جامعه مجازی دانشگاه پیام نور
چگونه بر خود مسلط شویم؟ - نسخه قابل چاپ

+- جامعه مجازی دانشگاه پیام نور (http://pnuforums.ir)
+-- انجمن: کلاس پزشکی (/forum-117.html)
+--- انجمن: روان شناسی (/forum-126.html)
+---- انجمن: {آرشیو مطالب روانشناسی} (/forum-400.html)
+---- موضوع: چگونه بر خود مسلط شویم؟ (/thread-12148.html)


چگونه بر خود مسلط شویم؟ - shahede - ۱۳۸۹/۶/۲۰ ۰۶:۴۶ عصر

درس اول

تسلط بر خود یکی از تواناییهای با ارزشی است که اگر کسی براستی بخواهد بر

سرنوشتش حاکم شود،حتما بایستی آن را به دست آورد.معمولا افراد از این نظر میتوان

به 2 دسته تقسیم کرد:1-کسانیکه به نظر میرسددر دست حوادث به صورت بازیچه ای در می آیندوسر نوشت بر آنان حاکم است.این گونه افراد همیشه به دیگران وابسته اند.

2-این دسته شامل کسانی هستند که به نظر می رسد خود برای آینده شان تصمیم میگیرند،همیشه نقشه ای بر سر دارند وبه آن عمل میکنند. این افراد کاملا از افکار وعقاید دیگران مستقل بوده وبه جهی آنکه به صورت برده وقایع وحوادث درآیند،بر آنها غالب میشوند.

گروه اول ادعا میکنند که"شانس ندارند" ؛همچنین گفته میشود که "شانس" به گروه دوم لبخند میزند.....

در واقع نه گروه اول بدشانس بوده ونه گروه دوم خوش شانس هستند. نکته فقط در چگونگی رفتار وروش زندگی آنان است.آنان که هیچ گونه تسلطی بر خود ندارند، شانس، حوادث و دیگران را بهانه کرده وآنها را مسبب تمام بدبختی های خود میدانند .
برعکس کسانیکه بر خود ورفتار خود مسلط هستند،میدانند که مسئول پیروزیها وشکست هایشان خودشان هستند وبس. همچنین مسئولیت هایی را که خود بر عهده دارند ،بر گردن دیگران نمی اندازند.این گونه افراد عموما به سادگی در کارهایشان موفق میشوند(حداقل در ظاهر امر) زیرا عادت دارند بر خود مسلط باشند که این خصوصیت شرط اول پیروزی بر نابسامانیها ودر دست گرفتن کنترل سرنوشت خویش است.
حال این موضوع را بیشتر میشکافیم.در مقابل شرایط مختلف زندگی که ممکن است برای هر کسی پیش بیباید ،بر خورد کسانیکه بر نفس خویش حاکمند وکسانیکه دیگران وغرایزشان بر آنها حاکمند ودر نتیجه وقایع نیز بر آنها غالب میگردد،با یکدیگر فرق دارد.
در اینجا رفتار این دو گروه را با هم مقایسه میکنیم؛

گروه اول

-در مقابل حوادث با رفتار قوی
،محکم ، آرام وموقر ومتین مشخص میشوند.

-در برابر فشارهای زودگذر مقاومت کروه با آینده نگری
به آنچه که دارای ارزش بیشتر ودزپا باشد دل میبندند.

-هیچ خبر ونظری را پیش از آنکه به خوبی وبا آرامش بررسی وتجزیه وتحلیل نکنند نمیپذیرند.

-هنگامیکه هدفی را در نظر میگیرند میدانند چگونه از خود پشتکار نشان داده وثابت واستوار در مسیر گام بردارند.

-بر جسم خود حاکم بوده وآنرا ادار به تمرینات بدنی نموده،وزن خود را کنترل میکنند.از زیاده روی درغذا وخدداتری واز الکل ومواد مخدر وعادات ناپسند نظیر کشیدن سیگار وقمار پرهیز میکنند.

-در مقابل احساسات بی ارزشريا،حساذت و نفرت وهوس های زود گذر به راحتی مقاومت میکنندو هموارهاین احساسات را کنترل کرده تا آشکار نشود.

-زبانشان را کنترل کرده از مرز افکارشان فراتر نمیرود یعنی بدون فکر حرف نمیزنند.میدانند چگونه راز دار باشند واسراری را که دیگران به آنها سپردهاند محترم شمارند.

-همیشه سعی میکنند با گذشت زمان خوددارتر بوده وعاقلتر وداناتر باشند.

