صورت سلسله مراتبی مرتب شده اند، بنابر این یک زیر کلاس می تواند رفتار هایی را از کلاس بالاتر به ارث ببرد. یک کلاس سلسله مراتبی همیشه یک کلاس ریشه دارد که کلاسی است با رفتار های کاملاً عمومی . جاوا به همراه دسته گسترده ای از کلاس هایی است که در بسته هایی مرتب شده اند و شما می توانید از آنها در برنامه خود استفاده کنید. یک شی کلاس(in the java.lang package) به عنوان ریشه کلاس سلسله مراتبی جاوا انجام وظیفه می کند . درست است که جاوا طوری طراحی شده است که مثل C++ باشد و خاصیت های آن را داشته باشد، اما هنگامی که با آن کار کنید خواهید فهمید که بسیاری از پیچیده گی های آن زبان را از بین برده است . اگر شما یک برنامه نویس C++ هستید حتماً لازم است که ساختار های شی گرایی در جاوا را به دقت مطالعه کنید. اگرچه ترکیب و شیوه دستورات آن تقریباً شبیه C++ است، اما رفتار های آن خیلی مشابه نیست .<br />
● تفسیر شدهInterpreted :<br />
جاوا یک زبان تفسیر شده است. کامپایلر جاوا به جای ایجاد کد محلی ماشین، کد بایتی برای ماشین مجازی جاوا ایجاد می کند. برای اجرای دقیق برنامه، از مفسر جاوا برای اجرای کد های بایتی کامپایل شده استفاده می شود. به دلیل اینکه کدهای بایتی جاوا به نوع کامپیوتر بستگی ندارند، برنامه های جاوا می توانند روی هر نوع کامپیوتری که JVM (Java )Virtual Machine را دارند، اجرا شوند . در محیط تفسیر شده، مرحله لینک استاندارد توسعه برنامه از دید کاربر پنهان است. اگر جاوا تنها یک مرحله لینک داشت، فقط بارگذاری کلاس جدید به محیط پردازش می شد که این خصوصیت با چرخه کامپایل-لینک-اجرا ی آرام و طاقت فرسای زبان هایی مانند C یا C++ در تضاد است .<br />
● معماری خنثی و قابل حمل:<br />
به دلیل اینکه برنامه های جاوا در فرمت کد بایتی با معماری خنثی کامپایل شده اند، برنامه کاربردی جاوا می تواند در هر سیستمی اجرا شود.البته با این شرط که آن سیستم توانایی پیاده سازی ماشین مجازی جاوا را داشته باشد. این مسأله تقریباً برای کاربردهای توزیع شده روی اینترنت و یا دیگر شبکه های ناهمگن مهم است. اما روش معماری خنثی برای کاربردهای بر مبنای شبکه مفید است . به عنوان یک توسعه دهنده برنامه های کاربردی، در بازار نرم افزاری امروز ممکن است بخواهید مدل های کاربردی خود را توسعه دهید، به طوری که بتواند رویPc، مکینتاش و سیستم عامل Unix اجرا شود .با وجود گونه های مختلف Unix Windows روی Pc و مکینتاش قوی جدید، رفته رفته تولید نرم افزار برای همه انواع این کامپیوتر ها سخت می شود. اگر شما برنامه تان را در جاوا بنویسید می تواند روی همه این کامپیوترها اجرا شود. در حقیقت تفسیر شده بودن جاوا و تعریف یک استاندارد، معماری خنثی داشتن و فرمت کد بایتی آن از بزرگترین دلایل قابل حمل بودن آن به شمار می آیند .<br />
اما جاوا باز از این هم بیشتر گام برمی دارد، با اطمینان حاصل کردن از اینکه هیچیک از جنبه های وابستگی اجرایی زبان را ندارد. برای مثال جاوا به طور صریح اندازه هریک از انواع داده را تعریف می کند که این با C تفاوت دارد، برای مثال هریک از انواع صحیح می تواند بسته به نوع کامپیوتر۱۶-۳۲ یا ۶۴ بیت طول داشته باشد . هنگامی که به صورت تکنیکی امکان نوشتن برنامه های غیر قابل حمل در جاوا فراهم شد، جلوگیری از چند خاصیت وابسته به نوع کامپیوتر که توسط جاوا API تولید شده و به طور قطع قابل حمل نوشته شده است، آسان است . یک برنامه جاوا به تولید کنندگان نرم افزار کمک می کند تا از قابل حمل بودن کد هایشان اطمینان حاصل کنند. برنامه نویسان فقط برای پرهیز از دام غیر قابل حمل بودن برنامه احتیاج به یک تلاش ساده دارند که شعار تجارتی شرکتSun را زنده نگهدارند و آن شعار این است : « یک بار بنویس، همه جا اجرا کن» .<br />
● پویا و توزیع شده: Dynamic and Distributed<br />
جاوا یک زبان پویا است. هر کلاس جاوا می تواند در هر زمانی روی مفسر جاوا بارگذاری شود. سپس این کلاس های بارگذاری شده پویا می توانند به صورت پویا معرفی شوند. حتی کتابخانه کدهای محلی می تواند به طور پویا بارگذاری شود. کلاس ها در جاوا با کلاس Class فراخوانی می شوند؛ شما می توانید به طور پویا در مورد یک کلاس در زمان اجرا اطلاعاتی بدست بیاورید. این خصوصیت در جاوا به طور درستی موجود است. با وجود بازتاب API اضافه شده (Application Program Interface) که به برنامه ساز امکان می دهد که با برنامه از طریق یک برنامه کاربردی دیگر ارتباط برقرار کند . جاوا حتی با نام زبان توزیع شده نیز خوانده می شود. به طور ساده این به این معنا است که این زبان پشتیبانی سطح بالایی برای شبکه به وجود می آورد. برای مثال کلاس URL و کلاس های مرتبط با آن در بسته ava.net، خواندن فایل های دوردست را به همان سادگی خواندن فایل های محلی کرده است. به طور مشابه در جاوا ۱‎/،۱ احضار روش کنترلی RMI (RemoteMethod Invocation)، API به یک برنامه جاوا اجازه می دهد که روش هایی از اشیاء دور دست جاوا را به همان صورتی که اگر آن اشیاء محلی بودند آنها را می خواند، بخواند .(جاوا حتی از سیستم شبکه ای سطح پایین که شامل آدرس مقصد و مسیر جریانی که توسط سوکت ها متصل شده است، نیز پشتیبانی می کند). طبیعت توزیع شده جاوا زمانیکه با امکانات پویای بارگذاری کلاس همراه می شود، واقعاً درخشنده است. این خصوصیات با هم این امکان را برای مفسر جاوا به وجود می آورند که کدها را از اینترنت بارگذاری و اجرا کند. (همان طور که بعداً خواهیم دید جاوا باعث می شود که با وجود ابزار قدرتمند و ایمن این کار به طور مطمئن انجام شود). این چیزی است که در هنگام بارگذاری و اجرای یک برنامه کاربردی از اینترنت توسط مرورگر وب، اتفاق می افتد. اما داستان پیچیده تر از این هم می تواند باشد. تصور کنید یک پردازشگر کلمه چند رسانه ای در جاوا نوشته شده است. وقتی از این برنامه پرسیده می شود که چند نوع از داده هایی را که قبلاً هرگز وارد نشده را نمایش دهد، ممکن است به طور دینامیکی یک کلاس را که می تواند داده را شناسایی کند، از شبکه بارگذاری کند و بعد کلاس دیگری را که بتواند داده را از درون یک پوشه ترکیبی بخواند ، باز به طور دینامیکی بارگذاری می کند.<br />
● ساده Simple :<br />
جاوا یک زبان ساده است. طراحان جاوا سعی در این داشتند تا زبانی به وجود بیاورند که برنامه نویسان بتوانند به سرعت آن را یاد بگیرند. بنابراین تعداد ساختارهای این زبان تقریباً کم است. هدف دیگر طراحی این زبان این بود که به منظور راحتی انتقال آن، آن را طوری طراحی کنند که برای عده زیادی از برنامه نویسان آشنا باشد. اگر شما یک برنامه نویس C یا C++ هستید، خواهید فهمید که جاوا از بسیاری از ساختار های C و C++ استفاده می کند . برای اینکه این زبان را هم به طور ساده و هم آشنا و ملموس و هم کوچک نگه دارند بسیاری از خصوصیات C و C++ را در آن حذف کردند. اینها خصوصیاتی بودند که باعث می شدند برنامه نویسی ضعیفی صورت بگیرد یا آنهایی بودند که به ندرت در برنامه استفاده می شدند. برای مثال جاوا از دستور goto استفاده نمی کند، در عوض از دستورهای break، continue در مواقع نیاز استفاده می کند. جاوا از سر فایل ها(header files) استفاده نمی کند و پردازشگر C را هم حذف کرده است. به این دلیل که جاوا یک زبان شی گرا است، ساختارهای C مثل struct، union از آن برداشته شده است. جاوا حتی بارگذاری مجدد و خواص چندگانه ارث بری از C++ را هم حذف کرده است. شاید مهم ترین پارامتر ساده بودن جاوا عدم استفاده این زبان از اشاره گرها باشد. اشاره گرها یکی از بیشترین موجودیت های دردسرساز در C، C++ هستند. چون جاوا ساختمان ندارد و آرایه ها و رشته ها اشیاء آن هستند، بنابراین احتیاجی به اشاره گر نیست. جاوا به طور خودکار آدرس دهی و دسترسی به محتوای موجود در یک آدرس را برای شما انجام می دهد.<br />
● قدرتمند Robust:<br />
جاوا برای نوشتن نرم افزارهای قدرتمند و بسیار ایمن ساخته شده است. جاوا هنوز هم به طور قطع نرم افزار ها را تضمین نمی کند. تقریباً هنوز هم امکان نوشتن برنامه های مشکل ساز در جاوا وجود دارد، هرچند که جاوا برخی از انواع مشخص خطاهای برنامه نویسی را حذف کرده که به طرز چشمگیری نوشتن نرم افزارهای ایمن را آسان تر کرده است . جاوا یک زبان تایپ شده قدرتمند است، که اجازه چک شدن مشکلات و خطاهای تایپی را در زمان کامپایل می دهد. جاوا بسیار قویتر از C++ تایپ شده است که بسیاری از خصوصیات انعطاف پذیر در زمان کامپایل را از C به ارث برده است. مخصوصاً هنگام اعلان توابع، جاوا به مدل اعلان صریح احتیاج دارد. این مسأله ما را از اینکه کامپایلر می تواند خطاهای زمان اعلان را بدست آورد، مطمئن می کند. مسأله ای که منجر به ایجاد برنامه های ایمن تری می شود. یکی از چیزهایی که باعث شده که جاوا ساده باشد عدم وجود اشاره گر ها ومحاسبات بر روی آنها است. این ویژگی حتی قدرت جاوا را هم با از میان بردن یک کلاس سراسری اشاره گر افزایش می دهد.<br />
● ایمن Secure:<br />
یکی از دلایل پرطرفدار بودن جاوا این است که یک زبان ایمن است. این ویژگی مخصوصاً به خاطر طبیعت توزیع شده آن بسیار مهم است. بدون وجود امنیت شما قطعاً نمی خواهید که یک کد را از یک سایت تصادفی اینترنت بارگذاری کنید و به آن اجازه اجرا شدن روی کامپیوتر خودتان را هم بدهید. این دقیقاً همان چیزی است که مردم هرروز با یک کد جاوا انجام می دهند. جاوا به صورت ایمن طراحی شده و چندین لایه کنترل امنیت به وجود می آورد که شما را در برابر کد های خطرساز محافظت می کنند و به کاربر اجازه می دهد که برنامه های ناشناخته را با خیال راحت اجرا کند . کدهای بایتی خراب یا خطرساز ممکن است از ضعف های اجرایی در مفسر جاوا سوءاستفاده کنند. لایه ای که در اینجا ما را به طور ایمن محافظت می کند، مدل جعبه شنی (Sand box) است: کدهای ناشناخته در یک جعبه شنی قرار می گیرند جایی که می توانند به صورت ایمن اجرا شوند، بدون اینکه هیچ صدمه ای به بقیه اجزا یا محیط جاوا بزنند . وقتی یک برنامه کاربردی یا دیگر کدهای ناشناخته در جعبه شنی در حال اجرا است، چند محدودیت در مورد کاری که می تواند انجام دهد، وجود دارد. واضح ترین این محدودیت ها این است که هیچ دسترسی به هیچ یک از فایل های محلی سیستم وجود ندارد. در جعبه شنی محدودیت دیگری هم وجود دارد که به وسیله کلاس مدیریت امنیت اعمال می شود. این مدل در ابتدا از اینکه سیستم های امنیتی را نصب کرده اید یا نه، مطمئن می شود، چرا که همه کلاسهای جاوا نیاز به عملیات حساسی مانند دسترسی به سیستم فایل را دارند. اگر فراخوانی به وسیله یک کد ناشناخته به صورت مستقیم یا غیر مستقیم انجام شد، مدیر امنیت مورد استثنا را می فرستد و عملیات صورت نمی گیرد . و سرانجام در جاوا ۱‎/۱ یک راه حل ممکن دیگر برای مشکلات امنیتی وجود دارد، به وسیله ضمیمه کردن یک امضای دیجیتالی به کد جاوا که اصل آن کد می تواند به صورت پنهانی و نهفته ساخته شود. اگر شما اعتماد خود را به یک شخص یا یک سازمان مشخص کرده باشید، کدی که امضای آن هویت مورد اعتماد روی آن قرار دارد، ایمن و مطمئن است. حتی زمانیکه در حال بارگذاری شدن در شبکه است و ممکن است حتی بدون جلوگیری توسط جعبه شنی اجرا شود.<br />
● عملکرد سطح بالا High Performance :<br />
