جامعه مجازی دانشگاه پیام نور
راه های کنترل اعصاب - نسخه قابل چاپ

+- جامعه مجازی دانشگاه پیام نور (http://pnuforums.ir)
+-- انجمن: کلاس پزشکی (/forum-117.html)
+--- انجمن: روان شناسی (/forum-126.html)
+---- انجمن: {آرشیو مطالب روانشناسی} (/forum-400.html)
+---- موضوع: راه های کنترل اعصاب (/thread-5516.html)


تاثير رنگها بر آرامش انسان - ghasedak - ۱۳۸۸/۴/۱۶ ۰۷:۱۷ عصر

يکي از رنگ‌هاي گرم، رنگ قرمز است که به شما احساس اعتمادبه‌نفس و شادابي مي‌دهد: اما در زماني که احساس عصبانيت مي‌کنيد، استفاده از رنگ قرمز ممکن است باعث افزايش خستگي و عصبانيت شما بشود، بنابراين در مواقعي که احساس کسالت روحي و جسمي مي‌کنيد، از اين رنگ استفاده نکنيد. افراد کمي هستند که از اين رنگ در لباس‌هاي خود استفاده مي‌کنند. در کل، رنگ قرمز براي آرامش و استراحت آنچنان سودمند نيست، زيرا هيجان و تحرک را در انسان بيدار مي‌کند.



رنگ‌هاي نارنجي و زرد، به‌علت گرما انرژي که در خود دارند، براي زمان استراحت مناسب نيستند، ولي براي آن زماني که شما خواستار اعتمادبه‌نفس، شجاعت، پشتکار و حرکت به سوي موفقيت هستيد، بسيار مناسب مي‌باشند.

رنگ‌هاي سبز، آبي و بنفش، رنگ‌هاي سرد هستند. اين رنگ‌ها در طبيعت به‌صورت فراواني وجود دارند. آسمان بيکران، آبي است درياهاي نيلگون، گاهي آبي و گاهي سبز و جنگل‌ها هميشه سبز هستند رنگ‌هاي سرد به‌علت احساس س و عدم تحرکي که دارند، آرامش و آسودگي را ايجاد مي‌کنند. پرده ملحفه و روتختي سبز رنگ، در خواب عمق بسيار مؤثر هستند. ثابت شده است که رنگ آبي براي قلب مفيد است و عصبانيت را از بين مي‌برد.

رنگ‌هاي سفيد و خاکستري به‌طور معمول، خنثي هستند و احساس خاصي به بيننده القاء نمي‌کنند. استفاده از اين رنگ‌ها به‌صورت خالص نه ايجاد آرامش کرده و نه فرد را هيجان‌زده مي‌کشند.


کنترل خشم - Iris - ۱۳۸۸/۵/۱۲ ۰۷:۱۱ صبح

همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده‌ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می‌تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار ، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می‌باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می‌تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما بوجود آورد.

خشم و حس خودبزرگ بینی

همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می‌رساند. متاسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی ، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می‌توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟

خشم چیست؟

خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغیر است. خشم می‌تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن ، واکنشی جنون‌آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر ، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی‌های روانشناسی اشخاص تغییر می‌کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می‌رود و میزان ترشح هورمون‌ها نیز افزایش می‌یابد.
عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ، اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن‌ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده‌اند نیز از عواملی هستند که می‌توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم ، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس‌العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می‌شویم، از خود بروز می‌دهیم.
خشم عکس‌العمل طبیعی در برابر تهدید ، خطر و ... است که به ما این اجازه را می‌دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسان‌ها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت.
سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد:

ابراز کردن

ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر ، این روش منطقی‌ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلات‌تان را از راه منطقی حل کنید.

سرکوب کردن

سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می‌شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش ، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش ، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می‌تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود.
از این رو ، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می‌کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند.

آرام کردن

در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه‌های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می‌توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.
کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد. بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می‌شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم، اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.


عصبانیت و راه حل آن - *FaNtAsTiC* - ۱۳۸۸/۵/۱۳ ۰۲:۵۱ صبح

جنون، شكل پیشرفته عصبانیت است.هراس بی جهت مانند ترس است، حالتی كه در آن ما حتی فاقد كنترل رفتار و دنیای اطرافمان هستیم.تنفر حالت شرطی بسیار بدی از یك فرد است كه در فكر ما به وجود می آید، از تماس با او اجتناب می كنیم و ممكن است بدترین چیزها را برای او آرزو كنیم، شاید حتی امیدوار باشیم كه او مصیبتی را تجربه كند. هر سه هیجانی كه در اینجا نام برده شد، هركدام به شكلی است كه در اینجا آنها را به طور ساده عصبانیت خواهیم نامید.
هیجانات ثانویه ای در حواس ما وجود دارند كه از هیجانات دیگر ناشی می شوند، از قبیل: آسیب دیدن، ترس، گناه، ظلم، یأس و غیره.به طور كلی ما توسط دو باور كنترل می شویم :
1 - ما باور داریم كه باید بعضی چیزها را داشته باشیم كه دیگران مانع از این شده اند كه ما آنها را داشته باشیم. این موارد می تواند چیزهایی مانند: خواب، غذا، پناهگاه، آسودگی فكر، همسر یا اشخاص دیگری كه ما به آنها وابسته هستیم باشد.