-خود را کاملا مسئول اعمال خوب یا بدشان میدانند.

-آگاهانه یا نا آگاهانه دیگران را تحت تاثیر خود قرار میدهند.

-خود را همانطور که هستند قبول داشته و علیه ضعف وکمبودهایشان با نیروی اراده مبارزه میکنند.

-برای موفقیت در کارهایشان تنها روی خود برای رسیدن به موفقیت حساب میکنند.


گروه دوم

-رفتار آنها بصورتی است که احساس میشود بیخیال و بیحال اند ویا برعکس بیهوده منقلب میشوند.

-خود را در دست لحظات وخوش حالی های زود گذر رها نموده وبه سختی میتوانند در مقابل هوس ها وتمایلات خود مقاومت کنند.

-به سادگی بوسیله دیگران متقاعد میشوند.

-در اهدافشان ثابت قدم نبوده وغالبا سطحی عمل میکنند وهمیشه دلایل به ظاهر منطقی برای متوقف کردن سعی وتلاش خود پیدا میکنند.

-این جسم است که بر انان حاکم است وحاضر به قبول خستگی ای که بر اثر ورزش ایجاد میشود نیستند.دوست دارند همیشه خوابیده یا بنشینند، به رژیم های غذایی بی توجه اند وبه سادگی در خوردن ونوشیدن افراط کرده واز سیگار وقمار نیز نمی پرهیزند.

-به سادگی فریب احساساتی از قبیل:خودپرستی ،میل به تظاهر،خشم ونفرت راخورده وبه سختی خود را کنترل میکنند.

-غالبا در حرف زدن زیاده روی میکنند وپس از آن متاسف میشوند.راز نگهدار نبوده وبه عواقب بد پر حرفی دچار میشوند.

-حتی تصور هم نمیکنند که با اراده بتوان علیه نواقص وعیوب مبارزه کرد وجای آنها را با ارزش های دیگر عوض کرد.

-دیگران را به خاطره اشتباهاتی که خود مرتکب شده اند متهم میکنند.

-حتی بدون اینکه آگاه باشند از همه چیز متاثر میشوند.

-گاهی برای آنکه از خود تصویری غیر از آنچه هسند نشان دهند از خود تعریف میکنند.

-برای موفق شدن در طرح ها وافکار خود دنبال شانس وتصادف ورابطه با دیگران هستند.



اگر احساس میکنید دارای رفتاری که در گروه دوم ذکر شد هستید به2دلیل نگران نباشید:

1-طبیعت انسان فطرتا طوری است که شخص را به سوی بی خیالی وبی توجهی سوق میدهد.دل بستن به هوس ها ولذت هایی که به ما پیشنهاد میشود امری عادیست،بهره مند شدن از یک چیز خوشایند خیلی راحت تر از مقاومت در برابر آن است.بروز دادن خشم راحت تر تز کنترل آنست.استفاده از داروی مسکن یا روشن کردن سیگار خیلی آسانتر ازمبارزه با اضطراب از طریق روش های روانشناسی یا فیزیولوژی است.و............
بسیار ساده است که علت شکست هایمان را بد شانسی وعامل موفقیت دیگران را خوش شانسی آنان بدانیم.گرایش طبیعی(که البته این مسئله گناه نیست)رفتن به سوی راحتی است اما برای رسیدن به تسلط کامل بر خود،رفتاری محدود کننده و حساب شده موردنیاز است.متاسفانه تمام پیشرفتهای بوجود آمده از زمان خلقت بشر،با مبارزه علیه طبیعت خارجی(پیشرفتهای تکنیکی) یا علیه طبیعت درونی (پیشرفتهای اخلاقی،تمدنها)بوجود آمده است.راه صحیح،راهی دشوار است.

راه مبارزه وتلاش هایی است که تنها روش های موجود برای به دست آوردن شخصیتی والا هستند.

2-دلیل دیگر برای آنکه خود را نگران نکنیداینست که تسلط بر خود با آموزشی مناسب وتلاش در جهت صحیح بسادگی بدست می آید.تسلط بر خود حالتی طبیعی ویا(جزدر مواردی استثنایی)رفتاری مادرزادی نیست.البته برخی از افراد به علت طبیعت خاص خود راحت تر از دیگران میتوانند این کار را انجام دهند.برای مثال کسیکه خیلی عصبی وحساس باشد برای کنترل خود دچار مشکلات بیشتری میشود تا کسیکه از حساسیت کمتر برخوردار بوده وخونسردتر است.