جاوا یک زبان تفسیر شده است، بنابر این هرگز به سرعت زبان کامپایل شده ای مثل C نخواهد بود. کد C کامپایل شده ۱۰ برابر سریع تر از کد های تفسیر شده جاوا اجرا می شود. اما قبل از اینکه به خاطر این موضوع مأیوس شوید، آگاه باشید که این سرعت بیشتر از آن چیزی است که برای برنامه های پرسرعت، کاربردهایGUI (Graphical User Interface)، برنامه های برمبنای شبکه، جایی که برنامه کاربردی معمولاً آماده برای اجرا شدن است، انتظار برای کاربر که یک دستوری اعمال کند و یا انتظار برای دریافت از شبکه، لازم است. به علاوه قسمت هایی که به سرعت های بالا نیاز دارند، که کارهایی از قبیل الحاق رشته ها و مقایسه را انجام می دهند، با کد محلی جاوا اجرا می شوند . علاوه بر این کارایی، بسیاری از مفسرهای جاوا اکنون شامل کامپایلرهای فقط در زمان « just in time » نیز هستند که می تواند کدهای بایتی جاوا را برای هر نوعCPU در زمان اجرا به کد ماشین ترجمه کند. اگر شما خواهان این هستید که قابل حمل بودن کد ها را قربانی بهبود در سرعت آن کنید، می توانید بخش قابل توجهی از برنامه خود را در C و C++ بنویسید و از روش های مخصوص جاوا برای مشترک کردن با این کد محلی جاوا استفاده کنید.<br />
● چند نخ کشی شده Multitbreaded:<br />
در یک برنامه کاربردی بر مبنای GUI شبکه ای، مثل مرورگر وب، تصور اینکه چند چیز بتوانند به طور همزمان اجرا شوند، آسان است. یک کاربر می تواند همزمان با اینکه دارد یک صفحه وب را می خواند به یک کلیپ صوتی گوش دهد و همزمان در پس زمینه مرورگر یک عکس را بارگذاری کند. جاوا یک زبان چندنخ کشی شده است، که از چندین رشته اجرایی (گاهی پردازش سبک وزن خوانده می شود) پشتیبانی می کند و می تواند چندین کار را انجام دهد. یکی از مزیت های چندنخ کشی شده این است که عملکرد سطح بالایی برای کاربردهای گرافیکی برای کاربر فراهم می کند. اگر شما سعی کرده اید که با نخ ها در C و C++ کار کنید، می دانید که کمی مشکل است. جاوا برنامه نویسی با نخ را بسیار آسان کرده است، با به وجود آوردن زبان درون ساخته شده که از نخ ها پشتیبانی می کند. بسته jana.lang یک کلاس بوجود آورده است که از روش هایی برای شروع و پایان یک نخ و مرتب کردن ترتیب گره ها در میان چیزهای دیگر، پشتیبانی می کند.به دلیل اینکه جاوا استفاده از نخ ها را بسیار ساده می کند، کلاس جاوا در شماری از جاها از این نخ ها استفاده می کند. برای مثال هر برنامه کاربردی که انیمیشن اجرا می کند، از نخ ها استفاده کرده است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تيكه پروني]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11844.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 18:22:49 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11844.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">فكر كنید با بر و بكس سر كو چه واستادین می.بینین قبلی داره میاد چی بهش میگی؟<br />
<br />
هی سیرابی بپیچ اینجا وا نستیا<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_6_3.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_6_3.gif&#93;" /><br />
<br />
بچه این محلی كدو ؟ <img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/00020128.gif" border="0" alt="[تصویر: 00020128.gif&#93;" /><br />
<br />
چطوری جـــــیگر<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_3_1.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_3_1.gif&#93;" /><br />
<br />
آفتاب بدم خدمتتون؟ <img src="http://www.pic4ever.com/images/bb7.gif" border="0" alt="[تصویر: bb7.gif&#93;" /><br />
<br />
بچه ها بیاین بریم بازم این اومد <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_19_5.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_19_5.gif&#93;" /><br />
<br />
واي يكي منو بگيره<img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/TAEL_SmileyCenter_BMC (12).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="ahmaaaaagh" title="ahmaaaaagh" /><br />
<br />
ببین كی اومده!<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_19_2.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_19_2.gif&#93;" /><br />
<br />
ببخشید میشه شمارتونو داشته باشم <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_3_14.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_3_14.gif&#93;" /><br />
<br />
چیه نیگامیگا میكنی؟كتك متك میخوای؟ <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/15/15_4_130.gif" border="0" alt="[تصویر: 15_4_130.gif&#93;" /><br />
<br />
ببین اگه گوش مالی نمیخوای هرروز میای اینجا حاضری میزنی<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_15_24.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_15_24.gif&#93;" /><br />
<br />
چطوری رفیق كم پیدایی؟<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_1_1.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_1_1.gif&#93;" /><br />
<br />
سیگار داری؟<img src="http://www.pic4ever.com/images/bad_boys_20.gif" border="0" alt="[تصویر: bad_boys_20.gif&#93;" /><br />
<br />
خوب شد اومدی بریم یه دست فوتبال بزنیم؟<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/18/18_10_17.gif" border="0" alt="[تصویر: 18_10_17.gif&#93;" /><br />
<br />
دهات چه خبر؟<img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203FB.gif" border="0" alt="[تصویر: 000203FB.gif&#93;" /><br />
<br />
بقيشم ديگه هر چي دوست دارين بگين<img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/evilgrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Evilgrin" title="Evilgrin" /><br />
<br />
از افراد بی جنبه صمیمانه خواشمندیم از ته كوچه رد بشن<img src="http://www.funpatogh.com/forum/images/smilies/129fs370785.gif" border="0" alt="[تصویر: 129fs370785.gif&#93;" /></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">فكر كنید با بر و بكس سر كو چه واستادین می.بینین قبلی داره میاد چی بهش میگی؟<br />
<br />
هی سیرابی بپیچ اینجا وا نستیا<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_6_3.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_6_3.gif]" /><br />
<br />
بچه این محلی كدو ؟ <img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/00020128.gif" border="0" alt="[تصویر: 00020128.gif]" /><br />
<br />
چطوری جـــــیگر<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_3_1.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_3_1.gif]" /><br />
<br />
آفتاب بدم خدمتتون؟ <img src="http://www.pic4ever.com/images/bb7.gif" border="0" alt="[تصویر: bb7.gif]" /><br />
<br />
بچه ها بیاین بریم بازم این اومد <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_19_5.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_19_5.gif]" /><br />
<br />
واي يكي منو بگيره<img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/TAEL_SmileyCenter_BMC (12).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="ahmaaaaagh" title="ahmaaaaagh" /><br />
<br />
ببین كی اومده!<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_19_2.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_19_2.gif]" /><br />
<br />
ببخشید میشه شمارتونو داشته باشم <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_3_14.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_3_14.gif]" /><br />
<br />
چیه نیگامیگا میكنی؟كتك متك میخوای؟ <img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/15/15_4_130.gif" border="0" alt="[تصویر: 15_4_130.gif]" /><br />
<br />
ببین اگه گوش مالی نمیخوای هرروز میای اینجا حاضری میزنی<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_15_24.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_15_24.gif]" /><br />
<br />
چطوری رفیق كم پیدایی؟<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/36/36_1_1.gif" border="0" alt="[تصویر: 36_1_1.gif]" /><br />
<br />
سیگار داری؟<img src="http://www.pic4ever.com/images/bad_boys_20.gif" border="0" alt="[تصویر: bad_boys_20.gif]" /><br />
<br />
خوب شد اومدی بریم یه دست فوتبال بزنیم؟<img src="http://smileys.smileycentral.com/cat/18/18_10_17.gif" border="0" alt="[تصویر: 18_10_17.gif]" /><br />
<br />
دهات چه خبر؟<img src="http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203FB.gif" border="0" alt="[تصویر: 000203FB.gif]" /><br />
<br />
بقيشم ديگه هر چي دوست دارين بگين<img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/newwww smiles/evilgrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Evilgrin" title="Evilgrin" /><br />
<br />
از افراد بی جنبه صمیمانه خواشمندیم از ته كوچه رد بشن<img src="http://www.funpatogh.com/forum/images/smilies/129fs370785.gif" border="0" alt="[تصویر: 129fs370785.gif]" /></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شخصیتهای کارتونی و .........]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11843.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 18:22:26 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11843.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Verdana;"><span style="font-size: large;">( رئیس سازمان میراث فرهنگی : « مارکوپولو » جاسوس بوده است ) !<br />
<br />
<br />
به دنبال افشای این حقیقت ، روسای سازمان های دیگر نیز سریعا دست به کار شدند و تحقیقات گسترده ای را انجام دادند که نتایج زیر حاصل این تحقیقات می باشد :<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گوریل انگوری »</span> تولید کننده مشروبات الکلی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسر شجاع »</span> عامل انتحاری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پلنگ صورتی »</span> تئوریسین انقلاب رنگی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوک خوش شانس »</span> مروج عقاید خرافی در خصوص شانس و طالع و قمارباز حرفه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه سگ »</span> حاصل روابط نامشروع بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های کوه آلپ »</span> گروهک تروریستی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« علاء الدین »</span> سلطنت طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پت و مت »</span> عامل اصلی فرار مغزها بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابین هود »</span> متخصص سرقت خودروهای گرانقیمت بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« پینوکیو »</span> دروغگو و عامل نشر اکاذیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بابالنگ دراز »</span> بعنوان نردبام در خدمت سارقان منازل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چوبین »</span> عامل قطع بی رویه درختان جنگل های شمال کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بارباپاپا »</span> استاد تغییر چهره و کلاهبرداری از این طریق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بنر سنجاب »</span> محتکر آجیل و عامل گرانی آن در شب عید بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سیندرلا »</span> سرکرده باند اغفال پسران پولدار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تام بند انگشتی »</span> بعنوان