بعضی از عصبانیت هایی كه ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یك فرافكنی از احساس عصبانیت نسبت به خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیت ها خودمان را درك كنیم و بپذیریم، ممكن است دیگران را هم درك كنیم و بپذیریم.
2 - ما باور داریم شخصی كه ما درباره او احساس عصبانیت داریم مسئول این ماجراست، برای این كه ما این گونه درك می كنیم. ما باور داریم كه اگر آن فرد نبود، ما بدبخت نبودیم؛ آن مرد یا زن مسئول درد و بدبختی ماست. عصبانیت همچنین می تواند شروعی باشد كه دلالت دارد بر تغییر اساسی در یك فرد یا حتی در تمامی یك جامعه. عصبانیت می تواند منبعی از انرژی باشد كه صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان كردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی شود. ما می توانیم یاد بگیریم كه این انرژی را به طرق غیر خشن اظهار كنیم. تكنیك های گوناگونی برای تخلیه هیجانی این انرژی وجود دارد كه به هیچ وجه به طرف دیگران صورت نمی گیرد. همچنین مواردی وجود دارد كه ما به منظور گرفتن نتیجه به عنوان این كه مسئول هستیم ممكن است نیاز به اظهار عصبانیت داشته باشیم. می توانیم این كار را بدون این كه دیگران را فریب دهیم یا به آنها آسیب برسانیم انجام دهیم. تنفر از دیگران براساس ضعف و تا حدودی جبران قابلیت ها است. یك شخص قوی به ندرت متنفر می شود.
ما عصبانیت خودمان را تا اندازه ای تشخیص می دهیم، بیان می كنیم ، راه های غیر مضر ابراز آن را شرح می دهیم، و انرژی آن را در جهت مثبت، به سوی قدرتمند شدن خودمان و تغییر اجتماعی متمركز می كنیم.
فهرستی از بعضی از علل رایج عصبانیت نسبت به دیگران، می تواند بدین ترتیب باشد :
1 - وقتی دیگران كاری را انجام می دهند كه موافق نظر ما نیست .
2 - وقتی دیگران ما را درك نمی كنند.
3 - وقتی دیگران مانع از ارضای نیازهای ما می شوند (یك نیاز می تواند روان شناختی باشد از قبیل نیاز به مورد قبول دیگران قرار گرفتن، مورد احترام دیگران بودن، یا داشتن عزت نفس )
4 - وقتی دیگران به ما احترام نمی گذارند.
5 - وقتی دیگران فكر می كنند كه برتر از ما هستند.
6 - وقتی دیگران سعی در كنترل یا سرکوبی ما دارند.
7 - وقتی دیگران ما را مورد انتقاد قرار می دهند.
8 - وقتی به ما دروغ می گویند یا درباره زندگی خصوصی ما صحبت می كنند.
9 - زمانی كه دیگران ما را اذیت می كنند یا شخصی بر روی كارهای ما دقیق می شود.
10 - وقتی دیگران مقاصد شر یا انگیزه های پنهانی دارند.
11 - وقتی دیگران منفی نگر هستند، شكایت می كنند، ناله می كنند، انتقاد می كنند.
12 - زمانی كه بعضی از افراد فكر می كنند بیشتر از همه می دانند.
13 - وقتی بدون این كه بپرسیم به ما اطلاعات می دهند.
14 - وقتی افراد نقش قربانی یا بدبخت را بازی می كنند و می خواهند به آنها توجه شود.
15 - زمانی كه دیگران برای مراقبت از خودشان پرستار نمی گیرند یا محموله و بار خودشان را حمل نمی كنند.
16 - وقتی افراد زیاد اشتباه می كنند.
17 - زمانی كه افراد به قولشان یا قرار ملاقات توجه نمی كنند.
18 - وقتی دیگران ضعیف و وابسته هستند.
19 - هر وقت سایرین خودپسندانه عمل می كنند و نسبت به نیازهای ما بی اعتنایی می كنند.
20 - هنگامی كه دیگران از ما یا سایرین استفاده می كنند.
21 - وقتی دیگران سرد و غیر حساس هستند.
22 - زمانی كه افراد نسبت به دنیای اطرافشان یا تعهدات خود احساس مسئولیت نمی كنند.
23 - وقتی دیگران تنبلی می كنند.
24 - زمانی كه نیازهای ما را نادیده می گیرند.
25 - وقتی دیگران ما را نادیده می گیرند و سایر دلایل دیگر.
جالب توجه خواهد بود كه در برابر رفتار كردن طبق این موارد از اول تا آخر در این فهرست كلمه «من» را جایگزین كلمه «دیگران» نماییم.
وقتی ما از دست خودمان عصبانی هستیم می توانیم برای خاتمه دادن به آن، تغییرات مشابهی را در عبارتمان ایجاد كنیم. این تجربه ممكن است فاش كند كه بعضی از عصبانیت هایی كه ما نسبت به دیگران داریم واقعاً یك فرافكنی از احساس عصبانیت نسبت به خودمان است. اگر ما بتوانیم در آن موقعیت ها خودمان را درك كنیم و بپذیریم، ممكن است دیگران را هم درك كنیم و بپذیریم.اعمال مثبتی را كه پیش از عصبانیت یا تنفر می توانیم انجام دهیم عبارت اند از :
1 - آیا ما می توانیم شخص دیگری بشویم؟ ویژگی های منفی و ضعف ها را بشناسیم. همه ما عیوبی داریم و لحظاتی وجود دارد كه ما به دیگران احترام نمی گذاریم و آنها را دوست نداریم.
2 - اگر ما اعتقاد داشته باشیم كه اتفاقات تصادفاً رخ می دهند و این كه آنچه را در هر لحظه برای روند ترقی خود نیاز داریم به درستی در زندگی معین كنیم، قادر خواهیم بود مسئولیت آنچه را كه اتفاق می افتد بر عهده بگیریم و دیگران را مقصر ندانیم.