ولی شخصیت وگرایشات طبیعی شما از هر نوع که باشدمطمئن باشید که فقط با اراده وتلاش است که تسلط بر خود را بدست خواهید آورد وآرامشتان را در هر شرایطی حفظ خواهیدکرد.علاوه بر آن اراده شما نیز پیشرفت خواهد کرد وبا پشتکار به اهدافتان دست خواهید یافت.

ولی شاید به خود بگویید:"اگر قرار بر اراده کردن باشد، من موفق نخواهم شد زیرا من بر خود مسلط نیستم،پس اراده ای هم نخواهم داشت" در اینجا نیز مطمئنن باشیداراده را میتوان رشد داد.



اولین تلاشی که ما از شما میخواهیم بسیار کوچک وسبک خواهد بود.بتدریج شما هر

بار کمی بیشتر بر خودتان مسلط خواهیدشد واز این طریق اراده شما نیز قوی تر میشود.پس از آن با تقویت اراده بیشتر بر خود مسلط شده واین زنجیره به همین صورت ادامه مییابد.


دراین حالت هر چه زمان بیشتری بگذرد،تمایل شما برای حاکم شدن بر خودتان بیشتر میشود بنا براین سعی کنید درس اول را خوب درک کنید واین جمله را همواره تکرار نماییدکه:


Rosesmile«تسلط بر خود یک توانایی مادرزادی نبوده وهر کسی می تواند آن را به دست آورد»Rosesmile


نویسنده:ار.اسپرینگر



RE: چگونه بر خود مسلط شویم؟(درس2) - shahede - ۱۳۸۹/۶/۲۲ ۰۵:۴۱ عصر

درس دوم

تاکید کردیم که« توانایی مسلط شدن بر خود را میتوان به دست آورد».بله ولی چگونه؟

برای پاسخ دادن به سوال باید یکی از اصولی راکه ویلیام جیمز روانشناس بزرگ آمریکایی آموزش میداد بخوبی درک کرد.
اومیگفت«همه میدانند که عمل پس از فکر انجام میشود.ولی دانستن این نکته نیز مهم است که فکر عمل به دنبال عمل انجام میگیرد.»

این جمله چه معنایی دارد؟
یعنی هنگامیکه در ما فکری ایجاد میشود،طبیعی است که نتیجه آن بصورت یک حرکت یا یک رفتار ظاهر میگردد.
بعنوان مثال:من تشنه هستم؛پس تشنگی را احساس میکنم؛به آن می اندیشم وسپس تصمیم میگیرم که لیوان آبی بنوشم.همه این افکار در مغز من گذشته است.دراین هنگام دستم را بسوی لیوان آب دراز میکنم.فکردراین مورد(تشنگی ــــــــــــــــــــــــــــــــ لیوان) باعث انجام عمل میشود که همان دراز کردن دست است.

یک مثال دیگر:من کودکی را میبینم که به سمت اتوموبیلی که با سرعت در حال حرکت است میدود.درین حالت من تصادف را در ذهنم مجسم میکنم،وحشت در سیمایم خوانده میشودوقلبم به تپش می افتد.فکرتصور تصادف در من باعث ایجاد عکس العمل شدید شده است.
مثالهای بسیاری از این نوع میتوان یافت وواضح است که تعدادی از این افکار منجر به عمل میشوند وتاثیر فکر بر اعمال هر کسی بسیار زیاد است.

برعکس افراد زیادی از این مسئله بی اطلاع هستندکه در این حالت حرکات ورفتار روی روان منعکس میشوند.دراینجا این اعمال هستند که روی فکر تاثیر میگذارند واین حرکات ورفتار هستند که روی روان ما تاثیر دارند.

این مسئله را میتوان منشأ یک رشته روش های درمانی در مورد روانشناسی فردی دانست.ویلیام جیمز درواقع دریافته است که ما میتوانیم با در پیش گرفتن رفتار بیرونی که مربوط به هدف معین میشود روان خود را بطور عمقی(البته بتدریج) متغیر سازیم.به عبارت دیگر اگر من نوعی رفتاربیرونی را در پیش بگیرم که به حالت خاصی مربوط میشود(مثلا اینکه من بر خود مسلط هستم)این رفتار بیرونی فقط به شکل یک نمای ظاهری باقی نخواهد ماند بلکه من کم کم بطور کاملا واقعی ودر عمق روانم برخود حاکم میشوم.