یک وسیله جاسوسی در خدمت سازمان های موساد و سیا بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مهاجران »</span> باند ورود مهاجران غیر قانونی به کشور بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دکتر بزی » </span>زیر میزی بگیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دون دون »</span> عامل شیوع بیماری های ایدز و هپاتیت در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پرنس جان »</span> استعمارگر و استثمارگر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ملوان زبل »</span> توزیع کننده مواد دوپینگی و نیروزا بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاپیتان هوک »</span> به جرم استفاده از دستگاه گنج یاب بدون مجوز قانونی تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جیمبو »</span> عامل اصلی سوانح هوایی کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جودی آبوت »</span> سرکرده جنبش های دانشجویی و تجمعات بدون مجوز دانشجویان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاسپر »</span> در کار احضار ارواح بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« حنا »</span> عامل آبیاری مزارع با فاضلاب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پدر پسر شجاع »</span> قاچاقچی مواد مخدر بخصوص توتون پیپ بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کنه »</span> تهدیدی علیه بهداشت عمومی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میتی کمان »</span> مامور مخصوص سازمان سیا جهت جمع آوری اطلاعات محرمانه از نقاط مختلف کشور در پوشش سفرهای استانی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دخترک کبریت فروش »</span> مواد فروش بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هایدی »</span> موجب مهاجرت بی رویه روستایان به شهرها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوباسا اوزارا »</span> دلال بازیکن و دوپینگی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سفید برفی و هفت کوتوله » </span>باند اغفال و سرقت اموال مردان هوسران بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شرک »</span> <span style="color: #32CD32;">اغتشاش طلب بوده است .<br />
</span><br />
<span style="color: #FF0000;">« علی کوچولو »</span> در جیب شلوارش چند بسته مواد محترقه بوده و کلا بچه تخسی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شنل قرمزی »</span> لیدر تماشاگرنماها و عامل برد تیم محبوبش در دربی پایتخت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دکتر ارنست »</span> جاعل مدارک تحصیلی دوره دکتری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سفید دندان </span>» بازیگر تبلیغات تلویزیونی خمیردندان های غیراستاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میکی موس »</span> مرتکب جرائم رایانه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آنت »</span> بی عاطفه و بی احساس بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« خانم فریزر »</span> توزیع کننده گوشت منجمد الاغ در رستوران های کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسرخاله »</span> مافیای نان و نفت بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« کوزت </span>» تبعه بیگانه غیر قانونی بکارگرفته شده جهت مشاغل سخت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« یوگی و دوستان »</span> هواپیما ربا بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« باب موران »</span> آدم کش حرفه ای تحت تعلیم سازمان های بیگانه بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« تابالوگا »</span> به دنبال شعله ور کردن آتش فتنه در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ابوت و کاستلو »</span> ارازل و اوباش بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« بانی خرگوشه »</span> به جرم سرقت از مزارع تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میگ میگ »</span> راننده بی احتیاط و خاطی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه های اشرافی »</span> به دنبال ترویج فرهنگ اشرافی گری در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« معاون کلانتر »</span> جاعل عنوان مامور پلیس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دن کیشوت »</span> اسکول بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مادربزرگه »</span> به تشخیص وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کیمبا شیر سفید »</span> نژادپرست بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تام و جری »</span> اخلال گران در نظم و امنیت عمومی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رئیس کلا »</span> رئیس اداره ای که درآن اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری میلیاردی می شده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تارزان </span>» جزو گروه القاعده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دارکوب زبله »</span> عامل ایجاد آلودگی صوتی در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گلوم »</span> با بیان مکرر جمله " من می دونستم " مدعی داشتن علم غیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاکرو یوگا </span>» ناقض منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شلمان »</span> توزیع کننده غیرمجاز قرص های خواب آور و مواد بیهوشی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ای کیو سان »</span> مغز متفکر باندهای سرقت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بیگلی بیگلی »</span> به جرم حمل بار بیشتر از حد مجاز با خودروی شخصی تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مگ مگ و دوستان »</span> مزاحم نوامیس مردم بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مورچه خوار »</span> خوشه 3 ای و خواستار نابودی طبقه کارگر یعنی خوشه یکی ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سیلوستر »</span> در تلاش برای تصرف عدوانی مال غیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نمو » </span>از کانون خانواده فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هانسل و گرتل »</span> ترویج کننده فرهنگ اسراف نان در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ماسک »</span> توزیع کننده ماسک بین اغتشاشگران جهت جلوگیری از شناسایی شدن آن ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیر شاه </span>» خائن ، وطن فروش و بازیچه دست بیگانگان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« داداش کاییکو »</span> زورگیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گنجشگک اشی مشی »</span> به جرم کفتر بازی لب بام منازل شهروندان تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جعفری »</span> توزیع کننده سبزی های آلوده به بیماری وبا در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« اسکوروچ »</span> مفسد اقتصادی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« استرلینگ »</span> در زمینه صید بدون مجوز حیوانات حفاظت شده فعال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زهره و زهرا »</span> توزیع کننده عکسهای براد پیت ، کریستین رونالدو و محمدرضا گلزار در مدارس دخترانه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گامبالو </span>» از مخالفان رژیم (!) ( غذایی ) بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بارون آلواین »</span> سوء استفاده کننده از مقام و موقعیت خود در حکومت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میو میو »</span> عوضی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زورو » </span>بخاطر حک کردن بدون مجوز تبلیغات خود در سطح شهر تحت پیگرد قانونی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دارا و سارا »</span> مافیای لوازم التحریر در کشور بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شاهزاده با اسب سفید </span>» سرکرده باند اغفال دختران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« الفی » </span>مثل پدرش کچل بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« نیلز » </span>به جرم آزار حیوانات از سوی انجمن حمایت از حیوانات تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تسوکه </span>» قمه کش حرفه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کارآگاه موشه »</span> پلیس کثیفی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میکروبی »</span> رئیس کارخانه تولید مواد شوینده و بهداشتی غیر استاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سرندی پیتی »</span> سارق اطفال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جادوگر شهر از </span>» اجیرشده تعدادی از سرمربیان تیم های فوتبال جهت تغییر نتایج لیگ بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سنجد »</span> گزارشگر شبکه های بیگانه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هادی و هدی »</span> فرزندان نا خلف و غیر صالح بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ژان وال ژان »</span> محکوم به تقلب در انتخابات شهرداریها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« وروجک »</span> خلافکار نامحسوس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پروفسور بالتازار </span>» رئیس لابراتوار ساخت قرص های روانگردان و مواد مخدر شیمیایی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سائو سائو </span>» جنایتکار جنگی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« پت پستچی »</span> ارسال کننده ایمیل های حاوی ویروس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« درون و برون </span>» جاسوس دوجانبه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آنشرلی » </span>وارد کننده رنگ مو و لوازم آرایشی غیراستاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گیگیلی »</span> معتاد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوپر من »</span> توزیع کننده فیلم های غیرمجاز ( 18+ ) بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مدرسه موش ها »</span> بدلایل بهداشتی و امنیتی از سوی شهرداری محکوم به تخریب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برونکا »</span> عامل پشت پرده ترورهای سازماندهی شده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پرین و مادرش »</span> باند تهیه و توزیع عکس های غیراخلاقی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خپل »</span> نزول خوار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسر مبتکر » </span>در زمینه تبدیل کارت تلفن به کارت سوخت و کارت عابر بانک فعال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برادران دالتون »</span> محارب و مفسد فی الارض بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« چوپان دروغگو </span>» مسئول بیان علت سوانح هوایی و ریلی کشور در رسانه ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیلا »</span> از خواننده های زن آن ور آبی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جوجه