جامعه مجازی دانشگاه پیام نور
" دل گفته ها " - نسخه قابل چاپ

+- جامعه مجازی دانشگاه پیام نور (http://pnuforums.ir)
+-- انجمن: کلاس فرهنگ، هنر و ادب (/forum-130.html)
+--- انجمن: شعر و ادبیات (/forum-254.html)
+---- انجمن: {آرشیو شعر و ادبیات} (/forum-293.html)
+---- موضوع: " دل گفته ها " (/thread-30852.html)


" دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ۰۵:۴۸ عصر

با سلام ب همه [تصویر: wavesmile.gif]
گفتم بعد از اين همه مدت ي حركتي انجام بدم [تصویر: yess.gif] بچه ها حالا ك منطقه آزاد قراره اسمش و قوانينش عوض بشه ، فكر كردم بهتره ي تاپيك براي حرفاي دلتون ، جمله ها و شعر هايي ك ب نظرتون قشنگ مياد ، يا هر چيزي ك تا الان توي منطقه آزاد و جملات ناب ميزاشتيدو ، الان اينجا بزاريد [تصویر: clap2.gif] اگرم جاي ديگه بزاريد خودم منتقلش ميكنم اينجا [تصویر: baribari.gif] بخش شعر و شاعري رو هم براي گذاشتن اين تاپيك مناسب تر ديدم [تصویر: writing.gif]
ايشالا ك دل گفته هاتون رو ب شادي برن [تصویر: Laie_99.gif]

[تصویر: 49908182365790228386.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Adel - ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ۰۸:۳۲ عصر

به نام بازیگردان زندگی

بعضی اوقات فکر می کنم کاش زندگی هم مثل یه بازی کامپیوتری بود ، با همه خصوصیت هاش ، یعنی اگر یه جاش اشتباه و یا کم کاری می کردی و نمی تونستی اون مرحله از زندگیت رو رد کنی ، صد ها بار هم شده می تونستی یه Enter بزنی و Try Again کنی !! شاید این بار کم کاری و اشتباهتو جبران کنی و مرحله رو به خوبی تموم کنی !! یا کاش می شد تا هر چقدر رو که رفتی save کنی ، وسطش استراحتی کنی ، و با یه اشتباهی کردی مجبور نشی برگردی نقطه اول بازی و یه Chek Point هایی برات وجود داشت !! یا کاش حداقل می شد سطح بازی رو خودت انتخاب کنی ، easy و hard بودنش رو یا معمولی بودنش رو !!!

اما نه زندگی این صحبت ها و کاش های من حالیش نیست ، Try Again هاش خیلی محدودن و اکثرا به نقطه اصلی هم نمیرسوننت ، Save و استراحت هم نداره و یه اشتباه شاید از نقطه اولتم عقب تر بندازتت و نابودت کنه ، و سطح بازی هم دست خود زندگی هست که معمولا هم روی Very Hard و High تنظیمه !!

ولی اینو نمیشه انکار کرد که با اینکه زندگی سخت ترین بازی ممکنه و نه جون اضافی داره و نه تلاش محدد و نه سیو ، اما رمز های ترینر خوبی هم توش کار گذاشته شده !!! به شرطی که قبل شروع یه سرچ اساسی بکنی !!

--------------------------------------------


بعضی جملات هستند که کلیشه شدن اما همین کلیشه ها ی معمولی گاهی اوقات عین حقیقتن.

زیاد شنیدیم و گفتیم: آدم نمی دونه باید بخنده یا گریه کنه !
معمولاً از سر تمسخر و خنده به کار می بریمش ولی اگه لمسش کنید حس می کنید که عمقش می رسه به همون گریه ش

مثل اینکه صدای خنده ام داره بلند می شه . . .


ممنون بابت این تاپیک [تصویر: rose.gif]


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ۱۰:۱۲ عصر

چند وقتیه که سیستم اعصابم صفرو یک نداره!به عبارتی ناله(nulle) نالم(null)bichare


RE: " دل گفته ها " - Sepideh - ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ۱۱:۵۵ عصر

چقدر سخته نبرد بین غرور و دل مخصوصا وقتی هردو شکسته باشن!

دلت میخواد چشماتو بارونی کنه و بگه که هست بگه که شکسته
غرورت میخواد چشمات بارونی نشه که بگه هست که بگه نشکسته
یه موقع ها تو اوج ناراحتی وقتی بغضمونو قورت میدیم خوشحالیم چون فکر میکنیم توی این نبرد یک هیچ به نفع غرورمون شده و شکستنشو قایم کردیم.
هر چند خودمون خوب میدونیم که چشمای ادم هیچ وقت دروغ نمیگن حتی اگر بارونی نشن.Loveshower


[split] دل گفته ها - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ ۱۲:۵۸ صبح

چه حقیر و کوچک است آن که به خود مغرور است

چرا که نمیداند بعد از بازی شطرنج ، شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار می گیرند



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ ۱۱:۱۷ عصر

[تصویر: epedim5iodsht4mutbo9.jpg]

1-خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود،
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی ،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود،
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی،
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Silver Fox - ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۰ صبح

بجای دنیا خوردن کمی هم دنیا گردی کنیم! چی گفتم؟! ThinkingBaribari


[split] جملات ناب - morymor - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ ۱۲:۴۸ صبح

خفه شو !
اینو زیاد میشنوی عزیزم ، امروز زیاد میشنوی !
اونم از کیا ، از یه سری عقده ایی که حتی نمیدونن خفه با چه "ه" نوشته میشه !

فکر کن ...


RE: جملات ناب - NaHiD - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ ۰۱:۴۰ عصر

شاید این خنده که امروز دریغ کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست geryeee



در پاسخ به: " دل گفته ها " - mr.hiTch - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ ۰۷:۵۸ عصر

باورم بوده و هست
مهربانی زیباست
و خدا خنده به لب باز نشسته ست کنار بغضم
پنجره باز و خدا
با من از نور...از افسانه شدن می گوید
میشود باور من
میرسد... شاید دیر...
می رسد ...


RE: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ ۱۰:۴۳ عصر

باران که میزند همه چیز تازه می شود
حتی داغ نبودن تو



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ ۰۱:۴۷ صبح

عاشق خدا با خرماهاش
معشوق من قول دادم که تنها به تو فکر کنم اما چه کنم که اینجا دنیاست گاهی صداها و رنگا باعث میشه حواسم پرت شه ...
میدونم که تو هیچوقت حواست پرت نمیشه اما خوب من فقط یه آدمم ...
مهربونم بگو هر وقت که حواسم پرت شه چشاتو میبندی و دستمو میگیری که نیوفتم...Inlove2
بگو که خودتم میدونی دنیا بدون شیطنتای من قشنگ نمیشه ...
بگو قبول داری وقتی از همه جا درمونده بر میگردم با یه لب خندون نگام میکنی و به روم نمیاری رو دوست داری...
بگو که انقدر بزرگی که هیچ وقت شیطنتامو به روم نمیاری...
آخه من فقط به تو میگم عشقم و ته ته دلم تنها پناهم تویی... اصلا میدونی چیه من به امید حمایت تو شیطنت میکنم ...
عشق من بگو که تا ابد منو کنار خودت نگه میداری و چشاتو رو اشتباهاتم میبندی...
آخه من فقط تو رو دارم و همه چیزاییم که می خوام کنار تو می خوام ...
درسته من خدا رو با خرما می خوام از هیچکدومم نمی خوام بگذرم چون برا تو دادن هر دوتاش کاری نداره برا من خواستن هردوتاش
...
اما می خوام بدونی بین همه رنگا رنگ تو دوست داشتنی ترین رنگیه که می خوام
بین همه صداها صدای تو خواستنی ترین صداییه که دوست دارم هر لحظه بشنومش...
دیدی چقدر عاشقم... عاشق خدا با خرماهاش...Rosesmile


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ ۰۱:۱۰ عصر

خیلی وقتا دلم ميخواد...

وقتي مثل کودکي هام بغض ميکنم ...

خدا از آسمان به زمين بياد...

اشک هامو پاک کنه و دستمو بگيره و . . .

بگه: اينجا آدما اذيتت ميکنن؟

بــيـــا بــــــريــــــــم ..........!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Adel - ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ ۰۱:۴۲ عصر

بالاخره یه روزی پشیمون می شی ، وقتی اشک تو چشمات جمع شده ، میای تو چشم هممون نگاه می کنی و میگی : تو خلقتتون اشتباه کردم ، منو ببخشید . ما هم دست می زاریم رو شونت و میگیم : خودتو ناراحت نکن رفیق ، گریه نکن ! مرد که گریه نمی کنه ، این اتفاق می تونست برای هر خدایی بیفته...!


[split] جملات ناب - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۱۲:۲۶ صبح

جای پایم را محکم نگه دار!
نردبانی که بالا میروم
در دستان توست.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۰۲:۲۳ عصر

گاهی وقتا از کنار غصه ها باید رد شد



و گفت ” میگ میگ ”...!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۰۲:۴۹ عصر

گرگم به هوا بازي مي کنم
با خودم ...
تمام که شد
نوبت قايم باشک است ...
چشم مي گذارم و قول مي دهم
که هرگز پيدا نشوم !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۰۶:۰۵ عصر

تف به روی ملتی که دستت رو تا آرنج هم عسل کنی
بدی بهشون باز گازت میگیرن !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۰۶:۲۴ عصر

نمی دونم داستان چیه...
کم آوردم...
بهت گفتم داری گل به دروازه خودی میزنی...
دیگه نمی تونم به توام اعتماد کنم ...[تصویر: Gerye.gif]
حالا رقیبا جلومن توام که توپ دستت میاد میای میزنی تو دروازه ی من...
حالا فقط منمو یه دروازه...
نه توانشو دارم نه رمقشو که از دروازه مراقبت کنم...
دوست دارم بازی تموم شه...
پس تمومش کن...
چون اگه تمومش نکنی از دروازه میرم بیرون بیخیال بازی...
شاید اصلا برات مهم نیست اونی که وایساده جلوت دیگه یه دروازه بان نیست که داره دفاع میکنه ...
اون تنهاست و بیشتر شبیه سیبله که همه تیرا میره طرفش...
بازم میگم کم آوردم...
تمومش کن... چون نمی خوام قید همه چی رو بزنمو دروازه رو ول کنم...
نمی دونم چرا داری اینجوری بازی میکنی
من طرف توام تو طرف کی هستی؟؟؟
خدایا تمومش کن ...آخرین لحظه هایی که مقاومت میکنم...[تصویر: Gerye.gif]
امروز داشتم از دروازه میرفتم بیرون که پشیمون شدم...
حالا انگار درون خودمم یکی داره بهم گل میزنه...
از همه چیز حتی از خودمم که داره بهم گل میزنه بیزارم...
و هنوز فقط یه حس نسبت به تو برام مونده که باعث شده وایسم...
نمی خوام این حسو از دستش بدم ...اما اگه ادامه بدی چیزی تهش نمی مونه...
تورم از دست میدم...
و اونوقت حتی خودمم نمی دونم بعدش چی میشه ...اما مطمئنم خوب نمیشه...
به حرفم گوش بده برگرد قبل اینکه از دست برم...
خدایا بازم میگم بازی رو تموم کن...[تصویر: Gerye.gif]


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ۰۸:۴۹ عصر

متنفرم از اونایی که میگن دوست دارم وتو باور میکنی تورو بخاطر خودت دوست دارن
ولی میفهمی تو شبیه خاطراتشونی
اونا خاطراتشونو دوست داشتن نه توروUhum


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Adel - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ۱۱:۲۲ صبح

گرگها آدمها را دوست دارند ، براي همين آنها را مي خورند!
مگر نه اينكه آدمها به كساني كه دوستشان دارند مي گويند: " بخورمت! "
با اين تفاوت كه دوست داشتن گرگها واقعي است ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ۱۲:۱۱ عصر

به غلط ميگويند " ها " علامت جمع است...!!!

در حالي که وقتي

آنـــــــــــــرا با، تن....+....ها جمع ميکني ...

خودت ميماني و خودت...!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ۰۴:۱۵ عصر

دقت کردین وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه!وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه! وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه! وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه! وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه! فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود...


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ۰۵:۵۵ عصر

نمیدانم که دانست او دلیل گریه هایم را؟
نمیدانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟
ومیدانم که میدانست ز عاشق بودنش مستم!
وجود ساده اش بوده که من این گونه دل بستم....Thinking


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۰۴:۴۲ عصر

دنياي عجيبي شده است!!!
براي دروغ هايمان،
خدا را قسم ميخوريم...

و به حرف راست که ميرسيم،
مي شود جان تو...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۰۴:۵۳ عصر

گاهی اسباب بازی کسی رو میشکنی که بگی به تو توجه کنه...
میترسی نکنه ناراحت بشه و همیشه بره...
اما اون خوشحال میشه...
بعدش میفهمی که اونم منتظر بوده تو اسباب بازیشو بشکنی...
میفهمی که اون با اسباب بازیش بازی میکرده که حرستو در بیاره تا بهش نشون بدی که براش مهمی...
دیروز خدا اسباب بازیمو شکست...
منم خوشحال شدم...
چون می خواستم با اسباب بازیم حرسشو در بیارم...
اما اون شکستش...
کاش همه اسباب بازیامو بشکنه...!!!!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Silver Fox - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۰۵:۲۳ عصر

این رسم روزگاره... bichare



[تصویر: fu1706.jpg]

این رسم روزگاره...
کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي **از آنکه خوب نگاهش کني. **از آنكه او را در آغوش بگيري . ** از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، **از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، و تو خيال ميكردي تا آخر دنيا مي توني هر روز طلوع آفتاب را با او تماشا كني .

رسم روزگاره:
کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، بدون اينكه حتي ردي و نشوني از خودش در دنياي تو به جا بزاره .چه آرزوهايي با او نداشتي ، چه آينده ي زيبايي را با او مي ديدي، فرصت نشد كه فقط يك بار سرت را بر روي شانه هايش بزاري و گريه کنی.

رسم روزگاره:
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز خوشبختي را در كنار او حس نكردي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي ، دركمال ناباوري مي بيني كه او را در کنارت نيست . چه فكر پوچي بود كه دست در دست او خنده کنان تا اوج آسمان خواهي رفت و او صورتت را پر از بوسه ميکند.

رسم روزگاره:
با خود گفتي اگر اين بار ببينمش دست او را مي گيرم ، خيلي محكم مي گيرم و نمي گذارم كه برود . او بايد براي هميشه ** بماند . دستي را گرفتي اما اين دست كيست كه خيلي سرده ؟ تو دست در دست تنهايي دادي . اون دست رهات نمي كنه !

رسم روزگاره:
او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.

راستی تو كه او را خيلي دوست داري: اگه هنوز باد شمعهایت را خاموش نکرده، اگه هنوز شمع بالهايت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هديه اي ، شاخه گلي بدهي و پس قدر لحظه لحظه ي اين روزها را بدان . او را در آغوش بگير و تا فرصت داري به او بگو :
دوستت دارم..... Inlove2bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۰۸:۲۴ عصر

[تصویر: leofuhbg8hqmvkhr52dd.jpg]

بنده اي گفت : خدايا اگر سرنوشتم را نوشته اي چرا دعا كنم ؟
خدا گفت : شايد نوشته باشم هر چ دعا كنيد !!!!! [تصویر: 3.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۰۹:۲۲ عصر

میدانی تفاوت زن و مرد در چیست ؟


چشم یک زن در دل او


و دل یک مرد در چشم اوست


در پاسخ به: " دل گفته ها " - feyz.h - ۱۳۹۰/۱۱/۲۵ ۱۰:۰۲ عصر

در فراقت گاه خواستم بیایم برببینم تورا .... ولی این دل گفت برنشین تا روز موعودت ببینم تورا .... تا چند روزی بر سر این دل بکوفتم ..... تا آخر من بدیدم فی الحال زیبای تورا


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ ۰۳:۵۵ عصر

پیام اضطراری ::::::::

دلم آنتن نمی دهد !

به او بگوئید

جهت چشمانش بهم خورده است



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ ۱۰:۳۳ عصر

از تصادف جان سالم به در برده بود و میگفت که فقط زندگیش را مدیون ماشین مدل بالا و محکمش است ...

و خـــــــــــــــــــــــداوند همچنان به او لبخند میزد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۱/۲۷ ۱۲:۲۳ صبح

تو ایران وقتی گریه میکنی همه میگن ولش کن بذار راحت باشه اما وقتی میخندی همه میان میگن چی شده؟ بگو ما هم بخندیم[تصویر: Y%20%288%29.gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۱/۲۹ ۰۹:۲۸ عصر

شب آرامي بود
مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود
زندگي يعني چه؟

مادرم سيني چايي در دست
گل لبخندي چيد، هديه اش داد به من
خواهرم تکه ناني آورد، آمد آنجا
لب پاشويه نشست
پدرم دفتر شعري آورد، تکيه بر پشتي داد

شعر زيبايي خواند و مرا برد، به آرامش زيباي يقين
با خودم مي گفتم :
زندگي، راز بزرگي است که در ما جاريست
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنيا جاريست
زندگي، آبتني کردن در اين رود است
وقت رفتن به همان عرياني؛ که به هنگام ورود آمده ايم
دست ما در کف اين رود به دنبال چه مي گردد؟
هيچ !!!

زندگي، وزن نگاهي است که در خاطره ها مي ماند
شايد اين حسرت بيهوده که بر دل داري
شعله گرمي اميد تو را، خواهد کشت
زندگي درک همين اکنون است
زندگي شوق رسيدن به همان
فردايي است، که نخواهد آمد
تو نه در ديروزي، و نه در فردايي
ظرف امروز، پر از بودن توست
شايد اين خنده که امروز، دريغش کردي
آخرين فرصت همراهي با، اميد است
زندگي ياد غريبي است که در سينه خاک
به جا مي ماند

زندگي، سبزترين آيه، در انديشه برگ
زندگي، خاطر دريايي يک قطره، در آرامش رود
زندگي، حس شکوفايي يک مزرعه، در باور بذر
زندگي، باور درياست در انديشه ماهي، در تنگ
زندگي، ترجمه روشن خاک است، در آيينه عشق
زندگي، فهم نفهميدن هاست

زندگي، پنجره اي باز، به دنياي وجود
تا که اين پنجره باز است، جهاني با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازي اين پنجره را دريابيم
در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
پرده از ساحت دل برگيريم
رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بکنيم

زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است
وزن خوشبختي من، وزن رضايتمندي ست
زندگي، شايد شعر پدرم بود که خواند
چاي مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهي ها داد
زندگي شايد آن لبخندي ست، که دريغش کرديم
زندگي زمزمه پاک حيات ست، ميان دو سکوت
زندگي، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهايي ست
من دلم مي خواهد،
قدر اين خاطره را ، دريابيم



RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۱/۲۹ ۱۰:۱۱ عصر



چرا عاشق؟!
چرا تنها؟!
چرا دل؟!
چرا دل عاشق و تنها
درون حلقه ای بسته
بدون روزنه...
به یخ بندانی از تردید
سزاوارند؟






RE: " دل گفته ها " - Sepideh - ۱۳۹۰/۱۱/۲۹ ۱۱:۵۲ عصر

گاهی وقتا احساس میکنم دنیا با تموم بزرگیش داره پا دلمو میزنه.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۲/۱ ۱۱:۱۱ صبح

آمدیو حس من را بردی
آمدم نبودی !
آمدی ولی عشق من ، دیگر حسی در جان نیست ...



RE: " دل گفته ها " - Jupiter - ۱۳۹۰/۱۲/۱ ۱۱:۱۸ صبح

دوست داشتنت هوس نيست
كه باشد و نباشد...
نفس است...
تا باشم،تا باشي...




در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۲/۱ ۰۸:۱۶ عصر

حوا که بغض کند حتی خدا هم اگر سیب بیاورد

چیزی جز گریه آرامش نمی کند

سیب ها را قایم کنید

خبر های امروزی همه شوم بودند

من حوای پر از بغضم ...


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۲/۱ ۰۸:۲۸ عصر

چه خوش خیال است.فاصله را میگویم.
به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است.
Inlove2اینجا در میان دل من.Inlove2


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۱ ۱۰:۵۹ عصر

دقت کردین این گربه هاام آدم شدن واسه ماakhhhhhh

قبلنا هیبتی داشتیم از دور پخ میکردیم 3 متر میپردین هوا

حالا از کنارمون رد میشن نگاه معنادار چند ثانیه ایم میکننKhandeh20

همینمون مونده به نشانه افسوس واسمون سرم تکون بدنasabanie


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۲/۳ ۰۳:۲۰ عصر

این روزا انقدر فکر و خیال تو سرم هست که دیگه خسته شدم,تو مغزم یه معادله چند مجهولی هست که جوابی براش نیست یا این که من از عُهدش بر نمیام!!!!!!!خدایا به یه مرخصیه بلند مدت احتیاج دارم ...لطفا رضایت بده...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۳ ۰۵:۰۳ عصر

به درختان جنگل گفتند: شما با این عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر میرنجید

گفتند: رنجش ما از تبر نیست از دسته آن است که از جنس خود ماست


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۲/۳ ۰۶:۱۶ عصر

دنیا!

با تمام دل و جانم درک کرده ام که تو چقدر تمیزی!!
لعنت به انسان هایی که با کارشان انگ کثیفی را به تو می چسبانند!!!

خدایا!

تمام دلبستگی ام پیشکش یک لحظه رهایی از دنیای کثیف شده ات

رهاییم ده




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۳ ۰۸:۱۱ عصر

از هیاهوی زمان بیزارم

سهراب قایقت جایی برای من ندارد؟!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۲/۵ ۰۸:۲۴ عصر

خدایا!!!حوایی بفرست تا سیبی بچیند,شاید اینبار به لطفش رانده شدیم از اینجا...


[split] جملات ناب - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۲/۷ ۰۲:۲۰ عصر

کــــــاش انسان هم مانند شمع

فقط یــــــــــــک روز زندگی میکرد

اما در کنار پــــــــــــروانه ی خودش...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۷ ۰۴:۱۴ عصر

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم
که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمیرود باید عاشقی کنی
کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش ...
[تصویر: bb0502c80b74.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Roxana - ۱۳۹۰/۱۲/۷ ۰۶:۱۸ عصر



زندگی بافتن یک قالیست،
به همان نقش و نگاری که خودت میخواهی...
نقشه را اوست که تعیین کرده..
تو در این بین فقط میبافی.
نقشه را خوب ببین،
نکند آخر کار، قالی زندگیت را نخرند...




دوست داشتن را باید ازدرخت آموخت وقتی زود زرد می شود وقتی می میرد وقتی ازدرخت جدا می شودبازهم پای همان درخت می افتد.

ميدونى چرا هميشه يكي بود يكي نبود؟
چون اونى كه نبود لياقت اونى كه بود رو هيچوقت نداشت ...!!


وفاداری؟ خدا بیامرزدش ...
صداقت؟ یادش گرامی...
غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت...
معرفت؟ یابنده پاداش میگیرد...
واقعا به کجا چنین شتابان؟




RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۰۵:۴۳ عصر

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه . . .
Rainbowf


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۰۶:۰۲ عصر

سرانگشتانم که می سوزد ...

یعنی وقت ِ‌نوشتن از تـــوست

بــیــــا در خـــیـــالــم

آرام بنشین ...

مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را

بنویــــســـم


در پاسخ به: " دل گفته ها " - mr.hiTch - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۰۷:۴۳ عصر

زندگی زیباست ؟!


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۱۰:۳۵ عصر

جای تو خالیست...

هزاران کلمه در جای خالی ات ریختم اما جای خالی تو پر نشد...!

هیچ چیز جای تو را پر نمی کند...

هیچ چیز.....!

تو از جنس بی نهایت بودی!geryeee
نگران دلتنگی هایم نباش

اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود

و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد

اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد

و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد

پس

بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی geryeee
من با این همه لحظه های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...

با این همه نگاه های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...
با این همه بوسه های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...
با این همه باران های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...
من با این همه خنده های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...
با این همه فصل های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...
با این همه خاطره های با تو، بی تو،
چه کنم !؟ ...

من، با این همه و همهء اونهایی که گفتنی نیست ...

بی تو،
چه کنم !!؟؟ ...
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست

گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست

رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست akheeeey


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۱۱:۰۰ عصر

تو رو دارمو حالا باور ندارم
از این دنیا دیگه چیزی نمیخوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم
همون روزهای اول مرده بودم
Loveshower



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۰/۱۲/۸ ۱۱:۰۸ عصر

همیشه یادمون باشه ، نگفته هامونو می تونیم بگیم
ولـــــــــــــــــــی گفته هامونو نمی تونیم پس بگیریم
[تصویر: 14819530632942272601.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۲/۹ ۰۸:۰۹ عصر

وقتـــ رفتنتـــ یادمـ بیآور خآطراتتــ رآ بدهمــ ببرے

خودتـــ که نباشے به چه کارمــ مےآیند؟!

فقط ذره ذره نابودیمــ رآ ضمانتــ مےکنند!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۹ ۰۸:۳۱ عصر


دوستی ها كمرنگ ؛ بی كسی ها پیداست ... راست گفتی سهراب ؛ آدم اینجا تنهاست ...!


[تصویر: solitude.jpg]




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۲/۹ ۱۰:۵۵ عصر

همه اسیر تنهاین و بی قرار
گوش به فرمانن یه عمر آزگار

حتی توی رسم زمونه دیگه مرامی نیست
همه توی حبسن و دیگه رهایی نیست

همه ی ذهن آدمی شده پر سکوت
توی سکوت نعره ها دیگه صدایی نیست

نفس حبسه ، تنگه دلها ، فکرا پر غمه
بدی ها اصلا دیگه رسیده به یه عالمه

سیاهی نشونه رفته نبضی رو که توی تنه
اما خیالی نیست ، همه اینا به یه ور منه !




عجب فازی میده ها این شعره :)Rainbowf



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ ۱۲:۵۰ عصر

بــرای دلــم گاهــی مادری مهــربان ميشوم
دست نـوازش بر سـَرش ميكشـم و ميگويـم :
" غصـه نخــور ، مــيگـذرد . . ."
بــرای دلــم گاهــی پــدر می شوم ،‌خشمگيـن می شوم و ميگويـم :
" بس كن ديگــر ؛ بزرگ شده ای بابا . . . "
گاهــی هم دوستی ميشوم مهربـان
دستش را ميگيـرم و ميبــرم به باغ رويــا ؛
دلــم هم كلافه شــده ديگر از دست مـَن.........




در پاسخ به: " دل گفته ها " - Roxana - ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ ۰۲:۰۱ عصر


زندگی جریان دارد

حتی در جوهر خودکارم

که تنها بلد است

نام تو را بنویسد

از تو که حرف می زنم ، همه فعلهایم ماضی اند ..


حتی ماضی ِ بعید ..


ماضی ِ خیلی خیلی بعید!


کمی نزدیکتر بنشین ،،


دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
در غبارهاي به جامانده از سکوت
در خلوت ياسهاي پر احساس
کنار آينه
هايي از جنس باران
هرکجا که تنهايي مي شکند
...هرکجا که اولين فرشته
خدا را صدا مي زند
روي زمزمه هاي گل سرخ
مثل هميشه به
دنبال تو مي گردم


یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن


سـکـــــــه ی زنـدگـیم

شـیـــــــر نـدارد

امــــــــا


هـمـیـن خـطـی

کـه مـــــــرا بـه تــــــو

وصـــــــــــــــــل

نـگـه مـی دارد را

دوســـــــت دارم . ..




چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .



وقتی کسی نیست
که به دادت برسه
داد نزن
شاید از سکوتت بفهمند
که چقدر درد و غم تو وجودته !!!



گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیباییست!!!
عینک را برداشتم..
......


وحشت کردم از هیاهوی رنگها
عینکم را بدهید
میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم




اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد.....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ ۰۷:۰۶ عصر

قشنگی بادبادک به اینه که میدونه زندگیش به یک نخ نازک بنده ولی باز هم تو آسمون میرقصه ومیخنده روزتون پرازخنده... "
باران باش که در باریدنش علف هرز وگل سرخ از برایش یک معناست "
مترسک عروسک زشتی است که از مزرعه محافظت می کند ولی آدمی عروسک زیبایست که جهان را می ترساند
سکوت چشمانم مرز زمان را می شکند. نگاه دلم برای بودنت هر لحظه تمنا می کند. و بودنت تمام زندگی من می شود در تقدیر بودنم باران نمی بارد اما از لحظه بودنت آسمان بارانش را ارزانی کرده دنیا دلم در این تقدیر بودن در این حس پرواز جز لحظه های با تو بودن ارزوی بر دل ندارد.
تنهایی یعنی ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است! اما کنارم خالی از تو وپر از دیگران است... "
موسیقی درونت را چه کسی می نوازد که صدای سکوتش هستی ام را فراگرفته...
کوچه ها را بلد شدم،رنگهای چراغ راهنما،جدول ضرب،دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم ،اما گاهی میان آدمها گم میشوم،آدم ها را بلد نیستم. "
هَر نُتـــے که از عشقـــــ بگویـَد زیباستـــــ حالا سمفونــے پنجمــِ بِتهووِنـــــ باشَد، یا زنگـــِ تلفنــے که در انتظارِ صداےِ توستـــ "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ ۰۸:۴۴ عصر



خدا هم كه باشي

بندگاني هستند كه از تو ناراضي اند !!!

به دنبال رضايت چه كسي مي گردي ، وقتي اين روزها ، انسان ها از دست خودشان نيز عصباني اند




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ ۱۰:۲۷ عصر

داغی کاسه اونقدر زیاده که حتی طرف آش هم نمیری !
MM همون خودم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۱:۲۷ عصر

همیشه وقتی میخوام یه بازیو انجام بدم انقدر صبر میکنم و ادامه میدم تا نتیجشو ببینم,ببینم برنده ام یا بازنده,میبرم یا میسوزم!
ولی الان تو این بازی که یهوو افتادم وسطش صبرم تموم شده! جناب حاکم باشی شما که حکم ــو قبلا دادی بیا رای ــو به گوشم برسون تا ببینم چی میخواد میشه!
یا این که من جام ــو میدم یکی دیگه بازی کنه! خودم حوصلشو ندارم,فقط باید یادآور بشم که با احتیاط بازی کنه لطفا!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۱:۳۹ عصر

وقتی اورجینال به دنیا اومدی....حیفه کپی از دنیا بری....خودت باش


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Roxana - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۲:۰۶ عصر


در گذر عمر هميشه طوري رفتار مي كنيم كه انگار آسايش و تجمل تنها نياز زندگي ماست ...
اما تنها چيزي كه به آن محتاجيم آرامش است ...



برای شنیدن صدای كه دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است، افسوس خواهی خورد زمانی را كه آن سوی سیم ها كسی بی احساس میگوید: برقراری ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمی باشد !!!!


به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


من یاد گرفته ام: مهم نیست كه در زندگی چه داری، بلكه مهم اینست كه چه كسی را داری.


می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست ... اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی چیزیست شبیه یک حباب ... عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!



بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است


نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی


یادش بخیر کودکی!

قهر میکردیم تا قیامت ...... و لحظه ای بعد قیامت می شد



دیگر قاصدک ها
به دست ما نمیرسند!
چون شرم دارند
پیغام چند نفر را
به یک مقصد ببرند!!



وجودم پاره ای از شب دلم تنها تر از پاییز...
بساطم بغچه ای اندوه و کوچه مثل من خالیست ..
دلم تنگ است ....
دلم اندازه صحن قفس تنگ است !!!
سکوت از کوچه لبریز است ....
صدایم خیس و بارانی است....
نمیدانم چرا در قلب من این فصل طولانیست!!!



میگویند زمان طلاست...
اما من چشیدم
دروغ میگویند زمان آتش است ........
گذرا نیست ... ثانیه به ثانیه اش میسوزاند و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد.


ای کاش من، جای پت بودم!! داشتن یه دوست خوب، ارزش احمق بودن رو داره!! مگه نه؟

خدایا...!!!

به من فهم و شعور بده که برای آنچه که تقدیرم نیست اشک نریزم..



گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل شود نمی‌فهمی...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۶:۲۹ عصر

عکسش قدیمه ، ولی خوب عشقیه ، عشقم هیچ وقت قدیمی نمیشه !
[تصویر: 740274_1322194897074_400_320.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۷:۱۰ عصر

توجه
کاربران عزیز توجه داشته باشند این تاپیک جهت جمع آوری جمله ها ، شعر ها و ... هستند که از نظرتون زیباست ، لذا لطف کنید پشت سر هم پست ارسال نکنید و در صورتی که چند جمله ی زیبا داشتید ، همه را در یک پست ارسال نمایید تا از جذابیت تاپیک کاسته نشود . پست های قبلی همگی ادغام شدند .




RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۲/۱۵ ۰۹:۵۶ عصر



زمان را میبینی؟!

نه دل می ربایدو نه دل میدهد!


فقط میشکند!!!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - rasoul - ۱۳۹۰/۱۲/۱۶ ۱۰:۲۱ عصر

بزرگترین لذت زندگی انجام کاری است که دیگران معتقدند از عهده ما بر نمی آید. [تصویر: 2%20%2812%29.gif]
"" والتر باگمت ""



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۱۸ ۰۸:۴۹ عصر

بـــاران همیشـــه میبــــارد

امـــا مـــردم ستـــاره را بیشتـــر دوســتـــ دارنــد...

نــــامـــردیسـتـــ آن همـــه اشکـــ را بــه یکــ چشمــک فـــروختــن...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Adel - ۱۳۹۰/۱۲/۱۹ ۰۹:۰۵ عصر

بعضی از آدم ها آنقدر نگاهشان

چشم هایشان

دست هایشان

مهربان است ..كه دلت میخواهد

یكبار در حقشان بدی كنی و نامهربانی

و ببینی نگاهشان، چشم هایشان، دست هایشان

وقتی نامهربان میشود چگونه است

و در نهایت حیرت تو

میبنی

مهربان تر میشوند انگار

بدیت را با خوبی

و نامهربانی ات را با مهربانی

پاسخ میدهند

چقدر دلم تنگ است برای دیدن چنین آدم مهربانی ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۲۱ ۱۱:۴۸ صبح

گاهي گمان نميكني و مي شود

گاهي نمي شود كه نمي شود

گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است

گاهي ناگفته قرعه به نام تو مي شود

گاهي گدای گدايی و بخت نيست

گاهي تمام شهر گدای تو مي شود


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ ۰۵:۱۸ عصر


از فریب انسانها دلگیر نشو، اینان روى زمینى زندگى میکنند که روزى یک بار خودش را دور میزند



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ ۰۴:۵۳ عصر

این روزها اگر خون هم گریه کنی عمق همدردی دیگران یک کلمه است

آخیtaajjjjob


تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کندEvilgrin


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ ۱۰:۴۴ عصر

گفت کسی دوستم ندارد …!


گفت : کسی دوستم ندارد . میدانی چقدر سخت است .

این که کسی دوستت نداشته باشد ؟

تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی

حتی تو هم بدون دوست داشتن …….!

خدا هیچ نگفت .

گفت به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است .

چشم‌ها را آزار میدهم .

دنیا را کثیف میکنم .

آدم‌هایت از من میترسند .

مرا میکشند برای این که زشتم .

زشتی جرم من است .

خدا هیچ نگفت .

گفت : این دنیا فقط مال قشنگ‌هاست .

مال گل‌ها و پروانه‌ها ، مال قاصدک‌ها ، مال من نیست .

خدا گفت : چرا مال تو هم هست .

دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک

کار چندان سختی نیست .

اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن تو کاری دشوار است .

دوست داشتن کاری است آموختنی ، و همه رنج آموختن را نمی‌برند .

ببخش کسی را که تو را دوست ندارد .

زیرا که هنوز مومن نیست .

زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته .

او ابتدای راه است .

مومن دوست دارد . همه را دوست دارد . زیرا همه از من است .

و من زیبایم . چشم‌های مومن جز زیبا نمیبینند . زشتی در چشم‌هاست .

در این دایره هر چه که هست نیکوست .

آن که بین آفریده‌های من خط کشید ، شیطان بود .

شیطان مسئول فاصله‌هاست .

حالا قشنگ کوچکم نزدیک تر بیا و غمگین نباش .

قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ ۱۲:۵۵ عصر

شیرین بهانه بود...! فرهاد تیشه میزد تا نشنودصدای مردمانی را که در گوشش می خوانند: \" دوستت ندارد...\" "


[split] ♥ جملات ناب ♥ - PADIDE - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ ۰۱:۰۴ عصر

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Roxana - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ ۰۲:۵۶ عصر





آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است ...

حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم
چرا زمین خورده ام ...










RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷ ۱۱:۳۱ عصر

در فکر خاطراتم
کین رسم روزگار است

سالان روند و اما
دنیای ما همان است



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ۰۸:۳۲ عصر

چه نقاش ماهری است فکر و خیال
وقتی دانه دانه موهایت را سپید می کند !



RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ۰۹:۲۱ عصر

تا حالا فکر کردین به کجا میریم ما؟!

به همانجا که خزان میسازیم*** هر چه سرسبزی و شادی داریم
پا به میدان جفا میزاریم *** گر چه ما مدعیه دین داریم!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ۱۰:۵۵ عصر

دلم میخواهد خالی شوم از پر بودن....
لحظه ای که دیگر فکر نکنم....خیال هم نکنم
فقط و فقط خیره خیره نگاه کنم!!!
آینه ی هستی را حس کنم...سبک بودن را...خالی بودن از آه
را.....
وحتی خالی بودن از خالی را....


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ ۱۱:۰۱ عصر

این حرف آخر نیست به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاریهای صوفیانه از لذت گفتنش امتناع کنم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۲ ۰۶:۴۵ عصر

يادش بخير چه حالي بود مي سوختم از عمق وجود
مستي بود و عشق و جنون با ناله و اشك و سجود

از همه جا رونده منم اوني كه جا مونده منم
اوني كه بال و پرشو عشق تو سوزونده منم






در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۴ ۰۱:۵۴ عصر


آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛
بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد :
آهای فلانی!
از خانه ی دلت چه خبر؟!
گرم است؟
چراغش نوری دارد هنوز؟؟؟




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۶ ۰۷:۴۴ عصر

[تصویر: b40ee41508390c2389e92eb4dcbbcc82-300]
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۷ ۰۱:۴۳ عصر

انگار که سالهاست رفته اي....

از تابستان بگو از بهاري که رفتي...

تا من هم از زمستاني برايت بگويم.....

که نشست بر موهايم و نرفت.....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۷ ۰۱:۵۴ عصر

رد پای
کسی که آرامشم را بهم زده بود را دنبال کردم
به خودم رسیدم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۷ ۰۸:۲۵ عصر

فدا کردن حال برای آینده !!!!!!!!!!!!!!
نه این من نیستم !!!!!!!!!
من حتی یک لحظه ی زندگیه خودم رو برای فردایی که معلوم نیست ، نمیدم !!!!!!!!
تک تک ثانیه های زندگی ، برای من زندگیه !!!!!!!!!


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۱/۷ ۰۸:۵۰ عصر

akheeeeyما بخار شيشه ايم نازمون كني اشكمون درمياد چه برسه فراموشمون كنیakheeeey

ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا
Rainbowfتَرَک برندارندRainbowf



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۸ ۱۲:۱۵ صبح

کوچه ها را بلد شدم... خیابان ها را ، مغازه ها را ، رنگ های چراغ راهنمایی را ، جدول ضرب را ، و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمی شوم... اما... هنوز گاهی میان آدم ها گم می شوم... آدم ها را خوب بلد نیستم...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۸ ۱۰:۳۴ عصر

این روزهـا

کمی دلتنگم

نمیدانم از کدامین راه

بوی عطر تو می آید!

ماتم

و

مبهوت . .

و اما تو !!

کاش میدانستی
. . .



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۱/۱۰ ۰۵:۵۸ عصر

اگر سکوت کرده ام به روی زندگی ، به پای خوب بودنم نگذار ! روزگار با ضربه هایش مرا لال کرد... فقط گه گداری لبخند میزنم که بداند هنوز هم مقاومم برای ضربه هایش...
geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۱۳ ۱۲:۰۵ عصر

Inlove2

تو الهه ی نــــازی، در بزمم بنشین
من تو را وفادارم،بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفـایی،ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثــــرم

[تصویر: loveshower.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۱۳ ۱۰:۲۵ عصر

کاش می دانــــــــــستم
چه کســـــــــــی این سرنوشــــــــــــــت را برایم بافـــــــــــت
آنوقـــــــت به او می گـــــــفتم
یقــــــهــــــ را
آنقدر تنگ بافته ای کهـــــــــــ
بغـــــض هایــــــم را نمی توانم فرو بدهــــــم


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۰۳:۳۳ عصر

لحظه هایی هس که آدم احتیاج داره یکی پُشتِش باشه ...
حتی واسه همون چند لحظه ء حیاتی ...
و وقتی تو اون لحظه ها کسی نباشه ، جدا از بی نهایت سخت بودن ...
یه خلا ء ی یه حس ِ بد ِ غیر قابل ِ توصیف تو وجودت می مونه که وقتی بهش فکر میکنی تمامِ وجودت مچاله میشه انگار ...


RE: " دل گفته ها " - m.shahani - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۰۵:۲۰ عصر

ستاره ی من آنجاست آنجا که هیچ ستاره ای نیست
سیاه است ، ستاره ی من
(و.باقری)



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۰۷:۰۳ عصر

دلــم مـي خواهد


بروم يك گوشه بنشينم


پشتم را بكنم به دنيــا


پاهايم را بغـل كنم


و بلند بلند بگويم :


من ديگر بــازي نمي كنم خستــه ام ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۰۷:۵۴ عصر

اینجا زمین است...


زمین گرد است!


تویی که مرا دور زدی فردا به خودم خواهی رسید...


حال و روزت دیدنیست...!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۰۸:۰۱ عصر

غریبه
نمیدانم
گنجشک ها که آنقدر شبیه همند
چطور همدیگر را میشناسند
و نمیدانم
چقدر شبیه من هست
که تو دیگر مرا نمیشناسی!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۱۵ ۱۰:۵۵ عصر

ای کاش چاقویی که در قلبم فرو کردی را نمیچرخاندی عشق من !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۱۱:۰۲ صبح

چه تلخ محاکمه میشوندپاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان میدهند وچه ناعادلانه کمی آنطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام میشود ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۰۳:۰۵ عصر

خدا جونم دلم به اندازه ی تمام دنیا نه به اندازه ی تمام کهکشان ها برات تنگ شده
میدونم که خیلی بدم اما با همه بد بودنام هنوز اونی نیستم که یه لحظه بدون تو نفس بکشم
نفسایی که داره میره و میاد برام از هزار بار مرگ بدتره
حتی اجازه ندارم از این نفسای زجر آور نجات پیدا کنم
پس حالا که من نمیتونم خودمو نجات بدم تو بیا مثل قدیما نجاتم بده
دستام میلرزه
چشمام میترسه
تمام وجودم در انتظار داره درد میکشه
با این حال فقط یه چیز میخوام
بیا و مثل همیشه بزرگی کنو از کوچکی من بگذر و برگرد
که دلم بس عاشقانه تنگ است
الهی و ربی من لی غیرک


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۰۸:۵۵ عصر

خدایا…

کودکان گلفروش را می بینی؟

مردان خانه به دوش …

دخترکان تن فروش...

مادران سیاه پوش...

کاسبان دین فروش...

محرابهای فرش پوش...

پدران کلیه فروش...

زبانهای عشق فروش...

انسانهای آدم فروش...

همه رامیبینی ؟

می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم

دیگرزمینت بوی زندگی نمیدهد!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۰۸:۵۶ عصر

يک وقتايـي هست که بايد لم بدي يه گوشه

و جريان زندگيت رو فقط مرور کنـي...

بعدشم بگـي به سلامتـي خودم که اينقدر تحمل داشتم...!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۰۹:۳۱ عصر

رفتار من عادے است

اما نمے دانم چرا

این روزها

از دوستان و آشنایان

هرکس مرا مے‌بیند

از دور مے‌گوید:

این روزها انگار

حال و هواے دیگرے دارے !

اما

من مثل هر روزم

با آن نشانے های ساده

و با همان امضا، همان نام و با همان رفتار معمولے

مثل همیشه ساکِت و آرام

این روزها تنها

حس مے کنم گاهے کمے گنگم

گاهے کمے گیجم

حس مے‌کنم

از روزهاے پیش قدری بیشتر

این روزها را دوست دارم

گاهے

- از تو چه پنهان -

با سنگها آواز می‌خوانم

و قدر بعضے لحظه‌ها را خوب می‌دانم

این روزها گاهے

از روز و ماه و سال، از تقویم

از روزنامه بے خبر هستم

حِس مے‌کنم گاهے کمے کمتر

گاهے شدیدا بیشتر هَستم حتے اگر مے‌شد بگویم

این روزها گاهے خدا را هم

یک جور دیگر مے‌پرستم



RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۱۰:۰۶ عصر

تو را یافتم
دیگر دلم چیزی نمی گوید
وزبانم پر شده از حرفهای تکراری
دستانم اعتصاب کرده اند
نای نوشتن ندارند
خون که چه عرض کنم
پمپاژ مفهومی ندارد
قرمز شده است
صورتم را میگویم
چشمه احساس فوران کرده
تو را یافتم
پس دنیا کجاست؟
میخواهم زندگی کنم!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۱۶ ۱۰:۲۲ عصر

یه نگاه پنهون یه نگاه پیدا
اختیار من دست یک رویا
چه قشنگ این شرم و حیا



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۱/۱۷ ۱۱:۴۰ صبح

انسان نگاهی به ساعت میکند
و وقتی می اندیشد ، میبیند هیچ نمانده!
به خود می آید،
میبیند در حال خوردن است
هم از دوست هم دشمن...
سعی میکند لحظه ها را درست کند
قلبش صدا میدهد،
از اعتماد ها دل میکند؛
و به سیم آخر میزند زمانی که
هیچکس حرفهایش را نمیفهمد
و دلگیر میشود از کسانی که توانستند
اما نخاستند...
به در میزند
به دیوار میزند
و آخر به سرش...
از همه چیز دل میکند،
شاید کم کم ،
اما دل میکند...
و میرود
و خدا حافظ میگوید با تمام
خوب ها و بد ها
و همه گذشته و آینده خویش...
فقط میرود
بی آنکه نگاه کند چه گذشته
و
چه خاهد گذشت...
فــقـــط مــیـــرود..........!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۱/۱۷ ۰۴:۵۱ عصر

عاشــقٍ آن لحــــــظه ام،
که کنارت هستــــــــم،
و کودک درونـــــــم از اشتیاق با تـــو بودن،
می خــــواهد زمین و زمان را بهـــم بریزد....

[تصویر: jkd57e0lz89ca86qf8e.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - rasoul - ۱۳۹۱/۱/۱۷ ۰۵:۱۸ عصر

زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم
Yess



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۱/۱۹ ۱۲:۰۷ صبح

بغض هایت رابرای خودت نگه دار
گاهی سبک نشوی
سنگین تری...



RE: " دل گفته ها " - Sepideh - ۱۳۹۱/۱/۱۹ ۱۲:۱۸ عصر

* کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارند، مگر اینکه گوینده آن کلمات برایتان بسیار عزیز باشد.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۱۹ ۰۱:۳۳ عصر

نیت می کنم وصدایت می کنم؛

با جواب تو فال می گیرم...

اگر گفتی "بله"...

روز خوبی خواهم داشت...

اگر گفتی "جانم"

تمام خوبی ها را برای تو می سازم...


[split] ♥ جملات ناب ♥ - Sepideh - ۱۳۹۱/۱/۲۱ ۱۲:۱۱ صبح

* هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۱۱:۴۶ صبح

[highlight=#f1f7fe][/font][font=arial, helvetica, sans-serif]چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!


[/highlight][font=tahoma][/font]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۰۱:۳۳ عصر

دلــــم یک کـوچه می خواهـد

بی بن بست . . .

و بــــارانـــی نـــم نـــم . . .

...
...
...

و یک خــــدا ، کـــه کمـی بــا هـــم راه بــرویــــم !!

همـیـــن !!!


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۰۳:۱۱ عصر


گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد

1 روز

1 ماه

1 سال

از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . .

چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ

وقــــتی دلت با دیگریســــــــت ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۰۸:۰۹ عصر

نمیدانم !

دل من نازک است

یا چشمان تو تیز !

هر چه نگاه به تو می دوزم

بند دلم

پاره می شود



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۰۸:۵۰ عصر

مرا از تو گریزی نیست

سنجاق شده ای

به بختم

پیش از افرینشم


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۱/۲۲ ۰۸:۵۶ عصر

هر روز اصرار اصرار که خدا اینو میخوام
در جواب اصرارهای من نگاه مهربان تو
و یک جمله که همیشه تکرار میکردی
من بیشتر از خودت دوست دارم
دوباره از من اصرار و از تو صبوری
نمی دونستم چرا صبر میکنی وقتی میدونی من چی میخوام
از من قهر و دلخوری از تو محبت و عشق
گفتم دیگه دوستم نداری که صدامو نمیشنوی
سرتو انداختی پایین گفتی بیشتر از فهمت دوست دارم
اگه دوست نداشتم که همون روز اول هرچی می خواستی بهت میدادم
دوست داشتم بیای پیش من از همه جدا شی بیای از من بخوای
اما تو منو خیلی دوست نداشتی
منو برا خواسته هات میخواستی
گفت : تو منو دوست نداری
باشه حالا که خودت میخوای بیا اینم چیزی که میخواستی
اما میدونم یه روز پشیمون برمیگردی
من داشتم بهترشو برات آماده میکردم اما تو نخواستی صبر کنی
من با خوشحالی خواسته ام رو گرفتم
شادی کنان حرکت کردم
در خیالم میان ابرها بودم
اما طولی نکشید که عمق چاه ها رو حس کردم
دوباره صدات کردم
تو منو دیدی اما دلخور بودیو چیزی نگفتی
دوباره شاکی شدم
گفتم مگه منو نمیبینی
یعنی دیگه دوستم نداری
چرا گذاشتی اشتباه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه تو نمی دونستی خواسته ام اشتباهه چرا بهش توجه کردی؟؟؟؟؟
اما تو بازم نگام کردی و چیزی نگفتی
نشستم و گریه کردم که من دوست دارم اما تو دوستم نداری
طاقت نیاوردی و همراهم اشک ریختی
دستمو گرفتیو بلندم کردی
گفتی گریه نکن و منو از چاه در آوردی و گذاشتی رو زمین
آروم شدم گفتم چرا کمکم کردی؟
گفتی : چه میشه کرد مال بد بیخ ریش صاحابش[تصویر: Khandeh20.gif][تصویر: Khandeh20.gif][تصویر: Khandeh20.gif]



خدا جونم در بست مخلصتم و عاشقانه میخوامتInlove2


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۱/۲۳ ۰۷:۲۱ عصر

خداوندا....!در گلویم ابر کوچکی است که خیال بارش ندارد...میشود مرا بغل کنی؟


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۱/۲۳ ۰۷:۳۱ عصر

دلت طفل بود…
قدت به قد عاشقی هم نمی رسید..
که کوچک شمردی
عظمت عاشقانه هایم را…


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۱/۲۴ ۱۲:۲۹ صبح

تب انتظار...
دیگر چه فرق میکند که کی متولد شده باشی!
دیشب به ماه نگاه میکردم،
اونیز غمگین بود ،
انگار او هم با من مرور میکرد تولد روز های تکراریم را
آری تب انتظار.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۲۴ ۱۲:۳۱ عصر

گاهی بی آن که بدانی رفته ای .

مثل من ...

نگهم داشته اند. ادای بودن در می آورم .اما خیلی وقت است که رفته ام... از همه جا!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۱۰:۴۱ صبح

اصرار كردم حقيقت را بگويد تا روشن شوم

حقيقت را كه گفت براي هميشه خاموش شدم.........


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۰۴:۰۰ عصر


نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند !

کسانی هستند که هرگز تکرار نمی شوند ....

و حرفهایی که معنیشان را خیلی دیر می فهمیم ... !!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۰۴:۰۳ عصر

نـــه نمیــــدانــــی!

هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد

پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،

در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!

نـــه نمیــــدانــــی!

هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد

ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام

چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۰۴:۰۶ عصر

آدم هاس ساده را دوست دارم..
همان هایی که بدی هیچ کس را باور ندارند.
همان هایی که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند
برای همه هستند
آدم های ساده را باید مثل تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد.
آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب آدم میدهند.....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۰۴:۰۹ عصر

ببخـــش کــه گــاهــی بهــانــه ات را مـی گیـــرد !

یـــادش میـــرود کـــه رفتـــه ای ،

دل اســــت دیگــــر !

کمــــی تــــو را مـــی خـــواهـــد ...!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۰۴:۱۰ عصر

باري ...
اگر مردم ، غالبًا نامعقول ، بي منطق و خود محورند،
باري ...... تو همواره آنها را ببخش .

اگر نسبت به ديگران مهرباني و آنها به خودخواهي و داشتن انگيزه هاي پنهان متهمت مي كنند،
باري ..... تو همواره مهربان باش .

اگر فردي موفق هستي ، درنهايت تعدادي دوست دروغين و تعدادي دشمن حقيقي به دست مي آوري ،
باري ...... تو همواره بكوش تا موفق باشي .

اگر صادق و يك رنگ هستي ، ممكن است ديگران فريبت دهند،
باري ...... توهمواره صادق و يكرنگ باش .

هر آنچه طي ساليان ساخته اي، ممكن است فردي در يك لحظه ويران كند،
باري ...... تو همواره در حال ساختن باش .

اگر به آرامش و شادابي دست يابي ، ممكن است ديگران به تو حسادت ورزند،
باري ...... تو همواره شاد باش .

خوبي هاي امروز تو، ممكن است فردا فراموش شود،
باري ...... تو همواره خوب باش .

بهترين چيزي را كه در توان داري به دنيا هديه كن ، حتي اگر كوچك است،
باري ...... تو بهترينت را همواره هديه كن .

در آخر درمي يابي که هر آنچه هست ميان تو و خداي توست.


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۱۰:۵۴ عصر

تو که میدانی،
بی راهه رفتنم را تعجبی نیست!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۶ ۱۱:۰۱ عصر

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود..

گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود..

گاهــــــــــی دلم برای پاكیهای كودكانه ی قلبم میگیرد..

گاهی دلم از رهگذرانی كه در این مسیـر بی انتها؛

آمدند و رفتند، خسته میشود..

گاهـــــــی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را میشكنند میگیرد..

گاهــــــــی آرزو میكنم ای كاش..

دلــــــی نبود تا تنگ شود..

تا خسته شود..تا بشكند..!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۲۷ ۱۲:۲۲ صبح

بدنبال واژه ها نباش! کلمات فریبمان میدهند...... وقتی اولین حرف الفبا سرش کلاه برود.....باید فاتحه ی دیگرکلمات راخواند.....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۱/۲۷ ۱۰:۱۹ صبح

یه وقت به سرت نزند!
که شعرهایم را بتکانی…
چرا که رسوا خواهم شد…!

و همه خواهند دید!!
لحظه لحظه تو رادرمیان واژه هایم!!!…



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۲۷ ۰۲:۰۴ عصر

چه ساده بودم که گمان میکردم ،

به دورم میگردند ،

کسانی که دورم میزنند !!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۱/۲۷ ۰۲:۲۶ عصر

گاهی میشه فرسنگ ها فاصله رو با یک نفس رفت
گاهی میشه میلیون ها حرفو در قطره اشکی گفت
گاهی میشه خیلی نزدیک بود اما فاصله ای بی پایان داشت
گاهی لبخند یه نفر برابر شادیه تموم دنیاست
گاهی یه قطره اشک برابر آخرین نفس زندگیه
گاهی لبخند
گاهی اشک
گاهی عشق
گاهی تنفر
گاهی یک نفس
گاهی یک نگاه
گاهی یک روح
گاهی دو جسم
گاهی عروج
گاهی سقوط
گاهی...
این است رسم دنیای ارواح


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Silver Fox - ۱۳۹۱/۱/۲۷ ۰۴:۵۰ عصر

تازه میفهمم خدا چه صبری داره...

خدا جون دیگه طاقت تنهایی رو ندارم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۱/۲۸ ۱۲:۲۵ صبح

من دارم سعی میکنم ، همرنگ جماعت شوم !

امّـا !!!!

میشود کمکم کنید !؟

آی جماعت !

شما دقیقا" چه رنگی هستید !!!؟


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۱/۲۸ ۰۲:۴۲ صبح

گاهی روح ما آدما گشنه تر از جسممونه
گاهی تشنه تر
و غذاش میشه آهنگ و فیلم و ...
تو غذاهایی که به زور ریختم تو حلق روحم
هیچکدوم به خوشمزگیه نماز و حرف زدن با خدا نبوده
یه طعم لذت بخش داره
مثل واکسنه برا مریضیای روحم
هر وقت که ازشون استفاده میکنم روحم سالم و شاد میشه
فقط باید بلد باشی چه جوری از این غذا بخوری که ازش لذت ببریInlove2
عاشقانه از این غذا بخور تا بفهمی چه لذتی داره


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۲۸ ۰۲:۰۹ عصر

اشتباه من این بود ....


هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ....


فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند ..


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۱/۲۹ ۰۸:۵۳ عصر

[تصویر: 1334762367.jpg]
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... یادمان باشد
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...هر گاه خاطر مان تنها شد
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۱/۳۰ ۱۱:۵۲ صبح

ای قطار راهرو راهت رابگیر و بــــــرو....

دیگر نه کوه توان ریزش دارد ونه ریزعلـــــــــی پیراهن اضافی.....

روزگار دیگریستـــــــــ!!!!!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۱/۳۰ ۰۴:۴۷ عصر

[/font] [font=Arial,sans-serif]باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوستدارند ، نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۱/۳۰ ۰۶:۱۰ عصر

خدایا داشتیم...

این رسمش نبودgeryeee


در پاسخ به: ♥ جملات ناب ♥ - se7en - ۱۳۹۱/۱/۳۱ ۰۱:۱۳ عصر

کودکی که کفشش را آب دریا برده بود ، روی ماسه ها نوشت ، دریا دزد کفش های من...
مردی که از دریا ماهی صید کرده بود ، روی ماسه ها نوشت : دریا سخاوتمندترین سفره هستی ...
موج آمد و جملات را با خود برد و تنها این پیام باقی ماند: حرفهای دیگران را در وسعت خویش حل کن تا دریا بمانی...!
[تصویر: 1334824095163175_large.jpg]



RE: ♥ جملات ناب ♥ - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱ ۰۸:۱۳ عصر

جمله " آدمی و جایزالخطا " بزرگترین شیره مالوندن سر خودمونه واسه کارای اشتباهمون


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۲/۴ ۰۱:۴۰ صبح

یادته بهت گفتم این رسمش نبود

الان اومدم بگم یه قانون جدید تو عشق پیدا کردم
رسم عاشق همون رسمای معشوقه

بد جور خاطر خواهتم
میدونی اومدم پیشت گله شکایت کنم که این چه وضعشه
خواستم بیام بگم هر دفعه حرف تو این دفعه حرف من
اما یه اتفاق جالب افتاد
تا دیدمت به قول سعدی دامنم از دست برفت
تا دیدمت هوش از سرم پرید
یادم رفت چی میخوام
وقتی دیدمت انگار همه اون چیزی که میخواستم همین نگاه مهربونت بود
چقدر دلم برای خلوتامون تنگ شده بود
چقدر دلم حرف داشت که میخواست باهات بزنه
دیدی حتی حرفا و ناراحتیامم از یادم رفت
چیکار میکنی با من که تو اوج ناراحتی و شاکی بودن میام پیشت
اما تا میبینمت همه چی از ذهنم پاک میشه
چنان با دیدنت سرمست شادی میشم که همه غم هام از یاد میره
جای هر درخت خشکیده تو وجودم یه جوونه از شادی میزنه
بهار زندگیم برای همیشه کنارم بمون
که با تو خزانی برام وجود نخواهد داشت
دوست دارم خیلی زیاد
خدایا از نفسام با ارزش تری
اگه بگی بین نفس هات و من کدومو انتخاب میکنی
بی معطلی میگم تو
اونروز بهت گفتم این امتحانو یه بار پس دادم و تو رو انتخاب کردم
دیگه حق نداری امتحان کنی چون پاس کردنش واقعا سخته
اما امروز اومدم بهت بگم
هر کاری دوست داری بکن
خیالت راحت اگه هزار بار دیگه هم امتحانم کنی بازم تنها انتخابم تویی
خیلی دوست دارم
خیلی خیلی خیلی دوست دارم همه دار و ندارم
بیا و فقط یه خواسته مو بده بیخیال هرچیز دیگه
فقط قول بده هیچ وقت منو تنها نزاری
بجز این دیگه چیزی نمیخوام
بازم فقط میگم خیلی دوست دارم انقدر که خودمم نمی دونم چقدره
شاید عشقی به توان بی نهایت
مبهمه اما مشخصه خیلی زیاده


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۴ ۱۲:۳۹ عصر

حرفهایم را تعبیر میکنی،سکوتم را تفسیر،دیروزم را فراموش،فردایم را پیشگویی،به نبودنم مشکوکی،در بودنم مردد،از هیچ گلایه میسازی،از همه چیز بهانه...

من کجای این نمایشم؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۴ ۰۱:۳۷ عصر

تنهــا یكــ حرف مـرا آزار میـدهــد ..

حتــی یك كلمـه هم نمیشــود !

تنهـا یك حــرف مـرا هر روز غمگیــن تـر میكنــد ..

تنهــا یك ... "ن" ....

كه در ابتــدای "بودنـت" نشســته است.



RE: " دل گفته ها " - Sepideh - ۱۳۹۱/۲/۴ ۰۲:۱۳ عصر

وقتی نه تنها تلاشی برا بدست اوردن دلت نمیکنن بلکه راحت هم میشکوننش
وقتی تلاشی برا جبران اشتباهاتشون نمیکنن بلکه به اشتباهاتشون اضافه هم میکنن
وقتی کاریو باهات میکنن که متنفرن کسی دیگه با خودشون بکنه
وقتی جوری باهات حرف میزنن که دوست ندارن کس با خودشون اونجوری حرف بزنه
وقتی مراعاتتو نمیکنن توقع دارن مراعاتشونو کنی
وقتی احترام نمیذارن توقع دارن احترامشونو نگه داری
پس باید باهاشون مثل خودشون رفتار کرد
مثل خودشون که باشی بعدا از مهربونیت دلت نمیسوزه
مثل خودشون که باشی بعدا از کوتاه اومدنت دلت نمیسوزه
کی گفته جواب بدی رو باید با خوبی داد!!
وقتی خوبی خریداری نداره
وقتی سکوتتو پای تن
ها چیزی که نمیذارن خوبی وگذشتته!
اینجوری فردا مدیون خودت نمیشی، مدیون احساست نمیشی
مدیون مهربونیت که بی خودی خرج شد نمیشی
وقتی ادما قدرت تشخیص خوبیو از بدی ندارن
چرا خودتو ناراحت کنی
به خاطر کی؟؟به خاطر چی؟؟
هر چند وقتی نتونی بد باشی فقط تصمیم میگیری که بد باشی مگرنه بازم خوب میمونی ،بازم مراعات میکنی
بازم سکوت میکنی ..و بازم دل تو که میشکنه، دل تو که میسوزه>
خدایااا خوب بودن سخت نیست .توی این زمونه خوب موندنه که سخت شده.



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۴ ۰۹:۱۵ عصر

[تصویر: 40327752094620089582.jpg]
ناراحتم

و

دل شکسته

این نیز بگذرد



آری

میگذرد

اما هر بار

تکه ای از روحم را

از دست میدهم

و این

انصاف نیست

خیلی ساده

دارند تمام روحم را میدزدند

و زمان

موذیانه

فقط قهقه ای سر میدهد که



این نیز بگذرد....


[تصویر: 90822751715824138104.jpg]



RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۲/۵ ۱۲:۳۴ صبح

نمیدانم از غم صحبت کنم یا از خنده !

خودت بگو ...

آیا میشود خنده را در غم سرود ؟!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۲/۵ ۰۳:۵۴ عصر

دلخوشم با غزلی تازه همین هم کافیست/تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست/قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو/گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۶ ۰۲:۲۹ عصر

چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن " ولــی ..... در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۷ ۱۱:۰۶ عصر

برای خانه ی همسایه ات هم چراغ آرزو کن ....

قطعا حوالی خانه ات روشن تر خواهد شد.



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۸ ۱۲:۱۵ صبح

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد
از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۲/۸ ۰۴:۰۲ عصر

معجزه هيچ وقت خبر نمي دهد
با احتياط نا اميد شويد !!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۹ ۰۲:۱۳ عصر

دلـ ـم می خـواهــد زنـدگـی ام را موقـتـــــ بـدهـــم دســتــــ یــک آدم

دیــــگــر و بگــویــم:

"تـو بــازی کـن تـا مــن برگـردم ، نـســوزیـها. . .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۹ ۰۹:۲۶ عصر

من که هیچ ..

چه رنجـــی میکشند !..

کلماتـــی که ..

بار سنگین نبودنت را به دوش میکشند!!!!



راستش یادم رفت اول بگم...یه تشکر به استارتر تاپیک...خیلی تاپیک قشنگیه...من که حس خیلی خوبی دارم وقتی نوشته ها رو می خونم...مرسی.salaaaaaaaaaam



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۹ ۱۱:۵۱ عصر

سکوتــــ میکنم ؛

بگذارحرفها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۱۱:۲۱ صبح


گفته بودم : ..

بي تو سخت مي گذرد !..

حرفم را پس مي گيرم !

بي تـــــــــو انگار اصلا نمي گذرد !!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - elsa - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۱۱:۳۴ صبح

دنیایم را میدهم برای " لبخندت "

هراسی نیست ...

شاد که باشی دوباره دنیا از آن من است !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۱۱:۴۹ صبح

ای ؟

بچش مزه روح من رو ، مزه ی آشنا نداره ؟

آری مزه ی توست !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۱۲:۰۳ عصر

ازاجیل سفره عیدچندپسته لال مانده است انهاکه لب گشوده اندخورده شده اند،انهاکه لال مانده اند می شکنند ،دندان ساز راست می گفت پسته لال سکوتش دندان شکن است


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۱۲:۱۳ عصر

خدایـــــــا

من اینجـــــا ...

دلــــــم سخت معجـــــزه می خواهد

وتو

انگارمعجزه هایـــــــت را

گذاشــــته ای برای روز مبــــادا ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - elsa - ۱۳۹۱/۲/۱۰ ۰۱:۰۸ عصر

اگه 5نفر باشید و فقط 4 تا تیکه نون داشته باشید تنها کسی که از مزه نون خوشش نخواهد اومد ..

مادره !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۹:۲۹ صبح

خـداونـد نمـ ـی خــ ـواهـد مــا بــه هـ ــم بــرسیــ ـم ...

شــ ـایـد تنهـ ــا دلیلـ ـش ایــن بــاشـد کـ ـه

اگـ ــر کنــ ـارم بــاشـ ــی ...

دیگـ ــر هیــچ وقتـــ ــــ

هیــچ چیـ ــز ...

از او نخــ ـواهــم خـــواستـــ ــــــ ... !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۱۲:۲۹ عصر

دلم یک غریبه می خواهد

بیاید بنشیند فقط سکوت کند

و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم

تا کمی کم شود این همه بار ...

بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه..... انگار نه انگار ...!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۴:۱۰ عصر

از آقوى همساده يه چيزى ياد گرفتم...

كه وقتى داغونُم كِردَن

كه وقتى لِ لِ شدم

فقط بخندم...


[تصویر: %D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8...%D9%87.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۸:۱۸ عصر

خاکی باشی میشاشن روت فکر میکنن زمینه Baribari

نزنی اونا میزنن ، ضربات سنگینه

قدم بذاری یا ورداری زیر پات مینه



RE: " دل گفته ها " - Sepideh - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۸:۲۴ عصر

گاه دلتنگ میشوم
دلتنگتر از همه دتنگی ها
گوشه ای مینشینم و حسرت ها را میشمارم
و باختن ها وصدای شکستن را
نمیدانم! من کدامین امید را ناامید کردم!
کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم؟!
که چنین دلتنگم!!


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۸:۴۳ عصر

تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۱۱ ۰۹:۱۴ عصر

تو شاهکار خالقی...

تحقیر را باور نکن...

بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش..

زیبا وزشتش پای توست...

تقدیر را باور نکن...

تصویر اگر زیبا نبود،نقاش خوبی نیستی...

... از نو دوباره رسم کن،تصویر را باور نکن...

خالق تو را شاد افرید...

آزاد آزاد آفرید،

پرواز کن تا آرزو...

زنجیر را باور نکن


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱۲ ۱۲:۲۵ عصر

دل‌ اگَـــر بَـسـتــی ،

مـحـکَــم نَـبـنـــد !

مــراقـب بــاش ،

گــره کــور نَــزنــی‌ او مـی‌‌ روَد ،

تــو مـیـمــانــی و یـک گــره کــور]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۱۳ ۰۱:۰۷ عصر

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۱۳ ۰۳:۴۵ عصر

مــــا همیشـــه تنهاییم چون یاد گرفته ایم دیوار بسازیــــــم به جای پـــــــل!


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱۳ ۰۹:۴۳ عصر

در این غمگین غروب سرد
تو از شهرم سفر کردی
نگاهت برتر از طوفان بود و من افسوس می خوردم
شیار گونه هایم را گل اشکی نوازش داد و من از تو جدا ماندم
ولی ای کاش می مردم...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۲/۱۵ ۰۱:۳۰ عصر

اینحا
یک طرف شهر
کوچه ها قدیمی
خانه ها قدیمی
گاه گاهی انسان هایش نیز قدیمی
پیرمردی پیر
با چشمانی تار,اندوهی بی کران...
در دل کوچه ی قدیمی
از میان خانه ها,آسمان می جوید.

آنجا
آن طرفِ شهر
خانه ها بزرگ...
انسانها مثلا بزرگ!!!
آسمان هر روز به دریا چه ی خانه شان میآید...
قبل از تقلای انسان بزرگ!
واکنون معنای عدالت را میفهمم!!!!
_____________
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۱۶ ۰۵:۱۲ صبح

سنگ‌پشت
پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني
آهسته آهسته‌ مي‌خزيد، دشوار و كُند
سنگ‌پشت‌ تقديرش‌ را دوست‌ نمي‌داشت‌
و آن‌ را چون‌ اجباري‌ بر دوش‌ مي‌كشيد.
پرنده‌اي در آسمان‌ پر زد، سبك؛
سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: اين‌ عدل‌ نيست،
كاش‌ پُشتم‌ را اين‌ همه‌ سنگين‌ نمي‌كردي.
من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم و در لاك‌ سنگي‌ خود خزيد،از همه جا ناامید...

خدا سنگ‌پشت‌ را از روي‌ زمين‌ بلند كرد.
زمين‌ را نشانش‌ داد. كُره‌اي‌ كوچك‌ بود.
گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس‌ نمي‌رسد.
چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است. حتي‌ اگر اندكي
و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي
و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،
تو پاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛
پاره‌اي‌ از مرا.

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت.
ديگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راهها چندان‌ دور
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتي‌ اگر اندكي؛
و پاره‌اي‌ از(او) را با عشق‌ بر دوش‌ كشيد...
[تصویر: 09826402912877327914.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۲/۱۶ ۱۰:۱۷ صبح

عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت ........... بی آنكه بگویم درد دل خواهم گفت..............بی هیچ كلامی گوش خواهم داد .................بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست.........بی آنكه حس كنی در تو ذوب خواهم شد ............بی هیچ حرارتی این گونه شاید احساسم نمیرد .......


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۱۶ ۱۰:۰۸ عصر

تو برمیگردی
و مهم نیست مردم چه میگویند.
مردم
همیشه باید حرفی برای گفتن
داشته باشند!


RE: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۲/۱۷ ۱۲:۳۶ عصر

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده.......



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱۷ ۰۹:۱۴ عصر

نسل من و تو نسلی بود که یواشکی بوسید ، نوشید ، خندید ، حرف زد ، فکر کرد ، اعتراضکرد ، گریه کرد ، آرزو کرد ، دعا کرد

، درد و دل کرد ، انتخاب کرد ، عاشق شد

به سلامتی " یــواشــکــی " که اگه نبود ، نسل من و تو منقرض میشد.


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۲/۱۸ ۱۲:۱۵ صبح

تو و خاطر من ...

چه زیبا ست لبخندی که

گاهی وقت ها!

فقط گاهی وقت ها!!

لحظه باریدن بارون

لحظه خیال من

از تو

بر لبانم می نشیند

بله ،

تو و خاطر من!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۱۸ ۰۷:۲۷ صبح

همه چيز از يه بطري بازي شروع شد ؛
كمي بعد از نيمه شب ،
روي يك ميز ,همه مست و خراب ...!!
بطري چرخيد ، چرخيد و چرخيد ...
... همه چشمها به چرخشش بود !
... حركتش كم شد
كم تر و كم تر ...!!
تا بالاخره ايستاد !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم
با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم !
آخرش رسيد به اون ...
نگاهم كرد و خنديد !
بلند بلند مي خنديد !
دليل خنده هاش رو نمي فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور ...
يا يه چيزي مثل همينا ...!!
كه يهو كوبيد روي ميز و ابرو هاشو تو هم كرد ...!!
گفت : حكم ؛
... عاشقم شو ...!!
و من بايد عمل مي كردم اين قانون بازي بود...!!