اگر رفتار بیرونی وخارجی من ظاهری سست وبی تفاوت داشته باشد،نخواهم توانست وضعیت خود رادر مورد تسلط بر خود بهبود بخشم زیرا این رفتار باعث میشود که از لحاظ روانی تنبلی وبی تفاوتی بوجود آید.وبرعکس اگر سعی کنم در غالب اوقات رفتار کسی را انجام دهم که مصمم،با اراده ومحکم است،روحیه تصمیم گیری واراده من نیز رو به رشد میگذارد.

اگر هنگامیکه مسئله ای حوصله ام را سر برده است شروع به کوبیدن انگشتهایم روی چیزی یا تکان دادن پاهایم کنم،احتمال اینکه بی صبریم کمتر شده وبتوانم بخوبی بر خود مسلط شوم بازهم کمتر است.ولی حتی با انجام ندادن این حرکات نیز میتوانم آن قسمت از شخصیت خود را که در رابطه با بی صبری است را تغییر دهم.

این موضوع یک اصل پایه ای در رفتار انسان است.با استفاده از این اصل اگر کسی بخواهد در این مسیر پیشرفت کند،میتواند صفات وارزش هایی راکه به نظر او مفید هستند،به دست آورده وعلیه عیب هایی که اورا آزار میدهند مبارزه کند.

پس چندین بار این اصل را بخوانید:

Rosesmileاگرچه غالبا عمل،فکر را دنبال میکند،ولی برعکس فکر به دنبال عمل می آید.Rosesmile

ودر مورد کاربرد عملی آن:

Rosesmileرفتار خارجی وبیرونی ما بطور مستقیم وطولانی روان ما را متاثر می سازد.
با پیروی از رفتار وکرداری که غالبا از نوعی حالت روحی خاص سرچشمه میگیرد،میتوان آن حالت روحی را در فرد ایجاد نمود.Rosesmile



RE: چگونه بر خود مسلط شویم؟(3) - shahede - ۱۳۸۹/۷/۵ ۱۱:۵۳ عصر

درس سوم

در درس اول دیدیم که گرایشات طبیعی بسیاری در ما وجود دارند که در جهت مخالف تسلط بر خود عمل میکنند.وجود این گرایشات البته مایه تاسف است،ولی به هر حال طبیعت ما اینگونه ساخته شده است.بنابراین باید علیه برخی از این عیبها که از حاکم شدن ما برخود جلوگیری میکند,مبارزه کرد.

حال این عیبها را بررسی نموده وببینیم که چگونه میتوان بر آنها چیره شد:

1-بی خیال بودن:این حالت با رفتار انفعالی وشانه خالی کردن در برابر وقایع وحوادث خود را نشان میدهد.معمولا این وضعیت با بی توجهی به نظافت وطرز لباس پوشیدن نیز همراه است.
کسی که بر خود مسلط است ،در برابر وقایع حالت انفعالی ندارد.از نظر فیزیکی پر تحرک بوده وخود راراست نگه میدارد.گاهی اوقات مشت خود را گره کرده (البته نه زیاد) وکلماتش را به خوبی تلفظ میکند.چون هر روز در مرتب کردن خود سعی وتلاش دارد ،ظاهری مرتب ومنظم دارد وعلی رغم یکنواخت بودن آن تمیز کردن یا مراقبت از طرز لباس پوشیدن را ضروری میداند.
او وقت خود را در خیالهای موهوم وبیهوده با فرو رفتن در صندلی نمی گذراند،بلکه از هر دقیقه عمرش نهایت استفاده را میکند.چیزی مانع این نمیشود که او چند ساعتی را به دلخواه خود برای رفع خستگی به استراحت بپردازد.
هنگامیکه چیزی میخواند یا موسیقی گوش میدهد پژمرده وسست وبی حال نمیشود.
بنابراین برای مبارزه با بی تفاوتی روحی وروانی ابتدا بایستی با هر نوع بی تفاوتی جسمانی مبارزه کرد.

2-هوس های زود گذر:
کسیکه نداند که چگونه در برابر این هوس ها مقاومت کند،باید هزار ویک هوس لحظه ای راکه در وی ایجاد میشوند ارضاء کند. مثلا هوا گرم است واو نمیتواند در برابر هوس نوشیدن نوشابه ای خنک یا خوردن یک بستنی مقاومت کند.هوس میکند سیگاری بکشد اگرچه میداند مقدار مصرف سیگارش بالاست و با این وجود سیگار میکشد!
در منزل مشغول کاری است ،دوستی به او تلفن میزند:او کارهایش را رها کرده وبا دوست خود سرگرم میشود و....