اردک زشت »</span> متخصص قلابی جراحی های زیبایی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فرشته مهربون »</span> حوری فراری از بهشت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شنگول و منگول »</span> بزغاله های ترنس ژن ( تراریخته ) موسسه رویان و بی پدر و مادر بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بزبز قندی </span>» مافیای قند و شکر بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« گالیور »</span> بخاطر داشتن نقشه گنج از دست سازمان میراث فرهنگی فراری بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« زبل خان »</span> شکارچی غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جولز و جولی » </span>شیطان پرست و دارای نیروهای شیطانی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دنیس »</span> ناقض حقوق همسایگان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شوالیه های عدالت »</span> خواستار سهم بیشتری از سود سهام عدالت بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوسی می »</span> خیلی لوس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کارآگاه گجت »</span> سوء قصد کننده به جان افسر مافوق خود بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آلیس </span>» به جرم ورود غیرقانونی به سرزمین های ممنوعه تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هرکولس </span>» شرخر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هاچ زنبور عسل »</span> تولید کننده عسل های قلابی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بیل فانوس دریایی »</span> بخاطر روشن گذاشتن چراغ از شب تا صبح ، اسرافکار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« الیور توئیست »</span> متکدی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زیبای خفته »</span> مروج فرهنگ تنبلی و تن پروری در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه نره </span>» عامل توهین به جامعه مردان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تلسی تاکسیدو »</span> بخاطر سوارکردن دونفر در صندلی جلوی تاکسی متخلف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابرت استرانگ »</span> سارق به عنف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چاق و لاغر »</span> مانکن های تبلیغاتی موسسات غیر مجاز افزایش و کاهش وزن بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هاکلبری فین »</span> اجاره دهنده قایق پدالو به مردم بدون جلیقه نجات بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیپورچی »</span> سخنگوی احزاب مخالف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تن تن »</span> عامل رواج مدل های موی غربی در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کوتلاس »</span> حمل کننده اسلحه غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کار و اندیشه »</span> مبلغ اندیشه کمونیستی در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نیش نیش »</span> الگو و مشوق اصلی مادر زن و مادر شوهرهای کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوسین »</span> بدلیل نقص عضو مجنی علیه بطور خطای محض محکوم به پرداخت دیه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بامزی »</span> محتکر عسل و عامل گرانی آن در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لولک و بولک »</span> تخریب کننده اموال عمومی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله قورباغه »</span> خیلی وراج بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مسافر کوچولو »</span> از طریق پنهان شدن در داشبورد خودروها ، مسافر قاچاق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مادر هاچ زنبور عسل »</span> کلاهبردار میلیاردی فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سارا کورو </span>» به تذکرات گشت ارشاد بی توجه بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« لاک پشت های نینجا </span>» عامل نزاع های دسته جمعی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خانوم کوچولو »</span> با تغییر شناسنامه و جراحی زیبایی کوچک بنظر می آمده وگرنه پیرزن بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تویتی »</span> خواننده زیر زمینی غیرمجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جک » </span>عامل گرانی قیمت حبوبات ، طلا و آلات موسیقی در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لیوبی </span>» جنگ طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله قزی »</span> عامل جذب مردان و تشویق آنها به ازدواج مجدد بدون اجازه همسر سابق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه چکمه پوش »</span> از مظاهر فساد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میشل استروگف »</span> بر هم زننده امنیت کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ماسکی »</span> توهین کننده به مامور دولت حین انجام وظیفه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پیتر پن »</span> به جرم پرواز بدون مجوز و دید زدن منازل شهروندان تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مخمل »</span> بنیانگذار انقلاب های مخملی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بز زنگوله پا </span>» قاتل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گوش مروارید »</span> سرکرده باند سرقت از جواهرفروشی ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بلفی و لی لی بیت »</span> دوستان خیابانی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برتا ماشین همه کاره »</span> محصول جدید گروه صنعتی ایران خودرو بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابینسون کروزو </span>» مدعی مالکیت جزایر سه گانه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« باربی </span>» دماغ عملی ، لب ژلی ، گونه بوتاکسی ، دندان ارتدونسی ، چشم لیزیکی ، ابرو تاتویی ، مو های لایتی و شکم لیپوساکشنی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« روباه مکار »</span> سرشاخه یک شرکت هرمی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پری دریایی »</span> عامل کشته شدن تعداد زیادی غواص چشم چران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فردی مورچه سیاه »</span> طرفدار و رایت کننده بدون مجوز سی دی های رضا صادقی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« حسنی </span>» عامل انتشار بیماری آنفلوانزای نوع A در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آقای سکسکه </span>» رهبر جنبش برانداز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله ریزه »</span> از طریق ارتباط با مرتاض 400 ساله هندی قادر به تغییر اندازه خود بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نوک طلا و نوک سیاه </span>» مافیای طلای سیاه (نفت) بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سندباد </span>» سرکرده دزدان دریایی سومالی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« مول موش کور </span>» از سوی شهرداری منطقه محکوم به حفاری غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ارباب داک »</span> زمینخوار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوزی »</span> متخصص سوزاندن دل ، دماغ و جاهای دیگر پسران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پینگو پنگوئن </span>» فحاش بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« زنان کوچک »</span> در کار جعل شناسنامه و کاهش سن قانونی بانوان بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ابر قد قد »</span> عامل فریب افکار عمومی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فیلاس فاگ </span>» مجرم بین المللی و تحت تعقیب از سوی پلیس اینترپل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کلاه قرمزی » </span>کلاهبردار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های مدرسه والت </span>» خواستار ترویج ازدواج موقت بین دانش آموزان بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« توشیشان »</span> زیاده خواه و جاه طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خرس مهربون »</span> اسمش مترادف با سیاست چماغ و هویج کشورهای غربی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پدر ژپتو »</span> فاقد صلاحیت لازم برای تربیت فرزندش بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کنا »</span> بدلیل ظاهر شدن در ملا عام با پوشش نامناسب مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هبه انگور </span>» محکوم به معاونت در قتل عمد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« باب اسفنجی »</span> تئوریسین براندازی نرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دامبو فیل پرنده »</span> الهام بخش مخترع هواپیمای توپولوف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سپاستین »</span> به دلیل ایجاد رعب و وحشت در جامعه از طریق سگ خود مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« علی بابا »</span> شاه دزد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های کوه تاراک »</span> اشرار مسلح بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نیک و نیکو »</span> سارق و کلاهبردار حرفه ای در پوشش موسسات خیریه نیکوکاری بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چشم زرد »</span> مبتلا به یک نوع بیماری نادر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سه کله پوک »</span> ... و ... و ... بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زی زی گولو »</span> مروج فرهنگ غلط و ضد اخلاقی زی زی ( زن ذلیلی ) در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نل »</span> دختر فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« واتو واتو »</span> هنوز معلوم نیست چی بوده است .<br />
<br />
« بل » ، « بوشوک » ، « گوفی » ، « هاپوکومار » ، « دروپی » ، « پا کوتاه » ، « سگ آقای پتیبل » ، « برین » ،« زمبه » ، « 101 سگ خالدار » و « گرومیت » هم سگ های ولگرد مشکوک به ابتلا به هاری بوده اند .<br />
<br />
لازم به ذکر است که پرونده « اوگی » ، « مورچه زی » ، « سایو جان » ، « پو » ، « سایمون » ، « رامکال » ، « گربه گارفیلد » ، « السون و ولسون » ، « پوم پوم » ، « اسپیرو و فانتازیو » ، « ووک » ، « پاریکال » ، « دیو و دلبر » ، « بامبی » ، « شین سه » ، « تام سایر » ، « میشکا و موشکا » ، « فلیکس » ، « والاس » ، « آناستازیا » ، « میشا » ، « مامفی » ، « پوکانتس » ، « دونالد » ، « بلیک و مولتیمر » ، « پوکیمون » و « یونیکو اسب شاخدار » نیز در حال بررسی است و نتیجه تحقیقات در زمینه جرایم ارتکابی این متهمان هم به زودی منتشر خواهد شد .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Verdana;"><span style="font-size: large;">( رئیس سازمان میراث فرهنگی : « مارکوپولو » جاسوس بوده است ) !<br />
<br />
<br />