[تصویر: 1336375696.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۱۸ ۱۲:۰۷ عصر


رفتــــآر مـ ن عآدیسـ ت

امـــآ نمیــدآنم چـــرآ

ایـ ن روزهآ

از دوستـــآن ُ آشنـــآیآن

هــر کس مرآ می بینــد

از دور می گویـــد:

ایـ ن روزهــآ انگـــآر

حآل ُ هوآی دیگـــری دآری.....!!!Clap2



RE: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۲/۱۸ ۱۲:۳۰ عصر

خســـــــــته ام

از ایـــن پیاده روهایــــی که

هیچ گــــاه به پـــایــــان نمی رســـــد...

دلــــــــم بــُـن بَســــــــت می خواهـــَـــد...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۱۹ ۰۳:۰۱ صبح

وقتی زبانت را نمی فهمند

وقتی زبانشان را نمی فهمی

فحش هم دیگر نمی چسبد................


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۱۹ ۰۶:۴۰ صبح

* ماهی گفت:
"من نمی توانم اشکهایم را ببینم چون در آب هستم."

آب گفت:
"من میتوانم اشکهایت را حس کنم چون تو در قلب من هستی."



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۱۹ ۰۶:۵۲ عصر

هه
میگویند فراموشش کن
دوباره شروع کن
نمیدانند
فراموشت کنم
شروع که نه
تمام میکنم !


* تو هنوز بهترین ِ بهترین ِ منی
من چی؟ بدترین ِ بدترین ِ تو !؟
geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۱۹ ۰۸:۳۰ عصر

نگران شب هایم نباش ...... تنها نیستم....
بالشم...هق هق سکوتم ....قرص هایم ...... پاکت سیگارم..... لرزش دستانم .... همه هستن....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۱۹ ۰۸:۴۲ عصر

از زخم هایی که خورده ام تمام تنم می سوزد . با اتفاق تو درد یک اتفاق که شاید دردش متفاوت باشد ویرانم می کند .....
شکسته ام ... من از دست رفته ام می فهمی؟؟؟
به انتهای بودنم رسیده ام. اما اشک نمی ریزم پشت لبخندی که درد می کند پنهان شده ام.
دلم گرفته ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه . خیلی زیاااااااد......geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۲ ۱۱:۵۳ صبح

زنـدگـی

درسـت مـثـل یـک تـاکـسی اسـت

مـسـافـران

تـک تـک پـیـاده مـی شـونـد از آن

تـنـهـا تـفـاوت ایـن تـاکـسـی

بـا تـاکـسـی هـای دیـگـر

پـیـاده کـردن مـسـافـران اسـت

در جـایـی کـه نـمـی خـواهـنـد! . .


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۲ ۰۳:۱۱ عصر

کم باش اصلا هم نگران کم بودنت نباش
اونی که اگه کم باشی گمت میکنه
همونیه که اگه زیاد باشی حیفت میکنه



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۲۳ ۰۸:۰۷ صبح

در خفا بود که
ناگه رخ او در نظرم پیدا شد
لحظه ای سخت نگاهش به نگاهم افتاد
شبنمی بر رخ زیبایش بود
گفتمش
راست بگو
نام قشنگ تو چه شد؟
گفت :
رویا
بعدها دریافتم آن محبت که به آن دلباختم

لحظه ای رویا بود


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۲۳ ۱۲:۴۰ عصر

تــنهایی را باید با خط بریــل می نوشتند ...

شنیـــدنش کافــــی نیست ،

باید لــــــــمــــــــســـــش کرد ...!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۲۳ ۰۳:۴۳ عصر

وقتی که که تو دروغ های خودت رو باور کنی ، اون وقتیه که دیگران بهش ایمان میارن !

MM



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۲۳ ۰۳:۵۴ عصر

کــآش مـیشــُد
جــآی مـَن بــآشی

تـــآ بــدانی

کـ ه چــه حـسـی دارد
وقتــی دِلمــ بــرای ِ کـسـی مـِثل ِ تـــو

تــَنگـــ میشــودbichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۳ ۰۷:۴۶ عصر

کسی که بی صدا قهر میکند

میخواهد که بماند

که دوباره بخواهد

که دوباره خواسته شود

وگرنه رفتن را که بلد است...


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۲/۲۴ ۱۲:۳۳ صبح

آخ که چه لذت بخش است دیدن یک دوست قدیمی!
و تو چقدر قدیمی شده ای!!!


RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۲/۲۴ ۱۲:۳۵ صبح

خواستم بنویسم!

ونوشتم:

دیگر چه فرق میکند.

فقط همین!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۲/۲۴ ۱۲:۴۶ صبح

خدایا دلم برات تنگ شده بود...
احساس میکردم ازم خیلی دور شدی...
شایدم من ازت خیلی دور شدم...
اما فهمیدم داستانه تو داستان خیلی دور خیلی نزدیکه....
فهمیدم تو دور نشدی من جهتمو عوض کردم دور میبینمت .....
فهمیدم اگه جهتمو درست کنم خیلی ام نزدیکی......
یادگرفتم از این به بعد هر وقت احساس کردم خیلی ازم دور شدی بفهمم جهتی که وایسادم غلطه.....
و برای نزدیک شدن فقط کافیه جهتمو درست کنم.......



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۲/۲۴ ۰۱:۲۳ عصر

گاهی لازم نیست که حست رو بگی،چشمات میگه،فقط کافیه آدما کمی چشم خانی بلد باشن
گاهی هم بلد هستند ولی وانمود میکنند که بلد نیستند!!!!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۴ ۰۲:۳۹ عصر

از این تکرار ساعت ها
از این بیهوده بودن ها
از این بی تاب ماندن ها
از این تردیدها
نیرنگ ها
از این رنگین کمان سرد آدم ها
و از این مرگ باورها و رویاها
پریشانم.
دلم پرواز می خواهد...
[تصویر: di-3E38.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۲۵ ۱۱:۵۳ صبح

دوست داشتن،

صدای چرخاندن کلید است در قفل.

عشق،

باز نشدن آن.

کاری که ما بلدیم اما...

باز کردن در است

با لگد...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۲۵ ۰۹:۲۴ عصر

لنگه کفش تورا به یک گونی چکمه نمیدم حتی اگه تمام دنیا گلی و خیس باشه...........


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۵ ۰۹:۵۷ عصر

من خدا را دارم... کوله بارم بر دوش... سفری بی همراه... گم شدن تا ته تنهایی محض...
سازکم با من گفت:
هرکجا لرزیدی... از سفر ترسیدی...
فقط آهسته بگو... من خدا را دارم...
من و سازم چندیست که فقط با اوییم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۰۲:۵۱ صبح

دلت را محکم بچسب رفیق

آدمها

آنقدر انصاف ندارند

که

زیر پایت را خالی نکنند!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۰۴:۲۶ صبح

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۱۱:۲۶ صبح

گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود که می خواهم
تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم …
آرام و آسوده … مثل ماهی حوضمان که چند روزی است روی آب است.......


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۰۶:۵۸ عصر

دســـــــــت از ســـــــــــــــرم بـــــــــــــــردار
روی قلــــــــــــــــــــــــــــبم بــــــــــــگــــــــــــــذار
آ...................رام مــــــیـــــــــــــــشــــــــــــــــــــــود
[تصویر: 5b75yqrmk2u2wghhd86o.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۱۱:۱۲ عصر

من گمان میکردم
پرواز آسان است
زندگی شیرین است

من نمیدانستم
پرواز را باید خرید
در پی معنی زیستن باید دوید

من گمان میکردم
باد آواز میخواند
غنچه از بارش ابر میخندد

من نمیدانستم
برگ ها از سیلی باد می نالند
غنچه ها از بارش ابر می گریند

من گمان میکردم
بچه ها دوستی را میفهمند

من نمیدانستم
کودکی که عروسک دارد,به تمنای دیگری می خندد

من گمان میکردم
مادرم خوشحال است

ونمیدانستم
پشت لبخند چه بغضی دارد

وچه خوشبینانه گمان میکردم...

____________________
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۲/۲۶ ۱۱:۴۷ عصر

ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛

از دسـت دادن کسـیه که دوستـش داریم !

امـا .... حقیقـت این ِ که :

از دست دادن خــودمـون ،

و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ؛ و چقدر ارزش داریم !

گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره ... !



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۲۷ ۰۸:۱۲ عصر

تنهایی
دل سپردن به کسی ست که
دوستَت نمی دارد
کسی که
برایِ تو گل نمی خَرَد هیچ وقت
کسی که
برایَش مهم نیست روز را از پشتِ شیشه های اتاقت می بینی
هر روز ..


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۸ ۰۳:۱۸ عصر

مـهـربـانـی تـا کی!



بـگـذار سـخـت باشم و سـرد!



بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!



خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!



اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!



دل کـه رفـت



نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت .....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۲۸ ۰۶:۵۴ عصر

گاهی سکوت علامت رضایت نیست
شاید کسی داره خفه میشه پشت سنگینیه یک درد.......


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۸ ۰۹:۲۲ عصر


قـــویترین " مــــرد " دنــیا هم که باشی
محــــــتاجی !!!
محـــتاج اشـــــکهای عاشــــــقانه یـــــک " زن "
کـــــه از چشــــــمهای نگـــــرانش بــــــروی کویر زخــم هایت بــبارد!



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۸ ۰۹:۲۵ عصر

آدما مثل ته‌ دیگ سیب‌زمینی میمونن. خوباش زود میرن. !geryeee


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۹ ۰۲:۳۱ عصر

رای دلم، گاهی مادری مهربون میشم، دست نوازش به سرش میکشم،میگم: «غصه نخور، میگذره…» برای دلم، گاهی پدر میشم، خشمگین میگم: «بس کن دیگه بزرگ شدی…» گاهی هم دوستی میشم مهربون، دستش رو میگیرم، میبرمش به باغ خیال … دلم، از دست من خسته ست…geryeee


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۲/۲۹ ۰۳:۳۶ عصر

یادم نمی کنی و زیادم نمیروی ... یادت بخیر یار فراموشکار من !geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۲۹ ۰۸:۴۵ عصر

این روزهـــــــــا حتی واژه هـــــا هم

مـــــــــــــرا به بازی نمـــــــــــــی گیرند!!

به جــــــــــــان شما

هم وسطــــــــی بلدم

هم هفــــــــــــت سنگ

آنیــــــــساآنیســــــــا هم یادم مانده...

کسی دستـــــــــم را بگیرد

مرا به زنجیر قصـــــــــــه ها ببافد

و پشت کوه غصـــــــــه ها بیــــــــندازد..

ســـــرت سلامــــــــت عمو زنجیــــــــر باف!!!


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۹:۳۸ صبح

خوش خیال كاغذی


دستمال كاغذی به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌كنی؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی كجاست ؟
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های كاغذی
فرق داشت
چون كه در میان قلب خود
دانه‌های اشك كاشت. geryeee



در پاسخ به: " دل گفته ها " - elsa - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۱:۴۳ عصر

هزار واژه بر جای خالی ات ریختم ..

اما پر نشد !

به گمانم از جنس بی نهایتی ..


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۱:۴۵ عصر

آدم ها مثل رودخانه های جاریند
دنیای قشنگی نیست....
زلال که باشی سنگهایت را می بینند بر می دارند
و نشانه می روند درست سمت خودت............


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۵:۲۰ عصر






سپاس خدایی را که ما را آفرید ، نه خدایی که ما او را آفریدیم

...




در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۶:۲۲ عصر

عجیب است دنیایمان
خدا ما را آفرید برای فهم عظمتش
و ما او را وسیله ای برای شناخت شیطان و نفسمان قرار دادیم

خدایا چه بزرگی که کوچکی های ما در چشمت نمی آید

خدایا همه چیز آفریدی برای آسایش ما
و آن زمان که با نعمت هایت سیر شدیم به وجودت شک کردیم؟؟؟؟؟

شاید اگر اینقدر بی دریغ نمیبخشیدی به وجودت شک نمیکردیم
شاید اگر مجبورمان میکردی برای بدست آوردن هرچه داده ایی تلاشی کنیم به دنبال جایگزینی برای تو نبودیم

شاید اگر بزرگیت را به رخ میکشیدی اینقدر قدر ناشناس نبودیم

خدایا تو را به بزرگیت شکر که چه تورا با تصورمان بسازیم و چه آنچه هستی را بشناسیم باز تو همان یگانه معبود بی نهایت مهربانی
که کنار پیرزنی مینشینی و سوزنش رانخ میکنی
که همراه بیماری هستی که در اتاقهای بیمارستان درد را نفس میکشد
که کنار نوزادی گرسنه مینشینی تا نترسد
که دل شکسته ای را تیمار میکنی
که بغض فرو خورده ای را در آغوش گرمت آرام میدهی
که لبخندی بر لب دخترک کبریت فروش میشوی
که نان شبی برای گرسنه ای هستی
که عشق در وجود مادری میشوی

تو همانی که هیچ با تو معنا میشود و همه بی تو هیچ میشود
بیا امروز هم کنارمان بنشین که امروز بزم ، بزم توست و رزم ، رزم تو

خدایا به داده و نداده ات سپاس
که داده ات نعمت و نداده ات حکمت است

خدایا تورا برای بودنت و کوچک شدنت برای دلی ناتوان و فهمی کوچک سپاس گذارم
که تو اول خدای دلهایی و پس از آن خدای عقل ها

خدایا سپاس گذارم تو را برای بودنت چه با نگاه مخلوقی به خالق بی همتا چه با نگاه مخلوقی به خالق جان گرفته در تصوری...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۶:۴۴ عصر

امشب ؛
هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم …
امروز چه کرده ایم
که فردا لایق زنده ماندن باشیم …
.

خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دلم از کار افتاده !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۳۰ ۰۸:۳۱ عصر

انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز

که دل خوش به تماشای هیچ رهگذری نیستند

چشم به راه آمدن کسی می نشینند که

اگر بیاید ، ماندنی ست ...


. - see_night_star - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۹:۳۰ صبح

نیستی ...
نباش...
چه میشود مگر ؟

فوق فوقش نیست میشوم........



. - see_night_star - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۹:۳۴ صبح

اینجا زمین است ...
ساعت بوقت انسانیت خواب است ...
دل عجب موجود سخت جانی است...
هزار بار تنگ میشود...
میشکند...
ولی باز هم برای عشق می تپد....



. - see_night_star - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۹:۳۷ صبح

میروی و پشت سرت آب نمیریزم
وقتی هوای رفتن داری ،دریا را هم به پایت بریزم ،برنمیگردی.........


geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۳:۰۹ عصر

اكنون بخواهمت كه چه بشود ! آن روزها كه مشترك مورد نظر بودي ، هيچوقت در دسترس نبودي !! چه برسد الان ... كه نه مشتركي ... نه مورد نظر ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۳:۵۸ عصر

عشق در نظر من یعنی آن خنجری كه من درون خویش می چرخانم...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۷:۴۸ عصر

گلِ سرخِ عشقت پر از خارهای دوری است
که بالهای پروانه ای ام را
میخراشد
اما عطر و طراوتش
مرهم زخم هایم میشود



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۷:۵۴ عصر

گاهی جلوی آیینه می ایستم.....
خودم را در آن می بینم ......
دست روی شانه هایش می گذارم و می گویم چه تحملی دارد دلت.....geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۷:۵۶ عصر

زندگی را باید گاهی نجویده قورت داد تا طعم تلخی هایش مزاجمان را ناخوش نکند...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۲/۳۱ ۰۸:۰۳ عصر

شیشه ای می شکند ....
یک نفر می پرسد:که چرا شیشه شکست؟؟
یک نفر می گوید:شاید این رفع بلاست...
دیگری می پرسد:شیشه ی پنجره را باد شکست؟؟
...
دل من سخت شکست ....
هیچ کس هیچ نگفت.....
غصه ام را نشنید...
از خودم می پرسم : ارزش دل من از شیشه ی پنجره هم کمتر بود؟!؟!........geryeeegeryeee


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۳/۱ ۱۲:۲۸ عصر

غريبه ام و در اين شهر مست تنهايي

به رغم غربت من ، شهره ام به شيدايي

غريبه ام و دلم همدلي طلب دارد

در اين تراكم غربت عجب تقاضائي!

غريبه ام و سلامم جواب مي خواهد

سلام بي جواب دلم صحنه اي تماشائي

دلم گرفته خدايا تو هم غريب شدي؟

بيا رفيق دلم شو، زغربتت به درآيي

دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست

اگر چه نيست شعر من اما ، چه بند زيبايي

خداي جمله غريبان ، رفيق شبهايم

همين كه فكر من هستي چه غم ز تنهائي



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۳/۱ ۰۱:۰۹ عصر

شده این زنگ رو بزنی و کسی جوابتو نده ؟!

[تصویر: ci9plg7sphm8g5dpsj0k.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱ ۰۲:۵۱ عصر

پیـــری آنـــ زمآنــ نیـست کــه پــوست دستــهآ و صــورتــت
چــروکـــ بخــورد .. .. ..
پیری زمـانی اســـت کــه
پــوستــه ے تــمام آرزو هــایــت
چــروکــیده شــود .. .. .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۲ ۱۰:۴۷ عصر

دلت را محکم بچسب رفیق...


آدمها...


آنقدر انصاف ندارند...


که...


زیر پایت را خالی نکنند...!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲ ۱۱:۰۶ عصر

حیییییییییففففف ...
دلتنگی تنها نسیب من از زیبایی هایت بود...
geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۳ ۰۱:۰۴ صبح

دلــــم یــــک بــــازی تــــازه می‌خواهــــد

یــــک بــــازی شــــاید عاشــــقانه . . .

نه بــــرد . . . نه بــــاخــــت

که دلــــم تنــــها به یک لبخنــــد تســــاوی قانــــع اســــت.....!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۳ ۰۱:۱۱ عصر

هوایـــ تـــو؛
از دود سیـگارم هــم مضــر تـر استــــ...
دود سیـگار به سرفــهـ ام مــیانـدازد
، هــوای تــو بـه گریـــه


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۳ ۰۷:۴۷ عصر

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبارو چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامد است و روزی که گذشت


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۳ ۰۷:۵۷ عصر

گاهی خدا آنقدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من …Inlove2




خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۴ ۱۱:۱۱ صبح

تمام صندلی های پارک دونفره اند !خیالی نیست روی چمن مینشینم ....!


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۴ ۰۵:۱۸ عصر

کاش وقتای تنهایی
یکی از توسایه می اومد و مثل پسرخاله می گفت:
نون بگیرم؟
نفت بگیرم ؟
ا،دلت گرفته؟
منم میگفتم آره.............
بعد فقط میشست کنارم سکوت میکرد............
من هم مثل کلاه قرمزی سرمومیزاشتم روزانوش...
[تصویر: p2.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۴ ۰۹:۲۷ عصر

تمــ ــآم درسـ ــ هایــم را پــ ــآســ ــ کــردم

درســ ــ عشــ ــق ، درســ ــ شکــستـــ ــن

درسـ ــ معــرفـ ـت ، درســ ــ شجــ ـاعــت

تنـــها درســـ ــ عـــبــرت را

نُــ ـه و نیـــ ــم افـــتــ ــادم !!!


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۳/۵ ۰۸:۴۷ صبح

دل من سخت شکست...........

شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد : چرا شیشه شکست ؟؟؟ یک نفر می گوید : شاید این رفع بلاست! دیگری میگوید: شیشه ی پنجره را باد شکست. دل من سخت شکست. هیچ کس ، هیچ نگفت. قصه ام را نشنید. از خودم می پرسم ...
ارزش قلب من از شیشه ی یک پنجره هم کمتر بود....؟؟؟؟؟؟geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۳/۵ ۱۰:۱۷ صبح

وقتی نیستی یه جوریه که انگار هستی

وقتی هم که هستی انگار دیگه هیچکی نیست

فقط تویی خود تو



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۳/۵ ۱۲:۰۶ عصر

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است

مثل همین باران بی سوال

که هی می بارد

که هی اتفاقی و آرام و شمرده شمرده می بارد!Inlove2


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۵ ۰۱:۲۹ عصر

من به هر تحقيري که شدم با صداي بلند خنديدم ...
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بي انکه بدانند
خنديدم تا کسي صداي شکسته شدن قلبم را نشنود…!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۵ ۰۱:۵۹ عصر

بـــه یـــک شانـــه ی آهــــــنی

بــــرای تحمــــل ایــــن سر سنـــــگــــینی هــــــآ

به یـــــــک وجـــدان بیـــدار بـــــــرای درد گـــرفتن

و بــــه یـــک اتــــفاق خـــــــوب جهـــت افــــتادن

نیـــــــازمندیــــــــم!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۵ ۰۷:۲۷ عصر

تنها در بی چراغی شب ها می رفتم..
دست هایم از یاد مشعل ها تهی شده بود..
همه ی ستاره ها یم به تاریکی رفته بودند...
مشت من ساقه ی خشک تپش ها رو می فشرد..
لحظه ام از طنین ریزش پیوندها پر بود..
تنها می رفتم .. می شنوی؟؟ تنها...geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۳/۵ ۰۸:۰۶ عصر

[تصویر: 1337984081.jpg]

لبخند بزن ... بدون انتظار پاسخي از دنيا ...
و بدان روزي دنيا آنقدر شرمنده خواهد شد ك ب جاي پاسخ ب لبخند هايت ب تمام سازهايت خواهد رقصيد ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - QUEEN - ۱۳۹۱/۳/۶ ۱۲:۰۲ صبح

خدایا خودم برات یه جعبه سیب میخرم دیگه زشته... بسه... بیا باهم آشتی کنیم ... روی هم دیگه رو ببوسیم حله؟؟؟ دوست؟؟؟ بیام بهشت؟؟؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۶ ۱۲:۰۹ صبح

قاصدک میگوید :

اخرین حادثه از
پیله ی تاریک ِ سکوت
حسی از جنس ِ پر ِ پرواز است ...
دل ِ من

مبر از خاطر ِ ازرده ی خویش
پند ِ ان یار عزیز :
" دل خوشی ها کم نیست . . .
زندگی باید کرد "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۳/۶ ۱۲:۱۸ صبح

زیاد بغض میکنم
با اشک مهارش میکنم
اما نه درد گلویم مهار شدنیست و نه سوزش چشمانم
کاش جایگزین اشک دل سنگی داشتم!!!
تا نه بغضی بیاید,نه اشکی و نه سوزش چشمانی...
_________________________
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۶ ۰۷:۲۵ عصر

چه حالیه :
تو منتظر باشی اون سر صحبت رو باز کنه
اون منتظر باشه تو سر صحبت رو باز کنی

آخرشم بدونه هیچ حرفی از پیش هم برید

[تصویر: Gerye.gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Silver Fox - ۱۳۹۱/۳/۷ ۱۲:۴۶ صبح

برای محبت هایی که عمیقند ندیدن و نبودن هرگز بهانه خوبی برای از یاد بردن نیست... [تصویر: Gerye.gif][تصویر: hanghead.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۷ ۱۰:۵۵ صبح

خـــُدایا...

به فیل مــــآ آلزآیمـــر عطآ بفرمـــآ


تا دیگر یـــآد هندوستـــآن نکند ...



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۷ ۱۲:۴۷ عصر

geryeeeخدایــــــــــــــــــــــــــــــا بنده ای گـــــــــــــم کرده راهـــــــــــــــــــــــــــم
بده راهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم که سرتا پا گناهـــــــــــــــــــــــــــــــــمgeryeee


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۷ ۱۲:۵۰ عصر

دیروز پشت یه ماشین خوندم
از شانس بدم آئینه فروش شهر کورها شدم...
چرا آدما با این چشمای گندشون احساس بقیه رو نادیده میگیرن؟geryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۷ ۰۹:۰۸ عصر

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟

جــایــی کـه

نـه حـــق خــواسـتن داری

نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۸ ۱۲:۴۶ صبح

گاهی ادم دلش میخواهد کفش هایش را در بیاورد,
یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود,
بعد بزند به چاک...!
فـــــــرار کند از خــــــــودش!



RE: " دل گفته ها " - Dooste Shoma - ۱۳۹۱/۳/۸ ۰۱:۰۳ صبح

عاشق گردوغبار!


من به خود می خندم
و به عشقی که زتو در دل من
وبه هیچی که ز من در دل تو
من به تو خندیدم!
و به عشقی که زمن ... !
پس چه شد این دل تو؟!
که نه حرفی و نه رنگی دارد
و سکوتی که دم از رفتن توست!
من که آذین بستم
با تمام سُرخیش
که تو ساکن باشی
پس چه شد عشق ؟!
چه شد لیلی من؟!
من تمام این را با چش گریانم
به غباری گفتم!
وغبار
هاله ای گشت سیاه بر دل من!
و تو می اندیشی
که ز پیش، ...
عاشق گرد و غباری بودم!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۹ ۰۲:۵۴ عصر

اصــــولا زنــدگــی آســونتــر نميشــــه

مــا پـــوســت كلفــــت تــر ميشيــــم !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۰۹:۴۹ صبح

بمیره اون که می خواست ما رو گریون ببینه

عروسک جان فدات شم تو هم قلبت شکستgeryeeeه

یه صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته

منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت توی چشما م گذاشتن geryeeegeryeee
چه تهمتها شنیدیم چه تلخی ها چشیدیم geryeee

عروسک جان تو می دونی چه حسرت ها کشید یم

عروسک جان زمونه منو این گوشه انداخت

به جای حجله بخت برام زندونه غم ساخت

بمیره اون که می خواست ما رو گریون ببینه

سرای سینه هامونو ز غم ویرون بیبنه

عروسک جان نگام کن چشام برقی نداره

زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره

باید اونجا بخشکیم تو گلدون شکسته

نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته

دلم می خواد یه روزی بعد از سالها

پرستوی سعادت رو ببینم

نمی خوام بیش از این رو صورت غم

نشونه یاس و وحشت رو ببینم

دلم می خواد یه روزی فارق از غم

تبسم رو صورتهامون بشینه ....

شاید اونروز دوباره جون بگیره

نهال آرزوهامون تو سینه..............





در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۱۰:۲۲ صبح

غریب است دوس داشتن.. و عجیب تر از آن دوست داشته شدن..
وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد...
و نفسها و صدا ونگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش می گیریم...
هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر...
هرچه او دلنازک تر ما بی رحم تر...
تقصیر از ما نیست تمامی قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده اند...









در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۱۱:۳۶ صبح

یه اتاق تاریک... یه سکوت بهت آلود..یه آرامش مسموم..یه آهنگ ملایم..یه جمله ی عمیق وسط آهنگ...
بی تو من در همه ی شهر غریبم.........geryeeegeryeeegeryeee
با یه قطره اشک که رو گونه هام لبریزه..که بهم فهموند که چقد دلم واسه داشتنت تنگه...
امشب دستام بهونه ی دستاتو داره..
وچشام حسرت یه نگاه تو اون چشای معصومتو داره...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۰۸:۰۶ عصر

تو.............
خاطرت هست؟
می گفتم در قانون من
چه بدانی چه ندانی،
چه بخوانی چه نخوانی
وقتی خون به نقطه ی جوش می رسد،
...شعر می شود...

اما چند روزیست واژه ها خیال قافیه شدن ندارند!
شعر امشبم تنها یک کلمه است:

تــــــ ــو.............



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۰۸:۱۵ عصر

تو این روزا ما آدما
گل نمی دیم به دست هم
از یادمون داره میره
دلتنگی های دم به دم
این روزا دیگه همه جا
صحبت بی وفاییه
ورد زبون آدما
تنهایی و جداییه


هرکی به فکر خودشه
همدلی معنا نداره
حتی دیگه بی بهونه
عشق میره تنهات می ذاره

یکی بیاد داد بزنه
که دوره دوره ی وفاست
دشمنی معنی نداره
دنیا پر از صلح و صفاست

من می مونم تا که نگن
عشق دیگه بی دووم شده
من می مونم تا که نگن
دوره ی عشق تموم شده

من می مونم تا که بگم
دوست داشتنم حقیقته
برای اعتبار عشق
همین خودش غنیمته
همین خودش غنیمته


یکی بیاد یکی بیاد
تا آخر عاشق بمونه
دلزده و خسته نشه
دل کسی رو نشکونه

من می مونم تا بدونم
عاشق و با وفا کیه؟
تا که دیگه کسی نگه
یک دل با صفا چیه؟



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۱۰ ۰۸:۴۴ عصر

یکی را دوست می دارم ولی افسوس او نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند. به برگ گل نوشتم که او را دوست می دارم ولی افسوس او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۱ ۱۰:۴۴ عصر

به سرنوشت بگویید
اسباب بازی هایت
بی جان نیستند
آدمند
میشکنند آرامتر


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۱۱ ۱۱:۳۴ عصر

زندگی ...

یعنی اینکه ، یاد بگیری ، چطور از « زجر کشیدن » ، لذّت ببری

من هنوز یاد نگرفته ام انگار ...!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۰۱:۲۶ صبح

میدانی از خواستن ها و نرسیدن ها چه فهمیده ام
فهمیده ام که همواره باید انتخاب کرد
هر روز درگیر یک انتخابم
انتخاب هایی که هرکدام از انتخاب های قبلی سخت تر است
شاید انتخاب هایم نتیجه ی امتحانهایم بود
نمیدانم اما احساسم احساس پیروزیست
هرچند که بازی دنیا میگوید باخته ام
هر بار که انتخابت میکنم امتحان را میبرم
هرچند که در ظاهر بازنده ام
نمیدانم باید از این باخت رنجور باشم یا از آن برد خوشحال
اما این حس نزدیکیه منو تو در شکست هایم گواراتر از هر شرابی است
چنان مستم میکند که آرزویم میشود همیشه باختن و کنار تو بودن
حسم حس پرنده ای در اوج است
اما راستش را بخواهی کمی از اوج خسته ام ، میشود مرا به مرخصی دائم بفرستی
بیا دستانم را بگیر با هم برویم بهشت
دیگر حال انتخاب ندارم
میخواهم خودم را بازنشسته کنم
کاش بگویی
آخرین سکانس
آخرین صحنه
کات
خسته نباشید....

خدایا همچنان دوست دار تو.....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۱۱:۲۸ صبح

گاهی وقت ها همه ی حس هایت میرود ...
بعد جای خالی اش میماندت اما ...
انگار باغچه را بکنی،
حفره درست کنی،
گُل ولی نکاری ...
این رفتن از مردن بدتر است
صد البت ...
که مردن ازت یک جنازه باقی میگذارد دستِ کم
و تو زجه زدن را داری بر سر جنازه ی حس هایت و خب این آرام شدن دارد
در پی اش
رفتن
اما حکایتِ دیگری دارد ...
حکایتی سوای حکایاتِ درد
روتین و کلیشه شده ی این حوالی ...
زخم ِ رفتن ناسور میشود لامذهب
این که تو بمانی، بی هیچ حسی، بی حتی جنازه ای از احساساتت
سرمایش زیاد است ... سگ لرز دارد پشتش اصلا"
اینکه الآن ، این جا، این ساعت، حوالی 1 ظهر
تو خالی باشی از تمام احساساتِ خوب و بدِ دنیا ...
یک عالم معنی دارد ...
و حرف و حرف ...
درد ایضا" ...
و چاره هم که
هیچ ِ هیچ ...
[تصویر: eelen72sx2jw9xb5b0cc.jpg]




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۰۱:۰۲ عصر

خیلی قشنگ و عاشقانه !

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://morymor.persiangig.com/video/Ashegh.zip


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۰۴:۵۷ عصر

زن که باشی ،

عاقبت یک جایی ، یک وقتی

به قول شازده کوچولو

دلت اهلیهِ یک نفر می شود !...

و دلت ،

برای نوازش هایش تنگ می شود ؛

حتی برای نوازش نکردنش !

تو می مانی و دلتنگی ها ،

تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد .

سراسیمه می شوی ،

بی دست و پا می شوی ،

دلتنگ می شوی ،

دلواپس می شوی ،

دلبسته می شوی ؛

و می فهمی ،

نمی شود "زن" بود و عاشق نبود ...


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۰۵:۴۶ عصر


عجب زمانه اي، شير ها پاکتي اند، پلنگ ها صورتي اند، قهرمانان دوپينگي اند و عشق ها ساعتي!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۳/۱۲ ۰۷:۳۰ عصر

در خود می نگرم تا ببینم که خطا کجاست ...

بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی میبرم :

آنجا که خالی از خداست ، خطاست . . .

به یاد می آورم، آنجا که از یاد او غافل شده ایم، به بیراهه رفته ایم ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۸:۲۲ صبح

بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم...
در این اندوه بی پایان بمان تنها تودر یادم...
نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم..
بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۱:۲۳ عصر

یک وقت هایی باید... روی یک تکه کاغذ بنویسی... تـعطیــل است... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت... باید به خودت استراحت بدهی... دراز بکشی... دست هایت را زیر سرت بگذاری... به آسمان خیره شوی.... و بی خیال ســوت بزنی... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که... پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند... آن وقت با خودت بگویـی... بگذار منتـظـر بمانند !... .





در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۶:۰۶ عصر

وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است................. وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است.................. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره............................. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش............................. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه................................................... وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقیم می گن گناه..



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۸:۴۴ عصر

خدایا
خدایا! حکمت قدمهایی که برایم برمیداری، بر من آشکار کن؛ تا درهایی که به سویم میگشایی، ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم می بندی، به اصرار نگشایم....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۸:۴۶ عصر

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۸:۵۴ عصر


من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید…
من دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم می فهمید…
و خدا می داند سادگی از ته دل بستگیم پیدا بود
.
.
.
بغض هایم را نگه میدارم...


بعضی وقت ها سبک نشوم سنگین ترم…



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۳ ۰۸:۵۷ عصر

گویند غروب جاییست که زمین آسمان را میبوسد،
امشب برای تو غروب میکنم، کجاااااااااااااایی آسمان من؟؟؟؟geryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeee



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۷:۳۸ صبح





بهشت بهترین فریب برای
جهنم کردن دنیاست



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۱۲:۰۰ عصر

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس
این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست
میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم
حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…
geryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeee.
.
.
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
*****************



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۱۲:۱۵ عصر

[تصویر: Broken-Heart.jpg]
گاهی وقتها فکر می کردم که همیشه پایان، آدم را به سمت یک آغاز می کشاند ... اما وقتی دلم شکست، وقتی صدای شکستن دلم را شنیدم ... و تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه آینده روشن ... وقتی دیدم چگونه پا روی دلم گذاشتی، از اوجِ غرور به قعرِ دلتنگی سقوط کردم ... وقتی که بوی خاک خیس و سرمای لطیف، که از درز پنجره سکوتم، گونه دلم را ... نوازش می داد و دل سنگی احساسم با اولین بارش غربت شکست ... باور کردم که ... همیشه یک پایان انسان را سمت آغازی دیگر نمی کشاند ... گاهی باید پایان را آموخت اما بی آغازی دیگر ... گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست ... گاهی باید پشت حصارِ حسرت در خاطرات ... زمانی که دستهای دلمان را گره کورِ عشق زدیم ... و با تیغ وداع گسلاندیم، غرق شویم... باید پشت پرچین تنهایی نشست و غبار دل را با اشک شست ... و باور کرد ... پایان را، بی آغازی دیگر ..!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۱۲:۱۹ عصر

[تصویر: normal_Avazak_ir_Light25.jpg]
میخواهی بروی؟
خب برو…
انتظار مرا وحشتی نیست
شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود
برو…
برای چه ایستاده ایی؟
به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟
برو..
تردید نکن
نفس های آخر است
نترس برو…
احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست
برو…
یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود
پس راحت برو
مسافری در راه انتظارت را میکشد
طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد
برو…
فقط برو…..geryeeegeryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۱۲:۳۳ عصر

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟؟؟؟؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۱۲:۴۱ عصر

[font=Arial Unicode MS,sans-serif][تصویر: 795416541055347.jpg]
نمی دانم چرا ؟کجا؟تا کی؟برای چی؟
[/font]
ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی!!!!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۰۰ عصر

مــن! عـــــــاشِــــق نیستـمــ..

فقــــط گــــاهی حــــــرف ـتــــو که می شود،دِلـــَـــــم مثل اینکه تــبـــــ کند!

گـــرمــ و ســـرد مـی شـود..

آبـــــــ مـی شـود..

تنــگـــــ مـیشـود



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۰۳ عصر

هیشكی ندید........
اخرین لحظه ی رفتن تو یادم نمی ره
اشكا دونه دونه رو گونه ی من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتی كه تو بوسه هاتو می دادی
انگاری آتیش به قلبم می زدی
نوبت من كه رسید انگاری دیرت شده بود
عشق بی دلیل من دست و پا گیرت شده بود
با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ریخت
شیشه ی عمر منم تموم شدو هیشكی ندید........



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۰۷ عصر

نمیدانم اشکهای من چه فرقی با اشکهای دیگران دارد که هر کس به من می رسد کاری می کند که اشکم را ببیند.....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۱۲ عصر

امشبم، آغوشت نیست، اما!