عصبانیت می تواند منبعی از انرژی باشد كه صرف تبدیل شدن به سوی اتفاقات غیرعادلانه و منفی اطراف ما می شود. با فهمیدن، شناختن، بیان كردن و شرح دادن بسیاری از نیازهای ابتدایی مان قبل از عصبانیت، می توانیم قدرت و عزت نفس خودمان را به دست آوریم. نیاز ما با عصبانی شدن نسبت به دیگران، برآورده نمی شود. ما می توانیم یاد بگیریم كه این انرژی را به طرق غیر خشن اظهار كنیم.
3 - ما نیاز به درك این مطلب داریم كه تنها خالق حقیقت خودمان هستیم و این كه مجذوب زندگی هستیم و دیگران با آنچه كه ما در درون خودمان احساس و فكر می كنیم و با آنچه ما یاد می گیریم هیچ شباهتی ندارند.
4 - ما می توانیم انرژی خود را به سوی تغییر دادن یا خنثی كردن آنچه كه ما را عصبانی می سازد هدایت كنیم.
5 - ما می توانیم ویژگی های منفی و ضعف هایمان را بشناسیم و بفهمیم و بنابراین درک بهتری از دیگران داشته باشیم.
6 - ما می توانیم بخشیدن را یاد بگیریم و دیگران و خودمان را به صورتی كه هستیم دوست داشته باشیم.
عصبانیت و راه حل آن مترجم : مصطفی شبیری
ویرایش : بخش اجتماعی تبیان



10 پله تا آرامش - Iris - ۱۳۸۸/۵/۲۸ ۰۹:۵۳ عصر

آیا آرزو دارید که آرام، خونسرد و خوددار باشید و فرصت کافی برای آن چه دلخواه شماست در اختیار داشته باشید؟ اگر چه رسیدن به این هدف مشکل به نظر می رسد، اما با کمی تلاش و تجدید نظر در افکار و اعمال خود می توانید به آن نزدیک شوید.

فراموش نکنید در دنیای شلوغ و پر استرس امروزی، به دست آوردن کمی آرامش می تواند غنیمت بزرگی باشد. بهتر است راهکارهای پیشنهادی ما را رعایت کنید:
* همیشه همه کارها را تحت کنترل نگیرید:

افراد پرکار و فعال اغلب احساس می کنند همه کارها باید تحت کنترل آن ها باشد، خصوصا مواقعی که هدف خاصی مدنظرشان است.

بنابراین سعی کنید برای یک بار هم که شده این عادت "کنترل کردن" را رها کنید و بگذارید دیگران مسئولیت کارها را به عهده بگیرند؛ به عنوان مثال بگذارید دیگران برنامه سفر دسته جمعی را سازماندهی کنند و نتیجه حاصله را بدون هیچ اظهار نظری بپذیرید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد. این کار ممکن است برای شما پردغدغه و برای دیگران شگفت انگیز باشد، ولی آرامشی که برای تان به ارمغان می آورد، ارزش آن را دارد.
*مسئولیت های متعدد را نپذیرید:

ممکن است از این که همواره کارهای بسیاری را با هم انجام می دهید به خود ببالید، ولی قطعا در عین کار احساس عدم تمرکز، نگرانی و خستگی می کنید. خانم ها اکثرا از این که قادرند چندین کار را هم زمان انجام دهند به خود می بالند، ولیکن در نهایت از این عمل آسیب می بینند. بنابراین در عهده داری کارها هوشیار باشید؛ یعنی کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه های عمر خود را بدانید و از انجام کاری که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.
*به موفقیت های خود بها دهید:

همیشه توجه داشته باشید که موفقیت در یک کار، پیروزی های بعدی را به دنبال می آورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور می کند. کافی است تنها به یک چیز که موجب بالندگی شماست و یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. ارزشمند بودن خود را مورد تایید قرار دهید.

این بار که در مسیر کم ارزش پنداشتن خود قرار گرفتید، سعی کنید موفقیت هایتان را مرور و در آنها تامل کنید. با این عمل همه امور را در دورنمایی مثبت قرار می دهید و احساس آرامش خواهید کرد.
*به نیازهایتان اهمیت دهید:

همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید، کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این دلیل بر خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید، ولی اگر لازم می دانید برای این که فرصت کافی برای پاسخ داشته باشید، به آن ها بگویید برای فکر کردن و تصمیم گرفتن درباره آن موضوع نیاز به زمان دارید. در عین حالی که انعطاف پذیر هستید، نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رودربایستی باشید. این را بدانید که این گونه برخورد با مسائل حتما با موفقیت توام خواهد بود. اگر رک بودن شما را به وحشت می اندازد، ابتدا از مسائل کوچک شروع کنید و بعد به مسائل بزرگ تر بپردازید تا بدین وسیله گستره آرامش خود را افزایش دهید.
*از کار خود لذت ببرید:

اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کاری هستید و یا احساس می کنید برای انجام کاری تحت فشار هستید، نشان می دهد از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید. واقعیت امر این است که شما به هر حال ناچارید این کار را انجام دهید، پس روی جنبه های لذت بخش آن تمرکز کنید؛ مثلا به حس خوبی که از "به نظم درآوردن امور" یا "مورد تقدیر و ستایش قرار گرفتن" از بابت رسیدن به نتایج مطلوب به شما دست می دهد، تکیه کنید. این دیدگاه مثبت می تواند تنش های درون شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات درازمدتی را می توانید ایجاد کنید.
*انعطاف پذیر باشید.

لزوم یک برنامه منظم روزانه برای تنظیم نیازهای زندگی بسیار خوب و معقول است، ولی نباید اصرار و اجبار در رعایت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگیری و جدی بودن زیاد سبب می شود فرصت ها را از دست بدهید و تاکید برای اجرای آن برنامه موجب می شود انرژی خود را بیهوده تلف کنید. در مواقعی که لازم می دانید روش و تاکتیک خود را تغییر دهید تا در کارهای تان موفق تر و در رسیدن به اهداف تان خلاق تر شوید.