به دنبال افشای این حقیقت ، روسای سازمان های دیگر نیز سریعا دست به کار شدند و تحقیقات گسترده ای را انجام دادند که نتایج زیر حاصل این تحقیقات می باشد :<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گوریل انگوری »</span> تولید کننده مشروبات الکلی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسر شجاع »</span> عامل انتحاری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پلنگ صورتی »</span> تئوریسین انقلاب رنگی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوک خوش شانس »</span> مروج عقاید خرافی در خصوص شانس و طالع و قمارباز حرفه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه سگ »</span> حاصل روابط نامشروع بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های کوه آلپ »</span> گروهک تروریستی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« علاء الدین »</span> سلطنت طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پت و مت »</span> عامل اصلی فرار مغزها بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابین هود »</span> متخصص سرقت خودروهای گرانقیمت بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« پینوکیو »</span> دروغگو و عامل نشر اکاذیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بابالنگ دراز »</span> بعنوان نردبام در خدمت سارقان منازل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چوبین »</span> عامل قطع بی رویه درختان جنگل های شمال کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بارباپاپا »</span> استاد تغییر چهره و کلاهبرداری از این طریق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بنر سنجاب »</span> محتکر آجیل و عامل گرانی آن در شب عید بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سیندرلا »</span> سرکرده باند اغفال پسران پولدار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تام بند انگشتی »</span> بعنوان یک وسیله جاسوسی در خدمت سازمان های موساد و سیا بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مهاجران »</span> باند ورود مهاجران غیر قانونی به کشور بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دکتر بزی » </span>زیر میزی بگیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دون دون »</span> عامل شیوع بیماری های ایدز و هپاتیت در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پرنس جان »</span> استعمارگر و استثمارگر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ملوان زبل »</span> توزیع کننده مواد دوپینگی و نیروزا بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاپیتان هوک »</span> به جرم استفاده از دستگاه گنج یاب بدون مجوز قانونی تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جیمبو »</span> عامل اصلی سوانح هوایی کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جودی آبوت »</span> سرکرده جنبش های دانشجویی و تجمعات بدون مجوز دانشجویان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاسپر »</span> در کار احضار ارواح بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« حنا »</span> عامل آبیاری مزارع با فاضلاب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پدر پسر شجاع »</span> قاچاقچی مواد مخدر بخصوص توتون پیپ بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کنه »</span> تهدیدی علیه بهداشت عمومی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میتی کمان »</span> مامور مخصوص سازمان سیا جهت جمع آوری اطلاعات محرمانه از نقاط مختلف کشور در پوشش سفرهای استانی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دخترک کبریت فروش »</span> مواد فروش بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هایدی »</span> موجب مهاجرت بی رویه روستایان به شهرها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوباسا اوزارا »</span> دلال بازیکن و دوپینگی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سفید برفی و هفت کوتوله » </span>باند اغفال و سرقت اموال مردان هوسران بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شرک »</span> <span style="color: #32CD32;">اغتشاش طلب بوده است .<br />
</span><br />
<span style="color: #FF0000;">« علی کوچولو »</span> در جیب شلوارش چند بسته مواد محترقه بوده و کلا بچه تخسی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شنل قرمزی »</span> لیدر تماشاگرنماها و عامل برد تیم محبوبش در دربی پایتخت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دکتر ارنست »</span> جاعل مدارک تحصیلی دوره دکتری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سفید دندان </span>» بازیگر تبلیغات تلویزیونی خمیردندان های غیراستاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میکی موس »</span> مرتکب جرائم رایانه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آنت »</span> بی عاطفه و بی احساس بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« خانم فریزر »</span> توزیع کننده گوشت منجمد الاغ در رستوران های کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسرخاله »</span> مافیای نان و نفت بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« کوزت </span>» تبعه بیگانه غیر قانونی بکارگرفته شده جهت مشاغل سخت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« یوگی و دوستان »</span> هواپیما ربا بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« باب موران »</span> آدم کش حرفه ای تحت تعلیم سازمان های بیگانه بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« تابالوگا »</span> به دنبال شعله ور کردن آتش فتنه در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ابوت و کاستلو »</span> ارازل و اوباش بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« بانی خرگوشه »</span> به جرم سرقت از مزارع تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میگ میگ »</span> راننده بی احتیاط و خاطی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه های اشرافی »</span> به دنبال ترویج فرهنگ اشرافی گری در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« معاون کلانتر »</span> جاعل عنوان مامور پلیس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دن کیشوت »</span> اسکول بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مادربزرگه »</span> به تشخیص وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کیمبا شیر سفید »</span> نژادپرست بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تام و جری »</span> اخلال گران در نظم و امنیت عمومی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رئیس کلا »</span> رئیس اداره ای که درآن اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری میلیاردی می شده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تارزان </span>» جزو گروه القاعده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دارکوب زبله »</span> عامل ایجاد آلودگی صوتی در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گلوم »</span> با بیان مکرر جمله " من می دونستم " مدعی داشتن علم غیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کاکرو یوگا </span>» ناقض منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شلمان »</span> توزیع کننده غیرمجاز قرص های خواب آور و مواد بیهوشی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ای کیو سان »</span> مغز متفکر باندهای سرقت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بیگلی بیگلی »</span> به جرم حمل بار بیشتر از حد مجاز با خودروی شخصی تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مگ مگ و دوستان »</span> مزاحم نوامیس مردم بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مورچه خوار »</span> خوشه 3 ای و خواستار نابودی طبقه کارگر یعنی خوشه یکی ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سیلوستر »</span> در تلاش برای تصرف عدوانی مال غیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نمو » </span>از کانون خانواده فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هانسل و گرتل »</span> ترویج کننده فرهنگ اسراف نان در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ماسک »</span> توزیع کننده ماسک بین اغتشاشگران جهت جلوگیری از شناسایی شدن آن ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیر شاه </span>» خائن ، وطن فروش و بازیچه دست بیگانگان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« داداش کاییکو »</span> زورگیر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گنجشگک اشی مشی »</span> به جرم کفتر بازی لب بام منازل شهروندان تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جعفری »</span> توزیع کننده سبزی های آلوده به بیماری وبا در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« اسکوروچ »</span> مفسد اقتصادی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« استرلینگ »</span> در زمینه صید بدون مجوز حیوانات حفاظت شده فعال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زهره و زهرا »</span> توزیع کننده عکسهای براد پیت ، کریستین رونالدو و محمدرضا گلزار در مدارس دخترانه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گامبالو </span>» از مخالفان رژیم (!) ( غذایی ) بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بارون آلواین »</span> سوء استفاده کننده از مقام و موقعیت خود در حکومت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میو میو »</span> عوضی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زورو » </span>بخاطر حک کردن بدون مجوز تبلیغات خود در سطح شهر تحت پیگرد قانونی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دارا و سارا »</span> مافیای لوازم التحریر در کشور بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شاهزاده با اسب سفید </span>» سرکرده باند اغفال دختران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« الفی » </span>مثل پدرش کچل بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« نیلز » </span>به جرم آزار حیوانات از سوی انجمن حمایت از حیوانات تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تسوکه </span>» قمه کش حرفه ای بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کارآگاه موشه »</span> پلیس کثیفی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میکروبی »</span> رئیس کارخانه تولید مواد شوینده و بهداشتی غیر استاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سرندی پیتی »</span> سارق اطفال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جادوگر شهر از </span>» اجیرشده تعدادی از سرمربیان تیم های فوتبال جهت تغییر نتایج لیگ بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سنجد »</span> گزارشگر شبکه های بیگانه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هادی و هدی »</span> فرزندان نا خلف و غیر صالح بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ژان وال ژان »</span> محکوم به تقلب در انتخابات شهرداریها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« وروجک »</span> خلافکار نامحسوس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پروفسور بالتازار </span>» رئیس لابراتوار ساخت قرص های روانگردان و مواد مخدر شیمیایی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سائو سائو </span>» جنایتکار جنگی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« پت پستچی »</span> ارسال کننده ایمیل های حاوی ویروس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« درون و برون </span>» جاسوس دوجانبه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آنشرلی » </span>وارد کننده رنگ مو و لوازم آرایشی غیراستاندارد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گیگیلی »</span> معتاد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوپر من »</span> توزیع کننده فیلم های غیرمجاز ( 18+ ) بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مدرسه موش ها »</span> بدلایل بهداشتی و امنیتی از سوی شهرداری محکوم به تخریب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برونکا »</span> عامل پشت پرده ترورهای سازماندهی شده بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پرین و مادرش »</span> باند تهیه و توزیع عکس های غیراخلاقی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خپل »</span> نزول خوار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پسر مبتکر » </span>در زمینه تبدیل کارت تلفن به کارت سوخت و کارت عابر بانک فعال بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برادران دالتون »</span> محارب و مفسد فی الارض بوده اند .