باید خود را در برای مقاومت در برابر این لذائذ تمرین داد.البته منظور مرتاض شدن و خودداری از هرگونه لذت وتفریحی نیست بلکه باید به رفتار عمومی خود فکر کرد.آیا شما گرایش به مقاومت ویا برعکس تسلیم شدن در برابر این احساسات دارید؟برای شروع باید باحداقل تلاش سعی در محدود کردن خود نمایید که کار ساده ای است.
مثال:درحال قدم زدن هستید ،زمستان است وهواسرد،دریک لحظه هوس یک نوشیدنی گرم میکنید.به جای آنکه به سرعت آنرا تهیه کنید به ساعت نگاه کرده وبعد این کار را5دقیقه به تاخیر بیاندازید.با انجام این کارها میتوانید چنین هوس های لحظه ای را کنترل کنید.
تسلط بر خود با چنین محدودیتهای ساده ای آغاز میشود.هر کس میتواند به سادگی ارضای هوس خود را چند دقیقه به این شکل به تاخیر بیاندازد.

3-بیکاری:
عادت کردن به اینکه در جایی بیکار وبدون کوچکترین احساس ناراحتی در این حالت بمانید،بسیار مضر است.عدم تحرک باعث تنبلی است وآن هم به نوبه خود باعث بیکاریست واین دور تسلسل همچنان ادامه میابد.
درین رابطه باید به موضوعی توجه کرد :در بسیاری از کشورها دانش آموزان در مجموع5ماه تعطیلی دارند(بدون احتساب جمعه ها)این مسئله نه تنها نیروی خلاقیت و فعال بودن را از آنان میگیرد،بلکه پس از تحصیل ،شرایطی را که باید در آن کار کنندوزندگی سازنده ای را دنبال کنند برایشان مشکل میسازد.این تعطیلات باید به جای 5ماه 5هفته باشد؛هرچند این کار بسیار سخت به نظر برسد.البته باید برای این کار افراد را آموزش داد.از سوی دیگر سنین نوجوانی وبلوغ مراحلی هستند که باعث ایجاد خستگی شدید میشوند.بین سنین 14-22سالگی شخص به سادگی،احساس خستگی زیادی کرده وحس میکند که به استراحت نیاز دارد.این مسئله به هیچ وجه غیر طبیعی نیست ،ولی طبیعی بودن آن باعث نمیشود که برای مبارزه با این سستی وبیحالی اقدامی نکند.
فاجعه پس از سنین 23،-24و25 سالگی با عادت کردن به این بیکاری آغاز میشود.با پشت سر گذاشتن سن بلوغ،انسان باید فعالیتهایش را نمایان سازد.بنابراین اگر نمیخواهیم در تمام زندگی بیکار بمانیم،بایستی عادات صحیح را هر چه سریعتر کسب کنیم.زیرا اگر با این عادات خو نگیریم،کار کردن واقعا ناراحت کننده خواهد بود.
آیا ناراحتی طاقت فرسا تر از این وجود دارد که شخصی ناچار باشد به مدت 40سال برای امرار معاش کاری انجام دهد که آنرا برای خود محدودیت دائمی میداند؟
انسانی که بر خود مسلط باشد،به این نوع مشکلات دچار نمیشود.او با کار وفعالیت مأنوس بوده واز انجام آن احساس رضایت میکند

بنابراین باید علیه بیکاری مبارزه کرد.از بیکار ماندن حتی برای یکربع یا نیم ساعت خودداری کنید.
وقت را با صرف کردن برای آهنگی که به سختی به آن گوش میدهید! یا نگاه کردن به برنامه تلویزیونی که آنرا با بی میلی دنبال میکنید،بیهوده از بین نبرید.
خود را به کاری که انجام میدهید علاقه مند سازید.هرچه شما خود را بیشتر به کار مرتبط سازید،بیشتر به آن جذب شده وانجام آن برایتان راحت تر به نظر میرسدوگذشت زمان را احساس نخواهید کرد.
از بالا بردن مدت اشتغال به کار برای رسیدن به اهدافتان تردید نکنید وسعی وتلاش خود را اندازه گیری ننمایید.
به خاطر داشته باشید که این مسائل اصلا نیازی به اخلاقی بودن ندارند ومنحصرا برای این است که به شما کمک شود تا خوشبخت تر زندگی نموده وبه نحو موثری به هدفهای خود دست یابید.
بنابراین این توصیه ها را بکار بندید:

-جزدر ساعاتی که برای آرامش واستراحت از قبل مشخص نموده اید،در بقیه ساعات بیکار باقی نمانید.

-هنگامیکه تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید،اجازه ندهید چیزی حواس شما را پرت کند.