خیالت را به آغوش میکشم

عطر تنت را میبویم؛

نوازش صورتت را

با گونه هایم......

به هیچ نمیدهم.....

امشب اینگونه است!

فردا شب و شبهای دگر را چه کنم !!!؟

دلم می گیرد

وقتی ...

می نویسم فقط برای تو ...

ولی ...

همه می خوانند جز تو

میترسم.......!

میترسم.....

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ

ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ام،ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ

ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ،ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﮕﻮﯾﻢ...............

میخواهد تنهایم بگذارد..........!


دلم مرگ میخواهد........



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۱۷ عصر

من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم...
من زیر باران نشسته ام

و انتظار تو را می کشم

چتر روی سرم نیست

می خواهم قدم هایت را ، با تعداد قطره های باران شماره کنم

تو قبل از پایان باران میرسی یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟!

مرا که ملالی نیست

حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم

نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم

نه از خاکی که باران ، غبار را از آن ربوده است...

هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند

و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا

من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۴ ۰۴:۱۸ عصر

تو به لبم چشم میدوختی ..

و من ،

فارغ از این خیال..

دل به دلت میدوزم !!!

تو مرا همبستر میخواستی ..

و من ،

دلت را !!!

هر چه بگویی قبول !

اما به نبودن هایت قسم

از وقتی رفته ای..

دیگر دلم حال هیچکس نیست!!!



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۳/۱۵ ۰۵:۲۴ صبح

برخیز جوانا!
برخیز بهار آمده
دلکش زیبا
از بستر گل‌ها
تا بام ثریا

هر گوشه دل‌انگیز و صفاخیز و فریبا

رامشگر گلشن


در بزم چمن زخمهٔ اسرار نوازد


وز شور نواها


دوشیزهٔ گل‌ها


مستانه کند رقص به آهنگ تمنّا



تا کی من و تو سرد


نومید و ز خود رفته و بی‌سوزِ دل و درد


بی باور و تنها


برخیز جوانا!


از نالهٔ مرغ چمن آن‌سوز بیندوز


کاَندر دل صحرا


یا دامن کهسار وطن لالهٔ حمرا



بر شاهد گیتی

زیب دگری بند چو مشّاطهٔ هستی


آن‌گونه فریبا



کز جلوهٔ گیرا

اندیشه به شور آوَرَد هنگام تماشا



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۵ ۱۰:۳۰ صبح

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین
قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند

یک نگاهت به من آموخت ،که در حرف زدن چشمها بیشتر از حنجره ها می فهمند...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۵ ۱۰:۳۳ صبح

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد...
بنگر که چه حالت غریبی دارد...
آن موج که سر به صخره ها میکوبد...
با من چه شباهت عجیبی دارد... !!!




RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۱۵ ۱۲:۱۰ عصر

باور نـمی کنـم ...
خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ،
زنـدگـی مـرا ...
بـی نظـم چیـده باشـد !




در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۱۵ ۱۱:۵۰ عصر

به آدم های این دنیا اعتماد نکن
آن ها تو را نمی فهمند
ترجمه ات میکنند
آن هم به زبان خودشان


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۰۹:۴۶ عصر


حضورت در کنار من معجزه نبود...

نبودنت هم فاجعه نیست...

فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود...

بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۰:۰۰ عصر


گاه می اندیشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی ، روی تو را

کاشکی می دیدم .

شانه بالا زدنت را ،

ـ بی قید ــ

و تکان دادن دستت که ،

ــ مهم نیست زیاد ــ

و تکان دادن سر را که ،

ــ عجیب !

عاقبت مرد ؟

ــ افسوس !

ـ کاشکی می دیدم !

من به خود می گویم :

" چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد؟ "



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۰:۱۰ عصر

"دلتنگى"
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره
تمنای بودنش رامیکند....
geryeeegeryeeegeryeeegeryeee


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۰:۲۴ عصر


باران کـه میبـارد……


دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…..


راه می افـتم …

بـدونِ چـتـر …


من بـغض می کنـم …

.آسمـان گـریـه ...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۰:۲۶ عصر


نمیدانم از دلتنگی عاشق ترم یا از عاشقی دلتنگ تر...

فقط میدانم در آغوش منی ،


بی آنکه باشی...

و رفتی ،


بی آنکه نباشی . . .




RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۰:۲۹ عصر

عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من...
در این بغض های هر لحظه...
در این دلتنگی های مدام...
در این آشفتگی های دقایقم...
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۶ ۱۱:۲۷ عصر

آدم ها لالت می کنند، بعد هی می پرسند: چرا حرف نمی زنی؟!! این خنده دار ترین نمایشنامه ی دنیاست...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۱۷ ۰۱:۵۴ صبح

پنجره را که باز می کنی
دلم می آید و
لبِ طاقچه ی نگاهت
می نشیند!
می بینی؟!
دلم بی دام و دانه
جَلدِ نگاهت شده است..!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۳/۱۷ ۰۳:۴۵ عصر

این چند وقته حالم کلا بهم ریخته بود
با خودم قرار گذاشتم یک هفته نخندم حتی به اندازه ی یک لبخند
اما وقتی آدما رو میبینم دلم نمیاد تو این دنیای پر مشکل اخم منم باعث ناراحتیشون بشه
هرچی تلاش کردم این لبخند لعنتی نرفت
انگار من و لبخندم باهم یکی شدیم
فقط نمیدونم لبخندم چرا انقدر نامرده
برا دیگران لبخنده برا خودم یه بغض
فقط یاد گرفته دل مردم مهمه
نمیدونم چرا اونروزایی که بهش یاد دادم هوای شادی مردم رو داشته باش یادم رفت بهش یاد بدم باید هوای خودمم داشته باشی
حالا خیلی وقته که لبخندم شده مال مردم و بغضا و ناراحتیا شده مونس خودم
چه دنیای نامردیه که حتی لبخند آدمم کاری جز آزار دادنش نداره


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۱۷ ۰۸:۳۴ عصر

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۷ ۱۰:۳۵ عصر

بعضی حرفا رو نمی شه گفت،


باید خورد!! ولی بعضی حرفارو،


نه میشه گفت،


نه می شه خورد!


می مونه سردل!


میشه دلتنگی!


میشه بغض! ...


میشه سكوت!


میشه همون وقتایی كه خودتم نمی دونی چه مرگته...
[تصویر: 0d85f35a1fdc.jpg]



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۸ ۱۱:۳۴ عصر

این سطرها بهانه کوچکی است که بگویم:

این روزها اگر تار دلم کوک است

و اگر دل تنگیهایم اندک

برای این است که دلم را مثل ماهی بیرون

افتاده از تونگ تنگ دنیا

روی دست گرفته ام و وادی به وادی

آمده ام تا به دریای مهربانی تو برسم.

نمی دانم کجا خوانده بودم که بادها از جنوب می آیند

و جنوب نزدیکترین لحظه به خانه توست.....

آنجا که اگر پنجره اتاق دل تنگی مان را

باز کنیم می توانیم به نیابت همه پروانه های

دوردست به گل سرخ سلام کنیم.

نمی دانم کجا خوانده بودم که می شود از مدار زمین

خارج شد و مثل ستاره ای در منظومه شمسی

لحظه های مهربانی تو چرخ زد و چرخ....

تا به درک نور رسید!



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۱۸ ۱۱:۳۵ عصر

دانه های تسبیح روی انگشتان سردم می لغزد
پشت پنجره باران میبارد....
سجاده تنهاییم پر است از آوای زیبای دعا
و من در انتظار رسیدن به قبله عشق...
تنها صدایی که به گوش میرسدسکوت است
و
سکوت
و.........
تیک تیک ثانیه های ساعت...
چیزی به سال تحویل دلم باقی نمانده...
اولین (سینی)که در سفره می گذارم...
سلام است....نام زیبایت....
دیری است که باران چشمانم را
به حجرالاسود نگاهت دخیل بسته ام..........
معبود من نگاهم می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۱۹ ۰۲:۳۱ صبح

همــه ی مـــا

فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک

اتفــــاق ســـاده ایـــم

کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ،

یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم ... !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۳/۱۹ ۱۰:۴۶ صبح

یادت باشد!
[تصویر: kadr.gif]
یادت باشد که مرا آرزو به دل گذاشتی ، مرا در حسرت همه چیز گذاشتی...

وقتی دیدنت از آن دور دستها نیز آرزوی من است ، نگاه به چشمانت را در خواب میبینم

یادت باشد که مرا بدجور به انتظار گذاشتی،

در آن ساحل عاشقی آنقدر منتظرت نشستم که سرزمینم به وسعت یک کویر شده ،

دلم خشک خشک تشنه ی قطره ای محبت شده

یادت باشد که پا گذاشتی بر روی همه چیز ، فکر کنم دیگر دلت در فکر و خیال من نیست

یادت باشد که یادم نرفته حرفهایت ،

آن همه قول و قرار های عاشقانه نیز که جای خودش ، بماند!

یادت باشد آن روز ، همان دیروز ، گفتی تا امروز مال هم میمانیم ، همدیگر را تنها نمیگذاریم ،

چه خوش خیال بودم ، فکر فردا نبودم ،

دیروز را میدیدم که عاشقانه با منی ، نمیدانستم روزی از دلم ، دل میکنی

یادت باشد که نرفته از یادم گذشته ها را ، کارم شده فکر کردن و افسوس خوردن ،

خیلی سخت است در اوج عاشقی از عشق مردن...

خیلی سخت است غنچه عشق در قلبت بشکفد و همان لحظه پر پر شود ،

لحظه پژمرده شدنش را با چشمهای خودت ببینی

و بفهمی آن گل مال تو نبوده ، با هوای قلب تو سازگار نبوده....

یادت باشد که دلخوشی هایت مرا به اوج برد ،

یادت نرود که مرا با دستهای خودت رها کردی به جایی که دیگر خودت نیستی ،

جایی که باور ندارم دیگر مال من نیستی ....

یادت باشد همه چیز را ، فردا نیایی بگویی به یاد ندارم چیزی را ،

یادت باشد که یادم نرفته بی وفایی هایت ، میدانستم شاید روزی قلبت با دلم راه نیاید.....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۱۹ ۱۲:۵۲ عصر

Whenever my path divides in two;
I look up towards heavens!
Up there; there is only one path.
[تصویر: Highway_Signs.jpg]
به دوراهی های زمین که می رسم؛
چشم به آسمان می دوزم!
آنجا راه همیشه یکی است.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۲۰ ۱۰:۳۱ عصر

کـــــاش یـــــک نـــــفر تقویـــــم را نـــــگاه کنـــــد . . .

چنـــــد عـــــمر بـــــه آرامـــــــــــــــــــــــــــــــش باقیســـــت؟

[تصویر: aramesh.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - elsa - ۱۳۹۱/۳/۲۱ ۰۸:۳۶ صبح

برای چراغ های همسایه ات هم نور آرزو کن ..

بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد ..


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۱ ۰۱:۵۶ عصر

یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد بغضی ,نفس و گلوی او را آزرد
می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۱ ۱۰:۴۷ عصر

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۱ ۱۰:۴۹ عصر

نقــاش خــــوبی نــــبودم…
..
اما
..
ایــن روزها…
..
به لطـف تــــــــــو…
..
انـــتظار را
..
دیـــدنی میکــشـم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۳/۲۲ ۰۲:۱۰ عصر

تازه می فهمم بازی های دوران کودکی حکمت داشت!!
زوووووووووووووو.......
تمرین روز های نفس گیر زندگی بود!!!!bichare



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۲ ۰۳:۴۳ عصر

صدایت می کنم
در لحظه های خیس نیایش
لحظه هایی از جنس پرستش
با تو سخن میگویم گاه با زبان
گاه با اشک.....
چقدر زیباست لحظه های ناب دل دل کردنم
با تو......

می دانم در خلوت سکوتمان
سکوتی که برایت پر است از فریاد
نا گفته های من
تنها من هستم
و
تنها تو..........
چقدر خوب است که حرفهای دلم
را فقط تو میدانی
تویی که چون من تنهایی
یا شاید نه......
من چون تو تنهایم
برای همین است که باورم داری
چند ساعتی قبل از آنکه برایت بنویسم باران
بارید
و من دعا کردم و باریدم
به رسم خودت
این روزها تشنه ام
و میدانم نزدیک است لحظه ناب اذان رسیدن
من منتظر میمانم
عاشقم کن.....................



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۲ ۰۸:۵۶ عصر

دایره باشی یا خط راست؟!

انسان هم می تواند دایره باشد هم خط راست.
انتخاب با خودت است :
تا ابد دور خود بچرخی یا تا بی نهایت ادامه دهی ...



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۳ ۰۷:۵۷ عصر

من عاشقانه دوستش دارم
و او عاقلانه طردم می کند
منطق او، حتی از حماقت من هم احمقانه تر است............



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۳ ۱۰:۲۳ عصر

احساس کردم ...

نخستین بار زیرقطره های باران ...

درپهنای دل غمناک آسمان ...

ودرآن هوای سوزناک

در کنار برگ های زردوباران خورده ی درختان

با تمام یاس و ناامیدی ام

تورا احساس کردم...

احساس کردم با آغوش گرم وآرامت

وبا بوسه های آتشین و پرمهرت

و نفس های عطرآگین و وسوسه انگیزت...

احساس کردم...

عشق را...

بودن را...

و...

معنای تلخ زندگی را...!!




RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۳ ۱۱:۰۰ عصر

کنار پنجره می آیم
نسیم تبسم تو جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ

...
و این آخرین قاصدک
چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست

!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۳ ۱۱:۰۶ عصر

پیر شده ام
پا به پای دردهایی که
قد کشیده اندو
بزرگ شده اند!
میترسم!
میترسم دیگر
دستم به قلم نرود!
فکرش را بکن
تمام میشوم شبی!
یک روز می آیی و میبینی
نه من هستم
نه این کلمات!
آری
دارم خشک میشوم!
پا به پای
گلدانهایی که ...


این روزها میگذرند..
اما...
من از این روزها نمیگذرم!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۱:۲۴ صبح

نفس می کشم نبودنت را ..
نیستی
...
هوای بوی تنت را کرده ام ..
می دانی..
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است..
تو نیستی ...
آسمان بی معنیست ..
حتی آسمان پر ستاره ..
و باران ..
مثل..
قطره های عذاب ..
روی سرم می ریزد
..
تو نیستی..
و من چتر می خواهم ...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم ..
به هزار کوچه ..
به هزار در
..
نکند یاد آغوشت بیفتم ...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۱:۳۱ صبح

عاشق کسی شو که دلش آنقدر بزرگ باشه که برای رفتن تو دلش
خودتو کوچیک نکنی....


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۱:۳۵ صبح

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم...
تعجب نکن که چرا گريه نميکنم...
بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم ...
اما ...

براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۱:۵۷ صبح

چشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینم..
ببینم که در کنارمی...
سرم بر روی شانه هایت است و تو فقط مال منی...
حس کنم گرمای وجودت را ..
فراموش کنم همه غم های دنیا را …
چشمهایم را بسته ام ، تا تو را در آغوش بگیرم ، تا همانجا در کنارت ، برایت بمیرم…
شاید تنها در خیالم با تو باشم و همیشه عاشق این خیالات باشم…



خیالی که لحظه به لحظه با من است...
[تصویر: Gerye.gif][تصویر: Gerye.gif][تصویر: Gerye.gif]


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۲:۰۳ عصر

[sub]ي کاش سه کلمه غرور، عشق و دروغ وجود نداشت تا[/sub]
[sub]آدمها مجبور نمي شدند به خاطر غرور در مورد عشقشان [/sub]

[sub]دروغ بگويند[/sub]


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۲:۰۵ عصر

«باور نکن تنهائیت را
تا یک دل و یک درد داری...»



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۲:۰۶ عصر

همیشه آن که سراغی از تو نمی گیرد از شکاف چشمانش به نبودنت خیره میشود.
همیشه آنکه تو را نمی بیند نامهربان نیست..


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۲:۰۶ عصر

تو نیستی که ببینی
چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست
از تو می گویم
تو نیستی که ببینی
چگونه از دیوار
جواب می شنوم
تو نیستی که ببینی
چگونه دور از تو
به روی هر چه در این خانه است
غبار سربی اندوه
بال گسترده است
تو نیستی که ببینی
دل رمیده ی من
به جز تو
یاد همه چیز را رها کرده است…



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۱۲:۴۲ عصر

خــوب ِ مــن ...
همین جا درون شعرهایم بمان
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
....





RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۲:۵۵ عصر

خود ندانم چه خطائي كردم

كه ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائي اگر بود مرا

پس چرا ديده ز ديدارم بست


هر كجا مي نگرم، باز هم اوست

كه بچشمان ترم خيره شده

درد عشقست كه با حسرت و سوز

بر دل پر شررم چيره شده


گفتم از ديده چو دورش سازم

بي گمان زودتر از دل برود

مرگ بايد كه مرا دريابد

ورنه درديست كه مشكل برود..




RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۴:۰۱ عصر

من بودم
تو
و یک عالمه حرف…
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه چقدر وزن دارد…



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۴:۰۲ عصر

دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست
تنها آسمانمان یکیست . . .



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۴:۰۵ عصر

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
تو همیشه دعوتی ،

راس ساعت دلتنگی
. . . !!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۴:۴۷ عصر

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم
آنچه را که اسمش غرور گذاشته ام
برایت به زمین بکوبم...

احساس من قیمتی داشت
که تو برای پرداخت آن فقیر بودی...





RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۷:۴۹ عصر

می بخشم کسانی را که هرچه خواستند
با من ..
با دلم...
و با احساسم کردند

و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند ..
و من امروز به پایان خودم نزدیکم..


پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند….




RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۴ ۰۷:۵۶ عصر

معنای شکست میشوی بعد از من...

سروی که نشست میشوی بعد از من ...

من زنده به گور میشوم بعد از تو ...

تو مرده پرست میشوی بعد از من...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۸:۳۳ صبح

دلمان خوش است که مینویسم

و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند

یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شــود

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم

و چــه ســــاده می شـکــنیم

همــــه چیـــز را



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۸:۵۲ صبح

نمیدانم چرا دوست دارم بنویسم
بنویسم از این حس سرکوب شده
از این حسی که بغض به گلوم میندازد
از این حال غریب!!!



از این دلتنگی و تضاد تلخ!
از آن روزهای بی تکرار
از آن التهاب درون و از آن عشق دیر یافته


عزیز دورم! دور نزدیکم ! عزیز عزیزم!
با تو بودن به گونه ای و بی تو بودن به گونه ای دیگر است

تو را باید کجای روزگارم جای دهم ؟
که دست هیچ اندیشه ای به تو نرسد!

که هیچ گاه از دستت ندهم ؟
تو را باید به چه نام بخوانم که بمانی و من ؟!



من کجای روزگارت خواهم بود؟
من با نگاهت حرفها دارم
مقصد هایی برای رسیدن
تو درد مشترکی ! مرا فریاد کن
باتو میشود همیشه عاشق ماند
تو از آن منی و من بی تو ویرانه ای بیش نیم...



بمان......



[font=Times New Roman,serif] [/font]


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۱:۰۲ عصر

کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...
باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها...
فقط بعضی وقتها....
اصلا" برای ِ یک لحظه هم که شده ،
همه ی دنیای ِ یک "نفــر" باشی !.Inlove2


RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۱:۰۹ عصر

اگه گفتی دوستت دارم چند حرفه... ؟
دیدی اشتباه کردی ! دوستت دارم حرف نیست یه زندگیه ....
اما زندگیم دو حرف بیشتر نیست : فقط تو !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۱:۱۳ عصر

زير آوارِ آخَـرين حَرفَتــــ جـا مانـده اَمْ لَعنتۓ نِمي دانـي"خُـداحافِظَت"چَند ريشـتِر بـود ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۲:۴۶ عصر

دردم هزار سالِ مثِ دردِ حافظهِ ..... درمونشم همونيه که کشفه رازيِ

نسلي که سر سپرده ي عصر حجر شده ...... به ساقياي ارمنيِ پير راضيِ

وقتي که زندگي يه تئاتره مزخرفهِ ..... تنها به جرعه هايِ فراموشي دل خوشم

راسکول نيکف يه پيرِ زنو شَقِ کرد و من ...... با اون تبر فرشته ي الهامو ميکشيم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۳/۲۵ ۰۷:۲۵ عصر

چند وقتيه ب اين فكر ميكنم ك بعضيا قدر چيزايي ك دارنو نمي دونن !!!!!
بعضي ها هم فقط حسرت چيزهاي نداشتشونو ميخورن !!!!
چيزايي ك براي بقيه خسته كننده و لوسه براي من شده ي معجزه و آرزو !!!!!!
ي كم قدر بدونيم [تصویر: hanghead.gif]

[تصویر: 83751940116689526078.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۳/۲۶ ۱۲:۱۷ عصر

همه از من انتظار دارند ....

یکی انتظار محبت
یکی انتظار پول
یکی انتطار فرصت
یکی انتظار صبر
یکی انتظار زمان
یکی انتظار توجه
یکی ....

ولی من فقط از همه یه انتظار دارم ...


فقط منو موقعیتمو درک کنن




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۲۶ ۰۱:۴۰ عصر

چه کلمه مظلومــی است ؛

" قسمت"

تمـــام تقصـــــیرهــــای مــــا را به عهده می گیــــرد ...!!...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۳/۲۶ ۰۵:۲۰ عصر

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم

وقتی پیدایش کردیم دنبال عیب هایش میگردیم

و وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایمان با او می افتیم و باز تنهاییم!

Noooo



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۳/۲۶ ۰۶:۴۸ عصر

گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
وین نقد بگیر و دل از آن نسیه ستان
آواز دهل شنیدن از دور خوش است!!!!

معنی شعر رو سطحی نبینید شعر عرفانیه



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۲۶ ۰۷:۳۵ عصر

چقدر سخت است که
به تاول های پا بگویی
تمام راه رفته اشتباه بود



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۷ ۱۲:۵۵ عصر

فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای…
اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم…

و اشکهای خداحافظی را...!!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۳/۲۷ ۰۲:۴۷ عصر

کـــور بــاش بانـــو نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!

عـبوس بــاش بانــــو لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!

لال بــاش بانــــو حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!

شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ...

شـــــاید !!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۳/۲۸ ۰۶:۰۹ عصر

خاطرات را باید ...

سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید

خاطرات
نه سر دارند ؛ نه ته ...!!!

بی هوا می آیند تا خفه ات کنند

میرسند گاهی...

وسط یک فکر...

گاهی وسط یک خیابان...

و گاهی حتی وسط یک صحبت ...

سردت می کنند ؛ رگ خوابت را بلدند!!

زمینت میزنند ...

خاطرات تمام نمی شوند،
تمامت می کنند....!!!




RE: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۳/۲۹ ۱۲:۳۵ صبح

به دلم میگویم آن یوسفی که برگشت به کنعانش...استثنا بود...تو غمت را بخور


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۳/۳۰ ۰۹:۲۲ عصر

حوصله ات که سر می رود ؛

با دلـــــــــــــم بازی نکن ،


من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام ... !!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۱۱:۱۳ صبح

یه مبارز واقعی نه به تن حمله میکنه ، نه به فکر ...
اول به قلب حمله خواهد کرد تا وقتی شما دیگر احساسی نداشته باشید
سپس وقته ضربه زدن به فکر میرسه ...

بدن خودش ویران خواهد شد ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۰۱:۱۲ عصر

مگسي را كشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک... به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید،
به خیالش قندم
...یا که چون اغذیه مشهورش تا به این حد گندم !!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود ...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم ...
Clap2



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۰۱:۲۱ عصر

اگر زني مرد شما را دزديد..

بهترین انتقام این است که به آن زن

اجازه دهید که مردتان را نگه دارد ....

چون "مردان واقعی" امکان دزدیده شدن ندارند ... !!Khandeh20Khandeh20



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۰۲:۱۸ عصر

وقتی برای لحظه ایی میگم وایسا ، نگاه میکنم که تا اینجای زندگی چه کردم ...
خداییش خیلی حال میکنم ، چون هیچ وقت یه جور نبوده ، هیچ وقت روزام مثل هم نبوده ، حتی حسی که این لحظه دارم با لحظه ی دیگه فرق میکنه ، من به این میگم زندگی
به این میگم نوار قلب !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - elsa - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۰۳:۴۰ عصر

خداوندا ..

جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالی ست ..که اینگونه آغاز شود ..

" .. و قسم به روزی که دلت را می شکنند و جز خدا مرهمی نخواهی یافت "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۳/۳۱ ۰۶:۵۶ عصر

یک نفر
در هـمین نزدیکــی ها
چــیزی به وسعت یک زنــدگی
برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام
چشم هایت را ببــند
یک نفر
برای همه نگرانـــــی هایت
بیــدار است
یک نفر
که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۲ ۱۱:۵۶ صبح

مدتهاســــــت مجازی میخندیم

مجازی شادیم

مجازی عاشق می شویم

مجازی همدیگر را دلداری میدیم

امــــــــــــــــا

واقعی تنهاییم

واقعی درد می کشیم

واقعی از عشــــق های مجازی لـطمه میبینیم...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۲ ۱۲:۱۳ عصر

راه ها بسته شده
جاده ها دیگر سرانجامی ندارد
خنده ها هم آخرش …
رو به تلخی می زند
قلب من اینجا دگر جایی ندارد

نارفيق ازپشت خنجر می زند…
قلب من را می درد
عاشقی ام نقطه ی آغاز وپایانی ندارد…
دستهایم سرد شد…
باد دیگر حرف پایانی ندارد
قلب من می سوزد…

خنجر آن نارفيق کارش را ساخت
آدمی مغرور وجدانی ندارد
عشق من نیز مرده است !!!!
عشق دیگر مرد بارانی ندارد
جاده ها هم بسته است
زندگی بی عشق سرانجامی ندارد.



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۲ ۱۲:۳۲ عصر

وقتی هستی نیستم!!!
وقتی نیستی هستم!!!
وقتی هستم نیستی!!!
وقتی نیستم هستی!!!
ای همه ی نیست شده ی هستی.
هستی من ،نیست می شود ، وقتی تو نیستی...



RE: " دل گفته ها " - sepehr_shojaee - ۱۳۹۱/۴/۲ ۱۲:۵۶ عصر

دريا شو
بگذار در عمق ناپيدايت
خاطره هاي تلخ چون جسدهاي پوسيده ي متعفن
فرو روند و دفن شوند
اما تو همچنان زير درخشش خورشيد
تا دوردستها
آبي بماني
[font=tahoma][/font]


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۳ ۱۲:۴۷ عصر

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست ؟؟؟؟؟
من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ تو ام ....
هر ستاره یه نشان از دلتنگی من...
آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد تو ام ؟؟؟؟
geryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeeegeryeee



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۳ ۱۰:۱۳ عصر

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

[تصویر: an13.gif]
بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۳ ۱۰:۱۴ عصر

کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد!
لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟!
دلتنگی معنی ندارد... درد دارد...
[تصویر: an13.gif]
این روزها من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا
آرامش اهالی دنیا
خط خطی نشود...
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است
اینجا گم که میشوی
بجای اینکه دنبالت بگردنن
فراموشت میکندد.........
[تصویر: an13.gif]

[تصویر: fu1983.jpg]
دلتنگی چه حس بدی است....
تنهایی چه حس بدی است
کاش...
پاره ای ابر میشدم
دلم مهربانی می بارید
کاش نگاهم شرار نور میشد
اشتی میدادش
و
که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و
من...
چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!



RE: " دل گفته ها " - CR7P - ۱۳۹۱/۴/۴ ۰۸:۲۶ صبح


تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی،
آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…





در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۴ ۰۲:۱۳ عصر

چشمهایـم رابه بیمارستان می بــرم ..

نمی دانـم چه مرگشان شده!

هر شب در خواب جایشان را خیـس می كنـنــد!! ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Silver Fox - ۱۳۹۱/۴/۴ ۰۶:۲۶ عصر

دلم اینقده حرف واسه گفتن داره که سکوت رو ترجیح میده یوقت بهش نگن وراجی نکن، خفه شو.... [تصویر: hanghead.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۴/۵ ۱۰:۴۶ صبح

گاهی باید بی رحم بود
نه با دوست
نه با دشمن
بلکه با خودت
و چه بزرگت میکند آن سیلی
که خودت میخوابانی در صورتت....!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۴/۵ ۰۵:۰۰ عصر

در دفتر خاطراتم نوشتم :
عشــــــق زیباست !

معلم دفتر را دید و گفت :
این رویاست .

گفتم :
معلم تو از عشـــــق چه دانی ؟

گفت :
آدم عاشـــــــق همیشه تنهاست !


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۶ ۰۱:۳۶ عصر

خدا یا همراهی تو با من مثل نفس کشیدن است

آرام . بی صدا . همیشگی



[تصویر: 13401968061.jpg]



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۴/۶ ۰۳:۲۳ عصر

خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...
خــــدا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمی شود، تنها كسی است كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد، با پای شكسته هم می توان سراغش رفت، تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد، تنها كسی است كه وقتی همه رفتند می ماند، وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید، وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود و تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن. خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۴/۷ ۰۹:۱۵ عصر

قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!
(قیصرامین پور)



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۸ ۰۶:۱۷ عصر

نمیدانم !

دل من نازک است

یا چشمان تو تـیز!

هر چه نگاه به تو می دوزم

بند دلم

پاره می شود



RE: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۴/۸ ۱۰:۲۸ عصر

فرقـی نمـی کند
بگویم و بدانـی
یا ...
نگویم و بدانـی
فاصله دورت نمی کند
در خوب ترین جای جهان جا داری
جایـے که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:
دلــــــــــــــم.


RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۴/۹ ۰۱:۲۷ عصر

گاهی دویدن برای رسیدن به کسی ، نفسی برای ماندن کنار او باقی نمی گزارد ...


RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۴/۹ ۱۰:۳۶ عصر

سیاهی از سفیدی می‌زند بیرون
می‌زند بیرون
سیاهی از ذات اسکلت آهنی ساختمان
و سفیدی اتاق‌ها را لکه‌دار می‌کند
هر طور شده
زشتی از زیبایی می‌زند بیرون
کافی است
دعوایی جزیی شکل بگیرد
رکیک‌ترین دشنام‌ها را می‌دهند
آدم‌های به ظاهر مؤدب


RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۴/۱۰ ۱۲:۲۰ صبح

دنبال واژه نباش
کلمات فریبمان می دهند
وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش می رود فاتحه بقیه حروف را باید خواند



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۱۰ ۱۰:۳۸ صبح

چه خوش خیال بودم که همیشه فکر می کردم
در قلب تو محکومم به حبس ابد!!!
به یکباره جا خوردم
وقتی زندانبان برسرم فریاد زد :
هی !!!
تو آزادی !!!
و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد !!!
geryeee


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۱۰ ۱۰:۴۰ صبح

سیگارم چه خوب درک می کند مرا ..
وای که چه زیبا کام میدهد,, این نو عروس هر شب تنهایی هایم ..
.. .. لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند ..
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم .. ..
.. چه لذتی می بریم از این همخوابگی ..
او از جان مایه می گذارد و .. من از عمر ..
هر دو می سوزیم به پای هم
من و سیگارم ..



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۴/۱۰ ۱۱:۰۵ صبح

خواستم هرچه را که بـــــــــــــوی تو میداد بســوزانم ،
جــــانم آتــــــــش گــــرفــــت .......



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۴/۱۱ ۱۱:۳۹ عصر

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQik_QG4NjvnTIpWhyFlhn...Lwa7WNOooQ]


(شراب) خواستم گفت : ممنوع است.



(آغوش) خواستم گفت: ممنوع است.



(بوسه) خواستم گفت: ممنوع است.



(نگاه) خواستم گفت: ممنوع است.



(نفس) خواستم گفت: ممنوع است.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcRrizmwqjvIN4kJ8w1g_7Q...a7_njI2koF]

حالا پس از آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ,

با یک بطری پر از ((گلاب)) آمده بر سر خاکم و سنگ سرد مزارم را
به ((آغوش)) می کشد
با هر چه ((بوسه)) و
چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم یادگار مانده را ((نگاه)) میکند


و در حسرت ((نفس)) های از دست رفته





[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTA7ZEGgVXNziY8IkdRpfL...ohmIeL-gIl]



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۴/۱۱ ۱۱:۴۳ عصر

جاده رویاها


در جاده رویاهایم، چه غوغایی بود
بر روی پل چوبی، صدای گوشنواز چرخ های درشکه،
رقص مرغابی ها، در سکوت بلورین دریاچه،
پیچ و تاب ماهی ها در دل آب،
دست برآوردن شاخه ها بر شاخه ها،
لبخند سرشار از شادمانی شکوفه ها
و بال گشودن پرندگان بر بام دشت سبز
با تمام اینها،
من نمیدانم فردا آفتاب خواهد دمید
یا آسمان گریه خواهد کرد.!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۱۲ ۰۵:۲۶ عصر

شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟

مادر می گوید...
شاید این رفع بلاست.
یک نفر زمزمه کرد...
باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد.
شیشه ی پنجره را زود شکست.


کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد...

تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...
اما امشب دیدم...
هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید...
از خودم می پرسم
آیا ارزش قلب من از
شیشه ی پنجره هم کمتر است؟
دل من سخت شکست

اما،
هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید
چرا!!!؟؟؟؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۱۳ ۰۱:۴۱ صبح

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم


شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم


انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده


آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده


دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم


تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم


حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم


من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم


دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن


نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن


منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم


برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم


آهای زمین برای من یه لحظه تو نفس نزن


نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۱۴ ۱۲:۱۰ صبح

آدمیزاد....
غرورش را خیلی دوست دارد،
اگر داشته باشد،
آن را از او نگیرید...
حتی به امانت نبرید...
ضربه ای هم نزنیدش،
چه رسد به شکستن یا له کردن!
آدمی غرورش را خیلی زیاد، شاید بیشتر از تمام داشته هایش، دوست
می دارد؛
حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر
دوستت دارد!
و این را بفهم آدمیزاد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۱۴ ۰۴:۴۴ عصر

به آرزوهای مانده در ترافیک،

زنگ بزن.

بگو شب دیر می آیی...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۱۴ ۰۵:۵۲ عصر

سکوت می کنم
حرفی نمی زنم
اما می نویسم
می نویسم تا
این همه ناگفته هایی که
در دلم سنگینی می کند
مرا از پای در نیاورد...
شعرهای ناگفته ،
واژه هایی سردرگم گشته
در دفتر نوشته هایم...



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۵۳ صبح

حالــــــــم گرفته از اين شهـــــر...!!!!

که آدم هايش همچون هــــــــــوايش ناپايدارنــــــــــــد...!

گاه آنقدر پاک که باورت نمی شــــــــــــود...!

گاه چنان آلوده که نفست می گيـــــــــرد...![تصویر: s700.gif]



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۵۵ صبح

بر تنـــــــم دست مي کشم

بر رد بوسه اي که جا مانده است...


زخمـــــــي که خونش

بنـــــد نمي آيد !


[تصویر: 1341444398488898_thumb.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۱:۱۳ عصر

اینجا همه منتظرند...

منتظر باریدن!

-فرقی ندارد

-ابرهای یک آسمان ببارد

-یا چشم های یک انسان

هرچه هست زودترببارد...

کاسه ی صبر نیشخندهایشان در حال لبریز شدن است!

______________________________________
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۲۷ عصر

سفر از فاصله ی دور حکایت دارد

خسته با رفتن احساس رفاقت دارد

چه صمیمانه به درگاه خدا گویم

که دلم از دوری دوست شکایت دارد



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۳۱ عصر

زمان دست توست
زمین دست توست
دنیا متلاشی میشود
وقتی دست روی دست میگذاری...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۳۲ عصر

ایمان داشته باش که کمترین مهربا نی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند
پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۳۸ عصر

آرزو می کنم تو هم همتای من شوی

تنهای تنها



آواره و دو دل


کاش مثل من باشی تا مرا بفهمی


مثل من باش و مال من ...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۴۲ عصر

من تمنا كردم كه تو با من باشي
تو به من گفتي :
هرگز هرگز!!!
پاسخي سخت و درشت
و مرا غصه اين هرگز كشت!!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۴۹ عصر

این تنهایی نیست که از آن می ترسم

ترسم از این توهم است...


که در نبودنم


گاه دیوانه وار


سرت را از فرط بی قراری هایت


و از ترس دیدن تمام نبودنم


به دیوار خواهی کوبید...


آیا خواهی کوبید؟؟؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۵۲ عصر

می آیی ...
می روی ...
و فقط یک سلام ...
و گاهی یک خداحافظی
نه ...
این انصاف نیست ...
من و یک دنیا عشق ....
تو و یک دنیا بی تفاوتی ....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۱۵ ۰۷:۵۵ عصر

همیشه از درونم کسی

باز می دارد مرا از تلافی

هرچه دلت می خواهد

بدی کن!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۱۶ ۱۲:۲۵ صبح

در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند :
حرف حساب جواب ندارد ...