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« چوپان دروغگو </span>» مسئول بیان علت سوانح هوایی و ریلی کشور در رسانه ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیلا »</span> از خواننده های زن آن ور آبی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جوجه اردک زشت »</span> متخصص قلابی جراحی های زیبایی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فرشته مهربون »</span> حوری فراری از بهشت بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شنگول و منگول »</span> بزغاله های ترنس ژن ( تراریخته ) موسسه رویان و بی پدر و مادر بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بزبز قندی </span>» مافیای قند و شکر بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« گالیور »</span> بخاطر داشتن نقشه گنج از دست سازمان میراث فرهنگی فراری بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« زبل خان »</span> شکارچی غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جولز و جولی » </span>شیطان پرست و دارای نیروهای شیطانی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دنیس »</span> ناقض حقوق همسایگان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شوالیه های عدالت »</span> خواستار سهم بیشتری از سود سهام عدالت بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوسی می »</span> خیلی لوس بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کارآگاه گجت »</span> سوء قصد کننده به جان افسر مافوق خود بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آلیس </span>» به جرم ورود غیرقانونی به سرزمین های ممنوعه تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هرکولس </span>» شرخر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هاچ زنبور عسل »</span> تولید کننده عسل های قلابی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بیل فانوس دریایی »</span> بخاطر روشن گذاشتن چراغ از شب تا صبح ، اسرافکار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« الیور توئیست »</span> متکدی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زیبای خفته »</span> مروج فرهنگ تنبلی و تن پروری در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه نره </span>» عامل توهین به جامعه مردان بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تلسی تاکسیدو »</span> بخاطر سوارکردن دونفر در صندلی جلوی تاکسی متخلف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابرت استرانگ »</span> سارق به عنف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چاق و لاغر »</span> مانکن های تبلیغاتی موسسات غیر مجاز افزایش و کاهش وزن بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هاکلبری فین »</span> اجاره دهنده قایق پدالو به مردم بدون جلیقه نجات بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« شیپورچی »</span> سخنگوی احزاب مخالف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تن تن »</span> عامل رواج مدل های موی غربی در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کوتلاس »</span> حمل کننده اسلحه غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کار و اندیشه »</span> مبلغ اندیشه کمونیستی در جامعه بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نیش نیش »</span> الگو و مشوق اصلی مادر زن و مادر شوهرهای کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لوسین »</span> بدلیل نقص عضو مجنی علیه بطور خطای محض محکوم به پرداخت دیه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بامزی »</span> محتکر عسل و عامل گرانی آن در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لولک و بولک »</span> تخریب کننده اموال عمومی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله قورباغه »</span> خیلی وراج بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مسافر کوچولو »</span> از طریق پنهان شدن در داشبورد خودروها ، مسافر قاچاق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مادر هاچ زنبور عسل »</span> کلاهبردار میلیاردی فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سارا کورو </span>» به تذکرات گشت ارشاد بی توجه بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« لاک پشت های نینجا </span>» عامل نزاع های دسته جمعی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خانوم کوچولو »</span> با تغییر شناسنامه و جراحی زیبایی کوچک بنظر می آمده وگرنه پیرزن بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« تویتی »</span> خواننده زیر زمینی غیرمجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« جک » </span>عامل گرانی قیمت حبوبات ، طلا و آلات موسیقی در بازار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« لیوبی </span>» جنگ طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله قزی »</span> عامل جذب مردان و تشویق آنها به ازدواج مجدد بدون اجازه همسر سابق بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گربه چکمه پوش »</span> از مظاهر فساد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« میشل استروگف »</span> بر هم زننده امنیت کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ماسکی »</span> توهین کننده به مامور دولت حین انجام وظیفه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پیتر پن »</span> به جرم پرواز بدون مجوز و دید زدن منازل شهروندان تحت تعقیب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« مخمل »</span> بنیانگذار انقلاب های مخملی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بز زنگوله پا </span>» قاتل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« گوش مروارید »</span> سرکرده باند سرقت از جواهرفروشی ها بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بلفی و لی لی بیت »</span> دوستان خیابانی بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« برتا ماشین همه کاره »</span> محصول جدید گروه صنعتی ایران خودرو بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« رابینسون کروزو </span>» مدعی مالکیت جزایر سه گانه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« باربی </span>» دماغ عملی ، لب ژلی ، گونه بوتاکسی ، دندان ارتدونسی ، چشم لیزیکی ، ابرو تاتویی ، مو های لایتی و شکم لیپوساکشنی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« روباه مکار »</span> سرشاخه یک شرکت هرمی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پری دریایی »</span> عامل کشته شدن تعداد زیادی غواص چشم چران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فردی مورچه سیاه »</span> طرفدار و رایت کننده بدون مجوز سی دی های رضا صادقی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« حسنی </span>» عامل انتشار بیماری آنفلوانزای نوع A در کشور بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« آقای سکسکه </span>» رهبر جنبش برانداز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خاله ریزه »</span> از طریق ارتباط با مرتاض 400 ساله هندی قادر به تغییر اندازه خود بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نوک طلا و نوک سیاه </span>» مافیای طلای سیاه (نفت) بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سندباد </span>» سرکرده دزدان دریایی سومالی بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« مول موش کور </span>» از سوی شهرداری منطقه محکوم به حفاری غیر مجاز بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ارباب داک »</span> زمینخوار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سوزی »</span> متخصص سوزاندن دل ، دماغ و جاهای دیگر پسران بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پینگو پنگوئن </span>» فحاش بوده است .<br />
<span style="color: #FF0000;"><br />
« زنان کوچک »</span> در کار جعل شناسنامه و کاهش سن قانونی بانوان بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« ابر قد قد »</span> عامل فریب افکار عمومی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« فیلاس فاگ </span>» مجرم بین المللی و تحت تعقیب از سوی پلیس اینترپل بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کلاه قرمزی » </span>کلاهبردار بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های مدرسه والت </span>» خواستار ترویج ازدواج موقت بین دانش آموزان بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« توشیشان »</span> زیاده خواه و جاه طلب بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« خرس مهربون »</span> اسمش مترادف با سیاست چماغ و هویج کشورهای غربی بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« پدر ژپتو »</span> فاقد صلاحیت لازم برای تربیت فرزندش بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« کنا »</span> بدلیل ظاهر شدن در ملا عام با پوشش نامناسب مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« هبه انگور </span>» محکوم به معاونت در قتل عمد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« باب اسفنجی »</span> تئوریسین براندازی نرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« دامبو فیل پرنده »</span> الهام بخش مخترع هواپیمای توپولوف بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سپاستین »</span> به دلیل ایجاد رعب و وحشت در جامعه از طریق سگ خود مجرم بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« علی بابا »</span> شاه دزد بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« بچه های کوه تاراک »</span> اشرار مسلح بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نیک و نیکو »</span> سارق و کلاهبردار حرفه ای در پوشش موسسات خیریه نیکوکاری بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« چشم زرد »</span> مبتلا به یک نوع بیماری نادر بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« سه کله پوک »</span> ... و ... و ... بوده اند .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« زی زی گولو »</span> مروج فرهنگ غلط و ضد اخلاقی زی زی ( زن ذلیلی ) در جامعه بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« نل »</span> دختر فراری بوده است .<br />