انعطاف پذیری به شما آرامش بیشتری می دهد چون به شما فرصت می دهد حین انجام کار، روش خود را انتخاب کنید.
*بین کار و زندگی تعادل برقرار کنید:

تداخل و ادغام مسائل کاری با زندگی خصوصی باعث اختلالات جسمی و روحی می شود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف دارید. مواردی پیش می آید که این کار برای تان مقدور نیست، ولی سعی کنید بیشتر این مساله را رعایت کنید.
*عکس العمل های تان را عوض کنید:

ممکن است همواره در تغییر شرایط تنش آفرین موفق نباشید، لیکن با تغییر دادن دیدگاه خود نسبت به آن، می توانید احساسات خود را عوض کنید. اگر کسی دیر به سر وعده می آید، بی تفاوت باشید و از وقت آزادی که به دست آورده اید لذت ببرید. اگر کسی بی ادب و پرخاشگر است این گونه فکر کنید که او خودش را کوچک و حقیر می کند، نه شما را.
*ذهن و روح خود را شاد کنید:

ذهن و روان خود را با دیدن و شنیدن کارهای هنری یا خواندن دعا و قرآن، بیارایید. از نمایشگاه های هنری دیدن کنید و به موسیقی آرام یا تلاوت قرآن یا دعا گوش فرا دهید. نگاه خود را بر روی یک گُل متمرکز نمایید. کاغذ و قلمی بردارید و منظره زیبایی را نقاشی کنید و یا در پارک قدم بزنید و یا در یک کلاس هنری ثبت نام کنید.
*برای آینده برنامه ریزی کنید:

حتما برای خود برنامه های تفریحی تدارک ببینید، چرا که چشم انتظار بودن برای برنامه های تفریحی نیز آرام بخش بسیار خوبی است. فهرستی از برنامه های لذت بخش تهیه کرده و برای انجام آنها برنامه ریزی کنید؛ مثلا به زیارت یک مکان مقدس بروید، برنامه ای برای قرار ملاقات با یک دوست خوب و یا خرید کتاب مورد علاقه تان بگذارید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیری خواهید کرد.


هشت نکته ساده در کنترل عصبانیت - Yaser Salamat - ۱۳۸۸/۷/۱۵ ۱۱:۰۳ صبح

مهارت‌های کنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود کاهش دهید. یکی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد.
[تصویر: 06953be21298b578657c0e396032e099.jpg]
وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را کنترل نمائیم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:
▪ عصبانیت توانائی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد، زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یکدیگر هستند.
▪ عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیح‌شان می‌گردد.
▪ عصبانیت موجب کاهش مهارت‌های اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.
▪ عصبانیت به معنای از دست دادن کار است، زیرا روابط را نابود می‌کند.
▪ همچنین عصبانیت به معنای شکست در کاری است که در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرم‌تر می‌توان موفقیتی در پی داشت.
‌▪ عصبانیت منجر به افزایش فشار و استرس می‌گردد (و این رابطه دو طرفه است عصبانیت منجر به افزایش استرس و استرس موجب عصبانیت بیشتر است).
▪ در هنگام عصبانی بودن ما دچار اشتباهات بسیار می‌گردیم، زیرا پردازش اطلاعات در آن هنگام برای ما مشکل می‌باشد.
▪ اکنون افراد از خطرات عصبانیت و نیاز برای مدیریت و کنترل آن با سوختن مهارت‌ها و راهکارهای لازم آگاهی یافته‌اند.
برای برخی از افراد مدیریت و کنترل عصبانیت آسان و راحت است.
آنها نیز عصبانی می‌کردند. در واقع همه افراد عصبانی می‌گردند، اما کنترل آن برای برخی آسانتر است. اکثر افراد نیاز به یادگیری و رشد مهارت‌های کنترل عصبانیت دارند.
● مهارت‌های کنترل عصبانیت را در خود رشد و توسعه دهید
افرادی که کنترل عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ای برای کنترل عصبانیت دارند. نکات زیر، مسائل مهمی می‌باشند که به شما در کنترل عصبانیت کمک می‌کنند. این نکات را به خاطر سپرده و به‌کار بندید.
۱) نکته اول در کنترل عصبانیت
این سؤال را از خود بپرسید: ”آیا این موضوع ده سال دیگر هم برایم مهم است؟“ به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.
۲) نکته دوم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟“ اگر کسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری کردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.
۳) نکته سوم در کنترل عصبانیت
تصور کنید که خود شما نیز همان کار (کاری که موجب عصبانیتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول کنید که گاهی اوقات شما نیز جلوی یک راننده دیگر درمی‌آئید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟
۴) نکته چهارم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”آیا طرف مقابل این کار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟“ در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد که این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و کسی نمی‌خواسته شما را ناراحت کرده و بیازارد.
۵) نکته پنجم در کنترل عصبانیت
سعی کنید قبل از گفتن هر کلامی تا عدد ده بشمارید. انجام این کار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.
۶) نکته ششم در کنترل عصبانیت
شمارش تا ده را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلاً این کار را با یک تنفس که در عمق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد کمک می‌کند تا احساس راحتی کنند.
۷) نکته هفتم در کنترل عصبانیت
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را کندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یک کشتی بخار، دو کشتی بخار و ... شاید شمارش کشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یک شکلات، دو شکلات و .. و یا هر چیز دیگری که برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.
۸) نکته هشتم در کنترل عصبانیت
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمائید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر کنید. این کار را در مکان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.