[split] ♥ جملات ناب ♥ - hotchilli - ۱۳۹۱/۴/۱۶ ۰۷:۵۳ عصر

وقتی که خدا داشت منو بدرقه می کرد بهم گفت: جایی که میری مردمی داره که میشکوننت ، نکنه غصه بخوری ، من همه جا باهاتم تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب میذارم که جا بدی ، اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمگردی پیشم!!
Rosesmile


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۱۷ ۰۲:۰۸ عصر

بـــاور کنـــیــد ...!
یکــــ جایـــــی
کــــــه هـــنــوز نــمـــی دانـــم ...
در زمـــــــانی
که هــــــــنوز نمـــی فهــــــمم ...
کنـــــار کسـی
که هـــنوز نمی شــــــــناســم ...
جــــــای مـــــن خـــــــالی ســـــــت ...
باور کنـــــیـــــــــد ...!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۴/۱۸ ۰۲:۵۴ عصر

بــــــــعضی وقتا بـــاید
یقه ی احســاســـاتـــــــــ رو بگیری
بزنی تــــو گوشش!
با تــــمام قدرت سرش داد بزنی بگی
خـــــــــــفه شو دیگه بسه!!
تا الآن هرچی کشیدم
به خاطر تــــــــــو بوده . . .!!!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۱۸ ۰۶:۳۸ عصر

دست خودت نیست

زن که باشی
گاهی دوست داری

تکیه بدهی،پناه ببری

...زن که باشی


گهگاه بو میکنی دستهایت را
شایدعطرتلخ وگس مردانه أش

لابه لای انگشتانت باقی مانده باشد



زن که باشی


گاهی رهایش میکنی وپشت سرش آب میریزی
وقناعت میکنی به رویای حضورش

به این امید که او خوشبخت باشد



زن که باشی


همه ی دیوانگی های عالم رابلدی




من زنم



نگاه به صداو بدن ظریفم نکن



اگر
بخواهم


با یک نگاه


تمام هویت مردانه ات رابه آتش خواهم کشید








در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۴/۱۸ ۱۱:۰۸ عصر

توجه
کاربران گرامی لطف کنند با توجه هدف تاپیک دل گفته ها ، در جهت حفظ جذابیت پست ها ، در هر روز از ارسال بیش از یک دل گفته خودداری نمایند
در غیر اینصورت پست شما حذف و یا ادغام می شود
با تشکر




[split] ♥ جملات ناب ♥ - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۱۹ ۰۹:۲۷ صبح



هیچکس نفهمید,


شاید شیطان عاشق حوا بود


ک بر آدم سجده نکرد...!
!





RE: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۴/۱۹ ۰۵:۲۲ عصر

گاهی اوقات ،

که دلم برایت تنگ می شود ،

در اتاق را می بندم ،

و صدای موزیک را بلند میکنم ،

و آنقدر به سینه ام مشت می کویم ،

تا دلم به غلط کردم بیفتد و دیگر تنگت نشود . .



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۴/۲۰ ۰۹:۱۵ عصر

خدایا از دوستی دیروزمان چیزی را هم برای فردایمان باقی بگذار


به اندازه یک نگاه ... ، یک لبخند ... ، ...

تا از یاد نبریم روزگاری که باهم بودیم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۴/۲۰ ۰۹:۴۵ عصر

هرروزبه خودم قول ميدهم
فردافراموشت كنم،
اما... ... صبح كه ميشود،
فراموش ميكنم...
تورانه...!
قولم را...!bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۲۰ ۱۱:۴۶ عصر

آنقــدر مرا سرد کرد ؛

از خودش .. از عشق ..

کــه حالا بــه جای دلبستن ، یخ بسته ام!

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..

لیز میخوریــد ..



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۲۱ ۱۰:۲۴ صبح




همیشه رابطه چاره نیست گاهی باید به فاصله مهلت داد

.فاصله گاهی اشتیاق می آورد ...عشق می آفریند

آدم ها وقتی عاشق می شوند مهربان تر از همیشه اند
پروانه ها را دوست دارند .گل ها ، درختان ، شکوفه ها ...برف ...باران




.آدم ها عاشق که می شوند با همه چیز مهربان می شوند
حتی کلاغ هایی را که از سر بی خیالی روی بام ها می نشینند

عاشق که می شوند هم مرغ عشق را دوست دارند هم گربه های بدجنس را
هم شب سیاه را دوست دارند و هم روزهای آفتابی را






وقتی باران می آید اخم هایشان توی هم نمی رود
زیر باران راه می روند ...اشک می ریزند ...شعر می خوانند
حتی عاشق خیابان های خلوت و طولانی می شوند




عاشق برگ های خزان زده ...عاشق شاخه های درختان پیر
..نیمکت های خالی ...فنجان های جفت قهوه .
دیوان حافظ ...فال ...و تردید میان رسیدن و نرسیدن


قطره های اشکی که توی خلوت می چکد روی دفتر خاطراتشان
.روی عکسی که لبخند می زند
.و شعرهایی که گاه و بیگاه از درون دلی سرشار از رنج و درد زاده می شوند




=====
آدم ها وقتی که عاشق می شوند با همه ی دنیا مهربان می شوند
غیر از رقیبی که می خواهند با دست خودشان خفه اش کنند
و باز تضادی دیگر






در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۲۱ ۱۱:۲۶ صبح

مـگذار حتی آب دادن گل های باغچه ، به عادت "آب دادن گل های باغچه" بدل شود !

..تــازگی ذات عشق است..

وطــراوت بافت عشــق



در پاسخ به: " دل گفته ها " - CR7P - ۱۳۹۱/۴/۲۳ ۰۴:۱۰ صبح

وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد
امروز و فردا، بی گمان فرقی ندارد

وقتی غروری نیست تا آتش بگیرد
خاموش یا آتشفشان فرقی ندارد

اینجا و آنجا، هرکجا باشی همین است
هر جا که باشی آسمان فرقی ندارد

وقتی که این کشتی ندارد ناخدایی
بی بادبان، با بادبان فرقی ندارد

در ذهن مردم یاسمن بی شاخه زیباست
هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد

وقتی برای مرده بودن زنده هستیم
گهواره با تابوتمان فرقی ندارد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۲۳ ۱۲:۵۱ عصر



دلم بچگی می خواهد !
جلوی کدام مغازه پا بکوبم
تا برایم آرامش بخرند ؟



RE: " دل گفته ها " - Vorojack - ۱۳۹۱/۴/۲۳ ۰۱:۱۴ عصر

باران به شدت می بارید دختر بچه ای دستان کوچک خود را به سمت آسمان گرفت و گفت خدایا گریه نکن آدمها درست میشوند.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۴/۲۳ ۰۱:۳۰ عصر

هرموقع ؛
موفق به فریب دادن
کسی شدی ....
قبل اینکه فکرکنی چقدر
احمق بود ؛
به این فکرکن که چقدر به تو اعتماد داشته ... !!!
bichare



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۲۴ ۱۱:۴۶ عصر

اینجا که من رسیده ام …
ته دنیای بدون تو بودن است!!
همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!
ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!
خوب تماشا کن…
دلم هم تنگ نشده!
یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم …
تو باش و دل من و همه فریادهایی که …


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۲۵ ۱۲:۰۸ عصر

بــه ایـن فـکر مـیـکـنم…!!
لالایــی هــای مـــادرم…!!
زیــر کــدام بـالشتک کـودکی هــایـم جـا مانـده…؟؟؟
شـاید هـنـوز بـشـود…!!
آسـوده خــوابـیـد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۴/۲۵ ۱۲:۰۸ عصر

گـاهـی

اینـقدر بـَد میشـِکـَنـَم


کـه جـُز بـیرونـ انـداخـتنـم راهـ ِ دیـگـری نـیست . .
.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۲۵ ۰۸:۲۷ عصر

فاصـــــله ها

هیچوقتـــــــــ
دوست داشتن را كمرنگ نمیـــــ كنند
بلكه دلتنگی را بیشتر میـــــكند.....



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۴/۲۶ ۰۸:۵۴ صبح

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار

و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۴/۲۶ ۰۲:۳۱ عصر

از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تورا ناراحت می کند؟
خداوند فرمود: هر وقت بنده ای با من سخن می گوید چنان به حرف های او گوش می دهم که گویی به جز او بنده دیگری ندارم ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خدای همه هستم جز او............



[split] ♥ جملات ناب ♥ - M-BM - ۱۳۹۱/۴/۲۶ ۱۰:۵۲ عصر

لحظه ها عریانند به آنها جامه اندوه مپوشان
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی.و به کوتاهی لحظه شادی که گذشت,غصه هم می گذرد


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۴/۲۷ ۰۱:۱۵ عصر

تـمـام اصـل هـاے حـقـوق ِ بـشـر را خـوانـدم
و جـاے یـڪ اصـل را خــالـے یـافـتـم
و اصـل دیـگـر ے را بـﮧ آטּ افـزودم
اصـل ِ سـے و یـڪـم :
هـرانـسـانـے حـق دارد هـر ڪـسے را کـﮧ مے خـواهـد دوسـﭞ داشـتـﮧ بـاشـد !


RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۴/۲۷ ۰۳:۲۸ عصر

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛

و

"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه
"حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.


اندکی فکر کن ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۳۰ ۰۶:۴۴ عصر

آدم هــا بـراي هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد،

امــا نـه وقتــي کــه در ميانشــان هســتي،

نــــــــه..،

آنجــا کــه در ميــان خـاک خوابيــدي،

"سنـــگِ تمــام" را ميگذارنـد و مــي رونــد...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۳۰ ۰۸:۱۷ عصر

برای یافتن گورت

می باید هفت آسمان را بکاوند!

مرگت از ستاره میریزد!

سنگینی سنگ گور را بر سینه خود حس نمیکنی!

گورت سرزمینی از رویاست

تو اینک در همه جا هستی

در آسمان

دریا

زمین

و در مرگ....



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۴/۳۱ ۱۱:۳۸ صبح

کجایی بهترینم؟!
دیگر صدایت را نمی شنوم و تاریکی تنهایی مرحمی شده است بر دل شکسته ام

کجایی؟

آن گاه که صدایت می کنم و در امتداد تاریکی به دنبال نور می گردم اثری از تو نیست و صدایت را نمی شنوم

تو همان مسافر غریبی بودی که در جاده تنهایی قلبم پا گذاشتی ولی امروز تو رفته ای ولی هنوز رد پایت بر روی قلبم جاریست......

هنوز هم صدای گام برداشتنت را می شنوم ، آرام آمدی و آرامتر رفتی ، یادگاری بر روی جاده قلبم گذاشتی و من برای همیشه جاده قلبم را بستم تا دیگر کسی پا بر روی تنها یادگاریت نگذارد....

کجایی مهربانم؟

در تمام مدت ورودت همچون ابری بالای سرت بودم تا نور خورشید تورا اذیت نکند

وقت ناراحتیت و خستگیت هرآنچه بود برایت به ارمغان آوردم ولی هیچگاه فکر نمیکردم تو روزی به انتهای جاده ی قلبم میرسی....

هرگاه به دوردستها می نگریستم انگار انتهایی نداشت و بی انتها بود ، ولی افسوس که اشتباه فکر می کردم.....

دیگر فرصتی نیست....... تو رفته ای...........

تو رفته ای و من تنهاتر از همیشه با خدایم خلوت می کنم

خلوتی سخت و به یاد تو.........



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۴/۳۱ ۱۲:۲۵ عصر

هر چه از دست می رود, بگذار برود
چیزی که به التماس آلوده باشد نمی خواهم, هر چه باشد

حتی زندگی !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۴/۳۱ ۱۲:۳۰ عصر

سعی نکن متفاوت باشی!!!
خوب باش:
این روزها خوب که باشی متفاوتی...
bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۱ ۰۶:۳۵ عصر

دو خط موازي زائيده شدند . پسرکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد.

آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .
و در همان يک نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند .

خط اولي گفت :
ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ .
من روزها کار ميکنم.ميتوانم بروم خط کنار يک جاده دور افتاده و متروک شوم ، يا خط کنار يک نردبام .

خط دومي گفت : من هم ميتوانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ، يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت .

خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .
در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .

دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه کردند . و خط دومي پقي زد زير گريه . خط اولي گفت نه اين امکان ندارد حتما يک راهي پيدا ميشود . خط دومي گفت شنيدي که چه گفتند . هيچ راهي وجود ندارد ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .
خط اولي گفت : نبايد نااميد شد . ما از صفحه خارج ميشويم و دنيا را زير پا ميگذاريم . بالاخره کسي پيدا ميشود که مشکل ما را حل کند .
خط دومي آرام گرفت و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بيرون خزيدند از زير کلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .

آنها از دشتها گذشتند ...
از صحراهاي سوزان ...
از کوهاي بلند ...
از دره هاي عميق ...
از درياها ...
از شهرهاي شلوغ ...
سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات کردند .

رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميکنيد .

فيزيکدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان کنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيک وجود نداشت .

پزشک گفت : از من کاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .

شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل ترکيب هستيد . اگر قرار باشد با يکديگر ترکيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .

ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا کن فيکون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند کرات با هم تصادم مي کنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يک قانون بزرگ را نقض کرده ايد .

فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است .
و بالاخره به کودکي رسيدند کودک فقط سه جمله گفت :

شما به هم مي رسيد .
نه در دنياي واقعيات .
آن را در دنياي ديگري جستجو کنيد .

دو خط موازي او را هم ترک کردند و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند .
اما حالا يک چيز داشت در وجودشان شکل مي گرفت .
« آنها کم کم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟
خط اولي گفت : اين که به هم برسيم .
خط دومي گفت : من هم همينطور فکر ميکنم و آنها به راهشان ادامه دادند .

يک روز به يک دشت رسيدند . يک نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميکرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا کنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه کاغذ بيرون مي آمديم .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش .

نقاش فکري کرد و قلمش را حرکت داد
و آنها دو ريل قطار شدند که از دشتي مي گذشت و آنجا که خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت سر دو خط موازي عاشقانه به هم رسيدند.



[تصویر: 47948258802705283424.jpg]



[split] ♥ جملات ناب ♥ - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۱ ۰۹:۵۹ عصر


بیاندیش … نخند
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.
نخند!

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند!

…به دستان پدرت،
به جاروکردن مادرت،
به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،
به راننده ی چاق اتوبوس ،
به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده ی آژانسی که چرت می زند،
به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،
به مجری نیمه شب رادیو،
به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،
به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،
به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،
به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،
به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلاممی گوید،
به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،
به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،
به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،
به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی

….نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!!
که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!
آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!
آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،
بارمی برند،
بی خوابی می کشند،
کهنه می پوشند،
جار می زنند
سرما و گرما می کشند،
وگاهی خجالت هم می کشند،……
خیلی ساده....



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۱ ۱۰:۰۶ عصر

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم

بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...

آخ که چقدر تنهایم ... دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم

بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته

شده است ...

رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته .... پیر

تنها.... تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های

دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ....

اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی

دوباره ای است ... پس برگرد ... عاشقانه برگرد

برای همیشه برگرد...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲ ۰۱:۱۶ عصر

نه نه گریه نمیکنم

چیزی رفته درچشمم,

به گمانم یک خاطره است...



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۲ ۰۷:۲۵ عصر


این روزها که میگذرد سرعتش آنقدر زیاد است که خسته ام میکند.امروز ها به سرعت جایشان را به فرداهای بی مصرفی میدهند که قولشان را دیروز گرفته بودم.آدم ها مانند موجودات یخ زده و شکست خورده از کنارم به آسانی میگذرند و انگار هیچ کس نمیبیند .

این روز ها خیلی چیز ها فهمیده ام.این روزها خیلی چیز ها گفته ام.این روزها خیلی خیلی به خودم ظلم کرده ام.این روزها که میگذرد عمر من را نیز با خود میبرد.دیروز میخواستم لای چرخ این روز ها چوب بگذارم اما چوبم شکست.این روز ها وعده خیلی چیز ها را به من داده اند. قبل تر ها من دلم مثل آیینه صاف و مثل چشمه پاک بود اما این روز ها ...دیگر آن آدم سابق نیستم .خدا را شکر!هنوز دروغ نمیگویم...هنوز زیر و رو نمیکشم...هنوز مال کسی را نخورده ام...هنوز به کسی تهمت نزده ام ...امامیترسم این روز ها که بگذرد همه این پاکی هایم را هم با خودش ببرد!این روز ها دلم هوس کودکی هایم را کرده است.این روزها دلم کسی را میخواهد که دست مرا بگیرد و از زمین بلندم کند..زانوهای خاکیم را بتکاند،زخم دست و پایم را بمالد.این روز ها که میگذرد...مرا هم با خود میبرد.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۱:۳۴ عصر

بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری ، غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۱:۳۸ عصر

خـــــــداوندا...! در گلویــم ابـــــر کوچکی استـــ که خیالـــ بارش ندارد... میشود مـــرا بغـــ♥ــــل کنی..؟؟


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۱:۵۱ عصر

ازین پس تنها ادامه میدهم...
باران که میبارد حتی به درخواست چتر هم جواب رد خواهم داد!
می خواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم...
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...
من خدا را دارم.......


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۱:۵۹ عصر

$$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
____,;'*___'_.*__________________*___ '*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,,
*.°
?
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O....°
............o°°O.....o
...........O..........O
............° o o o O
......................?
...................?
...............?
...........?
........?
....?
.?



مثل پروانه ها اوج بگیرید ولی حواستون باشه...

خیلی اوج نگیرید که خدای نکرده دچار هوا زدگی بشید...

و بیش از حد از هوا زدگی نترسید چون ممکنه زمین بخورید...

حد تعادل رو رعایت کنید تا دنیاتون مثل پروانه ها زیبا بشه



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۲:۱۳ عصر

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی

بلکه برای اینکه ببینی

برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند
bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۸:۱۸ عصر

به نظر من :

آدما با تو حرف زدن رو یاد میگیرن ، بعد برات قلمبه سلمبه صحبت میکنن !

آدما با تو راه رفتن رو یاد میگیرن ، بعد با تو مسابقه دو میزارن !

آدما با تو عاشق بودن رو یاد میگیرن ، بعد ازت متنفر میشن !

آدما با تو آدم بودن رو یاد میگیرن ، بعد تورو آدم حساب نمیکنن !


متنفرم از دنیاتون آدما !

MM



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۸:۲۱ عصر

[تصویر: 9jo3p4091gusf6i3o3v.jpg]


خــدایـــــــــــــــــــ ــــــــا . . .


ایــنــکه مــیــگن از رگــ ِ گــردن نــزدیــکــتــری و ایــن حرفــا

در ســطحــ ِ فهم و درکــ ِ مــن نــیــــســت

یه دیــقــه بــیــا پائــیــن

بــــغـــلــــم کن



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۳ ۰۹:۰۱ عصر

و باید رفت...

همه چیز به پایان رسید!

آری وقت رفتن است...

وقت سفر کردن و دل کندن...

وقت جدایی...

پای رفتن نیست...

اما باید رفت...

رفت و مقصد را جست!

نمی دانم به کدامین سو می روم...

اما می روم...

باید ادامه داد...

هنوز مانده...

مسیر طولانی و مقصد دور...

هم شادم و هم غمگین!!!

شادم از پایان و غمگینم از پایان!!!

کوله بارم را بسته ام...

آماده ی سفر...

اما دل کندن دشوار است از عزیزان!!!

رسم روزگار این است...

جدایی از کسانی که دوستشان داری!!!

سخت است اما چاره ای نیست!

دلم برای همه تنگ می شود...

رفتن اجباریست...

ماندن بعید...

تنها باید رفت و سفر کرد!!!

تنها باید ادامه داد!!!

آری می روم...

خدا نگهدار...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۴ ۱۱:۱۶ صبح

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن آن سوی تاریکی بر پهنه ی زندگی آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و باران سرود آفتاب را تکرار می کند


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۵/۴ ۱۲:۴۰ عصر

مرد, چرخ به دست

_ دغدغه دارد

_ عجیب

_ کوچ پرنده ها

_ پرواز بادبادک ها...

_هوا سوز دارد

فالوده فروش ندارد.

آسمان نمیفهمد!

کودک هم مثل آسمان...

نه بادبادک میبیند

نه کوچ پرنده میفهمد

_ و پر از زیباییست

_قاب لبخند

_ که به مرد میبخشد

مرد در فکر است

او بیش از همه میفهمد...

________________________________
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۴ ۰۲:۰۳ عصر

هنوز رفيقي پيدا نكرده ام كه به اندازه تنهايي قابل رفاقت باشد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - غریبه - ۱۳۹۱/۵/۴ ۱۱:۰۹ عصر

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد*Clap2
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت*Uhum
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد*salaaaaaaaaaam
گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش*Baribari
و او یک ریز پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد*hamkari22
بدین سان بشکند دائم سوکت مرگبارم را*Loveshower


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۵ ۱۰:۴۵ عصر

مــــردم ایــــن شـــهر چقـــدر خوبنـــد ! دیدنـــد كـــفش نـــدارم ، برایـــــم پاپــــوش درســـت كـــــردند .. .


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۵/۵ ۱۱:۵۸ عصر

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار[تصویر: yess.gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۶ ۱۱:۳۴ صبح

آن کس که می رود نمی فهمد ، اما آن کس که بدرقه می کند خوب می داند که کاسه آب معجزه نمی کند... "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۶ ۱۱:۳۴ صبح

و من مضطرب و دل نگران

به تو گفتم که پر از تشویشم

چه شود اخر کار؟

وتو گفتی ارام

"که خدا هست کریم"

پاسخی نرم و لطیف

که به من داد یک ارامش شیرین عجیب...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۶ ۰۶:۵۹ عصر

خدایا به تو سپردمش....
اما یه خواهشی ازت دارم...
یه روزی.....
یه جایی...
بغل غریبه...

بدجوری یاد من بندازش..geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۵/۶ ۰۷:۵۷ عصر

گاهی باید به دروغ هم که شده خندید
گاهی باید نشست و زار زار گریه کرد
گاهی باید چیزهایی را فراموش کرد
گاهی باید چیزهایی را بیاد آورد
گاهی شنیدن بعضی حرفها دردناکه
گاهی گفتن بعضی حرف ها دردناکتر
گاهی باید غرور را کنار گذاشت
وگاهی هم باید با غرور کنار رفت
گاهی احساس تنهایی میکنی
گاهی دنبال گوشه ایی خلوت هستی
گاهی پر از غمی
و گاهی آرومی
توی تمام این گاهی ها خیلی ها کنارت هستن و خیلی ها نیستن
اما یه نفر همیشه کنارته که چون همیشه هست برات بی ارزش میشه
اما تو تمام لحظات حتی برای یک لحظه تو براش بی ارزش نمیشی

گاهی خسته ای
گاهی درمانده
گاهی هم عصبانی
هر وقت که کم میاوری او را پیدا میکنی
هر وقت که تنها میشوی او را به یاد میاوری
هروقت که به او نیاز داری او را به یاد میاوری

اما او بدون توجه به تمام این گاهی ها همیشه و همه جا همراه توست
او هیچوقت و هیچگاه تنهایت نمیگذارد
بارها و بارها خیانت تو را میبیند اما همین که دل کوچکد میلرزد و دانه ای اشک به روی گونه ات میچکد چنان تو را در آغوش میگیرد و آرامت میکند که تمام غصه هایت را فراموش میکنی
وقتی عصبانی میشوی داد میزنی که تقصیر توست
وقتی ناراحتی کوتاهی های اوست
وقتی بد میاوری از بی توجهی اوست
غافل از اینکه او حتی یک لحظه هم فراموشت نکرده
حتی اگر خودت خودت را فراموش کرده ای اما او همیشه تو را به یاد دارد
دردهایت را حس میکند
شاید برای اینکه دلش تنگ شده و میخواهد محکم در آغوشش بگیری میگذارد سختی ببینی
میخواهد بداند چقدر دوستش داری
میخواهد بداند تا کجا پای عشقت می ایستی
میخواهد بدانی که تنها نیستی
میخواهد فراموشش نکنی
او میخواهد بدانی که چقدر دوستت دارد در حالی که نیازی به تو ندارد
و تو هیچگاه نمیفهمی که او چقدر دوستت داشت و بی توجه از کنارش میگذری و به دیگری پناه میبری
و او تنها نظاره گر تمام ماجراست در حالی که عاشقانه دوستت دارد

بیایم گاهی وضو بگیریم از هرچه غیر اوست
و تطهیر شویم با عطر بی نظیر همراهی او


همواره دوست دار تو
فاطمهInlove2


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۵/۶ ۰۸:۵۷ عصر

بــــاید بـروم پشت کوه هـــا
سرنوشت خــــــودم را بیابم
شـک دارم که اصلا عمـــو زنـجیـــر باف
حـلقه های مــــرا بافـته است یا نـــه ؟



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۶ ۱۰:۱۹ عصر

سخن از ماندن نيست،
من و تو رهگذريم،

راه طولاني و پر پيچ و خم است،
همه بايد برويم تا افقهاي وسيع،
تا آنجا كه محبت پيداست
و شايد
اينجا سر آغاز بودن است
و من و تو
و هياهوئي در شهري سبز و آبي و خاكستري


ما مي گريزيم
شايد از بودن
شايد از ماندن
شايد از رفتن

جز هراس ما را چه بايد
من و تو رهگذريم
به فردا بيند يش
به طلوعي ديگر
و به آغازي دوباره
و ما گشايندهء راهيم
لغزش
صبر
مداومت


ولي بدان و باور كن
اينجا بي شك آغاز بودن ماست



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۶ ۱۰:۲۴ عصر

هيچ مي داني
پر رنج ترين گاه و گذر
كه دمي بيش هم نيست
لحظه بدرود است؟
لحظه ايي سخت و غريب
با سكوتي كه همه فرياد است...
دل سودايي پا بسته به مهر
از درون قفس سينه پرتاب و طپش
سر به ديوار قفس مي كوبد
:
ناله سر مي دهد از درد جدايي كه بمان...
پاي بر جاي همي لرزد و گويد:كه مرو...
چه توان كرد؟كه بايد رفتن...
اي دم بدرود است...
به جز اين٬چه توان گفت:كه آيا:
باز هم لحظه ديدار رسد؟
geryeee


در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۷ ۱۲:۰۱ عصر

خستگی را آغوش تو در میکند وقتی نیستی عجالتا چای مینوشم ... - پای لرزه عشقت نشسته ام خربزه ی شیرینم .. "


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۷ ۱۲:۰۴ عصر

همیشه سکوت علامت رضا نیست

شاید کسی دارد خفه می شود


پشت سنگینی یک بغض



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۷ ۱۲:۲۴ عصر

آری...
تو راست می گویی
آسمان مال من است
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مال من است!
اما سهراب
تو قضاوت کن،
بر دل سنگ زمین جای من است؟!
من نمی دانم که چرا این مردم،دانه های دلشان پیدا نیست...
صبر کن سهراب!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - majishbar - ۱۳۹۱/۵/۷ ۱۲:۵۷ عصر

پیامک ها جای خالی شما را پر نمی کنند
وزارت فرهنگ و شعور انسانی



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۸ ۰۹:۵۰ عصر

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود
میفهمم که راه را اشتباه رفته ام...



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۸ ۱۰:۲۴ عصر

درسهایی که بر زانوی مادر اموخته شده
اموزشهایی که پدر داده
همراه با داستانهای شیرینی که در کنار بخاری مادر بزرگ به گوش خورده یادگارهای شیرینی
هست که هرگز از یاد نمیرود......


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ShahaB 7 - ۱۳۹۱/۵/۸ ۱۰:۵۸ عصر

خالق من “بهشتی” دارد ، نزدیک ، زیبا و بزرگ ؛

و “دوزخی” دارد به گمانم کوچک و بعید

و در پی دلیلی ست که ببخشد مارا...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۵/۸ ۱۱:۰۳ عصر

و چه کودکانه

دست تکان میدادیم

به مسافران قطاری که حتی ثانیه ای آشنا نبودیم...

و چه بی رحمانه

غریبه میشویم

با آشنایی که سالها در یک قطار بوده ایم!!

-------------------------------------------------------
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۹ ۰۹:۱۰ صبح

حرف دلت رو امروز بزن !

اگر امروز گفتی، اسمش " حرف ِ دلِ "


اگر نگفتی، فردا میشه " درد دل "


اون وقت درد داره هــــــــــــــــــــــا، " درد "



در پاسخ به: " دل گفته ها " - PADIDE - ۱۳۹۱/۵/۹ ۱۲:۳۵ عصر

هیچ وقت خودت رو ۱۰۰% خرج کسی نکن که تا ۱۰ بیشتر بلد نیست كه بشمره !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۹ ۱۲:۴۱ عصر

قــــدر لـحـظـه ها را بـــدان !
زمـــانـی مـی رســد کــه تــــو دیـــگـر قــــادر نـــیستی بــگـویـی :

" جــــبـــران مــی کـــنم " . . !



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۹ ۰۲:۴۲ عصر

خدایا یا خیلی برگردون دنده عقب یا بزن برو جلو زودتر اینجای زندگی دلم گرفته خفس آب و هواش...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۰۹:۴۳ صبح

زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن بايد مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۱۰:۲۴ صبح

من در این خلوت خاموش وسکوت
پــــــرم از دلتنـــــگی
و گــــرفته است دلــــم
و چه درد آور و آرام وحـــزین
هجر چشمان قشنگ تو مــــــرا میشکند
ای تو در وسعت قلبم جـــاری
تو کدامین غزل عاطفه را می خـــــوانی
که زوایای دلــــــم
آشنــــایند صمیمیت آواز تـــورا
bichare


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Adel - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۱۱:۱۷ صبح

هیچ کس حق ندارد...

هیچ کس حق ندارد درباره ی شما قضاوت کند چون هیچ کس دقیقا نمیداند چه بر شما گذشته است. شاید مقداری از سرگذشتتان را شنیده باشند اما، هرگز آنچه را که در قلب خود احساس کرده اید را حس نکرده اند.


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۱۱:۳۳ صبح

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهدو چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟
تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است
تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟
جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۰۲:۲۷ عصر

چه رویاهایی به هم می بافیم...

شبها در رخت خواب...


چه دست یافتنی میشوند بعضی ها انگار...


اصلا چه خیال هایی که پریشان میکنیم...


کسی چه می داند...؟!!


شاید رویای دست نیافتنی کسی باشیم...


شبها در رخت خواب...!!



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۰۴:۰۴ عصر

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه می کنی باسرنوشت؟

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حال منو ا گه بخوای رنگه گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر ازغمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه.....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۵/۱۰ ۰۷:۳۲ عصر

بچه ها هر روزی که میرم کلاس موقع برگشت یه جمله است تو یکی از این اتوبانا همیشه لبخند میاره رو لبم
احساس خوبی نسبت به این جمله دارم و عکس بالاش
امروز میزارمش اینجا تا شمام ازش لذت ببرید



ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

بالاشم عکس یه عالمه فلشه که به جهت های مختلف میره و رنگ یکیش با بقیه فرق داره



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۰۹:۱۹ صبح

بیا حواس خدا رو پرت کنـیــــــــــــم

تو صداش کن


من دزدکی


فاصله ها رو برمیدارم...!



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۰۹:۴۲ صبح

از تنهائی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم باتوبودن است......
ازتنهائی بیزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان میگیرد........
ازتنهائی بیزارم چون کویر خشک لبانم عطش باران محبت از لبانت رادارد..........
از تنهائی بیزارم چون هنوز به قداست شانه هایت ایمان دارم.......
ازتنهائی بیزارم چون تمام واژه های شعرم باتو بودن را فریاد میزند........
ازتنهائی بیزارم چون هیچگاه تنهائی را درک نکردم همیشه وهمه جا درهم حال حضورت را در قلبم حس کردم..............[تصویر: 24.gif]
پس بگذار با تو باشم...........
عاشقانه در آغوش پر مهر تو بمیرم.......
تا همیشه ماندگار باشم...............
تنهام نذار....



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۱۱:۴۳ صبح

روش معلم های سخت گیر را تقلید میکنم
هی تند تند مشق شب می دهم
به خود
که
بنویس:
- صدبار-
- از روی هرکلمه -
دلتنگی ممنوع!
دوست داشتن ممنوع!
خاطره ممنوع...
خاطره بازی هم!
مشق کن هر غروب تمام اینها را..
تا که باورت شود
دوره ی خوشی های دلت گذشته!
اما..
چه فایده
که
طفلی بازیگوش شده ام و سربه هوا




در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۱۲:۰۷ عصر

مـا بـدهکـاریـم بـه یـکدیگـر...

و بـه تمـام دوستـت دارم هـای نـاگفتـهای کـه

پشـت دیـوار غـرورمـان مـاندنــد

و مـا آنهـا را بـلعیـدیم تـا

نـشان دهیـم منطـقی هستـیم...



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۱۲:۱۰ عصر

دلم... نه عشق آتشین می خواهد،،
نه دروغ های قشنگ ،
نه سکوت تلخ،
نه ادعاهای بزرگ ، نه بزرگی های پر ادعا...
دلم...
یک فنجان قهوه داغ می خواهد
و یک دوست که بشود با او درد و دل کرد




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۱۲:۱۱ عصر

عزیزم بزار راحتت کنم :
رویای شیرینی داری ، من کی باشم که بخوام باهات مخالفت کنم ولی یادت باشه عشق من :

توی زندگی همه یا میخوان ازت استفاده کنن
.................... یا میخوان تو ازشون استفاده کنی
....................... یا میخوان ازت سوء استفاده کنن !

برای همین زیاد سخت نگرد ، پس استفاده کن یا استفاده شو !

MM (شیطان بزرگ) - "آهنگ رویای شیرین"



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۰۱:۰۸ عصر

روز هایی که می آیند و میروند ..
بعد تو هنوز حسرت چیزی هایی را میخوری ؛
که میتوانند بیایند و نروند ؛
اما حسرت های ِ لعنتی ِ تو نمیگذارند !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۵/۱۱ ۰۲:۰۹ عصر

[تصویر: arghavan.jpg]


خدای خوبم

مهم نیست اگر همه نعمت هاتو ازم دریغ کنی

روزی صد بار شکر

فقط برای نعمت سلامتی که ازم دریغ نکردی



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۲ ۰۳:۳۱ عصر

ســــه حرف دارد


اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد

“خـــــــــــدا “



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۰۹:۴۱ صبح



یک جمله فوق العاده ، که در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است


اتوبوس متوقف خواهد شد ، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . .



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۱۱:۱۳ صبح

من به دنبال کسی می گردم که دلش چون یاس است

چشم هایش به صفای گل سرخ

دستهایش پلی از احساس است

من به دنبال کسی می گردم که سرانجام نگاهش آبیست

سینه اش داغ شقایق دارد

آسمان دل او مهتابیست

من به دنبال کسی می گردم در قنوت چشم های غم زده

در حریر خاطرات کودکی

در سکوتی سربی ماتم زده

من دنبال کسی می گردم در غروب غربت آینه ها

درطلسم غصه های شاپرک

در تمام عقده ها و کینه ها

من به دنبال کسی می گردم عاشق بال کبوتر باشد

دستهای او چنان پروانه ای

روی گلهای معطر باشد

من به دنبال کسی می گردم موج در دریای عمرش بی قرار

اشکها در چشم او چون آینه

عشق او تنها عبور از انتظار



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۱۱:۱۴ صبح

دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل

بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...

[تصویر: 04.jpg]



توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...

[تصویر: 03.jpg]



... توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار...

[تصویر: 08.jpg]



توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟
در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو...سر اینکه دستای گره شدمون توی
جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم...



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۰۱:۱۵ عصر

سالهاست

روي صفحه هاي كاغذي

می رقصم

پيكر ِ نحیفم در این شعر ها جا مانده اند

در ورای این ها صدای مردمانی را می شنوم

که
جار می زدند :::

بی خیال شو اینها فقط شعرند .................



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۰۱:۵۹ عصر

غم نویس نیستم

فقط گاه و بی گاه

آب و هوای دل را مکتوب میکنم ...
همین ......

حالا اگر آسمان دل

سرخ و کبود و غم گرفته است

چه کنم ؟!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۱۴ ۰۴:۱۸ عصر

این بار اگر زن زیبارویی را دیدید ،هوس را زنده به گور كنید و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی .
زیر باران اگر دختری را سوار كرد، جای شماره به او امنیت بدهید .
او را به مقصد مورد نظرش برسانید ،نه به مقصد مورد نظرتان .
هنگام ورود به هر مكانی، با لبخند بگویید: اول شما .
در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..
بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند،احساس امنیت كند نه ترس .
بیایید فارغ از جنسیت کمی مرد باشید ...bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۵/۱۶ ۰۶:۴۰ عصر

[تصویر: tangna.jpg]

دیالوگ ماندگار از فیلم تنگنا :

عشق چیزی که از بین نمی ره

یا می مونه

یا تبدیل به نفرت میشه




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۵/۱۶ ۰۸:۲۳ عصر

.
..
....
........