<br />
<span style="color: #FF0000;">« واتو واتو »</span> هنوز معلوم نیست چی بوده است .<br />
<br />
« بل » ، « بوشوک » ، « گوفی » ، « هاپوکومار » ، « دروپی » ، « پا کوتاه » ، « سگ آقای پتیبل » ، « برین » ،« زمبه » ، « 101 سگ خالدار » و « گرومیت » هم سگ های ولگرد مشکوک به ابتلا به هاری بوده اند .<br />
<br />
لازم به ذکر است که پرونده « اوگی » ، « مورچه زی » ، « سایو جان » ، « پو » ، « سایمون » ، « رامکال » ، « گربه گارفیلد » ، « السون و ولسون » ، « پوم پوم » ، « اسپیرو و فانتازیو » ، « ووک » ، « پاریکال » ، « دیو و دلبر » ، « بامبی » ، « شین سه » ، « تام سایر » ، « میشکا و موشکا » ، « فلیکس » ، « والاس » ، « آناستازیا » ، « میشا » ، « مامفی » ، « پوکانتس » ، « دونالد » ، « بلیک و مولتیمر » ، « پوکیمون » و « یونیکو اسب شاخدار » نیز در حال بررسی است و نتیجه تحقیقات در زمینه جرایم ارتکابی این متهمان هم به زودی منتشر خواهد شد .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ماه خالدار ! ( جالب و آخر خنده ! )]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11842.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 17:21:07 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11842.html</guid>
			<description><![CDATA[گویند که در زمانه ای نه چندان قدیم روزی پسری بهخانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب که الان درحال حضرم . پس مادر آنچنان که رسم مادران است به سینه بکوفت که چه شده ایگل پسرکم !<br />
پسر نگاهی به مادر بکرد و گفت که اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم کهامروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاههمان و عشق همان ! پس اینک از تو مادر بزرگوار خواهم که به خانه آنها رویو او را به نکاح (عقد )من در آری که دیگر تاب دوری او را بیش از این درمننیست !!!<br />
مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبرکم من حرفیندارم و بسی خوشحالم که تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابانو ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج کردن<br />
<br />
اما بهتر است که لختی درنگ نمایی که اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید!<br />
پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگرزن نخواهم که این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .<br />
پس مادر که پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر کرد وبه خانه همسایه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد یکی از یکی زیبا تر پساس ام اس ( همان پیام ک ) بزد که یا بنی ! دراین منطقه که تو ما رافرستادی نه یک ماه که سه ماه در پشت ابرند و یکی از یکی ماه تر بگو کهکدام ماه چشم تو را برگرفته !<br />
پس پسر نیز اس ام اسی بزد که یا مادر ! آن ماهی که خالی در گونه چپشبدارد ! مادر نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد که ای پسراین ماهان همه خال دارند .<br />
پس دوباره پسر اس ام اس بزد که آن ماه من خالش کمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان !<br />
مادر لختی درنگ بکرد و دوباره اس ام اس بزد که من چشمهایم خوب نبیند که خال کدام بزرگتر است .<br />
پسر اس ام اسی دگر بزد که مادرکم همان ماهی که مویش قهوه ای باشد !<br />
مادر نگاهی بکرد و اس ام اس زد که این ماهان مویشان نیز یکرنگ است !<br />
پسر با عصبانیت اس ام اس بزد که مادر! آن دو ماه کوفتی دیگر موهایشانمشکی است و این دگر قهوه ای است!!! آخر مادر جان تو که چشمهایت نمی بیندعینکی برای خود ابتیاع کن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تودهم ببین روی بازوی کدام ماه گرفتگی دارد ماه من همان است !!!<br />
مادر اس ام اس زد که آخر دراین معرکه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟!<br />
پسر اس ام اس کرد که مادر جان تو که مرا کشتی ! خب ببین اگه لباس نازکدارد روی سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا که آن دو ماه دیگر این خال راندارند !!!<br />
مادر کمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد که احسنتبر تو شیر پا ک خورده ! یافتم ماه تو را که همان جور که بفرمودی است !!<br />
هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود که مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را بگرفت که :<br />
لندهور پدر سوخته !! خاک بر سر بی حیایت کنند! شیرم را حرامت می کنم(البته شیر خشکهایی را که بر حلق کوفتی ات ریختم ) خجالت نکشیدی ؟ فلانفلان شده بی حیا ............ ..<br />
و البته ما در این داستان قصدمان این بود که پسران امروز حیا بیاموزند از پسران دیروز که به قصدمان هم رسیدیم <img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/loudlaff.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Loudlaff" title="Loudlaff" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[گویند که در زمانه ای نه چندان قدیم روزی پسری بهخانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب که الان درحال حضرم . پس مادر آنچنان که رسم مادران است به سینه بکوفت که چه شده ایگل پسرکم !<br />
پسر نگاهی به مادر بکرد و گفت که اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم کهامروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاههمان و عشق همان ! پس اینک از تو مادر بزرگوار خواهم که به خانه آنها رویو او را به نکاح (عقد )من در آری که دیگر تاب دوری او را بیش از این درمننیست !!!<br />
مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبرکم من حرفیندارم و بسی خوشحالم که تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابانو ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج کردن<br />
<br />
اما بهتر است که لختی درنگ نمایی که اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید!<br />
پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگرزن نخواهم که این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .<br />
پس مادر که پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر کرد وبه خانه همسایه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد یکی از یکی زیبا تر پساس ام اس ( همان پیام ک ) بزد که یا بنی ! دراین منطقه که تو ما رافرستادی نه یک ماه که سه ماه در پشت ابرند و یکی از یکی ماه تر بگو کهکدام ماه چشم تو را برگرفته !<br />
پس پسر نیز اس ام اسی بزد که یا مادر ! آن ماهی که خالی در گونه چپشبدارد ! مادر نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد که ای پسراین ماهان همه خال دارند .<br />
پس دوباره پسر اس ام اس بزد که آن ماه من خالش کمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان !<br />
مادر لختی درنگ بکرد و دوباره اس ام اس بزد که من چشمهایم خوب نبیند که خال کدام بزرگتر است .<br />
پسر اس ام اسی دگر بزد که مادرکم همان ماهی که مویش قهوه ای باشد !<br />
مادر نگاهی بکرد و اس ام اس زد که این ماهان مویشان نیز یکرنگ است !<br />
پسر با عصبانیت اس ام اس بزد که مادر! آن دو ماه کوفتی دیگر موهایشانمشکی است و این دگر قهوه ای است!!! آخر مادر جان تو که چشمهایت نمی بیندعینکی برای خود ابتیاع کن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تودهم ببین روی بازوی کدام ماه گرفتگی دارد ماه من همان است !!!<br />
مادر اس ام اس زد که آخر دراین معرکه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟!<br />
پسر اس ام اس کرد که مادر جان تو که مرا کشتی ! خب ببین اگه لباس نازکدارد روی سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا که آن دو ماه دیگر این خال راندارند !!!<br />
مادر کمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد که احسنتبر تو شیر پا ک خورده ! یافتم ماه تو را که همان جور که بفرمودی است !!<br />
هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود که مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را بگرفت که :<br />
لندهور پدر سوخته !! خاک بر سر بی حیایت کنند! شیرم را حرامت می کنم(البته شیر خشکهایی را که بر حلق کوفتی ات ریختم ) خجالت نکشیدی ؟ فلانفلان شده بی حیا ............ ..<br />
و البته ما در این داستان قصدمان این بود که پسران امروز حیا بیاموزند از پسران دیروز که به قصدمان هم رسیدیم <img src="http://pnuforums.ir/images/smilies/New Smilse/loudlaff.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Loudlaff" title="Loudlaff" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عكس‌‌ های خبری برگزیده هفته]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11841.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 16:33:05 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11841.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;">درهفته‌ گذشته ( 21 تا 27اوت) وقایع گوناگونی در گوشه و كنار جهان رخ داده اند.عكس ها گویاترین بخش اخبار جهان را تشكیل می‌دهند. نگاهی كوتاه به عكس های خبری برگزیده هفته از خبرگزاری ها. 6 شهریور 89. منبع: گتی ایمیجز، آسوشیتدپرس ، رویترز و فیگارو.<br />
<br />
<br />
<img src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/07/L00884313252.jpg" border="0" alt="[تصویر: L00884313252.jpg&#93;" /><br />
<br />
تصویر دیدنی مهاجرت سالیانه ویلدبیس‌ها (گوزن شاخدار) در پارك وحش ماسایی مارا در كنیا و یك بالن تحقیقاتی كه در روز چهارشنبه مهاجرت آنها را بررسی می‌كند.<br />
<br />
<img src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/07/L00884313280.jpg" border="0" alt="[تصویر: L00884313280.jpg&#93;" /><br />
<br />
 <br />
ترافیك شدید در شهر پكن موجب می‌شود تا كامیونهای سنگین حامل بار به مقصد پایتخت چین روزها برای ورود به این شهر انتظار بكشند. یك راننده كامیون در زیر وسیله نقلیه‌اش به خواب رفته است.</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;">درهفته‌ گذشته ( 21 تا 27اوت) وقایع گوناگونی در گوشه و كنار جهان رخ داده اند.عكس ها گویاترین بخش اخبار جهان را تشكیل می‌دهند. نگاهی كوتاه به عكس های خبری برگزیده هفته از خبرگزاری ها. 6 شهریور 89. منبع: گتی ایمیجز، آسوشیتدپرس ، رویترز و فیگارو.<br />
<br />
<br />
<img src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/07/L00884313252.jpg" border="0" alt="[تصویر: L00884313252.jpg]" /><br />
<br />
تصویر دیدنی مهاجرت سالیانه ویلدبیس‌ها (گوزن شاخدار) در پارك وحش ماسایی مارا در كنیا و یك بالن تحقیقاتی كه در روز چهارشنبه مهاجرت آنها را بررسی می‌كند.<br />