روشهاي برخورد با خشم - setareh05 - ۱۳۸۸/۷/۱۷ ۱۰:۵۴ صبح

روش غير موثر در برخورد با عصبانيت اين است که به جاي بيان احساسات آن را نا گفته در خود نگه داريد يک معني ديگر اين حرف اينست که دائما از حالت دفاعي استفاده ميشود.
ايجاد ديوار دفاعي به اين معني است که شما از بيان احساس خشم نسبت به شخص به وجود آورنده اجتناب ميکنيد و يا از گفتن آن طفره ميرويد و آن را در خود نگه ميداريد .
بسياري از مردم از واکنش طرف مقابل در برابربيان عصبانيت ترس دارند و در نتيجه خشم خود را بر روي چيزهاي ديگر خالي ميکنند وجود خشم زياد در فرد به طور مستقيم يا غير مستقيم منجر به ايجاد رفتارهاي تنبيهي نسبت به خود يا ديگران ميشود.
گاهي اوقات مردم نميدانند که عصباني هستند يا اينکه در بيان آن ضعف دارند يک راهي که بيان ميدارد آيا آنان عصباني هستند اينکه در يک جاي شلوغ وپرسرو صدا دچار اضطراب ميشوند اين يک نشانه اي براي خشم بيان نشده است همچنين يک سري از علايم فيزيکي مانند ميگرن يا سردرد زخم معده دردهاي عضلاني نشاني ديگر ميتواند باشد.
معمولا بدنتان به عنوان علامت به شما ميگويد که چيزي اشتباه است . شما مانند يک بطري سر پر شده ايد ودرونتان پر از خشم و احساسات بيان نشده است.
مراحلي براي بيان نمودن خشم وجود دارد به اين صورت که ابتدا نسبت به اين موضوع آگاه باشيد که کجا در ار تباط با يک موضوع خاص دچار اضطراب ميشويد سپس چند لحظه به خود فرصت دهيد و منشا خشم را معلوم سازيد به عنوان مرحله دوم مشخص کنيد آيا اين خشم دروني است يا از عوامل بيروني است و در مرحله سوم بايد تصميم گيري درستي در مورد موقعيت زماني ومکاني اظهار خشم داشته باشيد و بالاخره در مرحله چهارم روشي را که به راحتي ميتوانيد احساستان را بيان کنيد انتخاب کنيد.