اصلا نمیدونم دلم چی میگه که اینجا بزارم


؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۱۲:۳۹ صبح


دلــگیـــر مباش

دلت کہ گیـر باشد

رهـــــا نمے شوی !

خـداونـد

بنده گــاטּ ِ خود را

با آنچہ بہ آטּ « دل » بســته اند مے آزمــاید !!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۱۲:۵۳ صبح



[تصویر: ghoroor-HUGO.Diary_.jpg]

غرور


شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد


به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق ، آدم با غرور می تازد ، با دروغ می بازد و با عشق می میرد



به چیزی غرور داشته باش که برای به دست آوردنش تلاش کرده ای نه برای چیزی که بدون زحمت خدا به تو داده است



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۱۰:۰۵ صبح

دلتنگی هایت را خرج من نكن

من خودم هم خودم را فراموش كرده ام

و شاید خدا هم...

به ما شدن كه می اندیشم

دو خط موازی در سرم

بوق آزاد میزنند!

و سرم پر از صدای جیغی می شود

كه به من میگوید:

ما هیچ وقت هیچ وقت به هم نمی رسیم

و این مسئله هم نا تمام رها میشود

تا شاید روزی به دست دیگری حل شود.

لعنت به خطوت موازی

لعنت به ریاضی!



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۱۰:۳۸ صبح

بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود...

Inlove2


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۱۱:۰۳ صبح

[تصویر: 7eoqmpeb0uno1kc67.jpg]


[split] ♥ جملات ناب ♥ - ALviin - ۱۳۹۱/۵/۱۷ ۰۵:۵۱ عصر

مساحت ِ خلوتــم را پُـر کن ..

فرقی نمی کند

عمودی یا افقی !

همــین که ضلـعی از چهار دیواری ام باشی

کافیــست ...

.
[تصویر: 5a9246276a4bb6e18da30fb7c948d174-300]



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۱۸ ۱۱:۲۱ صبح

حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای

گفت یا باد است، یا خواب است یا افسانه ای

گفتم آنها را چه می گویی، که دل بر او نهند

گفت یا مستند، یا کورند، یا دیوانه ای

گفتم از احوال عمرم گو که بازم، عمر چیست ؟

گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای



[split] ♥ جملات ناب ♥ - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۱۸ ۰۲:۵۳ عصر

نفهمی و نادانی سه نوع است:
یکی آنکه انسان هیچ نداند
دوم آنکه آنچه را لازم است نداند
سوم آنکه آنچه را نباید بداند


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۸ ۰۵:۱۸ عصر

روزگار ضربه ی شلاق است مــــی زند...
اما اینکه رم کنیم یا نه
دست ماست.


بودن یا نبودن مساله ای نیست
حال که هستیم...
وحشی باشیم
یا اهلی!؟


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۱۲:۳۳ عصر

فحــش بی جـــواب هـم

درد دارد


عـشــق بی جـواب


جـــای خــود....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۰۱:۲۴ عصر



[تصویر: 1344498408402882_large.png]

غمگینم همانندِ


مرد هزار چهره که میگفت:

" نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه" [تصویر: s700.gif]..



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۰۲:۱۵ عصر

دو...
رِ...
مےْ...
فآ...
سُلْ...
لآ...
سےْ...
نه!!!
هیچْ نُتےْ جآے خآلے صدآیَتْ رآ پُر نمےْکُندْ!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۰۳:۳۳ عصر

گاهی عمیقاً مایلم « ماهی » باشم!

ماهی حافظه اش هشت ثانیه است !

بی هیچ « خاطره » ای ...

هيچ !!!!

[تصویر: 59824071630163531567.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۰۶:۰۴ عصر

آدم هـــای کنــــارم مثل جُــــمعه می‌ مــــــانند
معلــــــــوم نمی‌کند “فــــــرد” هستــــند یا ” زوج” …
پُــــر از ابـــــهامند…



RE: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۰۶:۵۷ عصر

” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است
دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۱۹ ۱۰:۱۵ عصر

خدایا !!
خورشید را به من قرض میدهی؟؟
از توکه پنهان نیست
سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است.........



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۱:۴۴ صبح

مــرسی کـه هستـی و هستی را رنگ میزنــی.
هیچ چیـز از تـو نمیخـواهــم
فقط بـاش.. فقــط بخــــند
فقط راه بــــرو
نـه. راه نــرو
میتــرسـم پلک بــزنم
دیگــر نبـاشـی

[تصویر: 9qrexabrms4beh86srls.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۴:۱۳ عصر

شبی گفتم به سیگارم:

که از جانم چه میخواهی؟؟؟

نوشت با خط دود خود:
...

...
به دردت میخورم گاهی

تو بر من مینهی آتش

که درد خود کنی تسکین

من بیچاره میسوزم

تو از حالم چه میدانی؟؟؟؟؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۴:۱۵ عصر

فـقط چـند لـحظـه دیـر بـه دنیـا آمدم؛
هـرچـه قسـمتـم بـود،
تـمام شــد!



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۵:۴۵ عصر

می خواهم برگردم به دوران کودکی آن زمان که
پدر قهرمان بود.عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد.
بالاترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود.
بدترین دشنامم خواهران و برادران خودم بودند.
تنها دردم زانوهای زخمی خودم بود.
و تنها چیزی که میشکست اسباب بازیهای خودم بود....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۶:۵۹ عصر

بعضی روزها که به حد مرگ غمگینی یا حالت بد است،
وقتی از تو می پرسند چرا؟
دیده اید حال آدم بدتر می شود؟
چون نمی توانی توضیح بدهی چرا؟
چون هیچ دلیل محکمه پسندی برای این حد از بد بودن نداری...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۵/۲۰ ۰۷:۴۹ عصر

تمـــــام خنـ ــــده هایم را نـــذر کرده ام
تا تو همــان باشـــی که صبــ ـح یکـ ـــی از روزهــــای خدا
عطــر دستهایــ ــت ، دلتنگــ ــی ام را به باد می سپـــارد .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۲۱ ۱۲:۰۲ عصر

مرد ها ، اسمشان به سنگدلی معروف است ..

زن ها ، به آهن پرستی ..


مرد ها و زن ها ، هر دو انکار می کنند ..!!


هر دو تنها می گذارند و از تنهایی می نالند ..


هر دو گریه می کنند ، دختر ها بلند ، پسر ها بی صدا ..!


هر دو به دنبال کسی که تا ابد تنهایشان نگذارد ..


مرد ها تا مانکن ببینند تنها می گذارند !

زن ها تا شاهزاده ای سوار بی ام و !

متــــــــــــــــــــــــــــــــاسفانه !! :


" ما فقط در استاتوس هایمان آدم های خوبی هستیم !! "



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۵/۲۱ ۱۲:۱۲ عصر

بیا کَلاغ پَربازے کُنیم

کـے پَر؟روزِ بـــے تو بودَن پَر


دوست داشتَنِ هَمِـــﮧ چـــے غِیرِتو پَر


عِشقِ کَســـے جُز تو پَر فَقَط تو یِکـــے نَپَر....



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۲۱ ۰۸:۴۰ عصر

ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد!!
معنی خوشبختی بودن اندوه است..
این همه غصه و غم این همه شادی و شور..
چه بخواهی و چه نه میوه ی یک باغ اند
همه را با هم با عشق بچین...
ولی از یاد مبر..
پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در ان باز کسی میخواند که خدا هست خدا هست
و چرا غصه..... چرا!!؟؟


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۱۰:۲۵ صبح

گـفـت مسلمانـی ؟؟
گـفـتـم مـومـنـم
گـفـت نـمـاز ؟؟
گـفـتـم رازیـسـت بـرای خـودش
گـفـت سـجّـاده ات ؟؟
گـفـتـم سـر بـه مـهـر دل
گـفـت قـبـلـه ات
گـفـتـم رو بـه خـدای خـودم
گـفـت کـفـر مـیـگـویی یـا کـه مـجـنـونـی ؟؟
گـفـتـم اگـر عـاشـقـی کـفـر اسـت ... دیـوانـه کـافـرم مـن...!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۱۰:۳۴ صبح

دخـــــــــــــتر :

قول میــدی کـــه هیچ وقتــــ دخـــتری رو بیشــــتر از مـــن دوستـــــ نداشــــته باشــی . . .


پســــــــــــر :


مــن دوستتــــــــ دارمــ امـا نمـــــی تونمــــــ همچین قولـــــی بدمـــــ . . .


دخــــتر (درحـــال گریــه) :


...یعــــــــنی یکـــی رو بعـــد از مـــن دوستــــ خواهـــی داشتـــــ ؟ ؟


پســــر (بـــا خنــــده) :


دخـــتری کـــه من بعــد از تو دوستـــ خواهمـــ داشتـــ ، تـــــو رو مـــامـــان صـــدا می زنــه



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۰۴:۴۱ عصر

هنوز در هیچ بودنی تعادل

و در هیچ ماندنی تداوم ندیده ام

همگان زود ترک می کنند

زود هیچکس می شویم

و تنها جا می مانیم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۰۵:۱۱ عصر

شهری با هزاران ساختمان رنگارنگ

شهری در انبوه صداها

تنفسی در هوای خفقان آوره شهری کثیف

شهری پر از دروغ های زیبا

افکاری رنگ گرفته از تبلیغات رنگارنگ

تصوراتی زیبا در واقعیتی نازیبا

اشک های کودکی بی نوا در کنار خیابان

خنده های خواننده ی لس آنجلسی

گرفتن پول کنسرت در دفاع از حقوق بشر

ژزست های بشر دوستانه ی تبلیغاتی

حقوق بشری مرده

خنده های سی ا ست مدار فربه که داغ مهری بر پیشانی دارد

اشک های زنی از بی خانمانی

سر صداهای شبکه های خارجی در طرفداری از حقوق بشر

کودکی غلتیده در خون

مادری با دستان قرقه در خون

حقوق بشری ساکت

طرفدارانی قرق شده در تبلیغات

طرفدارانی فرو رفته در سکوت

تک صدایی در دفاع از این خون ها

صدای بلند تبلیغات برای محکومیت آن تک صدا

مقاومت تک صدا

حمله به تک صدا

تنها شدن تک صدا

نه نه تک صدا هیچگاه تنها نمیشود

چون

تک صدا به دنبال صدای فراموش شده ی خدا صدا زد

خدا اینجاست در کنار تک صدا

تک صدا نباید سکوت کند

بخاطر اشک کودکان مادر مرده

بخاطر زجه های مادران فرزند مرده

بخاطر شرم پدرانه ی مردی فقیر

بخاطر کودکی گرسنه در کنار جوب

تک صدا این شهر پر است از کثیفی اما تو باید بجنگی

من هم کنارت ایستاده ام خدا هم هست ما داریم میشویم چندتا

باید جلوی آن خون خوار و آن سی ا ست مدار و خواننده ی ریا کار ایستاد

اما جلوی همه ی آنها نه فقط یکی

تک صدا مقاومت کن که روزی او خواهد آمد

تک صدا تا آمدنش تاب بیاور

میدانم خنجری که در قلبت فرو رفته توانت را گرفته

خنجر آن دشمن حقوق بشری نیست

خنجر فرزندی از فرزندان تو است

تک صدا فراموش نکن که برای ماندن تو خونها به زمین ریخته

تو ثروتمندی

برای عشق هایی که تا آخرین قطره ی خون برای تو جنگیدند

تو ثروتمندی به خاطر صدایی که به تقلید از آن بلند شدی

صدای خدا گم شد در میان دنیای تبلیغات

اما تو باید همان صدا باشی

تو میتوانی

تک صدا تلاش کن

تک صدا تاب بیاور

او خواهد آمد...


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۰۵:۱۳ عصر

... و داستان غم انگیزیست
دستی که داس را برداشت
همان دستیست که یک روز در مزرعه گندم کاشت ..


RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۰۸:۰۵ عصر

خاطرم نیست تو بارانی یا از نسل نسیم ...
هر چه هستی گذرا نیست هوایت ، بویت ، یادت ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۲۲ ۱۰:۱۷ عصر

هر کس یک جور زندگی کردن رو دوست داره من دوست دارم تو اتاقم تنها باشم!!!
نه ناراحتم نه افسرده .. فقط چیزه جذابی اون بیرون وجود نداره , همین !

[تصویر: qgifkze6cebisq7huubl.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۲۳ ۱۱:۲۳ صبح

دلتـنگـــــم هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای
نــــدارد . . .



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۳ ۱۲:۵۴ عصر

باران
بهانه ای بود
که زیر چتر من
تا انتهای کوچه بیایی.
کاش...
نه کوچه انتهایی داشت
و نه باران بند می امد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۵/۲۳ ۰۱:۰۶ عصر

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!

چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست!!


و هر لحظــــــــ ـه ...این امیـــــ ـد ... در درونــــــ ــم ریشه می زند …..که آمده ای...


ولی من ندیده ام!!



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۲۳ ۰۳:۵۳ عصر

از ابتـــــــــــــــــــــــدا اولين اسم
آدم بود
از آغاز بر سر الف کلاه گذاشتند...!



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۲۳ ۰۵:۱۳ عصر

ما بچه ها تا وقتی که کوچک هستیم به پدر و مادر مهر می ورزیم
اما وقتی بزگ می شویم انها را به محاکمه میکشیم و گاهی نیز مورد عفو قرار میدهیم


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۲۴ ۱۱:۱۹ صبح

خنده های ما
در خلال روز های زندگی ،
در عبور روزهای کودکی ؛
و در شروع یک بلوغ مخملی
گم شدند ...
آه زندگی !
زود اعتراف کن !
خنده های ما کجاست ؟
دست و نزد کیست ؟
آه زندگی ...
آی زندگی ...
زود و زود و زود
تند و تند و تند
پاسخم بده ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۴ ۱۱:۲۴ عصر

جواب یه حرفایی، یه نفس عمیقه ...
بزار تو دلت بمونه
این جوری قشنگ تره !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۵ ۱۱:۴۳ عصر


افسار دلم دست خدا بود، چنین شد

ای وای اگر دست خودم بود، چه میشد؟

مقصود دلم مهر و وفا بود، چنین شد

گر مقصود من جور و جفا بود، چه میشد؟
[تصویر: qaap04slmy7o8diqczhj.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۲۵ ۱۱:۴۹ عصر

آدماي دلتنگ...
وقتايي که خيلي بهشون خوش ميگذره و ميخندن
يهو سرشون رو برميگردونن اونوری
يکم ثابت ميشن
يواش يواش چشماشون پر اشک ميشه ..!

[تصویر: Montakhab12_073.jpg]



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۲:۰۰ صبح

[تصویر: tgg.jpg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۱۱:۲۸ صبح

در شهر من
بدترین ها , خوبند!
بهترین ها , بد!
خوب که باشی , تحقیرت میکنند...
بد که باشی , تشویقت...
تو به دل نگیر!!!
شهر من , بیش ازین نمیفهمد!!!
بد باش , تا در حصار سبک عقلان بهترین باشی
آنها صاحب کل شهرند!!!

---------------------------------------------------------------
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۱:۴۲ عصر

کسانی هستند كه ناخودآگاه از خودمان مي رنجانيم.مثل ساعت هايي كه صبح دلسوزانه زنگ مي زنند و در ميان خواب وبيداري بر سرشان مي كوبيم.بعد مي فهميم كه خيلي دير شده.



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۴:۴۴ عصر


........................آره زندگیم همینه......................


دیگه چاره ای ندارم...


صبح تا شب این شده کارم...


یا تو باشی و بخندم....


یا نباشی و ببارم ....







در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۵:۳۰ عصر

دنیـــا شروع کرده به لنگیدن ..


از روزی که شصتش خبر دار شده ..


دلت نمی خواهد ..


دوســـتت داشته باشم !!



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۷:۲۳ عصر

... آدم های ساده را دوست دارم

! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند
! همان ها که برای همه لبخند دارند
! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند

آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛
!! عمرشان کوتاه است

بس که هر کسی از راه می رسد
! یا ازشان سوء استفاده می کند
! یا زمینشان می زند
! یا درس ساده نبودن بهشان می دهد

! آدم های ساده را دوست دارم
!!! بوی ناب “ آدم ” می دهند



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۰۷:۲۸ عصر

کودکی­‌هایم بزرگ شدند،

در میان گرگم به هوا، قایم باشک و لی لی،

موشک بازی و قایق‌­های کاغذی شناور درون یک سطل آب،

لباس­‌های خاکی و چشم‌غره‌­های مادر،

سواری روی دوش پدر،

نخودچی کشمش جیب پدربزرگ،

قصه­‌های مادر بزرگ،

آش رشته و عدس پلو،

بستنی چوبی و آلاسکا،

انتظار عبور چرخ و فلکی از کوچه،

.......

بزرگی­‌هایم اما گم شده­اند در هیاهوی دود و بوق و ترافیک،

تبلت و موبایل و ماهواره،

سیاست، دلار و طلا،

آیس پک، پیتزا و نوشابه،

کار و کار و کار،

پول و پول و پول،

......

روحم ترک خورد،

کاش هرگز قد نمی­‌کشیدم!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۶ ۱۰:۴۶ عصر

آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم!
چون درگیر هزاران ثانیه اند…
ثانیه هایی که در هرکدام
رنگی دگر به خود میگیرند...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۹:۴۴ صبح

به چشم هایَت بگو
انقدر برای دلم
رجز نخوانند
من اهل ِ جنگ نیستم
شاعرم

خیلی بخواهم گرد و خاک کنم
شعری می نویسم
آنوقت

اگر توانستی
مرا در آغوش نگیر ...!


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۱۲:۳۸ عصر

چه بسیار دل هائی که می پرستند و نیکی می ورزند ، ولی پرستش و تقوا و نیکی در آن


ها زشت و آلوده است






و چه دل ها که عشق می ورزند و گناه میکنند و خطا . اما ، هوس و گناه و خطا نیز در آن


ها زیبا و زلال است ...

[تصویر: 0.029197001310070126_jazzaab_ir.jpg]



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۱۲:۵۷ عصر

[تصویر: 1312783820917540_orig.jpg]
نقــاش بـاشـے!

چـقــدر می گیـرے


بیایے و صفحه هاے سیاه دلم را رنـگ کنے؟


بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم


یــــک روز آفتابے بکشے که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد؟


راستـــــے مـــטּ روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم...


نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۱:۴۳ عصر

سلامی از دلی تنها
دلی آکنده از غمها
گهی بی بار
گهی بی یار
گهی از زندگی بیزار
گهی خندان
گهی گریان
گهی رنجیده از یاران
سلام ای بهتر از باران



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۱:۵۲ عصر

[تصویر: 301648_225767214153815_123792791017925_6...3394_n.jpg]
دنیای قشنگی نیست ..

روزهایم را رنگی
نقاشی میکنم ..

اما آدمها نقاشیم را
سیاه میکنند ..


در پاسخ به: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۱:۵۸ عصر


چقدر سخته وقتی تو هق هق گریه هات نفس کم بیاری و عشقت ...
به یکی دیگه بگه "نفس"





RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۲:۰۲ عصر

[تصویر: mahi2.jpg]
دل من تنگ بلوریست که یک ماهی قرمز دارد
یک تلنگر که به این تنگ بلورین بخورد
می شکند
آبش از پنجره ی چشمانم می ریزد
ماهی سینه ی من می میرد!
تو که می زنی مکرر به دل نازک من
ماهی ام را دریاب!
دوست داری که چو تنگی باشم
تهی از ماهی و آب؟





در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۲:۵۵ عصر

برنج سرد را مي‌توان خورد، چاي سرد را مي‌توان نوشيد،

اما نــگـاهِ سرد

را نمي‌توان تحمــــــــــــل کرد !!!

[تصویر: 069.jpg]



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۳:۰۱ عصر

دموکراسی؟
آری...حتما.
اما با زنی دیوانه چون من چه می کنی
که پیاپی
به دیکتاتوری عشق تو
ر‌‌أی می دهد؟!


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۵/۲۷ ۰۴:۴۸ عصر

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
ای
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس داد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هم آوازم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند ؟



[split] برای عاشقای خفن - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۲۸ ۱۲:۱۳ صبح

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند !


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۲۸ ۰۱:۰۰ صبح




زن زیبائی نیستم
موهائی دارم

سیاه

که فقط تا زیر گردنم می‌‌آید
و نه شراب را به یادت می‌‌آورد
نه ابریشم
نه سکوتِ شاعرانه
نه حتی خیال یک خوابِ آرام
پوستِ گندمی دارم
که نه به گندم میماند
نه کویر
و چشم هائی‌
که گاهی‌ سیاه میزند
گاهی‌ قهوه ای
دست‌هایم
دست هایم مهربانند
و هر از گاهی‌
برایِ تو
به یادِ تو
شعر می‌‌نویسند
مرا همینطور ساده دوست داشته باش...




RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۳۰ ۱۰:۰۳ صبح

[تصویر: ggggg.jpg]


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۵/۳۰ ۱۲:۵۴ عصر

این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشد

از دلت که مایه بگذاری ســوخـــــته ای.....!
خستــه ام...
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
پشت ایـن چهــــره ی آرام
در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!

...
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد...!


حواسم را هر طرف که پرت می کنم

باز کنار "تــــــو" می افتد !!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۳۰ ۰۴:۵۹ عصر

زنــــــــــــدگی واسه ما آدما مثل یه دفتر میمونه…. برگ اولش رو خوش خط می نویسی! و دوست داری به آخرش برسی وسطاش خسته میشی بد خط می نویسی و همش برگه ها رو حروم میکنی اما آخرش که میرسه جا کم میاری حســــــرت می خوری که چرا برگه هاشو حروم کردی!

[تصویر: 04311947584378501764.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۵/۳۰ ۱۰:۴۰ عصر

[تصویر: 1_32.gif]

برای من که لبریز تو موندم / به پات افتادنم عین نمازه

یه وقتی جونمو از من بخواه که / فقط دستم به سمت تو درازه

همه حرفامو گفتم تا ببینی / یه روزم درد تکراری ندارم

تو تزکین تموم درد هامی / به جز تو با کسی کاری ندارم



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۵/۳۰ ۱۱:۰۳ عصر



پیر شدم !

پا به پای دردهایی که بزرگ شدند
خشکیدم
با تک تک گلدان هایی که بوی تو می داد

لحظه هایم سیاه شد
گیسوانم سپید

در این جنگ نا برابر
با پیراهنی خاکستری تر از همیشه
ایستاده ام
کنار همان پنجره ی دیدار ،

در اندوه دستان تو

که روزگاری

به سویم بوسه ای فرستاد .




در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۵/۳۱ ۰۳:۲۶ عصر

سلامتي پسرخالهِ كلاه قرمزي!!

يه كيك مسموم رو تنهايي خورده بود!


گفتن چرا ننداختيش دور؟


گفت: اخه مورچه ها ميخوردنش!


به مورچه كه نميشه سِرُم وصل كرد!!bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۵/۳۱ ۱۱:۳۰ عصر

یه لحظه گوش کن خدا!

جدی میگم...

نه بچه بازیِ نه ادا و اطوار...

حالم اصلا خوب نیست...

[تصویر: 13451453913.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۶/۱ ۱۰:۰۲ صبح

کسی که نداشته هایت را بهانه میکند همان بهتر که او را هم نداشته باشی

......


میدونی ...


بارها میتونستم مچت رو بگیرم


ولی دستت رو محکم تر گرفتم..


......


درختان به من آموختند :

پایبندی هرکس به اندازه ی ریشه ی اوست ...
... به هر درختی نمی توان تکیه کرد !

......


از من نرنج!

من نه مغرورم و نه بي احساس!
فقط خسته ام،خسته از اعتمادي بيجا و مردمي دروغگو . .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱ ۰۲:۵۹ عصر

بانگاهم گفتم دوستت دارم
بازبانم فهماندم ازتومتنفرم
هنگام دیدارباصدای تپش قلبم به خود آمدم
روزهای دوری بااشک چشمانم به ساعت نگاه کردم
صفحه تقویم راورق زدم
عاقبت باصدای تیک تیک ساعت
وصدای خش خش ورقهای تقویم
ذره ذره دلم ترک برداشت و شکست.


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱ ۰۳:۰۴ عصر

تازه داشتم شب های سخت تابستان رافراموش میکردم
تازه به دیدن هرروزتوعادت کردم
خزان برایم شیرین شده بود
یادگرفته بودم ظهرهای روز چهارشنبه
ظهرهای تردید
پنجشنبه هاپرازدلتنگی
وعصرهای جمعه پرازانتظارشیرین باشد.


RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۱ ۰۴:۰۵ عصر

گدا شدن به در خانه دوست قصه دیدن اوست وگرنه نان شب را هر گدایی دارد
آری ...
آسمانی را دوست دارم که بارانش تنها برای شستن غم های او ببارد
(برای اونایی که دوست خوب دارن)


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۱ ۰۶:۱۷ عصر

شــیر آب را می بنــدم

بــرق ها را خــاموش می کنم


دوشـاخه ها را در می آورم

حــالا...

تنـــهاچیزی که هـــدرمی رود

لحــظه های بدون تـــوست...


کــه چه تلـــخ اسراف می شـــــود
!




RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۱ ۱۰:۲۸ عصر

گاهی سکوت علامت رضایت نیست
شاید کسی دارد خفه می شود پشت سنگینی یک درد ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۹:۳۶ صبح

[تصویر: 1_32.gif]

همه دنیا بخواد تو بگی نه
نخوادو تو بگی آره تمومه

همین که اول آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۹:۵۴ صبح

نمی دانم این روزها
تو دیر به دیر یادم می کنی
یا من
زود به زود
دلتنگت می شوم ....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۱:۵۳ عصر

دوست داشتن
ربطی به دیدن ندارد...
آدم ها
خدا را هم دوست دارند هنوز!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۳:۲۸ عصر

بچه که بودم میدانستم هر وقت گم شدم

باید سر جایم بمانم تا پیدایم کنند

حالا مدتهاست

ایستاده*ام و منتظرم پیدایم کنند !!!


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۴:۲۰ عصر

صبر کن سهراب

گفته بودی قایقی خواهم ساخت

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم!!!



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۲ ۰۷:۰۷ عصر

همه برایم دست تکان دادند ،
اما کم بودند دستانی که تکانم دادند.
"دوست و دست" بسیار است ولی "دست دوست" اندک . . ! !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۶/۳ ۰۵:۰۹ عصر




يه دخترو سر کار گذاشتن کار راحتيه که پسرا مي‌کنن

،ولي‌ عاشق يه دختر و هميشه در کنارش بودن فقط کار يه مرده



taajjjjob



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۳ ۰۵:۴۳ عصر

از یک جایی به بعد...نه بال بال میزنی
نه دِل دِل میکنی
نه داد و بیداد میکنی
نه گِریه میکنی
نه مشتتو میکوبی تو دیوار
نه...
از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی!![تصویر: 2 (28).gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۶/۳ ۰۸:۱۶ عصر


When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don’t see the one which has been opened for us



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۶/۳ ۰۹:۴۴ عصر

این روز ها در خودم به دنبال کلیک راست میگردم،

تا از خودم copy بگیرم و کنار خودم paste کنم ...

شاید از این تنهایی خلاص شوم ...!!

[تصویر: 19305791797912435067.jpg]

پ.ن : Shovgh



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۳ ۱۰:۲۸ عصر

وسعت تنهایی ام را

هیچ مخلوقی پر نمی کند

پیراهنش را به تن هرکه می پوشم،

زار می زند



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۴ ۰۹:۴۸ صبح


بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه...

محکم بغلت کنه...

بذاره اشک بریزی راحت شی....

بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم "



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۴ ۱۲:۵۲ عصر

نقــاش بـاشـی!

چـقــدر می گیـری که بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟


بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم



...یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد


راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم


نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۶/۴ ۰۱:۵۷ عصر

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن....


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۴ ۰۳:۵۲ عصر

تمام خاطره هایم حسرت لحظاتی است که قدرآن راندانستم.
امروز فکرمیکنم که دیگر آن شقایق تنها درخرابه ای ازدیوارغرور نیستم.
دیگر آن قناری ترسیده از بیرحمی زمانه نیستم وآواز رابه فراموشی نسپرده ام.
درخاطره هایم عشق رایافتم
وتورا
به این عشق زنده ام و نفس میکشم.
تقدیم به همه Pnuforums های عزیز.
[تصویر: heart.gif][تصویر: heart.gif][تصویر: heart.gif][تصویر: heart.gif][تصویر: heart.gif][تصویر: heart.gif]


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۴ ۰۵:۳۹ عصر

یادت ای دوست بخیر ، بهترینم خوبی ؟ خبری نیست ز تو !

دل من می خواهد که بدانی بی تو دل من اندازه ی دنیا تنگ است . .


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۶/۴ ۱۱:۰۳ عصر

یادت باشـــــــــد

دلت که شکست،

سرت را بگیری بالا ..!


تلافی نکن ، فریاد نزن ، شرمگین نباش.
حواست باشد ؛ دل شکسته، گوشه هایش تیز است..
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین،
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود…
صبور باش و ساکت.
بغضت را پنهان کن،
رنجت را پنهان تر ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۵ ۰۱:۴۲ صبح

[/font][تصویر: Maziar%20Fallahi.jpg]
[font=tahoma]
زمان آن فرا رسیده است که جور دیگر نگاه کنیم
و زمان آن فرا رسیده است که بارش باران را از آسمان بینیم
زمان آن برای من فرا رسیده است که به زمین سجده کنم
و بگذارم زندگی بسوی ریشه‌ها برود
دوباره بازگرد دوباره بازگرد
اینبار تو در را خواهی گشود
وهمه چیز بهتر از گذشته خواهد بود
تو، دوباره و دوباره متولد خواهی شد
و تمامی صفحات غمگین زندگی برگ برگ پاره خواهد شد
فردا دوباره تو را از خواب بیدار خواهند کرد
و سرانجام همه کابوسهای زندگی تو بپایان خواهد رسید
(آنجا) هزارن هزار نفراز آنان منتظر خواهند بود
و با آهنگی یکسان دعا می‌کنند، عشق می‌ورزند، می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند
دوباره بازگرد دوباره بازگرد




RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۵ ۰۲:۰۲ صبح

چه دغدغه ای برایمان می ساختند ، سر هم نوشتن یا ننوشتن " آنها " . . .
" آنها " را و یا به نوعی " آن ها " را به کنار بگذار

مهم این است که " ما " را نمی شود جدا نوشت


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۵ ۱۲:۱۹ عصر

مانند بلال شده ام
آدم هابه راحتی میسوزونانم

و بعد دل خوش میشوم حتما دلشان به رحم آمده ومیخواهند در آب غلتم دهند که خنک شوم

ولی غافل ازاینکه قصد دارند نمک بر زخم هایم بزنند..



[تصویر: 91156616971828517997.jpg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۵ ۱۲:۵۴ عصر

به انتهای بودنم رسیده ام
اما اشک نمیریزم
پنهان شده ام پشت لبخندی
که درد میکند...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۵ ۰۱:۱۷ عصر

از تـو چـهـ پنهــانـ

گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ

کـ شـروع مۓ کنم

بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ

براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن

بـ بوۓ تنتــ ...
[تصویر: t0xwqd4xpnjft4e9umh.png]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۶/۵ ۰۹:۰۰ عصر

آدمهای احساساتی را باید کشت ...
می دانی راست می گویم ،
آدمهای احساساتی به درد این زندگی آهنی امروز نمی خورند


[تصویر: 83103465422374746195.jpg]



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۶ ۱۲:۴۵ صبح

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

تلـــخ اســــت !

بـــاور نبــودن آنهــا کــه ...

مــی توانســتــنــد باشــنـد و رفتند !

و تـلــخ تـــر اســـت امــروز...

بـــاور آنهــا کـــه ادعــای مــانـــدن دارنــد...

[تصویر: qnsr80pu8mxdllsm0o.jpg]






RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۶ ۰۴:۴۵ صبح




دلم کسی را می خواهد


که وقتی به زور لبخند میزنم


مرا در اغوش بگیرد و بگوید :


می دانم عزیزم سالهاست که دیگر خوب نیستی




RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۶ ۱۰:۴۷ صبح

اینجا که من رسیده ام …

ته دنیای بدون تو بودن است!!

همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!

ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!

خوب تماشا کن…

دلم هم تنگ نشده!

یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم …

تو باش و دل من و همه فریادهایی که …

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
[تصویر: normal_12345.jpg]



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۶ ۰۳:۴۵ عصر

دیروزدل پردردوغصه ای شکست که امروز آن دل آتش گرفت.
دیروز قلب پاره پاره ای ضجه می زد که امروز اثری ازآن قلب پاره پاره نیست.
دیروز چشمانی منتظر بود امروز ازانتظار بیزار است.
دیروز نگاههایی دلواپس بود که امروز خسته ا نگریستن است.
دیروز در عشق می سوختم و امروز در آن خاکسترشدم.
دیروز دل به شیشه دادم و امروز دل از سنگ گرفتم.
دیروز آرزو بود امروز خاطره شدوشاید فردا هم ا یاد برود.


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۶ ۰۵:۵۲ عصر

ساکت که بمانی، میذارن به حساب جواب نداشتنت. عمراً بفهمند
داری جان میکنی تا احترامشان را نگه داری!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۶ ۰۸:۳۷ عصر

سلام عزیزم ...

نمیخوام فاز بگیرم و الکی شلوغ کنم ، فقط چند خطه :
عزیزم میخوام از آدم هایی که درکشون نمیکنم برات بگم ، از آدم هایی که مثل ماست و دوغ برام دارای تاریخ انقضا شدن ، چند روز ، چند هفته ، چند ماه ، میرن از پیشت ...

عزیزم نمیخوام از درد و این حرفا برات بگم ، خودت داری ، همه مشکلات خودشون رو دارن ، فقط چند خطه :
عزیزم میخوام ازت بپرسم چرا آدما بیشتر از یه آدم بزرگ ، دیدن خردشدن اون رو دوست دارن !

عزیزم نمیخوام برات حرفای فلسفی بزنم ، چون همه توی این زمونه استاد شدن ، فقط چند خطه :
عزیزم چرا همه به خنده هم حسودی میکنن ، عزیزم چرا همه دوست همدیگرو اذیت کنن ، عزیزم چرا همه به عشق هم حسودی میکنن ، عزیزم چرا ...

عزیزم چرا تازگیا با هر کسی صحبت میکنم میخواد سوارم بشه ؛ عزیزم چرا وقتی کسی میخواد تلاشی برای بهتر شدن بکنه اولین حرف "نمیتونی" هستش !

عزیزم چرا تازگیا انقدر عشق بوی پول میده برام ، بوی کاغذ ، بوی بدن ، بوی عرق ، بوی س - ک - س ، عزیزم چرا دنیا توی هوس خلاصه شده !

عزیزم نگران نباش ، فقط چند خطه ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۶/۶ ۰۹:۴۲ عصر

نـِـگـــاهـ کـُـن . . .

مـــــــی بینـــــــــی . . .؟

ایــن ویــــرانــکـَــده ، آثــار بــاستانـــی نــیست . . .

مـَـنـَـــــــم...........!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۷ ۱۲:۰۵ عصر

من یک دختـــــــر ایــــرانـــیـــــم
بــــــــدان "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود...
تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد...
روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته...
ارزان نمی فروشمش...
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد...
بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش.



[تصویر: upg59ql0v54oe48x0qff.gif]


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۷ ۰۳:۱۲ عصر

بامن صحبت کن .بامن بگو از لحظه لحظه خوبی.
لهجه نیلوفر آبی.از باغ قشنگ آرزوها
آبی ترین موج تمنا.
حسرن اطلسی ها. تنهایی اقاقیا
غرلت باران عشق.
ازهرچه میخواهی بگو.از خوب و بد
ولی از زمزمه وداع هیچ نگو.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۶/۷ ۱۱:۲۹ عصر

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم ، نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده…
ماها آدمای بی احساسی نیستیم
ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم
یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن
که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!

این نوشته مال خودم نیست اما چون حال خودمه تو دل گفته ها گذاشتمش!!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۸ ۰۲:۱۵ صبح

بد بیاری مال وقتیه که بــــد.... بی یــــــاری ... !!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۸ ۱۰:۲۱ صبح

همیشه در حالی که...

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
geryeee

یه عالمه اشک توی چشماته!
geryeee
...