-خود را به کار بیشتر عادت داده وسعی کنید که عمیقا غرق کار شوید.
وپس از آنکه این درس را به خوبی فرا گرفتید،این اصول را برای بکار بردن یاد بگیرید:

Rosesmile-با هر نوع بی خیالی مبارزه کنید.

-از هوس های آنی پرهیز نموده وآنها را به تاخیر بیندازید.

-از هر گونه بیکاری دوری نموده وبهتر وبیشتر کار کنید .Rosesmile]



RE: چگونه بر خود مسلط شویم؟ - shahede - ۱۳۸۹/۸/۲ ۰۴:۳۵ عصر

درس چهارم

سلام دوستان،به بررسی عیبهایی که برای دسترسی به تسلط بر خود باید علیه آنها مبارزه نمود ادامه میدهیم.سه مورد اول را مجددآ یادآوری میکنیم که عبارت بودند از:
1-بی خیالی
2-تمایل به هوس ها ولذائذ لحظه ای
3-بیکاری

4-به سادگی تحت تاثیر قرار گرفتن:
این حالت را هم باید از خود دور کرد.تبلیغات، مطبوعات ،تلویزیون و دیگر وسایل ارتباطی دائما در حال وارد آوردن فشار بر افکار شما هستند.فشاری که شما باید بتوانید در برابر آن مقاومت کنید.برای خریدن جنسی که آخرین مدل آنرا تبلیغ کرده اند،فورآ به فروشگاه نروید.سعی کنید با گفته های فلان برنامه تلویزیونی یا فلان خبرنگار تحت تاثیر قرار نگیریدو بدون فکرکردن به توصیه های دوستانی که به آنها اعتماد دارید،اقدام نکنید.برای اینکه بازیچه دست این همه اطلاعات وپیشنهاداتی که شما را احاطه کرده اند نشوید،حس منتقدانه خود را به کار اندازید.بخاطر داشته باشید که یکی از اصولی که دکارت بیان کرده این جمله است:"تا حقیقت چیزی را در خود درنیابم،هرگز آنرا قبول نخواهم کرد".
برای حاکم شدن بر خود باید دائمآ در بررابر قضاوتها وپیشنهاداتی که از سوی دیگران میشود مقاومت کرد.این روشی اساسی است که حتما باید آنرا تقویت کرد.همیشه فقط بر پایه عکس العمل خود ونظرات شخصی خودتان وتصمیماتی که قبلا گرفته اید اقدام کنید.

5-حواس پرتی:
یکی از ناراحتی هایی که تقریبا بیش از ناراحتی های دیگر در عصر ما وجود دارد،بی توجهی وعدم تمرکز قوای فکری است.برای تسلط بیشتر بر خود ، تقویت ورشد توجه وقدرت تمرکز فکر از مهمترین اصول است.
مثال:فرض کنید شما درحال مطالعه یک کتاب مهم هستید.در اواسط مطالعه یکباره با فکرکردن به چیز دیگری رشته فکر اصلی از دستتان خارج میشود،در حالیکه چشمان شما همچنان به دنبال خطوط کتاب است.دوباره فکرتان روی خطوط کتاب متمرکز میشود،در میابید یک صفحه ونیم جلو رفتید بدون اینکه کوچکترین اطلاعاتی از متن این صفحات داشته باشید.این یکی از اتفاقات رایج در مورد کم توجهی است.
اگرشما کاملا برخود مسلط باشید قادر خواهید بود توجه خود را روی چیزی که تصمیم دارید مطالعه کنید متمرکز نموده وبدون اینکه حواستان ازآن پرت شوداین کاررا به اتمام برسانید.
مثال دیگر:شما باید تصمیم مهم دیگری بگیریدبنابراین میخواهید به کلیه جوانب مثبت و منفی آن دقیقا فکر کنید.ولی درحالیکه به این مسئله فکر میکنید،فکرشما به جای دیگری مشغول میشود.1 یا2 دقیقه بعد فکرشما متوجه این مسئله شده ودوباره به موضوع اصلی بازمیگردید اما پس از مدتی فکرشما دوباره منحرف میشود.این نیز یکی از مواردی است که نشان دهنده عدم وجود تمرکز فکر است واگر تسلط بیشتری بر خود داشته باشید اتفاق نمی افتد.
دراینجا فقط 2تمرین بسیارساده را که از کتاب "آموزش برای تقویت توجه وتمرکز"نوشته پروفسور والتر اقتباس شده ،جهت جلوگیری از حواس پرتی برایتان مطرح میسازم.
با بکار بردن این دو روش شما میتوانید نتایج بسیار عالی بدست آورید.