تیک های عصبی - setareh05 - ۱۳۸۸/۷/۱۷ ۱۰:۵۸ صبح

تيك‌، يكي از شايع‌ ترين مشكلات رواني است كه به گفته كارشناسان دلايل شيوع آن چندان مشخص نيست، ولي تخمين زده مي‌ شود بين 5 تا 25 درصد كودكان در سنين مدرسه نيز نوعي از اختلال تيك را تجربه مي ‌كنند.
تيك ‌ها حركات غيرطبيعي ناگهاني، مكرر، سريع و هماهنگي هستند كه معمولا به راحتي قابل تقليد هستند.
حركات به‌ صورتي مشابه مكررا رخ مي ‌دهند و بيمار قادر است به ‌صورتي ارادي براي مدتي كوتاه آن ها را مهار كند، اما اين امر ممكن است سبب اضطراب بيمار شود.
تيك‌ ها در نتيجه فشار رواني تشديد مي ‌شوند و حين فعاليت‌ هاي ارادي و تمركز فكري كاهش يافته و در خواب از بين مي‌ روند.
دكتر عليرضا پيرخائفي، روان‌شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه، تيك‌ ها را فعاليت‌ هاي حركتي - صوتي مي ‌داند كه به ‌صورت ناگهاني اتفاق مي‌ افتند و در آن، فرد توان مقاومت خود را از دست داده و ظاهرا مقابله با‌ آن هيچ فايده‌اي نخواهد داشت.وي، پريدن گوشه‌ چشم، پرش در ناحيه ‌گردن و حركات اضافه در شانه را از تيك ‌هاي حركتي مي ‌داند و در خصوص تيك ‌هاي صوتي ابراز مي ‌كند، در اين ‌گونه تيك‌ ها علاوه بر تكان‌ هاي عضلات، سيستم صوتي نيز(مانند صاف كردن گلو، خرخر كردن و بالا كشيدن بيني و …) درگير مي ‌شود.
تيك‌ هايي كه به تازگي آغاز شده‌اند، اغلب نياز به درمان ندارند.
توصيه مناسب به والدين و اطرافيان كودك مبتلا به تيك اين است كه توجهي به تيك ‌ها نداشته باشند، زيرا تمركز روي تيك، باعث تشديد آن مي‌ شود.
اكثر تيك‌ هايي كه تازه آغاز شده‌اند، مسير محدود و گذرايي دارند و به سمت اختلال جدي ‌تري پيش نمي ‌روند و حداكثر طي دوره‌هاي استرس ‌آور عود مي‌ كنند. معدودي از تيك‌ ها بيشتر از يك ‌سال طول مي ‌كشند.
تيك در آقايان سه‌ برابر بيشتر از خانم ها است و تيك‌ هاي مزمن بيشتر بين سنين 6 تا 12سالگي ديده مي ‌شوند.
تقسيم ‌بندي
تيك‌ ها را مي‌ توان بر اساس ساده يا متعدد بودن، گذرا و مزمن بودن به 4 گروه تقسيم كرد:
تيك‌هاي ساده گذرا:
در كودكي بسيار شايع‌اند و معمولا پس از يك ‌سال (‌اغلب طي چند هفته) خود به‌ خود بهبود مي ‌يابند و عمدتا نياز به درمان ندارند. تيك‌ هاي حركتي معمول كه اغلب در حدود 5/3‌سالگي شروع مي ‌شوند ،به كودكان كمك مي‌ كنند تا انرژي عصبي را آزاد كنند. 75 درصد از كودكان، اين نوع تيك را در عرض 6 ماه پشت سر مي ‌گذارند.
اگر كودك شما گرفتار تيك شد، بهترين راه، ناديده گرفتن آن است. هيچ گاه او را سرزنش نكرده و يا تنبيه نكنيد. شما مي ‌توانيد براي جلوگيري از تبديل شدن اين عمل به يك عادت، با تمرين كردن روش ‌هاي پيشگيرانه، به كودكان تان كمك كنيد، ولي تيك ‌هاي گذرا نبايد در برنامه كامل ترك عادت مورد توجه قرار گيرد.
تيك‌ هاي مزمن:
اگر تيك بيش از 12ماه ادامه يابد، تيك مزمن محسوب مي‌ شود. تيك‌ هاي مزمن پايدار هستند و معمولاً انقباض ماهيچه در آن ها بيش از حد و بسيار شديد است. اين تيك ‌ها مشخصاً به‌ صورت حمله‌ هاي دوره‌اي هستند و غالباً شدت آن ها ماه به ماه، روز به روز يا حتي ساعت به ساعت تغيير مي ‌كند. در حقيقت رفتار تيكي ممكن است براي هفته‌ ها يا ماه‌ها كاملاً محو، اما دوباره ظاهر شود.ممكن است در هر سني پديدار شوند، اما اغلب در كودكي شروع مي‌ شوند. درمان در اكثر موارد لازم نيست. بايد به بيمار توضيح داد كه اين اختلال اهميتي ندارد.
تيك‌ هاي ساده يا متعدد مداوم:
معمولا از كودكي يا نوجواني و قبل از 15‌سالگي آغاز مي ‌شود. در بسياري از موارد تيك ‌هاي موردي روي مي ‌دهد، اما بهبود كامل در خاتمه نوجواني رخ مي دهد.
سندرم تيك‌ هاي حركتي و صوتي متعدد مزمن:
اين سندرم به نام پزشك فرانسوي ‌اي كه نخستين بار اين بيماري را توصيف كرد، "سندرم ژيل دولا توره" ناميده مي ‌شود.
اين اختلال معمولا همراه با تحريك ‌پذيري و وسواس است كه مي ‌تواند موجب رانده شدن فرد از اجتماع شود و اين واكنش ‌هاي اجتماعي منفي مي ‌‌تواند فرد را به افسردگي دچار كند و حتي در بعضي مواقع او را به سوي خودكشي نيز سوق ‌دهد.
تيك ‌هاي توره درصورت عدم ‌درمان مي ‌توانند به حالتي مزمن در فرد تبديل شود.
در اين افراد حركات لب و دهان شان به‌ گونه‌اي هست كه انگار حرف‌ هاي ركيك به زبان مي‌ آورند، در صورتي كه اين طور نيست.به جز تيك ‌هاي گذرا در ساير تيك ‌هاي عصبي احتمال بازگشت وجود دارد.
علت‌ ها:
زماني اعتقاد بر اين بود كه تيك‌ ها علاوم بيروني احساسات سركوب شده و كشمكش‌هاي دروني ‌اند. امروزه در بسياري از نقاط جهان آن را تركيبي از عوامل محيطي و زيستي مي ‌دانند.
تيك تقريباً در يك سوم موارد، پايه ژنتيك دارد، اما در برخي حالات ممكن استاين عادت از طريق تقليد به دست آيد.
همچنين مشخص شده است كه رفتارهاي تيكي در زمان فشارهاي عصبي افزايش مي ‌يابد كه اين امر به "تيك عصبي" منجر مي ‌شود.در صورتي كه از وجود تيك‌ هاي عصبي در كودك ‌تان رنج مي‌ بريد، نكات زير را مد نظر داشته باشيد:
كاهش فشار روحي:
به لحاظ اين كه رفتارهاي تيكي غالباً با فشار روحي تشديد مي‌ شوند، مواردي را در زندگي كودك ‌تان جست ‌وجو كنيد كه ممكن است منشأ ناراحتي يا نگراني او باشند. مثلا ببينيد آيا او تلاش مي‌ كند كه از تكاليف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آيا انتظارات ورزشي او بالاست؟
براي كاهش تنش‌هاي احتمالي كودك و ايجاد آرامش و اطمينان در او، تا آنجا كه ممكن است موقعيت‌هاي فشارزا را از بين ببريد و با او مهربان باشيد. تعداد تيك ها اغلب با كاهش فشار روحي، تقليل مي‌ يابند.
چه بايد كرد؟
يكي از نكاتي كه درباره ي انواع تيك ‌ها حائز اهميت است، نوع برخورد و نگاه عوام به آن است كه باعث مي ‌شود، فرد مبتلا دچار احساس ناخوشايندي شود و خود را از انظار پنهان كند و در صورت افزايش بيش از حد اين اختلال، حتي در رفتارهاي اجتماعي او نيز تاثير بگذارد.اگر افراد با نشانه‌ هاي طولاني‌ مدت تيك مواجه شدند، بايد براي جلوگيري از اختلالات وسيع تر به روان ‌پزشك يا روان ‌شناس مراجعه كنند.


هنگام عصبانیت در آینه نگاه کن - *FaNtAsTiC* - ۱۳۸۸/۸/۱ ۰۳:۰۷ عصر

گاهي اوقات افراد به دلايل مختلف عصباني و خشمگين مي‌شوند. عصبانيت و خشم حالتي است كه خواه ناخواه در شرايطي خاص براي هر انساني ممكن است پيش آيد. ولي آن چه مهم است اين است كه انسان در چنين حالاتي بتواند خود را به بهترين نحو كنترل كند و خشم خود را كنترل شده بروز دهد.
به گزارش (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني http://peyvandegolha.blogfa.com آمده است: آنچه باعث ايجاد مشكل مي‌شود اين است كه بعضي افراد خيلي سريع خشمگين مي‌شوند .