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...
geryeee

باید بگی : خب... خدافظ ...!
geryeee


[تصویر: 1346244643.jpg]




RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۸ ۱۲:۰۵ عصر

زندگی کردن با حسرت آن قدر برایم طبیعی شده که بی وجود حسرت زندگی کردن برایم دشوار است.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۶/۸ ۱۲:۴۸ عصر

اگه عاشق یه نفری ،واسه خوشگلیش ،این عشق نیست بلکه هوسه
اگه عاشق یه نفری ،واسه پر انرژی بودنش ، این عشق نیست حس تحسینه
اگه عاشق یه نفری ،واسه اینکه همیشه کمکت می‌کنه این عشق نیست بلکه حس تشکر
ولی‌ وقتی‌ عاشق یه نفری و نمیدونی‌ واسه چی‌ عاشقشی ،این عشق واقعیه



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۹ ۰۹:۲۲ صبح

هرزیبایی را چشمی هست که ببیند.هرحقیقتی راگوشی هست که بشنود.وهرعشقی را قلبی هست که بپذیرد.وآغاز عشق آنجاست که اجازه دهیم دیگرانی که دوستشان داریم کاملا خودشان باشن.نه آنکه خودرا دگرگون کنند که تصورات ماراشکل می دهند.آنوقت هرچه ظرفیت شما برای عشق ورزیدن بیشترباشد.ظرفیت شما برای احساس درد بیشترخواهدبود.[تصویر: loveshower.gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۶/۹ ۱۰:۳۷ صبح

یـا دیـوار هـای مـا مـوش نـدارنـد یـا مـوش هـا کـر شـده انـد ،
و نـمی شـنـونـد صـدای نـالـه هـای پـر از بـغـضـم را . .
مـوش هـم مـوش هـای قـدیـم . .


//////////////////////////////////////////////////
نــــامــــردهــــا …

” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو …!؟



//////////////////////////////////////////////////
یادت باشـــه هر کـــی بهـت گـفت “عاشقتم” ازش بپرســـی تا ساعت چند؟!


//////////////////////////////////////////////////
شاید دل من عروسکی از چوب است
مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است
اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره
از بس که نوشته: “حال من هم خوب است.!!


//////////////////////////////////////////////////
بعضی آدمها یهو میان…
یهو زندگیت و قشنگ میکنن…
یهو میشن همه ی دلخوشیت…
یهو میشن دلیل خنده هات…
یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..!
بعد همین جوری یهو میرن…
یهو گند میزنن به آرزوهات…
یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات…
یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…


//////////////////////////////////////////////////
بابا یکی نیست بگه بخدا جواب دوستت دارم مرسی نیست...........






RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۹ ۱۱:۳۹ صبح

[تصویر: baran.gif]

دلم آغــــوش میخواهد !
نه مـرد ، نه زن !
خدایا. . .
زمین نمـــــــی آیی ؟!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۹ ۱۲:۵۱ عصر

نه یک نخ...نه یک پاکت

یک عمر هم که سیگار بکشم فایده ندارد

تا خودم نسوزم دلم آرام نمیشود



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۹ ۰۱:۵۹ عصر


گریه ام میگیرد

وقتی که میبینم


آنکس که برایش میمردم
...


منت دیگری را میکشد!!!

[تصویر: 1346319404.jpg]



RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۹ ۱۱:۱۷ عصر

دمش گرم...
باران را میگویم
به شانه ام زد و گفت :خسته شدی...
امروز را تو استراحت كن...
من به جایت می بارم

...............................
....خدایا....
خیلی ها دلمو شکستن ، دیگه تحمل ندارم!
شب بیا با هم بریم سراغشون...
من نشونت میدم،
تو ببخششون...!!!

..............................
گاهی دلم میخواهد وقتی بغض میکنم،
خدا از آسمان به زمین بیاید،
اشک هایم را پاک کند،
دستم را بگیرد و بگوید:
اینجا آدمها اذیتت میکنند؟
بیا برویم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۱۰ ۰۵:۴۵ عصر

حالمو زیبا کن
کاشکی امشب مثل ماهی توی تنگت بودم / مثل سال های گذشته مات و گنگت بودم

کاشکی که امشب مثل عشقای تو کوتاه می شد / اون که باید برسه این دفعه پیدا می شد

من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد / معنی معجزه شو زود به قلبم برگرد

جاده تحویل بهاره حالمو زیبا کن / روی دنیای منو به روی عشقت وا کن



RE: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۶/۱۰ ۰۷:۴۹ عصر

آدمها که عوض میشوند از سلام و شب بخیر گفتن شان میشود فهمید!

از بوسه ها و نگاههای شبانه..

از گودال عمیقی که بین تو و خودشان میکنند

و تویش را پر از دلیل میکنند

و بعضی ها را بیخیالش میشوند

یک گودال هم توی دل تو میکنند

که این یکی را خودت باید پر کنی؟؟؟


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۱۰ ۱۰:۱۵ عصر

من داغونم...
شما به دنیا بگین...
شما به آدما بگین...
من خودم زغال فروشم...
تو لوله بخاری بزرگ شدم...
بگین منو سیاه نکنن...
بگین منورنگ نکنن و نگن پیچوندیمش...
من خودم دنیا رو رنگ می کنم جای بهشت جا میزنم...
برین بگین این دختره خیال پرواز تو سرش موج میزنه...
بگین دنیا...
چه نامرده...
منتظر ببینه کجا غافل میشی خنجر شو از پشت بزنه...
یه زخم کاری...
زخمی سوزنده...
من داغونم...
من داغونم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۱۰ ۱۱:۰۸ عصر

سالیان سال تنها مانده ام


شاید این رفتن سزای ما نبود


من دعا کردم برای بازگشت


دستهای تو ولی بالا نبود


باز هم گفتی که فردا میرسی


کاش روز دیدنت فردا نبود



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۱۰:۲۸ صبح


شخصی به نماز ایستاده بود،


مجنون بدون توجه از میان سجاده اش گذشت،


مرد بانگ برآورد چرا میان من و خدا فاصله انداختی؟!


مجنون گفت: من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم،


تو چطور عاشق خدا هستی که مرا دیدی



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۱۲:۱۳ عصر

خــــــــدایا ! ! !

یا خیــلی برگردون عقبــــ یا بــزن بره جــلو!

اینــجای فیلم زنــدگیم خیــــــلی خش داره



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۱:۵۷ عصر

آرامم ...


مثل مزرعه ای که محصولش را ملخ ها خورده اند


دیگر نگران داس ها نیستم



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۲:۱۱ عصر



دوست من
دوست مجازی من
میخواهم به پیش تو بیایم
دستت را بگیرم
و میهمانت کنم به یک تانگو ی خیابانی
گورِ پدرِ عشق‌های باکره
گورِ پدرِ روز‌های رنگی‌
گورِ پدرِ انتظار
گورِ پدرِ تنهایی‌

صداقت تا چه حد ؟؟؟؟!!!!!!

خسته شده ام از این همه نجابت...




RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۲:۲۹ عصر

صبح امروز کسی گفت به من توچقدرتنهایی!
گفتمش درپاسخ:تن من گرتنهاست دل من بادلهاست
من خدایی دارم که رحیم ویکتاست!
دوستانی دارم همه ازجنس بلور
که دعایم گویندو دعاشان گوییم
یادشان دردل من قلب شان منزل من....



[split] ♥ جملات ناب ♥ - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۲:۳۳ عصر

انتخاب باتوست.می تونی بگی صبح بخیر خداجون یابگی خدابخیر کنه باز صبح شد....


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۳:۳۴ عصر

آدم ها لالت میکنند بعد هی میپرسند چرا حرف نمیزنی؟؟ این خنده دارترین نمایشنامه دنیاست!!
......
خدایا از من دلگیر نشو اما ته نامردیه دنیات!!!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۶:۱۳ عصر

بغضم را به آسمان سپردم...

خدا به خیر کند

باران امشب را....



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۶:۳۲ عصر

آشفتگی ام از این نیست که تو بمن دروغ گفته ای
از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم ...



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۱ ۰۸:۳۲ عصر

میدانی... به رویت نیاوردم...!

از همان زمانی كه جای " تو " به " من " گفتی : " شما "

فهمیدم پای " او " در میان است....


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۲:۵۹ صبح

گمان می کردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد

یک روز

یک ماه

یک سال

از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد...


چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ

وقــــتی دلت با دیگریســــــــت...


RE: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۰:۴۷ صبح

[تصویر: 1344784867_18116942194554875753.jpg]
درخت هم که باشی

من دارکوبی می شوم

که هفتاد و سه بار در دقیقه

تو را می بوسد......



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۱:۱۱ صبح

تو تنها بهانه برای بودن من هستی.
به یاد روزهای پرتردید اشک میریزم
از پشت لبخند های تو باغ قشنگ آرزو را می بینم
وازپشت یک تنهایی نمناک کلبه ای شکسته ازرویاهایم را.
نیلوفران به سوگ نشسته اند.مویه های شقایق زار در دل من روییده
دربرکه غربت گریه های گذشته یادآوری میشود.
من هم باید مانند عروس آتش سنگ شوم
تا به هرکجاکه بخورم بشکنم.



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۱:۲۴ صبح



ســرم را کـه تکیـه می دهـم
بـه سینـه ی ِ مـردانـه اَت
همـه ی ِ کوههـا کــم می آورنـَد
اَمن ِ آغـوش ِ توست کـه
بهـانـه ایی می شــوَد
... بـرای هـزار بـاره پیــدا شـدن در حریمَت .




RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۰۹:۳۸ عصر



تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد،
اما شبها..
وای از شبها...!
...
هوای آغوشت دیوانه ام میکند،
و من در اشک غرق می شوم...!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۱:۳۲ عصر

آدمی غرورش را خیلی زیاد

شاید بیشتر از تمام داشته هایش

دوست میدارد!

حالا ببین اگر خودش

غرورش را به خاطر تو نادیده بگیرد

چقدر دوستت دارد؟!!

این را بفهم آدمیـــــــــــــــــــــــــــزاد



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۲ ۱۱:۳۷ عصر

عشق تو
شوخی زيبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زيبا بود
اما...
شوخی بود !...

حالا . . .
تو بي تقصيری !
خدای تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
تمام اين تنهايي...
تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است...







RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۳ ۱۰:۱۰ صبح

دروغ می گفت :

دیگری را دوست می داشت بارها گفتم

دوستم داری؟ گفت : آری

تا دیروز خاموش بودم آخر گفتم :

بگو راست بگو تو را خواهم بخشید

گفت : نه

فریاد زدم بگو راست بگو تو را خواهم بخشید

با صورتی مظلومانه پیش آمد و گفت :

مرا ببخش دیگری را دوست دارم

گفتم : حال که تو سالها به من دروغ گفتی

امروز من به تو دروغ می گویم

هرگز تو را نخواهم بخشید و آرزو می کنم

خاکستر غم تمام وجودت را فرا گیرد !!!!



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۳ ۱۰:۳۹ صبح

در هزار ویکشب تنهایی بارش مهتاب درد
برتکه تکه تنم هجوم می اورد.
کسی گرداب نا امیدی که باغ آرزوهای مرادرهم فرو میریزد نمی بیند.
کسی تغییرشکل درون مرا نمی بیند که از درون مسخ شده ام
دردی سالهاست مرا از درون میخورد.
احساس میکنم یاس های نجابت در دل تو روییده وهبوط یأس بردل و قلبم هجوم آورده است.
رویش اضطراب دردل من وبارش دردناک حسرت آنچنان بدنم راشلاق میزند که زخم های بی مهری آن همیشه برجا میماند.
پیچک تنهارا به گردن ارزوهای دور می اویزم
وتورا از خدا میخواهم.


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۱۳ ۱۲:۳۰ عصر

ميـدآني ،


گـآهي سـَنگــدِل تـَريـن آدم دُنيـآ هـَم که بـآشي ،

يـک آن، يـآد کـَسي روي قـفـَسهـ سيـنهـ ات

ســَنگــيني ميکــُنــَد

آنوقــت به طــور کـآملا غريزي،

نـَفــَس عميـقي ميکــِشي تـآ ســَنگ کـــوب نـَکـُني...!



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۴ ۰۴:۰۶ صبح

دلم...!!! . لک زده...!!! . برای یک...!!! . عاشقانه ی ارام...!!! . که مرا بنشانی..!!! .

بر روی پاهایت...!!! . بگذاری...!!! . گله کنم...!!! . از همه...!!! .

این کابوسهایی...!!! . که چشم ترا...!!! . دور دیده اند...!!! .

دلتنگی را...!!! . بهانه کنم...!!! . سرم را...!!! .

پنهان کنم...!!! . در گودی گلویت...!!! . تمام ریه ام را...!!!

. پر کنم...!!! . از عطر مردانه ات...!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۶/۱۴ ۱۱:۱۳ صبح

و چه نامردند

ثانیه هایی که پر شده اند از رکود...

- نه به عقب بر میگردند,برای جبران

-نه سریعتر میگذرند,به امید فراموشی

------------------------------------------------------------
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۱۴ ۰۱:۲۳ عصر

آدم هـــای کنــــارم مثل جُــــمعه می‌ مــــــانند معلــــــــوم نمی‌کند “فــــــرد” هستــــند یا ” زوج” … پُــــر از ابـــــهامند…


در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۱۴ ۱۰:۴۳ عصر

[تصویر: 1_32.gif]

همه دلخوشی هام گذشته تو موندی
تو بی راه هامو به مقصد رسوندی

امیدم به جز تو شده نا امیدی
همیشه تو آخر به دادم رسیدی



در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۱۲:۱۴ صبح

خدایا در عجبم از موجودی که خلق کردی

مدعی طرفداری توست

اما پشت این نقاب تنها خودش مهم است

تو تنها بازیچه ی مکاری های زمان مایی

من هم همچون مردمان دنیایم تنها به نفع خود اندیشیده ام

تو وسیله ی بالا رفتنم بودی

اما خارج این نقاب ریا کارانه ی ما انسان ها تنها یک چیز حقیقت دارد

در درون قلب ما هنوز تو تنها کسی هستی که به او اعتماد داریم

در درون قلبمان هرچند سیاه شده باشد هنوز یک لکه ی سفید به نام خدا وجود دارد

که در اوج مشکلات و ناراحتی ها و تنهایی هایمان از قلب بی نهایت تو ذره ای به آن جاری میشود

و آن ذره میشود کورسوی امیدی که دلهای زنگار گرفته یمان را جلا میدهد

بی نهایت من قلبم سرشار از یاد توست هرچند سیاه است

سیاهی قلبم را به سفیدی قلبت دگرگون ساز

ولحظه ای این کوچک دردمند را به خود وامگذار

که نفس بی تو ارزش کشیدن ندارد


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۰۱:۳۰ صبح

بـــوســه های بــه لـب نـرسیده،
حـــرفـــای نزده،
بغل های نشده،
چقدر بدهکاریم به خودمون
آنها که گفته اند "دوری و دوستی"
یا طعم دوستی نچشیده اند !
یا درد دوری نکشیده اند !
لعنتـــــــــــ به هرچه دوری و دوستی ... !



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۱۰:۳۸ صبح

وقتی نوشته بودم:
سوگند به تمام عشق های پاک وآسمانی!
که هیچگاه توازدل وقلب من نروی
فقط به امید تونازنینم نفس میکشم وزنده ام .
فکرچنین روزی را نکرده بودم.
من ترا به وسعت تمام قلب های که درخود عشقی دارن وبه امید او می تپد دوست داشتم.
تمام ترس من بخاطر از دست دادن تو بود وحالا که ترا ازدست داده ام دیگر هیچ ترسی ندارم.
حالا فقط خاطره باقی مانده و حسرت لحظه هایمان
لحظه هایی که میتوانستیم باهم باشیم و باهم نبودیم
لحظه هایی که میتوانستیم عاشق باشیم و عاشق نبودیم.
حالا فقط حسرت و خاطره همین !


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۱۱:۲۲ صبح

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۱۱:۲۹ صبح

برای خـودم می‌نویســـمـ اما تو بخوان
...


کــاش مــی‌شد دوستـــــ داشتــن، را با انگشتـــــ نـشان داد ...



[تصویر: 13467954249.jpg]



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۱۱:۵۲ صبح


چقد سخته بخوای بی تفاوت از کنار کسی رد شی که عجیب ترین حس دنیا رو باهاش تجربه کردی...
سخت تر از اون...
اینه کسی که یه زمانی تمام دنیات بود حالا به چشم یه آشنای دور نگاهت کنه...!
geryeeegeryeeegeryeeegeryeee


[تصویر: 1346846738.jpg]










RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۵ ۰۶:۱۲ عصر

میدانستم می بینمت.
میدانستم به یاد آن روزهایی که سکوت این کوچه باصدای خنده های تو شکسته میشد برمی گردی.
فقط دلم می خواهد مرا نامهربان ندانی.
من همان دختر تنها هستم که لحظه لحظه زندگی را با خاطرات دیروز و شاید فردایی که نیامده سپری می کند.
دختری که تمام لحظه هایش حسرت بود.
دختری که دلبسته به توشد.
دختری که وجودش را خاکستر سرد وفکرش را آرزوی مردن مسموم کرده است.
[تصویر: hanghead.gif]


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۱۰:۰۳ صبح

هَـمیشه بـآید کَسـی باشدکـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد

هَـمیشه بـآید کسـی باشد

تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـآنه‌ات بفهمد

بـآید کسی باشد

کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد

کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...

کسی بـآشد

کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد

کسی بـآشد

کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتیآج داری
بفهمد کـــہ درد دارے

کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران...
براے بوسیـدَنش..

براے یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد
همیشه.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۱۰:۳۴ صبح

گـل یا پــوچ؟

دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن

بگذار فقط تصــــــور کنم ..

که در دستانتــــ

برایـــم کمی عشق پنهـــان است ...



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۰۱:۵۷ عصر

خدایا............
چه راههایی که رفتم تا بفهمم ج تو راهی نیست.............
خلاصم کن از این عشق هایی که گاهی هست و گاهی نیست............................................


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۰۴:۱۱ عصر

همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند ،

بعضی از قراردادها وعهد ها را روی قلب می نویسند ...

حواست به این عهد های غیر کاغذی، بیشتر باشد

شکستنشان ،

یک آدم را می شکند . . .


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۰۶:۰۳ عصر


برایت سنگ تمام گذاشتم ... اما افسوس که نمی دانستم با همین سنگها نابودم می کنی !!!!

آنگاه که
غرور
کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ
آرزوهای
کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع
امید
کسی را خاموش می کنی
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن
غرورش
را نشنوی
آنگاه که
خدا
را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام
آسمان
می گیری
تا برای خوشبختی
خودت

دعا کنی؟



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۰۸:۰۹ عصر




قلمم به پایان رسید
دستم سست شد
چه سرمشقی دادی به من ...؟
هنوز هم می نویسم :

" دل دادن خطاست "







RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۱۶ ۱۰:۲۳ عصر



در ذهن زنانه ی من مرد

یعنی تکیه گاهی امن

یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن ،بدون اندکی شرم!
... ...
در ذهن زنانه ی من مرد

یعنی کوه بودن، پر از سخاوت، پر از حیای مردانه

در کنار این ابهت ،لوس شدنهای کودکانه!!!

در ذهن زنانه ی خوشبین ِمن

مرد یعنی دوست میدارمت تو هر لحظه با منی!

تو مردی

من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام! با تمام احساسهای ظریفم به بودنت،

کافیست دست رد بزنی!

میروم پی زندگی ام ،برای آرامشت تا بدانی چقدر محترمست این آسایشت!!!
geryeeegeryeee




RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۱۰:۰۶ صبح

از تو دلگیرم خدا
بد جوری دلم گرفته خدایا
می دانی از چی ؟
از تنهایی از بی کسی
خدایا پس تو کجایی
مگه از تو چی خواسته بودم ای خدا
جز یه دل شاد و کسی که کنارم باشه
کسی که .....................
[تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif][تصویر: 02.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۱۲:۵۶ عصر

تو گوش کن

_ من میسرایم

_آنجا که سرخی سیب را فهمیدی!

_صفحه ی پایان را پیشکشت خواهم کرد...

_قول میدهم

_قول مردانه!!!

---------------------------------------------------------------
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۰۶:۳۲ عصر

زیاد خوب نباش ...
زیاد دم دست هم نباش ...
زیاد که باشی ...
زیــــــــــادی می شوی ...!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۰۹:۴۶ عصر

عشقم دلم گرفته ...
وقتایی که نیستی ، باز هم آدم ها میانو میرن برای من ، به من عشق میورزن ، دوسم دارن ، ولی من ؟
عشقم دلم گرفته ...
وقتایی که نیستی ، کسی نیست ، نمیدونم توی استادیوم هم انگار تنها هستم ، چیزی برام اهمیت نداره ، جز اون لبخند های زیبات !
جز اون نگاه های ...

دیگه حتی حوری ها هم برام معنی خاصی ندارند ، دیگه تیکه ها ، دیگه درگیری ها ، دیگه ناراقتی ها ، دیگه نامردی ها ، دیگه حتی درد ، شادی ، غم هم برام معنی خاصی نداره !

عشقم دلم گرفته ...
وقتایی که نیستی همیشه و همه جا برای همه کس ، توی اکثر جملاتم سه نقطه میزارم !

گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده

روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده




در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۱۰:۴۲ عصر

خـــــدایا!!


ایـــن دلتنگــــی های مــــا را هیـــچ بارانــــی آرام نمــــیکنـد
فکـــری کن!!اشـــک مـــا طعنـــه میـــزند بـــه بـــاران رحمتــــت.

[تصویر: 188522.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۱۷ ۱۰:۵۲ عصر

نمیدانم شاید عشق را روی دیوار اشتباهی نوشتم ، شاید تابلو "نصب هر گونه آگهی پیگرد قانونی دارد " رو ندیدم !

نمیدانم چطور این جملات از منه بی احساس نوشته میشه !

نمیدانم چرا دچار دوری شدم که بیرون اومدن از فقط یه ...

نمیدانم تو چطور این کار را با من کردی ، نمیدانم با اینکه خودم ارزشت را ندارم ولی باز هم ...
نمیدانم ، دارم میسوزم ...

تویی و تو ، خدایی در اوج !

نمیدانم ، چگونه با من اینچنین کردی ؟ نمیدانم چگونه باخود اینچنین کردم ؟

کـــــــــــــــــــــــجــــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــ​ـــــــــــــــی ...



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۸ ۰۹:۲۴ صبح

در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد از کل دنیا فقط تو باشی و شانه‌ای که بتوانی سر بر رویش بگذاری و تا هق هق ِ آخر، بغضت را خالی کنی ..

آن لحظه‌ها نه زمان را می‌شناسی، نه مکان را و نه نگاه‌ مردمانی که از کنارت می‌گذرند..در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد از کل دنیا فقط تو باشی و شانه‌ای که در زندگی لحظه‌هایی هست که دلت می‌خواهد از کل دنیا فقط تو باشی و شانه‌ای که بتوانی سر بر رویش بگذاری و تا هق هق ِ آخر، بغضت را خالی کنی ..





در پاسخ به: " دل گفته ها " - pari88 - ۱۳۹۱/۶/۱۸ ۰۸:۱۳ عصر

مقصر خود ماییم ...

عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که ...
از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند !!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۶/۱۸ ۰۸:۱۵ عصر

دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم!!!
در کنار خیابانی بایستم
تو مرا بی انکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی
هفتاد سال پیر شدن یک شبه
به حسه گرمی دستان تو
هنگامی که مرا از خیابان عبور میدهی می ارزد...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۸ ۱۰:۰۰ عصر

غرورت را زیر پا بگذار... تا من برایت دنیا را


زیر پا بگذارم ...


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۱۹ ۰۳:۴۸ عصر

همیشه یادمون باشه کسی رو برای دوستی انتخاب کنیم که دلش انقدر بزرگ باشه تا مجبور نباشیم برای جا شدن تو دلش خودمون رو کوچیک کنیم !!!
.
.
.
کسی که رفته اگر هم برگرده دیگه راه رفتن رو یاد گرفته





RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۱۹ ۰۳:۵۷ عصر

لعنــــ ــــت بر آن بوســ ــــ ـــــه اي


كه شرينـــــ ــــــ ــــــــــي اش


تلـــــ ـــــــ ــخ ترين خاطـــــــ ـــــــره ام


شد در نبودنـــــــ ـــــت...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۶/۱۹ ۰۸:۲۱ عصر

من زنم،بی هیچ الایشی !!

او خواست که من زن باشم،

که به دوش بکشم بار تویی را که مردی

و به رویت نیاورم که از تو قویترم !

اری من زنم ، او خواست که من زن باشم !!

همچنان به تو اعتماد خواهم کرد

عشق خواهم ورزید ..

به مردانگی ات خواهم بالید !

با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ..

پشتیبانت خواهم بود ..

وتو ...

مرد بمان !!!

من این راز را "که من مردترم " به هیچکس نخواهم گفت ..!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۱۹ ۰۸:۳۱ عصر

.
..
...
عزیزم من زندانی خاطراتی هستم که تو هرگز به آن ها پی نخواهی برد !

...
..
.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۶/۱۹ ۱۰:۱۱ عصر

پرنده پرواز میکند...
_ من, نگاه میکنم.

پرنده آواز میخواند...
_ من, میشنوم.

پرنده از هوای آسمان میگوید!!!
من, حسرت میخورم...

این روزها, همه فخر میفروشند

_حتی پرنده
با تمام کوچکی اش...

------------------------------------------------------
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۲۰ ۰۹:۴۶ صبح

چقدر سخته تو چشمای کسی که همه عشقتو از نگاهت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد ذل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری ! چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده !
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی !
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری !
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۲۰ ۱۲:۴۳ عصر

Loveshower
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي

بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه او

Loveshower

واسه شکستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي...

اما واسه اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي ...

Loveshower



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۶/۲۰ ۰۱:۳۸ عصر

گفته بودي زود برميگردي!

آنقدر زود كه ماهي ها هنوز از خواب بيدار نشده باشند!

و من سالهاست كه در كنار حوض خانه براي ماهي ها لالايي ميخوانم!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۲۰ ۰۲:۵۹ عصر

بی خیال است

خیلی بی خیال


همان کسی که
تمام خیال من است !




RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۲۰ ۱۱:۱۶ عصر

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

زمان می گذرد. کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت به اینور و آنور بِکشی‌ …

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

در میهمانی ، اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

به هنگام رقص ، اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

در جلسه ، اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر ، اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی ، یک دوستت دارم خرج می‌کنی ! برا ی یکی ، یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی ، یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن ، به اعتماد آدم‌ها سواستفاده کردن ، به …

اما بگذار به حال و روز تو برسند!
بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند

بدون اینکه تو را به یاد بیاورندgeryeeegeryeee



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۶/۲۱ ۰۱:۳۹ عصر

من وقتی کسی رو دوست دارم
با اسم کوچیک صداش میزنم
حتی اگر اینکارو تو دلم انجام بدم
امروز چقدر دلم خواست خدا منو با اسم کوچیک صدا بزنه
فقط یبار ...


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۲۲ ۰۸:۱۴ صبح

هَـمیشه بـآید کَسـی باشدکـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد

هَـمیشه بـآید کسـی باشد

تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـآنه‌ات بفهمد

بـآید کسی باشد

کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد

کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...

کسی بـآشد

کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد

کسی بـآشد

کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتیآج داری
بفهمد کـــہ درد دارے

کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران...
براے بوسیـدَنش...

براے یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد
همیشه.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۲۲ ۰۴:۴۴ عصر

خدایا میوه ی ممنوعه ی این زمین خاکی

روی کدام درخت در انتظار دندان های حریص من است؟

هوس کرده ام از زمین اخراجم کنی!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۶/۲۲ ۰۹:۵۴ عصر

گاهی با یک قطره لیوانی لبریز میشود...
گاهی با یک کلام قلبی آسوده و ارام میگردد...
گاهی با یک کلمه یک انسان نابود میشود...گاهی با یک بی مهری دلی میشکند...
مراقب یک ها باشیم...
در حالی که ناچیزند همه چیزند...


RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۲۳ ۰۵:۲۰ عصر

هیچ گاه تنهاییت را به حراج نگذار . . .


فصلش که برسد به قیمت می خرند . . .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۲۳ ۰۵:۲۸ عصر

حرف درست رو از هر کسی قبول کن

حتی اگه اون فرد آدم درستی نبود



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۲۳ ۰۵:۳۹ عصر

هــر وقــت دلتنــگ میشــومــــ

بـــه آسمـــان ســـر میـــزنـــمــــ

و امــــــروز . . .

تـــا ابـــد دلتنگــــمــــ

بعـــد از هــــزاران ســال تـــن خستگـــیــــ ...

شیــــشه بلـــورم شکســـتـــــ

حــــالا نـــم نـــم بــــارانـــــ

بـــر دلــــم میــــگریــــد

دلتــنگـــــــمـــــ ....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۶/۲۳ ۱۰:۴۱ عصر

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافیست...

لازم نیست آن را در قلب ـَش فرو کنی,

یا گلویش را با آن بشکافی

پرهایش را بزن!!

خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را

به اعماق دره ها پرت کند...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۶/۲۳ ۱۱:۵۶ عصر

زمستان سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند گوشت بدن خودش را میکند و میداد
به جوجه هایش میخوردند زمستان تموم شد و کلاغ مرد!
اما بچه ها نجات پیدا کردند و گفتند آخی خوب شد مرد راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما.......


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۶/۲۴ ۱۲:۴۹ عصر

برای خـودم می‌نویســـمـ اما تو بخوان...

کــاش مــی‌شد دوستـــــ داشتــن، را با انگشتـــــ نـشان داد ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۶/۲۵ ۰۸:۲۲ عصر

گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۶/۲۷ ۰۲:۰۸ عصر

[تصویر: naghmehsara.ir0tarw.jpg]


نمیدانم چقدر از شهر من دوری،اما همه جا حست میکنم…
میشنومت…
تو تکرار همیشگی عشقـــــــــــــی
و من فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم…


در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۶/۲۷ ۰۴:۵۶ عصر

مـــــــــن زخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم
اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ،
عمیـــــق تــــرینشان ،
عــــزیــــــــز تـــرینشان !

بعــد از تــــ ـــو آدم ها
تنها خــــراش های کوچکی بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان
به پای تـــــ ــــــو نــــــرسیــدند
به قلبــــــم نـــــــرسیدند . . . !




در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۶/۲۷ ۰۶:۴۸ عصر

زنده باد رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره،
زنده باد دلی که هزاران بار شکست ولی شکستن بلد نیست،
زنده باد اونیکه تو اوج مشکلات بجای اینکه ترک کنه درک میکنه،
زنده باد کسی که وقتی بردم گفت اون رفیق منه و وقتی که باختم گفت من رفیق اونم!!! bichare




در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۰۹:۰۶ عصر

[تصویر: samiYousof.jpg]

MAKE ME STRONG
«مرا نیرومند ساز»


Nothing in life is free
هیچ چیز در زندگی مفت به دست نمی آید

I wish that somehow
آرزو می کنم که به یک طریقی …

Help me find my way

مرا یاری کن تا راهم را پیدا کنم

My Lord show me right from wrong

پروردگارا درست را از نادرست به من نشان بده

Give me light make me strong
به من روشنی ببخش، مرا نیرومند ساز



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۰۹:۳۳ عصر



تو

همیشه در یادِ منی ،

آسمان به آسمان ،


کوچه به کوچه ،

رویا به رویا ،

هر جایی که مینگرم با منی ، اما ...

دلم برایت تنگ می شود!!





RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۰۹:۳۵ عصر



کجای شهر قرار بگذاریم ؟

چه رنگ لباس بپوشم دیوانه تر می شوی ؟

سادگی‌ خوب هست ؟

می خواهی برایت شعر هم بخوانم بلند بلند ؟

یا آرام بگویم دوستـــــت دارم گــــــــلم ؟!

کدام بهتر هست

بمانم شاعری کنم یا از عاشقی ات بسوزم و تمام شوم ...؟!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۰۹:۴۸ عصر

آدما میگن بارونو خیلی دوست داریم،
ولی وقتی بارون میاد چتراشونو باز میکنن.....
از دوست داشتن آدما باید ترسید....



[split] ♥ جملات ناب ♥ - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۱۰:۵۳ عصر

گفته بودی ای سهراب: قایقی خواهم ساخت...
قایقت جا دارد، منم از اهل زمین دلگیرم...!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۱۱:۳۰ عصر


Healing
شفا

A smile can change a life let"s start believing
بیایید باور کنیم، یک لبخند می تواند یک زندگی را تغییر دهد


Break every border
محدودیت ها و قید و بند ها را بشکنید


Give and you will receive
بدهید تا دریافت کنید


It"s Nature"s order
این قانون طبیعت است


There is a hidden force
نیروی پنهانی هست

Pulling us closer
ما را به سوی هم می کشاند


And feeling, let"s start healing
بیایید احساس کنیم ، بیایید شفا را آغاز کنیم


Heal and you will be healed
شفا بدهید تا شفا بیابید



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۶/۳۰ ۱۱:۴۰ عصر

گاهی بهترین کاری که میشه کرد نه فکره، نه خیال
نه تعجب، نه ناله و نه زاری، فقط باید یه نفس عمیق کشید و ایمان داشت
که بالاخره همه چیز اون جوری که باید، دُرُست میشه . . .



RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۱۲:۱۳ صبح

بعضي زخــــم ها هســــــت كه هـــــــــر روز بــــايـــد روشونو باز كنــــي
و نـــــــــمـــــــــــــك بپـــــــــــاشــــــــــ ــــي ...
تــــــــا يــــــــــادت نـــــــــــــره كه ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــي آدمـــــــــــــا
نبــــــــــــــــــــايـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـايـــد! ! !



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۲:۰۲ صبح

نمی دانمـــ

چـرا چـشـ ـمـانــمـــ گـاهــی بی اخـتـیـار * خـیـســــ *می شـونـد . . .


می گـویـنـد* حـسـاسـیـتــــ* فـصـل هـاسـتــــ . . .


آری . . .

مـن بـ هــــ فـصـلـــ فـصـلِــــ دنـیـای بیــــ * تو * حـسـ ــاسـمـــ . . .



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۲:۳۰ عصر

کودکیم را هرگز ندیدم
بزرگ شدنم را به عوض خوب یادم است
کودکیم را خیلی زود در گورستان خاطره دفن کردم
...بی هیچ مراسمی!
تا به همه بفهمانم
بزرگ شدن مزه دیگری دارد
مثل ِطعم گس ِ خرمالو...!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۲:۳۶ عصر

کف کنم قی کنم از نجابت
اسبم کنی اسبی با اصالت
مسخ دست رسم عصر سنگی
مسخ نثر و نسخ وصف رنگی

جانم معنی Evilgrin

عکس



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۸:۲۴ عصر

گاهی بهتره آدم زیر سایه ی کسی نباشه

سایه ی بعضی ها خیلی سنگینی می کنه



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۹:۴۵ عصر


دنیا را بد ساخته اند...


کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است.
و این تمام زندگیست و زندگی یعنی این....



RE: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۰۹:۵۶ عصر

من در شهری زندگی می کنم که . . .


یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!
شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند!
شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند.
شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی 7حرفی و جواب می شود : سکولاری!
شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند.
شهری که نظامی اش شهردار می شود!
مهندس برقش تاکسی دارد!
آدمها از دیدن پلیس می ترسند!
شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد!
شهری که ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد!
شهری که زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد!
شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم.
شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند!
شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!
شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد!
شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد!
شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند!

شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند!
شهری که همه مشکل را در کس دیگر می جویند!



شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مردم


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۶/۳۱ ۱۱:۴۵ عصر

خیلی جالبه :


از سوسک می ترسیم،از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم.


از عنکبوت میترسیم،ازاینکه تمام زندگیمون تارعنکبوت ببنده نمی ترسیم.


از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم،ازسرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم.


از سرما خوردگی میترسیم،از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم.


از شکستن لیوان میترسیم،از شکستن دل ادما نمیترسیم.


از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم،از خیانت به دیگران نمیترسیم


[تصویر: 8wjvys93c7lw1q828x.jpg]



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۱ ۰۶:۵۷ صبح

چقدر درد می کند

جای زخم این روزها

نفسم به شماره افتاده

یادت به خیر نباد هرگز! که می گفتی

نفسهایت ضربان بودن من است

دستم را محکم بر دهان می گذارم

می خواهم خفه شوم

بس است دیگر لعنتی ؛ تو هم نفس نکش!!






در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۷/۲ ۰۹:۱۴ صبح

علی بیداری؟
مثه اینکه آره
میخوای بخوابی؟
مارو هوایی نکن مرگ مادرت
یه سوال ازت بپرسم راستشو میگی؟
بپرس بابا بپرس
تو زن داری؟
نه بابا زنمون کجا بود
نامزد داری؟
رفتم سربازی برگشتم حامله بود
پس تو چی داری؟
هیچی جز یه ننه و یه خونه گرویی
یعنی تا حالا عاشق نشدی؟
نه بابا نه قوربونت بیگیر بخواب عشق کودومه انگولکمون نکن نذار یاد چیزایی که نداریم بیفتیم مصبتو شکر هر چی خورده بودیم پرید ما کجاییم تو کجایی


در پاسخ به: " دل گفته ها " - MJTKOP - ۱۳۹۱/۷/۲ ۱۰:۳۴ صبح

به قامتم نگاه مکن ، کویرم . . .