تمرین برای تقویت توجه خارجی

این تمرین به عنوان"قدم زدن آگاهانه "شناخته شده است. هنگامیکه در گوشه ای خلوت قدم میزنید،سعی کنید که از همه حرکات بدنتان در قدم زدن آگاهی یابید.هنگامیکه پای چپ را بلند کرده وآنرابه جلوی پای راست میبرید؛سعی کنید هنگام انجام دادن این کار حرکت داخلی ساق پا وران را احساس کنید.سپس پا بر زمین گذاشته میشود وبه دنبال آن همین احساس را در هنگام برداشتن پای راست که آنرا نیز به جلو میبریددرنظر بگیرید.علاوه بر آن احساسی را که بوسیله حرکت دادن دستهایتان در هنگام راه رفتن به شما دست میدهدتجزیه وتحلیل کنید.سعی کنید لباسهایتان را نیز که در جریان این حرکات روی پوست شما جابجا میشود حس نمایید.با درک حرکات بدن وحواسی که معمولا به آن توجه نمیکنید،میتوانیدقدرت توجه خود را زیاد کنید.در اوایل فقط میتوانید چندقدم را به این طریق بردارید ،ولی بعدها مدت این کار بیشترشده ومیتوانید با حفظ توجه تان بطوری که متذکرشدیم،چنددقیقه آگاهانه قدم بزنید.

تمرین برای تقویت قدرت تمرکز درونی

دربرابر یک دیوار سفید قرار بگیرید.به آن نگاه نموده ومجسم کنید که با یک گچ یا ماژیک یک مربع بزرگ با اضلاع یک متر یا یک مترونیم رسم میکنیم.به خود فشار بیارید تا آن گچ را دیده وبه آهستگی با نگاه رسم هر ضلع این مربع را دنبال کنید.

یک تمرین دیگر:کتاب مشکلی را بدست بگیرید.سعی کنید 10 خط آنرا بدون حواس پرتی بخوانید.اگراین 10خط را کاملا نفهمیدید،چندین بار آنرا بخوانید. روز بعد دوباره این 10خط را خوانده و10خط دیگر به آن اضافه کنیدوهمان روش روز قبل را بکار ببندید.


بایدسعی کنید از این درس 2اصل را یاد گرفته وبکاربندید،پس آنها را خوب حفظ کنید:

Rosesmile-1-در مقابل تاثیر تبلیغات،داده ها ودوستانتان مقاومت کنید.قبل از آنکه موضوعی را با دید منتقدانه خود بررسی کنید،آنرا قبول ننمایید.Rosesmile


Rosesmile2-با حواس پرتی روانی مبارزه کنید.سعی کنید توجه خارجی وتمرکز درونی خودرا تقویت نموده وآنها را رشد دهید.Rosesmile