و با كوچكترين مساله‌اي عصباني شده و كنترل خود را از دست مي‌دهند و در چنين وضعيتي عكس‌العمل‌هاي ناخوشايندي را نشان مي‌دهند كه موجب آزار ديگران و حتي خودشان مي‌گردد و منجر به تيره شدن روابط بين افراد نيز مي‌شود.

در بسياري از موارد فرد خشمگين بعد از فروكش شدن خشم خود از حالات و گفتار و كردار خود در زمان عصبانيت پشيمان و شرمنده مي‌شود.

امام علي(ع) مي‌فرمايد: خشم خود را فرو خور كه من جرعه‌اي شيرين تراز آن ننوشيدم وپاياني گواراتر از آن نديده‌ام.

آدم خشمگين نمي‌تواند حقيقت را بگويد.

بهترين چاره غضب به تاخير انداختن آن است. آتش را نمي‌توان با آتش خاموش كرد.

خشم با ديوانگي آغاز مي‌شود و با پشيماني پايان مي‌يابد.

هنگام عصبانيت برو در آينه نگاه كن، بي‌اختيار به خود خواهي خنديد.

براي اينكه پشيمان نشوي بايد خودت را كنترل كني و خشمت را مهار نمايي.

انتهاي پيام


شیوه ی برخورد با افراد اعصاب خوردکن - setareh05 - ۱۳۸۸/۹/۱۹ ۰۸:۰۲ عصر

ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم كـه درك كردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است. ایـنـگـونـه افراد كه از دید ما ممكن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوریم كه به نوعی با آنها كنار بیاییم.

در زیر به برخی از خصوصیات این افراد اشاره میكنیم:
.1آدم فضول: به زندگی همه سرك میكشد - مانند یك نـگهـبـان سمج در امور دیگران مداخله می كند - شایـعـه پراكنی میكند.
.2همیشه مخالفت كننده: سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر - با همه چـیـز در ضـدیـت میباشد.
.3مردد: عـدم صـراحـت - تـصـمـیـم گـیری را به تعویق می اندازد - مـسـایـل را نـادیـده میگیرد.
.4همیشه شاكی: مدام شكوه و گلایه كرده اما هیچ كار مثبتی انجام نمیدهد.
.5بدبین: منفی باف - منتقد - همیشه میگوید:این كار عملی نیست.
.6تـنبل: تـرسو است و از ریسك كردن واهمه دارد - بـی روح وخسته كننده اسـت - در برابر تغییر و تحول مقاومت می كند.
.7عقل كل: مصمم و رقابت جو - تحمیل كننده و از خود راضی - دیگران را احمق فرض میكند.
.8تظاهر به خوبی: نـیـاز مـبرمی به توجه و مورد پذیرش قرار گرفـتـن از سوی دیگران دارد - در تنهایی فرد كاملا متفاوتی است - مقابل دیگران تظاهر به نجابت میكند.
.9فضایی: در دنیای خودش زندگی می كند - به مـحرك هـای مـعمولی واكنش نشان نمیدهد -متفاوت با دیگران - نا امید كننده.
.10انفجاری: غیر قابل پیش بینی - فریاد میكشد و دیگران را مرعوب كرده و ایجاد تنش میكند - بی احساس - عصبی و بدون كنترل.
.11سوء استفاده گر: دیگران را برای رسیدن به اهدافش فریب میدهد - از مسئولیت طفره میرود - با القاء احساس گناه، دیگران را متقاعد میسازد.
.12زیاد گریه كن: تـمایـل بـه گـریه و اخم - با بدخلقی، دمدمی مزاجی و بـر انگیختن احساس ترحم دیگران را كنترل می كند - یا با سكـوت طـولانی مـدت بـه مـقـصـود خـود میرسد - بی مسئولیت و زودرنج میباشد - مانند كودكان رفتار میكند.
.13قربانی شده: منفی ترین نگرش را به زندگی دارد - تمایل به دامن زدن به زیانها، بلاها و مشكلاتش دارد - احساسات منفی بسیار را به دوش میكشد.
.14طعنه زن: هـمیشه دیگران را تمـسخر كـرده و با سـخـنان نـیـشدار و طـعـنـه آمـیـز دیگران را تحقیر میكند.

اكنون برای مقابله با افراد مذكور از راهكارهای ذیل بهره ببرید:
روشهای برخورد با افراد مخل اعصاب
.1اعتماد بنفس خود را از دست ندهید.
.2به خاطر داشته باشید كه واكنش شدید تنها كارها را بغرنج تر و وخیم تر میكند.
.3انتظارات واقع بینانه داشته باشید. كاری از فرد نخواهید كه قادر به انجامش نباشد.
.4از تـغییر دادن فرد خودداری ورزید. بپذیرید كه قادر به تغییر دادن وی نمی بـاشـیـد امـا می توانید واكنش خود را نسبت به رفتار وی تغییر دهید.
.5اجـازه نـدهیـد شـما را بـازی دهـد. مـمـكن است با بـرانـگیـخـتـن احـساس گـنـاه و یا مسئولیت از شما سوء استفاده كند. از بازیهای احساسی وی بر حذر باشید.
.6خود را برده او نكنید. با خود صادق باشید و بیاموزید كه چگونه " نه" بگویید.
.7روحـیـه و رویـه منـاسب خـود را حـفظ كنید. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـریـن كـارهـا می باشد. اجازه ندهید خشم، نفرت و تلخكامی ریشه بدوانند.
.8بی درنگ با فرد مقابله كنید. با به تعویق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخیم تر میگردانید.
.9رحم و شفقت جوانمردانه ای را از خود نشان دهید. اما برای مقابله با دیگران باید به نكات زیر نیز توجه كافی مبذول دارید:
.1مقابله شما در خلوت و خصوصی باشد نه در عموم..
.2به محض برخورد نامناسب با فرد مقابله كنید. مقابله را به تاخیر نیندازید.
.3تنها در مورد یك موضوع در آن واحد بحث و گفتگو كنید.
.4هنگامی كه نظر خود را بیان كردید دیگر آن را مرتبا تكرار نكنید.
.5تنها به رفتار فرد اشاره كنید نه خود فرد.
.6از طعنه زدن بپرهیزید.
.7 از بكارگیری واژه های"همیشه" و "هیچ وقت" بپرهیزید.
.8انتقاد خود را در قالب پیشنهاد و یا پرسش مطرح سازید.
.9 از آنكه با فرد مقابله كرده اید پوزش نخواهید.
.10تعریف و تمجید را فراموش نكنید.