<br />
<img src="http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/06/07/L00884313280.jpg" border="0" alt="[تصویر: L00884313280.jpg]" /><br />
<br />
 <br />
ترافیك شدید در شهر پكن موجب می‌شود تا كامیونهای سنگین حامل بار به مقصد پایتخت چین روزها برای ورود به این شهر انتظار بكشند. یك راننده كامیون در زیر وسیله نقلیه‌اش به خواب رفته است.</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دعوای حسابی]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11840.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 16:21:40 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11840.html</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/12/14/25137_648.jpg" border="0" alt="[تصویر: 25137_648.jpg&#93;" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/12/14/25137_648.jpg" border="0" alt="[تصویر: 25137_648.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گفتگو با خدا - فوق العاده زیبا حتما همه بخونند.]]></title>
			<link>http://pnuforums.ir/thread-11838.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Sep 2010 14:59:21 +0400</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://pnuforums.ir/thread-11838.html</guid>
			<description><![CDATA[این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت<br />
این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر<br />
به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند.<br />
این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.<br />
<br />
<br />
Interview with god<br />
گفتگو با خدا<br />
<br />
I dreamed I had an Interview with god<br />
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.<br />
<br />
So you would like to Interview me? "God asked."<br />
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟<br />
<br />
If you have the time "I said"<br />
گفتم : اگر وقت داشته باشید.<br />
<br />
God smiled<br />
خدا لبخند زد<br />
<br />
My time is eternity<br />
وقت من ابدی است.<br />
<br />
What questions do you have in mind for me?<br />
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟<br />
<br />
What surprises you most about humankind?<br />
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟<br />
<br />
Go answered ….<br />
خدا پاسخ داد ...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
That they get bored with childhood.<br />
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.<br />
<br />
They rush to grow up and then long to be children again.<br />
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.<br />
<br />
That they lose their health to make money<br />
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.<br />
<br />
And then lose their money to restore their health.<br />
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.<br />
<br />
By thinking anxiously about the future. That<br />
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.<br />
<br />
They forget the present.<br />
زمان حال فراموش شان می شود.<br />
<br />
Such that they live in neither the present nor the future.<br />
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.<br />
<br />
That they live as if they will never die.<br />
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.<br />
<br />
And die as if they had never lived.<br />
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.<br />
<br />
God's hand took mine and we were silent for a while.<br />
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.<br />
<br />
And then I asked …<br />
بعد پرسیدم ...<br />
<br />
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?<br />
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟<br />
<br />
God replied with a smile.<br />
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.<br />
<br />
To learn they cannot make anyone are you over 18 them.<br />
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.<br />
<br />
What they can do is let themselves be are you over 18d.<br />
اما می توان محبوب دیگران شد.<br />
<br />
learn that it is not good to compare themselves to others.<br />
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.<br />
<br />
To learn that a rich person is not one who has the most.<br />
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.<br />
<br />
But is one who needs the least.<br />
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد<br />
<br />
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we are you over 18.<br />
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.<br />
<br />
And it takes many years to heal them.<br />
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.<br />
<br />
To learn to forgive by practicing forgiveness.<br />
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.<br />
<br />
To learn that there are persons who are you over 18 them dearly.<br />
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.<br />
<br />
But simply do not know how to express or show their feelings.<br />
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.<br />
<br />
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.<br />
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.<br />
<br />
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.<br />
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.<br />
<br />
They must forgive themselves.<br />
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.<br />
<br />
And to learn that I am here.<br />
و یاد بگیرن که من اینجا هستم.<br />
<br />
Always<br />
همیشه<br />
<br />
اثری از ریتا استریکلند!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت<br />
این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر<br />
به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند.<br />
این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.<br />
<br />
<br />
Interview with god<br />
گفتگو با خدا<br />
<br />
I dreamed I had an Interview with god<br />
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.<br />
<br />
So you would like to Interview me? "God asked."<br />
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟<br />
<br />
If you have the time "I said"<br />
گفتم : اگر وقت داشته باشید.<br />
<br />
God smiled<br />
خدا لبخند زد<br />
<br />
My time is eternity<br />
وقت من ابدی است.<br />
<br />
What questions do you have in mind for me?<br />
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟<br />
<br />
What surprises you most about humankind?<br />
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟<br />
<br />
Go answered ….<br />
خدا پاسخ داد ...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
That they get bored with childhood.<br />
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.<br />
<br />
They rush to grow up and then long to be children again.<br />
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.<br />
<br />
That they lose their health to make money<br />
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.<br />
<br />
And then lose their money to restore their health.<br />
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.<br />
<br />
By thinking anxiously about the future. That<br />
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.<br />
<br />
They forget the present.<br />
زمان حال فراموش شان می شود.<br />
<br />
Such that they live in neither the present nor the future.<br />
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.<br />
<br />
That they live as if they will never die.<br />
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.<br />
<br />
And die as if they had never lived.<br />
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.<br />
<br />
God's hand took mine and we were silent for a while.<br />
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.<br />
<br />
And then I asked …<br />
بعد پرسیدم ...<br />
<br />
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?<br />
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟<br />
<br />
God replied with a smile.<br />
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.<br />
<br />
To learn they cannot make anyone are you over 18 them.<br />
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.<br />
<br />
What they can do is let themselves be are you over 18d.<br />
اما می توان محبوب دیگران شد.<br />
<br />
learn that it is not good to compare themselves to others.<br />
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.<br />
<br />
To learn that a rich person is not one who has the most.<br />
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.<br />
<br />
But is one who needs the least.<br />
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد<br />
<br />
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we are you over 18.<br />
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.<br />
<br />
And it takes many years to heal them.<br />
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.<br />
<br />
To learn to forgive by practicing forgiveness.<br />
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.<br />
<br />
To learn that there are persons who are you over 18 them dearly.<br />
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.<br />
<br />
But simply do not know how to express or show their feelings.<br />
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.<br />
<br />
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.<br />
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.<br />
<br />
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.<br />
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.<br />
<br />
They must forgive themselves.<br />
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.<br />
<br />
And to learn that I am here.<br />
و یاد بگیرن که من اینجا هستم.<br />
<br />
Always<br />
همیشه<br />
<br />
اثری از ریتا استریکلند!]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>