RE: چگونه بر خود مسلط شویم؟ - shahede - ۱۳۸۹/۱۱/۶ ۰۹:۲۰ عصر

سلام دوستان عزیز
با اندکی وقفه مجددآ مبحث تسلط بر خود را پی میگیریم.
درس پنجم
همانگونه که ملاحظه میکنید،این درس ها شامل توصیه های عملی زیادی هستند.یعنی فقط خواندن آنها وتوصیه هایشان کافی نیست.تنها با بکار بردن این توصیه هاست که شما به نتایجی که انتظار دارید میرسید.
ما به شما پیشنهاداتی قبل از ادامه درس وطرح مسائل دیگر ارائه میکنیم تا از این درس نتیجه بهتری بگیرید.
یکی از عادات خوب حمل یک کارت کوچک است که اصلی را که میخواهید دنبال کنید روی آن نوشته واین کارت را در کیف جیبی یا کیف پول یا ساک دستی خود حمل کنید.در طول روز چندین بار یا مثلا موقعی که کمی وقت دارید(در وسایط نقلیه عمومی و...)آنرا بخوانید.مثلا میتوانید روی کارت با تیتر بزرگ بنویسید"مبارزه علیه بی خیالی"ودر زیر آن نکات مهم یا خلاصه ی درس را یادداشت کنید.مثلا به این شکل:
-مبارزه علیه بی خیالی
-داشتن لباسی آراسته
-راست نگه داشتن خود
-صدای محکم
-خوب ادا کردن جملات وکلمات
-حداکثر پاکیزگی
علاوه بر آن شما میتوانید در پایین این کارت یک فرمول تلقین به خودرا که در درس بعدی به آن خواهیم پرداخت بنویسید.
بعنوان مثال:من در هر شرایطی رفتاری فعال خواهم داشت.یا من هرروز خودم را راست تر نگه میدارم وکلمات را بهتر وبهتر ادا خواهم کرد.
به این ترتیب این کارت را به مدت یک هفته با خود حمل کرده وسعی کنید نکاتی را که در ان ذکر شده بکار بندید.اگر بخواهیم از اول دروس،درس ها را روی کارت پیاده کنیم باید5کارت تهیه کرده باشید که عبارتند از:
1-مبارزه علیه بی خیالی
2-مبارزه با هوس های آنی وزود گذر
3-" با بیکاری
4-"علیه تحت تاثیر قرار گرفتن
5-"با حواس پرتی
بنابراین این 5 کارت برنامه5هفته است.حال برگردیم به خود تلقینی
مسلما هر کسی کمابیش در مورد روش معروف امیل کوهه چیزهایی شنیده است.این روش که بین 2جنگ جهانی شهرت ومعروفیتی کسب نموده بود،پس از جنگ دوم مدتی به فراموشی سپرده شد که این فراموشی عکس العمل اغراق آمیز بیش از حدی بود که درباره آن بکار گرفته شده بود.ولی نقش موثر خود تلقینی را درتغییراتی که میتواند در رفتارهای روحی وروانی ما(یعنی مسئله ای که در رابطه با تسلط بر خودما را به خود مشغول داشته است)ایجاد کند نمی توان انکار کرد.
خود تلقینی بر اساس مشاهدات علمی که در روانشناسی انجام گرفته پایه ریزی شده است.ویلیام جیمز در این مورد به طور خلاصه میگوید:«هرفکری که در مغز ما کاشته شده وجای گرفته باشد،دارای نیرویی خاص برای مرحله بعمل در آوردن خود است»
معنای این جمله این است که بجزعوامل دیگری که میتوانند در همان جهت بصورت مناسبی دخالت داشته باشندفکری که درروان ما ثبت شده باشد،خود به اجراوتعبیر شدن بوسیله اعمال وکردارما گرایش دارد.
مثلا اگرمن این باور رادر خودم ایجاد کنم که آرامتر هستم،واقعا آرامتر خواهم شد ومطمئنا هر چه سعی بیشتری درین رابطه انجام دهم،نتیجه نیز بهتر خواهد بود.ولی حتی فقط جای دادن این باور در مغز نیز به دستیابی به همان هدف کمک خواهد کرد.
کاربرد روش خود تلقینی بسیار ساده خواهد بود وهمین اصل است که تلقین روانی از فاصله دور را توجیه میکند.تلقین روانی از فاصله دور یعنی تحت تاثیر قرار دادن دیگران از فاصله دور،وآن پدیده ای است که در مرحله اول تعجب آور است ولی در عین حال واقیت آن نیز غیر قابل انکار است.
هدف خود تلقینی با هدف ما یعنی ایجادافکار پرقدرت در مغزیکی است وشامل یک فرمول مثبت است که محتوای هدف موردنظر یا رفتارو یا ارزش مورد توجه است.این فرمول بصورت تکرار در فکر یا با صدای آهسته در تنهایی بیان میگردد.
برای مثال:«من هر چه بیشتر فعال میشوم کارم بیشتروبیشتر موردعلاقه ام قرار میگیرد.»
یا«من روز به روز توجهم بیشتر میشود.تمرکز فکرم هر روز افزایش می یابد»
فرمولی که انتخاب کرده اید،10-20بار در صبح وهمان مقدار در ظهروشب قبل از خواب تکرار کنید.تنها سعی کنید تاقالب دستوری این جملات را به صورت مثبت تهیه کنید نه منفی:
مثلا باید گفت"توجه من روز به روز تقویت میشود"
نه اینکه بگویید"حواس پرتی من کم وکمتر میشود"
از سوی دیگرهربار که توانستید سعی کنیدنتایج این خود تلقینی را در فکرخود مشاهده نمایید.اگر برای خودتان تکرار میکنید که« من بیشتر وبیشتر خودرا راست نگه میدارم» سعی کنید نتیجه انرا هنگامیکه درخیایبان یا دانشگاه یا ادارهو... دراین حالت هستید،درفکرخودترسیم کنید.
بطورخلاصه:
Rosesmile-کارتی تهیه کنید که5اصل گفته شده در آن نوشته شده باشد.
-فرمولهایی برای خود تلقینی تهیه کنید.
-از همین هفته دنبال نمودن این توصیه را شروع کنیدوهفته بعدبه توصیه دوم بپردازید.Rosesmile