تیک عصبی چیست؟ - Milad - ۱۳۸۸/۱۰/۱ ۱۲:۰۳ صبح

سری دوم
[تصویر: 38654.jpg]

تیک عصبی،شایعترین مشکل روانی است که با فشار عصبی و ...



تیك‌،یكی از شایع‌ ترین مشكلات روانی است كه به گفته كارشناسان دلایل شیوع آن چندان مشخص نیست،ولی تخمین زده می‌ شود بین 5 تا 25 درصد كودكان در سنین مدرسه نیز نوعی از اختلال تیك را تجربه می ‌كنند.تیك ‌ها حركات غیرطبیعی ناگهانی،مكرر،سریع و هماهنگی هستند كه معمولا به راحتی قابل تقلید هستند...
حركات به‌ صورتی مشابه مكررا رخ می ‌دهند و بیمار قادر است به ‌صورتی ارادی برای مدتی كوتاه آن ها را مهار كند،اما این امر ممكن است سبب اضطراب بیمار شود.تیك‌ ها در نتیجه فشار روانی تشدید می ‌شوند و حین فعالیت‌ های ارادی و تمركز فكری كاهش یافته و در خواب از بین می‌ روند.
تیك‌ ها را فعالیت‌ های حركتی - صوتی می ‌داند كه به ‌صورت ناگهانی اتفاق می‌ افتند و در آن،فرد توان مقاومت خود را از دست داده و ظاهرا مقابله با‌ آن هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.
وی،پریدن گوشه‌ چشم،پرش در ناحیه ‌گردن و حركات اضافه در شانه را از تیك ‌های حركتی می ‌داند و در خصوص تیك ‌های صوتی ابراز می ‌كند،در این ‌گونه تیك‌ ها علاوه بر تكان‌ های عضلات،سیستم صوتی نیز(مانند صاف كردن گلو،خرخر كردن و بالا كشیدن بینی و …) درگیر می ‌شود.تیك‌ هایی كه به تازگی آغاز شده‌اند،اغلب نیاز به درمان ندارند.توصیه مناسب به والدین و اطرافیان كودك مبتلا به تیك این است كه توجهی به تیك ‌ها نداشته باشند،زیرا تمركز روی تیك، باعث تشدید آن می‌ شود.اكثر تیك‌ هایی كه تازه آغاز شده‌اند،مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی ‌تری پیش نمی ‌روند و حداكثر طی دوره‌های استرس ‌آور عود می‌ كنند.معدودی از تیك‌ ها بیشتر از یك ‌سال طول می ‌كشند.
تیك در آقایان سه‌ برابر بیشتر از خانم ها است و تیك‌ های مزمن بیشتر بین سنین 6 تا 12سالگی دیده می ‌شوند.

علت‌ چیست ؟
مانی اعتقاد بر این بود كه تیك‌ ها علاوم بیرونی احساسات سركوب شده و كشمكش‌های درونی ‌اند. امروزه در بسیاری از نقاط جهان آن را تركیبی از عوامل محیطی و زیستی می ‌دانند.تیك تقریباً در یك سوم موارد،پایه ژنتیك دارد،اما در برخی حالات ممكن است.این عادت از طریق تقلید به دست آید.همچنین مشخص شده است كه رفتارهای تیكی در زمان فشارهای عصبی افزایش می ‌یابد كه این امر به "تیك عصبی" منجر می ‌شود.
در صورتی كه از وجود تیك‌ های عصبی در كودك ‌تان رنج می‌ برید،نكات زیر را مد نظر داشته باشید:


* كاهش فشار روحی:
به لحاظ این كه رفتارهای تیكی غالباً با فشار روحی تشدید می‌ شوند،مواردی را در زندگی كودك ‌تان جست ‌و جو كنید كه ممكن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او باشند.مثلا ببینید آیا او تلاش می‌ كند كه از تكالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی او بالاست؟
برای كاهش تنش‌های احتمالی كودك و ایجاد آرامش و اطمینان در او،تا آنجا كه ممكن است موقعیت‌های فشار زا را از بین ببرید و با او مهربان باشید.تعداد تیك ها اغلب با كاهش فشار روحی،تقلیل می‌ یابند.

چه باید كرد؟
یكی از نكاتی كه درباره ی تیك ‌ها حائز اهمیت است،نوع برخورد و نگاه عوام به آن است كه باعث می ‌شود،فرد مبتلا دچار احساس ناخوشایندی شود و خود را از انظار پنهان كند و در صورت افزایش بیش از حد این اختلال،حتی در رفتارهای اجتماعی او نیز تاثیر بگذارد.
اگر افراد با نشانه‌ های طولانی‌ مدت تیك مواجه شدند،باید برای جلوگیری از اختلالات وسیع تر به روان ‌پزشك یا روان ‌شناس مراجعه كنند.

http://www.avaxnet.com/showthread.php?tid=16889