اما دریایی بودم ، سرشار از عشق. مملو از ماهی های رنگارنگ زندگی


موج هایم همه محبت را به اهل ساحل هدیه می دادند


آرام بودم ، صبور ، ساکت . . .
به دریا زدند آنها که نباید . . .


به من زدند آنها که درک نکردند وجودم را . . . غارت کردند ماهی هایم ، دزدیدند
آب هایم ، بردند و بردند و خشک کردند وجودم


نعره زدم ، طوفان شدم ، اثر نکرد و ساکت شدم . . .


غافل شدند آنان ، غافل از آنکه گرفتند از خودشان من را ، گرفتند از خودشان عشق را ، و خشک کردند میراث گران بهایی که هدیده کرده بودمشان


اکنون آنهایند و تشنگی روزهای خشک بی محبت ، آنهایند و زمین بی آب و علف

و منم ، که آزادم ، که کویرم . . .


هنوز هدیه میدهم عشق را به اطرافیانم ، عشقی سرشار ، به حد شن ریزه های کویر
دوستانم تغییر کردند اما با محبت ترند . . .


کویرم لیک از کویر بودنم خرسند . . .


من منم ، تنها تغییر قامت داده ام . . .


اما فراوان از شر دشمنان قحطی زده ام رهایی یافتم



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۲ ۱۰:۴۷ صبح

حرفهایم را تعبیر میکنی ...


سکوتم را تفسیر !



دیروزم را فراموش ...



فردایم را پیشگویی !



به نبودنم مشکوکی ... در بودنم مُردَد !


از هیچ گلایه میسازی ... از همه چیز بهانه !

من ... !!!


کجای این نمایشم . . . ؟!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۷/۳ ۰۶:۳۸ عصر

عشق مکثی ست قبل بیداری
انتخابی میان جبر و جبر !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۷/۳ ۱۰:۰۵ عصر

نه مثل هر کس!
مثل کسی که برایم کس دیگریست...
دعایت میکنم....
تو نیز در لحظه های زنده ذهنت
بی التماس من،برایم سهمی از دعا بگذار....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۷/۴ ۰۱:۱۶ صبح



شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ،




خوبی باهاش ،




هر کاری میگه میکنی

که بفهمونی دوستش داری …

.
.
.
.

.
دو روز که اعصاب نداری ،
میگه:
.
حالا شناختمتbichare





در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۷/۴ ۰۹:۱۱ عصر

_ رادیو چقدر حرف میزند

_خستگی را نمیفهمد

_شاید عاشق شده

_ مثل همان روزی که تو بودی

و

یکریز حرف میزدی...

---------------------------------------------------------
"سمانه"


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۵ ۱۱:۵۸ صبح


خندهـ ام می گیـــرد
وقتـــی پس از مدتـــ ها بی خبـــری
بی آنکـــ ه سراغـــی از این دل آوارهــ بگیـــری
می گویی : ” دلـــم برایتـــ تنگـــ استـــ ”
یا مـــرا بـــ ه بازی گرفتـــ ه ایـــ
یا معنـــی واژهـــ هایتـــ را خوبـــ نمیدانـــی


دلتنگـــی ارزانی خودتـــ




RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۶ ۰۷:۴۲ صبح

همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم…..
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم…و بدون شانه هایت….!
یاد گرفته ام …که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ….
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست …که یاد نگر فته ام …
که چگونه…..!
برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم …
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ….
و نگرانم نشو !!فراموش کردنت” را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت .



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۶ ۱۲:۵۲ عصر

من و تو....
برای رسیدن به هم ...
هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه...!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۷/۶ ۰۹:۳۵ عصر

[تصویر: 18123_503.jpg]

You came to me
بسویم آمدی

In that hour of need
در آن لحظه ای که به تو محتاج بودم

When I was so lost
وقتی من خیلی گمشده…

So lonely
و بسیار تنها بودم

You came to me
بسویم آمدی

Took my breath away
نفسم را در سینه حبس کردی

Showed me the right way
راه درست را به من نشان دادی

The way to lead
راه هدایت

You filled my heart with love
تو قلبم را از عشق سرشار کردی

Showed me the light above
نور بالاتر را به من نشان دادی

Now all I want
اکنون تنها چیزی که می خواهم

Is to be with you
این است که با تو باشم

You are my one true love
تو یگانه عشق حقیقی من هستی



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۷ ۰۱:۰۶ صبح

کاش میفهمیدی قهر میکنم که دستمو محکمتر بگیری ...
که بلندتر بگی بمون ...
همین ...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۷ ۰۴:۰۷ عصر

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره…
زن اون رو می کشه کنار و همهچیو تمیز می کنه…
صبح که مرد از خواب بیدار میشه ان
تظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده …
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره …
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته…
زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست …
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم…
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد….
مرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی …
هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن…
من ازدواج کردم…

سلامتی همه ی مردای پاک
Inlove2


[تصویر: 7l1c3vazqw18plfpn8ci.jpg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۷/۷ ۰۵:۰۴ عصر

این چند روزه همه فکرم تو بودی
دائم فکر میکردم که چی شد که این همه از هم فاصله گرفتیم
من و تو همه دنیامون همدیگه بودیم
چرا بین ما که همیشه بحثمون این بود کی عاشق تره فاصله افتاد
شروع کردم به گشتن توی خاطراتم
دلم گرفت
از تو نه ها
از خودم
همه اش تقصیر خودم بود
اما تو رو مقصر میدونستم
یادته سه چهار روز پیش بهت گفتم این چه دوست داشتنیه
تو چطور منو دوست داری که راحت دلمو میشکنی
این چه دوست داشتنیه که بفهمی هرچیزی رو دوست دارم ازم میگیریش
بهت گفتم تو دروغ میگی
من اصلا برات مهم نیستم
اصلا برات مهم نبودم
اینا همه توهم من بوده
گفتم اونا که ادعای دوست داشتنه تو رو ندارن و کار خودشونو میکنن همیشه تا صدات کنن هستی
من از بس هر روز بودم و مطمئنی انقدر دوست دارم که از پیشت نمیرم رهام کردی
اگه منم برم
اون موقع اگه فقط یه بار صدات کنم کلی ازم استقبال میکنی
آره تقصیر خودمه از بس بودم که بی ارزش شدم
حالا دیگه برات فقط یه عادتم
میخوام برم از پیشت
که اگه یه روز برگشتم بیای استقبالمو خوشحال باشی
اما تو خوب میدونستی من قلبم پیش تو گیره کجا میتونم برم
هم دلم هوای رفتن داشت
هم دلم میخواست با ارزش بشم
و هم دلم طاقت دوری نداشت
بین دو راهی بودم
که اون آدمو فرستادی بهم بگه نرو
برام جالب بود پیک تو حتی نمیدونست یه پیکه
اون آدم اومد بهم گفت خیلی دوست داره تو نمیفهمی
بعد خودت بهم گفتی اونا که فراموش میشن همه چیز میگیرن تا نیان پیشم
تو هیچی نمیگیری تا پیشم بمونی
تا وابسته نشی
تا دلبسته نشی
تا جدا نشی
کی میخوای این چیزا رو بفهمی
اشک تو چشمام بود
بهت گفتم منم یه آدمم اینجا زمینه
گفتی منم همیشه کنارتم چون تو یه آدمی چون اونجا زمینه
بهم گفتی، میخوای بری برو
اگه این خوشحالت میکنه حرفی نیست
من بیشتر از اینا دوست دارم
هرچیم بخوای بهت میدم
اما مطمئنی دلت تنگ نمیشه و نمیخوای برگردی
بهم گفتی
که دل تو تنگ میشه
که به یادمی
که منتظرم میمونی
بهم گفتی از رفتنم ناراحت میشی
البته تو همیشه باهوش بودی
همیشه بلد بودی چطوری بازی کنی
تو که میدونی نفسام به نگاهت بنده
بعد میگی میخوای بری برو
از اینجا برم کجا دارم که برم
کی مثل تو محرم رازه
کی مثل درمان درده
کی مثل تو نفسام به نگاهش بسته است
گفتم میدونی به آدما حسودیم شد
فکر کردم اونا رو خیلی دوست داری دلم گرفت
گفتی دوست داشتن هیچ کس از علاقه ی من به تو کم نمیکنه
آره من همه رو دوست دارم
اما همه رو به جای خودشون
تو رو هم به جای خودت
بهت گفتم من فقط تو رو دوست دارم
گفتی هرچقدر که دوستم داری خیالت راحت باشه که قلب من بزرگتره و بیشتر دوست داره
بهت گفتم فکر کردم فراموشم کردی
بهم گفتی کجا گیر افتادی که نبودم
کجا غصه خوردی که سرت رو شونه ی من نبود
چطور فراموشت کردم؟
گفتم باشه همه حرفات قبوله
من بازم باختم
اما
حالا دیگه خوشحالم
چون فهمیدم که برات مهمم
چون فهمیدم اگه بخوام برم با اون همه کاری که داری و شلوغی دور ورت میای جلومو میگیری
چون فهمیدم با اینکه کلی از من بهتر دور ورت داری اما بازم همه حواست به من هست
خوشحالم که حواست به حالم بود
خوشحالم که منو میدیدی
خوشحالم که حتی به روم نیاوردی چه نامردیا کردم
که انقدر بزرگ بودی و عاشق که چشماتو بستی رو همه نا مردی ها و خیانت هام
مهربونم مثل همیشه دوستت دارم
از این به بعد حواسمو جمع میکنم که دیگه نه با قلبم نه با نگاهم نه با کلامم نه حتی در فکرم به عهدی که بستیم خیانت نکنم
من به تو وفادار خواهم ماند تا آخر
من تورا دوست خواهم داشت تا آخر
من به یادت خواهم ماند تا آخر
و من صبر میکنم
صبر میکنم تا وصال تا آغاز با هم بودن
حالا تو قول بده
بگو که کنارم خواهی ماند تا آخر
که من همیشه شیدای تو بودم
دوست دار همیشگی تو فاطمهRosesmile



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۷/۸ ۰۳:۱۳ عصر

اون که هرچی ابر دنیاست خونه داره تو چشاش

اون که ناچاره بخنده اما گریه است خنده هاش

اون که شهرش غریبه با یه عالم آشنا

هیچکدوم باور نکردن غربت تلخ صداش


اون که خیلی قصه داره،رو لبای بی صداش

مونده فریادش تو سینه،در نمیاد از لباش

قد یه دنیا کتابه،با یه عالم گفتنی

هرکدوم از غصه هاشو،هر کدوم از قصه هاش


اون منم،اون منم ،اون منم

بغضم و تو گلوم میشکنم

اون منم،اون منم ،اون منم



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۸ ۰۷:۵۰ عصر

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند، همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند:

خوب ها/بدها




در پاسخ به: " دل گفته ها " - ╬FetChinG╬ - ۱۳۹۱/۷/۹ ۱۲:۱۸ صبح

من به دنبال کسی می گردم که نگاهش ، نفسش بوی خدا را دارد

همه جان مهتاب است ، مست آلوده به عشق، بی صدا اما نه !

همه جانش فریاد ، همه روحش بی تاب !

من به دنبال کسی میگردم که تقدس ز نگاهش جاریست !!

حسرت و سوختن و آه چه سود ؟

تا خدا خواهم رفت ، در پی یافتنش

من به دنبال کسی می گردم که نگاهش ، نفسش بوی خدا را دارد.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۷/۱۱ ۰۴:۵۶ عصر

بــــــاران☂ باشد

تــــــــ❤ـــــو باشیـــــ

یــــک خیابان بیــــــ انتـــــها باشد

به دنیـــــــ ـ ـ ـا میـــــ گویـــــم : " خـــداحـافـــظ "



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۷/۱۱ ۰۸:۴۲ عصر

زلال که باشی دیگران سنگ های کف
رود خانه ات را می بینند ...!
بر می دارند و نشانه می روند
درست سوی خودت



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۷/۱۱ ۱۰:۳۳ عصر

هـی‌ فـلـانی‌ . . . !

نـردبـان هـوس را بـردار ؛ و از ایـنـجـا بـرو

بـا ایـن‌ چـیـزهـا قـدتــ بـه عـشـق نـمـیـرسـد !

عـشـق ، بـال مـی‌خـواهـد کـه تـو نـداری . . .



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۱۲ ۱۱:۰۷ صبح

فکرت از سرم افتاد...

به همین راحتی!!

نه آسمان به زمین آمد ونه دنیا تیره وتار شد...

ساده ترازآنچه که فکرش را می کردم از سرم افتادی!

افتادی درست وسط چشمانم...

با هرقطره اشکم فرو می ریزی...

وعاقبت تمام می شوی!!

تمام میشوی!!
و...
تمام می شوم...!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۱۲ ۰۱:۰۰ عصر

بعضــي اشــکها هستند
بــــي دليل
بـــي بهانـــه
يـــک دفعـــه
نصف شبــي
عجيب ، آدم را آرام مـيکنند



در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۷/۱۳ ۰۷:۲۰ عصر

یه روز یه باباهه داشته روزنامه میخونده بچه اش میاد میگه بابا با هم بازی کنیم؟
باباهه که حوصله نداشته یه تیکه از روزنامه که نقشه دنیا روش بوده رو تیکه تیکه میکنه میده به بچه میگه فکر کن پازله درستش کن.
چند دقیقه بعد بچه درستش میکنه میارش.باباهه میگه تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟
بچه میگه من آدمای پشت صفحه رو درست کردم اگه آدما درست بشن دنیا هم درست میشه!



اگه آدما درست بشن دنیا هم درست میشه....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۱۴ ۱۲:۳۱ صبح

زن جوری عاشقت میشه

که حس میکنی هیچ وقت از پیشت نمیره

ولی وقتی که میشکنه

جوری میره که فکر میکنی

هیچوقت عاشقت نبوده



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۷/۱۴ ۰۲:۵۷ صبح

هفتـــــ سیــن ِ امســال را چیــده ام :

1. سالــی که بــی تـــو گذشتــــ

2. سنگدلی هایتــــ

3. سردرگمـــی هایم

4.سوسوی ِ چراغ ِ شبهــــای ِ بی تو

5. سالـــی که قرار است بی تـــو بگذرانم

6....

7....

امســـــــال بــدون تـــو نـوروز برایـــم مفهومـی نــدارد . .



RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۱۴ ۰۳:۲۰ صبح

خدایا ....
خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم !
شب بیا باهم بریم سراغشون ....
من نشونت میدم ؛
تو ببخششون ... !!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۷/۱۴ ۰۸:۴۸ عصر

خدای خوب خواب تو کتابم
*** خشک روی تختخوابم

خدای خوب خشم قتل فتوا
و گریه های من به شعر یغما

مرا بخوان به کاکتوس ماندن
بمان کنار من که شعر خواندن



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۱۲:۲۵ صبح

اگـر نشـآنه اے از من نیسـت،

نشآن از نبـودنم نیست!

من اینجآ بآ سکـوتـم مے نویسـم.



[split] ♥ جملات ناب ♥ - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۱۲:۱۹ عصر

[تصویر: zire_baroon_www_atrebaroon_blogfa_com_.jpg]

پسر: بزرگترین آرزوت چیه؟
دختر: اینکه عشقمـو زیر بارون بغل کنم
تو چی؟
پسر: اینکه کسـی که زیر بارون بغلش میکنـــی من باشم...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۰۳:۵۷ عصر

[تصویر: To_Bekhand_www_atrebaroon_Blogfa_Com_.jpg]


لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!!
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز
من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !!
تو بخند به امروز . . . من میخندم به فرداهایت . . . . !!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - MRT69 - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۰۴:۰۷ عصر

[تصویر: khoda.jpg]



می‌خـوام مثـل آیـنــه پیش روت بشیـنم
تـــو رو بــــا تـمــــوم وجـــودم ببـیــــنـم

بـــــذار روح من بـــا نگــات زیــر و رو شه
بـــــذار پـیـــــرهـن آسـمــــونو بـپــوشه

همه دلخوشی‌هام گذشت و تو موندی
تـــو بیــراهـه‌هـــامو به مقصد رسـونـدی

امـیـــدم بـجـــز تــو شـده نـــــاامـیـــدی
هـمیــشه تـــو آخـــر بـه دادم رسیــــدی



در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۰۴:۴۱ عصر

کسی غیر از تو با من نیست

خدایا سرده این پایین

از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی بیا دست منو "ها" کن!





خدایا سرده این پایین

ببین دستامو می لرزه

دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه

تو اون بالا من این پایین

دوتاییمون چرا تنها؟

اگه لیلا دلش گیره

بگو مجنون چرا تنها؟

بگو گاهی که دلتنگم از اون بالا تو می بینی

بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی

خدایا من دلم قرصه!

کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت

که حتی روز، روشن نیست


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۰۵:۵۴ عصر

روزهایی که دلم شکسته بود یادحرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت :پینوکیو !

چوبی بمان ! آدمها سنگی اند ، دنیایشان قشنگ نیست !!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۱۵ ۰۶:۰۰ عصر

" مـ آه "

تنهای همیشه غمگینی ست!

که در پی " مـ ا " شدن

به " آه " ی بسنده می کند.



در پاسخ به: " دل گفته ها " - mr.hiTch - ۱۳۹۱/۷/۱۶ ۰۱:۲۳ صبح




من و تو آن دو خطیــم آری، موازیان به ناچـاریـــــ






که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود...





در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۷/۱۶ ۰۸:۱۳ صبح

زندگــی رو تجربه کنم بدون اینکه دم بزنم واسه تلخیاش ...آخه مگه میشه؟!
جواب بدی هارو با خوبی بدم ... آخه مگه میشه؟!
دلم یهو بگیره اما گریه نکنم ...آخه مگه میشه؟!
نرم تو رویای گذشته و اشتباهاتم ...آخه مگه میشه؟!
واسم مهم نباشه چیزایی که یه زمانی مهم بود... آخه مگه میشه؟!
از زندگی لذت ببرم حتی اگه هیچ لذتی توش نباشه ...آخه مگه میشه؟!

می خـــــــــوام برم تا خـــــود خـــدا فارغ از دنیاش... آخه مگه میشه؟!


چرا که نه؟!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۷/۱۶ ۱۱:۰۸ صبح

گاهی

دل ـَت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ...

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...

گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات ...

گاهی دل ـَت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم

که...

گاهی فقط دل ـَت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ی گوشه ترین

گوشه ای...! که می
شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی ...

گاهی چقدر دل ـَت برای یک خیال ـه راحت تنگ می شود ...

گاهی دلگیری...

شاید از خودت

شاید...


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۱۶ ۰۴:۴۳ عصر

هر چقــدرم كه تنــهايي سخــت باشــه

خيلــي بهــتر از ايــنه كه

با كســي باشــي

كه به ديگــــري ميــــگه عــزيــــــزم...


پ.ن verajiiiii


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۱۶ ۱۰:۴۱ عصر

حواســت باشـد بانــــو

اگــر بـــﮧ مـــــردے بــیش از حــد بــها دهــی

دیگر برای داشتنت تلاش نمی کند

نگاهش سرد مـے شود

ڪلامش بـے روح

دستانش یخ زده

حرف هایش بوے دل مردگی می گیرد..

و آغوشش بوے هوس... !!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۷/۱۷ ۰۲:۵۴ عصر

[تصویر: 05507267587312575530.jpg]


محبت را زمانی شناختم که...
گدایی غذایش را با حیوانی تقسیم کرد..



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۷/۱۷ ۰۳:۵۶ عصر

دلتنــگم

بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست

بــــی آن کـــه بــــــــاشد

هـــر لــحظه

زنــــــدگی اش کـــــرده ام …..!


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۱۷ ۰۵:۳۰ عصر

بــے تو ..... بــے تو ..... بــے تو ...... بــے تو ...... بــے تو ......

بــے تو
بوבטּ را مَشـــــ ـق مــے کُــنَـ ـم
تا شــــایَـב بــے تو بوבטּ را یاد بگیـــرَمــ
نمــے בانَمــ چـــرا مـــاننـב بَچــﮧ تَنبَـلـ ـ ـ ــ ـهـا شُــבم

کــﮧ هَر چــﮧ مَــشـــ ـق مــے کَـنـــ ـטּ یاב نمــے گیــ ــرטּ ؟


بــے تو ..... بــے تو ..... بــے تو ...... بــے تو ...... بــے تو ......



RE: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۷/۱۸ ۰۹:۱۹ صبح

وقتی به مهروآبان دوسال پیش فکر میکنم.
می بینم چقدر دلتنگ آن چشمان هستم.چشمانی که هرگز نگاهش را فراموش نمیکنم.
دلتنگ لبخند هایی هستم که برای من غریب بود.
روزی که دیدمت روزهایی که کوچه را بخاطر تو دوست داشتم.روزهایی که نگاهایت راازمن پنهان میکردی.
روزی که تمام احساساتم را پای خودخواهی خودم لگدکوب کردم.
روزی که خبر رفتنت راشنیدم وروزی که برای همیشه رفتی
هرگز فکراین را نمیکردم که بی وفا باشی.[تصویر: Gerye.gif]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۷/۱۸ ۰۱:۲۹ عصر

در کودکی از تکلیف میترسیدیم

و الان از بلاتکلیفی.......

کتاب زندگی چاپ دوم نداره

پس تا میشود عاشقانه زندگی کنیم....


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۱۸ ۰۷:۳۳ عصر

همه چیز را می توان حاشا کرد،

جز عطری که او بر زندگیت جا گذاشته است...

[تصویر: LARGE_artpic-ir-0147.jpg]

پ.ن :Thinking



RE: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۷/۱۸ ۰۸:۱۶ عصر

قشنگیه لیــاقــــت اینه که..
همه نمیتونن داشته باشن !!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - AZADEH - ۱۳۹۱/۷/۱۸ ۰۸:۴۹ عصر

اون موقع ها ، بچه که بودیم، بچه ی معصومی بودیم ...
الان سن و سالمون رفته بالا ولی ...
بزرﮒ که نشدیم هیچ،
دیگه حالا همون بچه ی معصوم و دوست داشتنی هم نیستیم...
از اینور مونده از اونور رونده .....
[تصویر: e5cc7ff8ae31883c31ba92230d2254d39432b38a.jpeg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۲۰ ۰۳:۱۳ عصر

بعضی گرگها به این زیبایی هستند .. باور کنید .. اما گرگ هستند .......!

[تصویر: tl02b3rugz61bn2xuom.jpg]

پ.ن : اگرم گرگ نيستيد خواهشا گوسفند هم نباشيد .....


RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۷/۲۰ ۰۵:۴۹ عصر

[تصویر: 1.gif]

[تصویر: 41029441635634902655.jpg]
خدا را دوست بدار ...
حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی . . .



[split] ♥ جملات ناب ♥ - M-BM - ۱۳۹۱/۷/۲۰ ۰۷:۴۴ عصر

میزی برای کار
کاری برای تخت
تختی برای خواب
خوابی برای جان
جانی برای مرگ
مرگی برای یاد
یادی برای سنگ

این بود زندگی. . . ؟



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۲۰ ۱۱:۵۵ عصر

بگرد دنبال یک دل بزرگ؛ تا برای ورود به آن مجبور نباشی خودت را کوچک کنی.


RE: " دل گفته ها " - NaHiD - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۰۹:۳۶ صبح

خدایا ... کودکان گل فروش را میبینی؟!

مردان خانه به دوش...
دخترکان تن فروش...

مادران سیاه پوش...

واعظان دین فروش...
محرابهای فرش پوش...
پسران کلیه فروش...
زبانهای عشق فروش...

انسانهای آدم فروش...
همه را میبینی؟
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی

زندگی نمیدهد



در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۱۱:۵۰ صبح


چــِـهـ خــُـوبْـــ مـیـشُــدْ تـُـــو هــَمـیــــنْ رُوزآ ...

خــُـدآ مـیــُـومــَـد و
بـوسـَــمْ مـیــــكـَرْدُ و

بــَعْـدْ مـیـگــُفْـــتْــ:


ایــن چــَـنـْـدْ وَقـْـــتْـ دآشْـتـَـمْ بـآهـــآتــ
شـُـوخـــے مـیــــكــَـرْدَمْ...

بــِـبـیـــنـَمْ
جــَنــْـبـَــشـو دآرے یـــآ نــَـهـ...



*************************************


هَمـیشه ...

وقتِ خداحافظی،

حَسودیَمـــ می شود

به خـــــــدا ...

که تو را به او مـے سپارمــــ....bichare



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۱۲:۰۱ عصر

در آغوشت که جا میگیرم ، عمیق تر گناه میکنم
من این جهنم را که هوای بهشتی دارد ...
با هزاران بهشت خدا که بی تو هوای جهنم دارد ،
عوض نمیکنم ...!


[تصویر: 09882713062123539118.jpg]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۰۱:۳۸ عصر

به کسانی که پشت ـه سرتان حرف میزنند ;

بی اعتنا باشید...

آنها به همانجا تعلق دارند!

دقیقا پشت ـه سرتان!!!


در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۰۳:۳۳ عصر

- پیرمرد;
عصا دارد, پا هم دارد
عینک دارد , چشم هم دارد
او میبیند!!!
بیشتر از من
بهتر از تو...

- رفتگر;
دل دارد.
خانه هم دارد!
حتی خانواده...
- غرورش , در جیبِ آسمان هر شب نیشخند میزند!
- امروز گفت:
زنش را بیشتر از غرورش دوست دارد...

- کلاغ;
جان دارد...
زیبا نیست
اما هست!!!
باید زندگی کند.

- درس فردا;
انار است
عکسش را دارم
دوستم امروز گفت:
باغش را دارند...

------------------------------------------------------------
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۲۱ ۰۵:۱۱ عصر

گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد

شاید کودکــانه ..شاید بی غــرور …

اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود

می فهمــــم نه ضعیفم ..نه کودکم..

بلکه پر از احساســـم …

پ.ن :[تصویر: Y%20(29).gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۲۲ ۰۱:۱۶ عصر

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم

نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده..

ماها آدمای بی احساسی نیستیم

ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم

یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن

که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۲۲ ۰۴:۱۳ عصر

احساس کردم ...
نخستین بار زیر قطره های باران ...
درپهنای دل غمناک آسمان...

و
درآن هوای سوزناک
در کنار برگ های زرد

و
باران خورده ی درختان
با تمام یاس و ناامیدی ام

تورا احساس کردم...
احساس کردم با آغوش گرم و آرامت
و با بوسه های آتشین و پرمهرت
و نفس های عطرآگین و وسوسه انگیزت...
احساس کردم...

عشق را...
بودن را...
و...
معنای تلخ زندگی را...!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۷/۲۳ ۰۱:۴۷ عصر

می خواهم

برگردم به روزهای کودکی

آن زمان ها که :

پدر تنها قهرمان بود

عشــق،
تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود

بدتـرین دشمنان ـَم، خواهرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازی ـهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۲۳ ۰۱:۴۸ عصر

تلخ است

که لبریز حقایق شده است

زرد
است

که با درد موافق شده است


شاعر نشدی وگرنه می‌فهمیدی

پـــایـیـز بهاریست که عاشق شده است !



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۲۳ ۰۳:۴۵ عصر

برای بعضـــی دردها نه میتوان گریــــــه کَــرد...

نه میتوان فریــــــآد زد :

برای بعضـــی دردها

فقـــط میتوان

نگــــاه کَرد


و بی صـــــدا شکست . . .


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SAFOORA - ۱۳۹۱/۷/۲۳ ۱۰:۳۹ عصر

پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز...
برای من فصل سردی دلهاست...
فصل باریدن اشکها...
فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی...
فصل رقصاندن اتش سیگار در سیاهی و سکوت شب...
این روزها هوای دلم هم پاییزیست...


RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۲۴ ۰۴:۲۸ عصر

بــــــاور نمی كنم
اینگونه عاشقـانه
در مـن ، حبس شده باشی!!
بگو با چه جادوئی
مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت كردی؟




RE: " دل گفته ها " - M-BM - ۱۳۹۱/۷/۲۵ ۱۱:۲۷ صبح

[تصویر: 22.jpg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - Lady ro§e - ۱۳۹۱/۷/۲۵ ۰۲:۱۹ عصر

این روزها از کنار من که میگذری ... احتیاط کن..!!
هزاران کارگر در من مشغول کارند..
روحیه ام در دست تعویض است..!!



RE: " دل گفته ها " - see_night_star - ۱۳۹۱/۷/۲۵ ۰۲:۵۹ عصر

صبر کن سهراب
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
قایقت جا دارد ؟
من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم ...!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۲۵ ۰۳:۵۱ عصر

دردیعنی...
آدم از اووووووووووون همه آرزوی بچگی
فقط بزرگ بشه ....
همین

پ.ن :bichare



در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۷/۲۶ ۱۱:۴۹ صبح

قرعه کشی تمام شد . . .
تو به اسم دیگری درآمدی . . .
تقدیر جای خود . . .
اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۷/۲۶ ۰۱:۲۷ عصر

هوا ـیَت دست ـه سنگینی داشت,
این را وقتی زد به سرم فهمیدم...!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۷/۲۷ ۰۱:۴۸ صبح

او "رفت".
همینـــ...
قصـه ام کـوتـاه بـود
بـه سـر رسیـد،
کـلاغ جـان
تـو هـم بـرو
شـایـد جـایـی دیگـر
قصـه ای زیـبـا
منتظـرت باشـد...




در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۸/۲ ۰۴:۰۰ عصر

به همه اونایی که پاییز رو دوست ندارن بگو :
پاییز همون بهاره که عاشق شده...
ناراحتی هات رو به برگها بسپار....



در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۸/۲ ۰۷:۴۶ عصر

ابر شروع به باریدن کرد و تو عاشق ستاره شدی،
نامردی که اون واست گریه میکنه و تو به ی چشمک دل میبندی !!!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۸/۳ ۱۰:۵۶ صبح

دلـــــــــــم تنــــــــــــگ اســــــت؛ صــــــــــدايم خـــيـــــــــــــس وبـــــــارانيـســـــــت ؛ نمــــــيدانـــــم چــــــــرا در قـلــــــب من پــــــاييــــــــــــز طــــــولانيســــــت!!‎"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - SHAHRZAD - ۱۳۹۱/۸/۳ ۰۳:۰۰ عصر

دلتنگی یعنی
عکسش رو روی لپ تاپ بزرگ کنی
و به عکسش بگی دیونه چی کم گذاشتم که رفتی...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۸/۷ ۰۳:۱۸ عصر

باید برای زمستان کتی گرم بخرم ،


با جیب هایی برای دست هایم ،


تن های تنها ،

زود یخ می زنند...

[تصویر: desismileys_6028.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - RoKhSaReH - ۱۳۹۱/۸/۷ ۰۶:۵۰ عصر

نیا باران ... زمین جای قشنگی نیست، من از اهل زمینم خوب میدانم، که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد ...
اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را میفروشند به هیچ، در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند ...
نیا باران پشیمان میشوی زمین جای قشنگی نیست ...



در پاسخ به: " دل گفته ها " - S.G.9 - ۱۳۹۱/۸/۷ ۰۷:۵۸ عصر

- گاهی

- یک شمع ;

تمام رُِخـــــــت را از آن من میکرد...

- امروز ;

- خورشــــــــید هم نتوانست آن روزها را تکرار کند!!!

----------------------------------------------------------------
"سمانه"


در پاسخ به: " دل گفته ها " - tireys_77 - ۱۳۹۱/۸/۷ ۱۰:۳۳ عصر

عازم یک سفــــــــــــــرم
سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک
سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم
مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت
و امیـــــــــــــــــدم به خداوندی اوســــــــــــــــــــــــــــت…[تصویر: naghmehsara.ir0po1.jpg]


در پاسخ به: " دل گفته ها " - BLACK.4 - ۱۳۹۱/۸/۸ ۱۲:۱۶ عصر

به افتادن ـه من در خیابان خندیدی...

و من تمام ـه حواس ـَم به چشم ـانِ مردم ـه شهر بود که عاشق ـه خنده ات نشوند !


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۸/۸ ۰۱:۱۰ عصر

آرزو هایم مانند بادبادک هایم رنــــگــی بودند!!

اما یکی همراه باد رفت و ،

دیگری بر باد!!



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ALviin - ۱۳۹۱/۸/۸ ۰۱:۱۵ عصر

روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره

نه بخاطر اینکه خداست به خاط اینکه دستتوبگیره



در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۸/۸ ۰۲:۴۹ عصر

هستند ڪسانے ڪه از شدت دلتنگے به ڪُما رفته اند ...

حرف نمے زنند ...

راه مے روند ...

نفس مے ڪشند ...

ولی چیزے حس نمے ڪنند !

فقط فڪر مے ڪنند و فڪر مے ڪنند و فڪر مے ڪنند !!!




در پاسخ به: " دل گفته ها " - morymor - ۱۳۹۱/۸/۸ ۰۴:۱۵ عصر

هنوزم که میبینی سرپائم من
مرد شدم واسه خودم... ارواح عمه ات Trollll

با دید بد نگام پس نکن
من هر بار خواستم بساز شم نشد


گل پسر با ناز راه نرو
من یه گوله آتیشم تو با گاز ور نرو

زدی که خورده باشی چوب قالی جبار
یکم خودت باشی خوبه حمال

با دید بد نگام پس نکن
من هر بار خواستم بساز شم نشد

گل پسر با ناز راه نرو
من یه گوله آتیشم تو با گاز ور نرو


در پاسخ به: " دل گفته ها " - کهکشان - ۱۳۹۱/۸/۸ ۱۰:۴۷ عصر

یه دیوار خالی

یه سقف کوتاه

یه نفس بریده

یه کمر خم

یه بغض بی صدا

یه چشم بی اشک

یه نگاه مبهوت

دوتا دست سرد

چندتا شاخه گل

من پشت نت

تو پشت نت

یه بچه گریون

وسط خیابون

بوق ماشین

ترس و ترس و ترس

من اینجا روشنفکر

تو اینجا روشنفکر

اون بچه تنها وسط خیابون

حرف و حرف و حرف

حمایت کودکان کار

ژست های تو خالی

قمپض های صد من یه غاز

اشک های جاری

نگاه های سرد

دختر تن فروش

پسر مواد فروش

من تو و حرف

دست گرم من

دست گرم تو

دست سرد اون

سفره ی رنگیه من

سفره ی رنگی تو

سفره ی بی رنگ اون

دردای کوچیک من

دردای کوچیک تو

دردای بزرگ اون

دادای بلند من

دادای بلند تو

صدای خفه ی اون

کات

بازی عوض شد

صحنه عوض شد

شروع

دست گرم من

دست گرم تو

دست سرد اون

تو دستای ما

دست گرم من

دست گرم تو

دست گرم اون

یه رنگ سفره ی من کم

یه رنگ سفره ی تو کم

دوتا رنگ تو سفره ی بی رنگ اون

یه قدم از من

یه قدم از تو

کمر راست اون

یه قدم از من

یه قدم از تو

سقف بلند اون

آره کات کن

کات کن حرف و حرف و حرفو

کات کن ادعا و ادعا و ادعا رو

دستاتو از جیبت درآر

درسته سرده

اما یه ذره سرما من

یه ذره سرما تو

یه ذره گرما اون

این همه حرف از من

کات

حرکت

شاید چندتا قدم ما کافی باشه

جای این همه حرف

فقط چندتا قدم

اون منتظره

اون سردشه

هیچ وقت دیر نیست

یادت نره

اون منتظره

نه پشت نت

وسط خیابون

......


در پاسخ به: " دل گفته ها " - *FaNtAsTiC* - ۱۳۹۱/۸/۹ ۱۲:۱۲ صبح

منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش

اشکهایت را با دست خودت پاک کن

همه رهگذرند




در پاسخ به: " دل گفته ها " - ReIhAn BaNu - ۱۳۹۱/۸/۹ ۰۲:۴۴ عصر

یه وقتایی که دلت گرفته...بغض داری....
اروم نیستی!
دلت براش تنگ شده...حوصله هیچ کس رو نداری...

به یاد لحظه ای بیفت که:

اون همه ی بی قراری هاتو دید...

اما چشاشو بست و رفت...

[تصویر: desismileys_2954.gif]



در پاسخ به: " دل گفته ها " - Doordoone - ۱۳۹۱/۸/۹ ۰۴:۲۷ عصر

روزگاری خواهد رسید ..........
همچنان که در آغوش دیگری خفته ای
به یاد من ستاره ها را می شمری تا آرام شوی
دلت هوایم را خواهد کرد
باهم بودن هایمان را به یاد خواهی آورد
<